گروه سفرهای پرسیکا

نوشته‌ها

ویژگی اکوکمپ های کوهستانی

ویژگی یک اکوکمپ

نویسنده: مسعود فرح بخش

با توجه به افزایش علم و آگاهی عمومی در جامعه چند سالی است که بحث های حفاظت از محیط زیست نیز در بین عموم مردم مطرح می شود. با گسترش طبیعت گردی یا اکوتوریسم در بین مردم و لزوم ساخت و تجهیز زیر ساخت های گردشگری عبارت توسعه پایدار نیز به ادبیات گردشگری و محیط زیست وارد شده است. عبارت توسعه پایدار اولین بار در دهه ۸۰ میلادی توسط سازمان جهانی حفاظت از طبیعت (IUCN) مطرح شد؛ توسعه پایدار به عبارت ساده یعنی ایجاد یک تعادل بین توسعه و حفظ محیط زیست.
از این رو چند سال بعد ایده ساخت و ایجاد اکوکمپ ها و اکولوژها به عنوان یکی از راه های رسیدن به توسعه پایدار مطرح شد. اکولوژها اقامت گاه های دائمی کاملا سازگار با محیط زیست هستند که در مناطق طبیعی ایجاد می شوند و اکوکمپ ها نمونه مشابه اکولوژها هستند با این تفاوت که در فصل هایی از سال از منطقه جمع آوری می شوند به عنوان مثال اکوکمپ های کویری باید در فصل تابستان جمع آوری شوند و محیط فرصت بازسازی پیدا کند و اکوکمپ های کوهستانی نیز در فصل زمستان
ایده ایجاد اکوکمپ ها و اکولوژها ایده جدیدی نیست اما نحوه مدیریت و نحوه اجرای این پروژه ها بسیار حائز اهمیت است.
اما یک اکوکمپ چیست و چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
اکوکمپ یک اقامتگاه موقت در مناطق بکر طبیعی است که باید کاملا سازگار با محیط زیست باشد، سازگاری با محیط زیست یک عبارت کیفی و سلیقه ای نیست که هرشخصی با توجه به سلیقه، دانش و آموخته های خود آن را انجام دهد و سپس ادعا کند کاملا سازگار با محیط زیست رفتار کرده است بلکه چهارچوب مشخصی دارد. اکوکمپ ها در دنیا باید تعدادی از استانداردهای بین المللی را دارا باشند برای مثال استاندارد Iso 9000 که یک استاندارد مدیریت کیفیت است، استاندارد Iso 14000 که یک استاندارد مدیریت محیطی است و استاندارد Iso 14001 که یک استاندارد محیط زیستی است. این استانداردها یک چهارچوب فعالیتی مشخص برای یک اکوکمپ ترسیم می کند و عمل به آنها می تواند باعث شود که یک کمپ موقت به یک اکوکمپ سازگار با محیط زیست تبدیل شود. متاسفانه در کشور ما بیشتر گروه ها و ارگان ها زمانی که تصمیم به انجام فعالیت محیط زیستی می گیرند اولین و تنها کاری که انجام می دهند جمع آوری زباله ها است ولی درواقع این اولین، ساده ترین و بدیهی ترین چیزی است که می توان پیاده کرد!
برخی از ویژگی هایی که بر طبق استاندادهای بالا اکوکمپ ها ملزم به رعایت آن هستند عبارتند از:

– طراحی اکوکمپ ها باید به گونه ای باشد که کاملا سازگار با محیط اطراف باشد و کمترین میزان تولید دی اکسید کربن را داشته باشد

– اکوکمپ ها از انرژی های تجدید پذیر استفاده می کنند، انرژی خورشید و انرژی باد از موارد کاملا مناسب برای استفاده هستند، یک اکوکمپ برای تهیه انرژی خود به هیچ وجه از سوخت های نفتی استفاده نمی کند

– اکوکمپ ها به پوشش گیاهی و محیط اطراف آسیبی وارد نمی کنند، عموم اکوکمپ ها دارای مسیرهای گذر مشخص هستند تا کمترین آسیب به خاک و پوشش گیاهی وارد شود

– اکوکمپ ها کاملا منطبق با فضای اطراف هستند و با موادی که همرنگ محیط اطراف هستند برپا می شوند تا کمترین آسیب را به پوشش جانوری اطراف وارد کنند

– اکوکمپ ها بر استفاده از نیروی کار از جوامع محلی تاکید دارند و از این جهت باعث ایجاد اشتغال در جامعه محلی می شوند

– اکوکمپ ها کمترین میزان زباله را باید تولید کنند، ظروف یکبار مصرف در آنها استفاده نمی شود و زباله ها از همان ابتدا تفکیک می شود و سپس وارد چرخه بازیافت می شوند

– اکوکمپ ها از مواد شوینده طبیعی و سازگار با محیط زیست استفاده می کنند، معمولا آب مورد استفاده در اکوکمپ ها بعد از یکبار استفاده مجدد به قصد استفاده های دیگر به چرخه باز می گردد

– اکوکمپ ها از توالت های خشک بهره می برند، فضولات انسانی بعد از هربار دفع توسط خاک اره پوشیده می شوند و مخازن توالت ها بعد از پر شدن از محیط طبیعی خارج می شود و مخازن جدید جایگذاری می شود بنابراین هیچ اکوکمپی فضولات انسانی خود را در طبیعت جا نمی گذارد

و…

بنابراین اگر هر کمپ موقتی این شرایط را دارا بود می تواند نام “اکوکمپ” را یدک بکشد و در غیر این صورت صرفا یک کمپ موقت خواهد بود و نه چیزی بیشتر

عکس بالا: اکوکمپ ماترهورن در سوئیس که سه ماه در سال دایر می شود

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

اولین عکس ثبت شده از کوه k2 در سال 1902

اولین تلاش بر روی کوهستان وحشی

⁠⁣نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

کوه سرسخت و مرتفع k2 دومین قله و به تعبیری مشکل ترین کوه جهان برای کوهنوردان، ملقب به “کوهستان وحشی” در سال ۱۸۵۶ توسط توماس مونت گومری نقشه بردار بریتانیایی نام گذاری شد. وی از فاصله دور با نقشه برداری و کشیدن طرح کوه های منطقه قراقروم، مرتفع ترین قللی را که دید به ترتیب با حرف k که از اول حرف قراقروم اقتباس کرد و با شماره ای آنها را از هم تفکیک کرد.
بدین ترتیب مونت گومری پنج کوه k1 تا k5 را ترسیم کرد. بعدها k1 به ماشربروم، k3 به گاشربروم ۴، k4 به گاشربروم ۲ و k5 به گاشربروم ۱ تغییر نام دادند اما نام k2 هرگز تغییر نکرد البته مردم محلی این غول عظیم را “چگوری” خطاب می کنند.
در سال ۱۸۹۲هیات اعزامی بریتانیا به سرپرستی سر مارتین کانوی موفق شدند اولین بار به پای کوه k2 در منطقه کنکوردیا در محل تلاقی دو یخچال بزرگ بالترو و گادوین آستین برسند.
اما اولین تلاش جدی برای رسیدن به قله در سال ۱۹۰۲ در این غول سنگ و یخی انجام شد.
در این سال عده ای از زبده ترین کوهنوردان بریتانیایی شامل اسکار اکینستن مخترع و خالق کرامپون نوین و تبر یخ، سر آلیستر کراولی، دکتر یاکوت گیلارمود سوئیسی در تلاشی ستودنی طی ۶۸ روز که فقط ۸ روز آن کاملا صاف آفتابی بود تا ارتفاع ۶۵۲۵متری کوه از جبهه شمال شرقی بالا رفتند.تلاش آنها با توجه به امکانات ابتدایی آن زمان که حتی از لباس ضد آب برخوردار نبودند بسیار قابل توجه است. آنها بعد از این اکسپدیشن صعود به k2 را چالشی بزرگ نامیدند. از دستاوردهای دیگر این صعود اولین عکس ثبت شده از این هرم یخی توسط دکتر یاکوت گیلارمود است.

عکس: اولین تصویر ثبت شده از کوه k2 در جریان اکسپدیشن سال ۱۹۰۲

منبع از ویکیپدیا

کانال تلگرام بام ایران(کلیک کنید)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است

 

یرزی کوکوجکا در اولین صعود زمستانی کوه داهولاگیری

بزرگ مانند یرزی کوکوچکا

نویسنده: مسعود فرح بخش

چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد؟ کوهنورد بزرگ دوران یرزی کوکوچکا با انجام صعود های شاخص در هیمالیا همواره مورد تحسین سایر کوهنوردان است. دومین فاتح همه کوه های هشت هزاری با انجام کارهای خارق العاده و نو در کوه های سر به فلک کشیده از خود میراث گرانبهایی را بر جای گذاشته است. زمستان، مسیرهای نو، کمبود امکانات و تجهیزات، فقر، فضای بسته سیاسی و اجتماعی کشورش لهستان در آن سالها و سایر دشواری های موجود جلودار او نبود. در وصف بزرگی او می توان بسیار سخن گفت اما شاید زمستان ۱۹۸۵ اوج نبوغ و مهارت او را بر همگان آشکار سازد. سی و سه سال قبل در زمستان ۱۹۸۵ او کاری را انجام داد که هیچ کوهنوردی حتی برای رسیدن به این مهم تلاش هم نکرد. یرزی کوکچکا در حد فاصل ۲۱ ژانویه ۱۹۸۵ تا ۱۵ فوریه همان سال یعنی در زمانی کمتر از یک ماه دو کوه داهولاگیری و چوآیو را در زمستان صعود کرد. صعود به دو کوه هشت هزاری در زمستان و کمتر از یک ماه یکی از کارهای دست نیافتنی تاریخ کوهنوردی است. داستان صعود دو کوه هشت هزاری در یک فصل همه اسطوره و حماسه های داستانی را به حقیقت تبدیل کرد و میراثی جاودان از این کوهنورد فقید همه دوران بر جای گذاشت. زمستان ۱۹۸۵ در هیمالیا به ما پاسخ خواهد داد که چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد.

عکس: یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگیری

کانال تلگرام بام ایران(کلیک کنید)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است

یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

اورست ؛ جایی برای پیرمردها

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

“من عقیده دارم که سن ۸۰ سالگی برای انسان می تواند یک شروع باشد. شما برای جذاب تر شدن زندگی به یک هدف نیاز دارید و این هدف می تواند هر چیزی جز بالارفتن از یک کوه باشد”

اما برای پیرمرد هشتاد ساله ی ژاپنی این هدف برای جذاب تر شدن زندگی اش، دقیقا بالارفتن از یک کوه بود، نه یک کوه کم ارتفاع نزدیک محل زندگی اش، بلکه این کوه بام دنیا بود.

یوچیرو میورا (yuichiro Miura) در ۱۲ اکتبر ۱۹۳۲ در ژاپن به دنیا آمد. زندگی یوچیرو همواره با ماجراجویی همراه بود. وی در سال ۲۰۰۳ و در سن ۷۰ سالگی به اورست صعود کرد و تبدیل به مسن ترین فردی شد که تا آن زمان موفق به ایستادن بر بلندای بام دنیا شده است. اما این رکورد میورا کمی بعد شکسته شد ولی او تسلیم نشد. وی در سال ۲۰۰۸ مجدد به اورست رفت و در سن ۷۵ سالگی به اورست صعود کرد تا رکورد خود را پس بگیرد.در سرنوشت میورا این پایان کار نبود چراکه در همان سال و چند روز بعد از میورا، پیرمرد نپالی “مین بهادر شرچان” در حالی که فقط ۱۱۳ روز بزرگتر از میورا بود موفق به صعود اورست شد تا نامش به عنوان پیرترین فرد صعود کننده به اورست ثبت شود.

یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

انسان در طول چند دهه زندگی خود همواره به اقتضای سن، اهداف ورزشی گوناگونی در سر دارد. برخی اهداف فقط در سنین جوانی می توانند محقق شوند. اما این محدودیت ها زاده ی ذهن و تفکر انسان است و در صورت اراده کردن غیرممکنی نخواهد بود. یوچیرو میورا ورزش کردن ورای محدودیت ها را به جهانیان نشان داد و به همگان ثابت کرد که سن حتی در موفقیت ها ورزشی که نیاز به بدنی ورزیده است نیز ملاک مهمی نیست.

این پیرمرد ورزشکار و ماجراجوی ژاپنی در ۱۳ می ۲۰۱۳ و با ۸۰ سال و ۲۲۴ روز سن برای سومین بار بر بلندای بام دنیا ایستاد تا به عنوان مسن ترین فرد صعود کننده به اورست نامش در کتاب رکوردهای گینس به ثبت برسد. رکوردی که این بار شاید شکسته شدنش به سال ها زمان نیاز داشته باشد. میورا در حین فرود در سال ۲۰۱۳ دچار ضعف شدید شد و از کمپ پیشرفته ABC در ۶۵۰۰ متری تا کمپ اصلی را به وسیله بالگرد طی کرد.

یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

اما شهرت میورا فقط به رکورد سنی او بر روی اورست خلاصه نمی شود. میورا در سال ۱۹۷۰ و با اسکی از گردنه جنوبی اورست و طی ارتفاعی عمودی ۲۰۰۰  متری در زمان ۲ دقیقه و ۲۰ ثانیه، تبدیل به اولین فرد تاریخ شد که در اورست اسکی کرد. در سال ۱۹۷۰ هدف اصلی ژاپنی ها اسکی در اورست بود. در اکسپدیشن اسکی ژاپنی ها در آن سال ۶ نفر جان خود را از دست دادند اما میورا سرانجام موفق به این کار شد.

از اسکی میورا فیلم مستندی به نام “مردی که در اورست اسکی کرد” ساخته شد. این فیلم مستند اولین فیلم ورزشی است که برنده جایزه اسکار شده است.

یوچیرو در خانواده ای کاملا ورزشکار رشد کرد. پدر وی کیزو میورا (keizo miura) مر%D

10339770_610890629006833_60442386461351937_n

بقایای تندیسی که چهره دماوند را زشت کرده است

 

تندیسی که بر روی قله دماوند نصب شد اما دیری نپایید که از بین رفت

کوهنوردانی که از جبهه جنوبی کوه دماوند به این قله صعود کرده اند بر روی قله حتما در کنار سنگ معروفی که نماد اصلی قله است ، چشمشان به بقایای تندیسی از جنس فایبرگلاس برخورد کرده که کاملا متمایز از سنگ های اطراف است.

این ترکیب ناموزون در واقع بقایای تندیسی است از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که در سال ۱۳۸۶ توسط تربیت بدنی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و کوهنوردان تیپ ۶۵  نیروهای ویژه هوابرد در ۲۰ قطعه مجزا به قله منتقل و در آنجا مونتاژ شد و قرار بر این بود که به نماد کوه دماوند تبدیل شود و شرایط سخت آب و هوایی دماوند را دوام آورد.

شهیدان ما جایگاه والایی دارند و تکریم و زنده نگه داشتن نام آنها همواره باید صورت پذیرد، اما شهیدان ما جایگاهشان باید در قلب ما باشد و نه بر روی قله ها.

بحثی که امروزه متاسفانه رو به گسترش است نماد سازی های کذایی و تبدیل قله ها به تابلوهای تبلیغاتی شهریست. متاسفانه در قله های مختلف کشور تابلوهای تبلیغاتی برندها و کارخانه ها رو به افزایش است و این می تواند یک بدعت نامبارک باشد.

اما نماد سازی ها برای کوهی که خود نماد اصلی سرزمین ایران است تا چه حد درست و منطقی است ؟

این کار حدود ۹ سال پیش صورت پذیرفت پس نقد این کار فایده ای ندارد اما گذر زمان این نکته را به ما نشان داد که نماد سازی برای قله ها امری نیست که موفقیت آمیز باشد.

تندیس شهید صیاد نیز در مدت کوتاهی بعد از نصب در شرایط آب و هوایی سخت دماوند از بین رفت و اینک از آن جز مخروبه ای بر روی قله دماوند و یک ترکیب ناموزون با محیط اطراف ، چیز دیگری باقی نمانده است.

آیا در شرایط فعلی بهتر نیست که کوهنوردان نیروی زمینی ارتش و تیپ ۶۵ هوابرد که این تندیس را بر روی قله نصب کردند ، بقایای این تندیس را که عمر زیادی هم از آن نمی گذرد با خود به پایین حمل کنند تا این ترکیب ناموزون که اینک به هیچ چیزی شباهت ندارد ، از روی قله پاک شود ؟

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران

www.5610m.com

img_20160929_201246-1

تندیس شهید سپهبد علی صیاد شیرازی کد در سال ۱۳۸۶ بر روی قله دماوند نصب شد

 

img_20160929_175058

بقایای تندیس مخروبه ای که ترکیبی ناموزون با محیط قله دماوند ایجاد کرده است

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
img_20160929_165221

لیلا پیک ؛ نیزه ای در دل آسمان

نویسنده: مسعود فرح بخش

لیلا پیک یا به انگلیسی Laila peak اگر نگوییم یکی از زیبا ترین کوه های جهان است بی شک از زیباترین کوه های پاکستان و منطقه قراقروم است. شکل خاص و متمایز لیلا پیک باعث می شود که در میان انبوه کوه های سر به فلک کشیده منطقه قراقروم کاملا متمایز باشد.

لیلا پیک از رخ غربی به شکل یک سطح یخی با شیبی بیش از ۴۵ درجه تا نوک قله امتداد دارد و در طرف مقابل ۱۵۰۰ متر دیواره عمودی در انتظار کوهنوردان است و از دور مشابه نیزه ای نوک تیز که در دل آسمان فرو رفته است. این کوه زیبا در دره ی هوشی در نزدیکی یخچال گوندوگرو در محدوده کوهستان قراقروم در استان گیلگیت پاکستان واقع شده است. این منطقه محل عبور کوهنوردانی است که عازم کوه های هشت هزاری قراقروم می شوند و همه آنها در اولین مواجهه با این کوه زیبا ، چشم از آن بر نمی دارند.

برای قله این کوه ارتفاعات مختلفی تا کنون ذکر شده است اما به نظر میرسد قابل استناد ترین آنها ارتفاع ۶۰۹۶ متری باشد که در سال ۲۰۰۳ اندازه گیری شد.

مانند بسیاری دیگر از کوه های سر به فلک کشیده و عمدتا مشکل منطقه قراقروم که در حد فاصل دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی صعود شدند ، لیلا پیک نیز برای بار اول در سال ۱۹۸۷ از رخ غربی توسط چهار کوهنورد بریتانیایی به شکل غیر قانونی و بدون مجوز از دولت پاکستان صعود شد. صعود غیر قانونی کوه های منطقه پاکستان در آن زمان تقریبا امری عادی در بین کوهنوردان بود.

در سال ۱۹۹۳ گروه آلمانی به همراه تیمی از کشور سوئیس از همان مسیر و باز هم به شکل غیر قانونی و بدون مجوزبرای دومین بار قله را صعود کردند.

اولین صعود رسمی و قانونی لیلا پیک و همچنین سومین صعود این کوه در سال ۱۹۹۷ توسط گروه کوهنوردان ایتالیایی انجام شد. کوهنوردان زمانی که به قله رسیدند با کپسول گازی مواجه شدند که نام کوهنوردان بریتانیایی بر روی آن حک شده بود.

img_20160929_165216

مسیر ایتالیایی ها در لیلاپیک

مسیری که ایتالیایی ها برای صعود انتخاب کردند از مسیر قبلی که کوهنوردان بریتانیا آنرا گشایش کردند سخت تر و طولانی تر بود.

صعود های بر روی لیلا پیک همگی به شکل آلپی بوند و حتی امکان صعود یکروزه از کمپ پیشرفته تا قله به سبک آلپی نیز وجود دارد اما شیب زیاد و ۱۵۰۰ متر مسافت عمودی تا قله باعث می شود که کوهنوردان یک روز در ارتفاعات بالا بیواک کنند و روز دوم با صعود قله به پایین بازگردند.

قله گوندوگرو در مجاورت لیلاپیک با ارتفاع ۵۷۰۰ متر برای هم هوایی قبل از صعود اصلی بسیار مناسب است.

در سال ۲۰۰۵ دو کوهنورد اهل اسکاندیناوی تصمیم به صعود قله و سپس فرود از طریق اسکی گرفتند. آنها تا ۱۰۰ متری قله صعود کردند و فراتر رفتن از این ارتفاع را به دلیل یخی بودن مسیر و شیب زیاد برای اسکی کردن غیر ممکن و خطرناک دانستند و از ارتفاع ۶۰۰۰ متری در رخ غربی این کوه تا پایین را اسکی کردند. بعد ها این دو کوهنورد لیلا پیک را مسحور کننده ترین کوهی که تا آن زمان به استقبالش رفته بودند ، توصیف کردند.

در سال ۲۰۱۳ کوهنورد نامدار اسپانیایی آلکس تکسیکن (اولین فاتح کوه نانگاپاربات در زمستان) موفق به صعود این کوه سرسخت برای اولین بار در زمستان شد.

تعداد کوهنوردانی که به شکل رسمی و غیر رسمی به قله لیلاپیک صعود کردند حدود ۱۰ نفر است.

نام لیلا در زبان مردم محلی به معنی بهترین و دوست داشتنی ترین است از این جهت در منطقه قراقروم جز این کوه ، دو قله دیگر به نام لیلاپیک وجود دارد که یکی با ارتفاع  ۶۹۸۶ متر که صعود آن نیز مشکل و فنی است و دیگری با ارتفاع ۵۹۷۱ متر.

هر سه لیلا پیک پاکستان توسط کوهنوردان صعود شدند و وزارت گردشگری پاکستان برای تشویق کوهنوردان با یک مجوز صعود به لیلاپیک امکان صعود هر سه قله را به کوهنوردان می دهد اما هر سه لیلاپیک پاکستان تاکنون توسط یک کوهنورد صعود نشدند.

 منبع:

Summitpost

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
k2-2004-edurne-pasaban-in-arrivo-sulla-vetta-del-k2

باشگاه هشت هزاری ها

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین هزاران کوه سرتاسر زمین فقط چهارده تای آنها به هشت هزاری ها معروف هستند. چهارده کوه مستقل زمین که ارتفاعشان از سطح دریا به بیش از ۸۰۰۰ متر می‌رسد. این کوه‌ها همگی در رشته‌کوههای هیمالیا و قراقروم در قارهٔ آسیا قرار دارند.

اولین تلاش بر روی یک کوه هشت هزار متری مربوط به سال ۱۸۹۵ در “نانگاپاربات” بود .

بعد از تلاش های بسیار سرانجام اولین کوه هشت هزار متری که صعود شد “آناپورنا” در سال ۱۹۵۰ بود.

از شروع دهه ۵۰ کوه های سر به فلک کشیده دنیا یکی پس از دیگری در فصول مختلف صعود شدند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۸۶ رینهولد مسنر کوهنورد نامدار ایتالیایی با صعود به قله لوتسه فصل جدیدی در تاریخ کوه های هشت هزار متری باز کرد.

وی در طی زمان ۱۶ سال و سه ماه و ۷ روز موفق به صعود تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر دنیا شد و نام خود را به عنوان اولین انسانی که تمامی این قلل را صعود کرد در تاریخ کوهنوردی جاودانه ساخت.

درست یکسال بعد از مسنر کوهنوردی جسور و تکرار نشدنی به نام “یرزی کوکوچکا” از لهستان موفق شد در طی فقط در ۷سال و ۱۱ماه و ۱۴ روز  تمامی این قلل را صعود کند و به عنوان نفر دوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.

باشگاه هشت هزاری ها در واقع به فهرستی از کوهنوردانی اتلاق می شود که موفق به صعود هر ۱۴ قله هشت هزاری می شوند.

برای اینکه سومین انسان وارد باشگاه هشت هزاری ها شود ۹ سال زمان لازم بود تا ارهارد لورتان در سال ۱۹۹۵ بعنوان نفر سوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.از آن سال تا کنون تقریبا هر سال به لیست باشگاه هشت هزاری ها افزوده می شود.

تعداد افرادی که به قله های مختلف هشت هزار متری صعود کرده اند بیش از سه هزار نفر هستند اما از این سه هزار نفر فقط تعداد بسیار اندکی موفق به صعود هر ۱۴ قله ی بالای هشت هزار متر شدند. این نشان می دهد که صعود به تمامی این ۱۴ قله کاری بس بزرگ و دشوار است.

کمترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها در اختیار چانگ هو کیم از کره جنوبی در زمان هفت سال و ۱۰ ماه و ۶ روز و بیشترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها متعلق به ماریو پانزری از ایتالیت به مدت ۲۳ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز است.

در سال ۲۰۱۰ ادورنه پاسابان به عنوان نخستین کوهنورد زن موفق به صعود به هر ۱۴ قلهٔ هشت هزار متری شد.

در زیر برای اولین بار در یک وبسایت فارسی زبان لیست کامل باشگاه هشت هزاری ها را می توانید دانلود کنید:

فهرست باشگاه هشت هزاری ها – به روز رسانی تا سال ۲۰۱۴(کلیک کنید)

عکس بالای صفحه: خانم ادورنه پاسبان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها در کوه k2

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
آموزش کوهنوردی

دماوند ؛ دوازدهمین کوه مستقل دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

ارتفاع سنجی یکی از بحث های مهم در مباحث علوم مهندسی ، ناوبری و ورزشی است. زمانیکه صحبت از ارتفاع می شود دو فاکتور اصلی را شامل می شود.

ارتفاع مطلق که شامل ارتفاع یک منطقه یا عارضه از سطح آب های آزاد است و ارتفاع نسبی که فاکتوری مهم در کوهنوردی و ورزش های کوهستانی است.

ارتفاع نسبی یا به انگلیسی Prominence کمیتی است که نشان دهنده برجستگی و وجه تمایز یک کوه و قله نسبت به اطراف خود است. تعریف های مختلفی برای اتفاع نسبی و نحوه اندازه گیری آن وجود دارد که هر یک در نهایت به یک عدد واحد می رسند:

  • به یال های بین دو قله مجاور، خط الراس گفته می شود. پست ترین نقاط روی خط الراس ها را گردنه یا زین اسبی می گویند. به مرتفع ترین گردنه ی یک قله “گردنه کلیدی” گفته می شود. بر این اساس ارتفاع نسبی یک قله برابر است با اختلاف ارتفاع بین گردنه کلیدی تا قله کوه
  • اگر فرض کنیم آب دریا به حدی بالا بیاید که قله مورد نظر کاملا از ارتفاعات اطرافش مستقل شود ، ارتفاع نسبی همان ارتفاع کوه از سطح فرضی آب است. بر اساس این تعریف گردنه کلیدی آخرین نقطه ای است که قبل از تبدیل قله به یک جزیره مستقل به زیر آب خواهد رفت.
  • اگر ارتفاع نسبی یک کوه n متر باشد ، برای رسیدن به قله ای دیگر از روی قله مورد نظر ابتدا باید به اندازه n متر ارتفاع کم کرد.
  • کوه ها در نقشه های توپوگرافی به شکل مجموعه ای از منحنی های تراز هستند که همدیگر را هرگز قطع نمی کنند. ارتفاع نسبی قله برابر است با اختلاف ارتفاع نوک قله با کم ارتفاع ترین منحنی تراز احاطه کننده این کوه در نقشه توپوگرافی به طوریکه این منحنی تراز قله ی دیگری را احاطه نکرده باشد.

همه تعاریف بالا به یک عدد واحد برای ارتفاع نسبی کوه ها ختم می شوند. در کوهنوردی ارتفاع نسبی فاکتوری مهم برای یک کوه است. هرچه ارتفاع نسبی یک کوه کمتر باشد آن کوه یا یک قله فرعی و یا یک کوه غیر مستقل است و کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. همینطور بر عکس ، ارتفاع نسبی بالا برای یک کوه نشان دهنده این است که قله مورد نظر دارای اهمیت صعود است و بعنوان یک برجستگی متمایز و مشخص از فاصله های دور قابل تشخیص و مشاهده است.

طبق قرار داد های بین المللی ارتفاع نسبی کوه اورست بعنوان بلندترین نقطه زمین برابر با ارتفاع مطلق خود یعنی ۸۸۴۸ متر است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی قله جنوبی اورست با ارتفاع مطلق ۸۷۴۹ متر برابر با ۱۱ متر است. همینطور ارتفاع نسبی کوه لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا با ارتفاع مطلق ۸۵۱۶ متر برابر با ۶۱۰ متر است.

کوه k2 با ارتفاع مطلق ۸۶۱۱ متر که دومین کوه مرتفع دنیاست دارای ارتفاع نسبی ۴۰۱۷ متری است که نشان دهنده ی برجسته و متمایز بودن این کوه نسبت به کوه های اطراف خود است.

نکته جالب توجه و دارای اهمیت در فهرست کوه های مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی ، جایگاه دوازدهم دماوند در این فهرست است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی کوه ۵۶۱۰ متری دماوند برابر با ۴۶۶۷ متر یعنی بالاتر از کوه های k2 , نانگاپاربات ، کانگجن چونگا و بسیاری از کوه های مرتفع دیگر است که از این نظر نشان دهنده برجستگی توده آتشفشانی دماوند نسبت به زمین های اطراف خود است که دلیل اصلی دیده شدن کوه دماوند از فاصله های بسیار دور نیز همین ارتفاع نسبی بالای دماوند است.

در این فهرست دماوند پس از کوه های اورست ، آکانکاگوآ در آرژانتین ، دنالی در آمریکا ، کلیمانجارو در تانزانیا ، وینسون در قطب جنوب ، البروس در روسیه ، مون بلان در آلپ ، دوازدهمین کوه برجسته و مستقل دنیاست.

دماوند

دماوند ؛ دوازدهمین برجستگی یا کوه مستقل دنیا – عکس از مسعود فرح بخش

منبع:

۱۲۵ کوه مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
10339770_610890629006833_60442386461351937_n

روز توچال و روزهای مشابه ؛ آری یا خیر؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

(به مناسبت جمعه آخر تابستان)

در روز های اخیر خبرهایی از گرامی داشت “روز توچال” در فضای مجازی به سرعت در حال انتشار است و دست اندر کاران موضوع سعی در برپایی و گرامی داشت این روز بر روی قله توچال هستند.
اما آیا این روز و این نوع حرکت ها برای توچال و کوهنوردی مفید است یا خیر؟

۱۳ تیر هر سال مصادف است با روز دماوند اما چرا باید روزی به اسم دماوند داشته باشیم و در این روز چه اتفاقی می افتد؟

دماوند از این جهت روزی در تقویم به خود اختصاص داده که بعنوان اصلی ترین نماد طبیعی سرزمین ایران و بلند ترین کوه ایران مطرح می شود. حتی تلاش ها برای ثبت جهانی دماوند زیبا در میراث جهانی یونسکو نیز ادامه دارد. اما توچال کوهیست که تنها وجه تمایز آن نزدیکی به پایتخت است و حتی بلندترین کوه استان تهران نیز نیست. همینطور روز توچال نیز برخلاف روز دماوند ، رسمی نیست و در هیچ تقویمی به ثبت نرسیده.

در روز دماوند که در ۱۳ تیر یا جمعه نزدیک به این تاریخ برگزار میشود مراسمی در شهر رینه اجرا می شود که در آن با حضور صدها و هزاران نفر از علاقه مندان به کوه دماوند در عرصه های مختلف به معرفی طبیعت ، فرهنگ و تاریخ دماوند پرداخته می شود.

در این تاریخ اتفاق زیبایی رخ می دهد، در ۱۳ تیر صد ها نفر از علاقه مندان به کوه دماوند صعود “نمی کنند” ، آنها در شهر رینه بر روی صندلی می نشینند و از دماوند صحبت می کنند.

اینروزها همگان به این موضوع واقفند که حضور با تعداد بالا در هر اکوسیستمی با هر نوع رفتار و منشی منجر به تخریب و عدم تعادل در آن اکوسیستم می شود.

با تمام این اوصاف این روز ها صحبت از حضور صدها نفری در کوه به شدت آسیب پذیری مثل توچال است. فرسایش خاک در توچال و گسترش پاکوب های مسیر در آن چنان زیاد است که شاید با کمتر کوهی در ایران بتوان مقایسه کرد.

از جهتی حال که روزی غیر رسمی به نام توچال به وجود آمده احتمال این وجود دارد که سایر کوه ها و مناطق بکر استان های ما نیز “روز” پیدا کنند و در نتیجه برای گرامیداشت آن روز بخصوص ، با هجوم گردشگران و کوهنوردان و در نتیجه تخریب های جبران ناپذیر در آنها مواجه شویم و این به ضرر طبیعت ایران و به ویژه اکوسیستم کوهستانی خواهد بود.

به امید روزی که مسئولانه سفر کنیم و آسیب هایی که به طبیعت وارد می کنیم را درک و از آن اجتناب کنیم.

کوه هایی مثل توچال و دماوند نزد ما به امانت هستند آنها را زیبا و سالم به همراه پوشش گیاهی و حیات وحشش به نسل های بعدی تحویل دهیم.

بیانیه وبسایت بام ایران در پاسخ به جمع آوری زباله های مسیر توچال و عدم تخریب در صعود با تعداد بالا توسط کوهنوردان به مجریان این روز:

دوستان عزیزم باور کنید تخریب فقط آشغال ریختن نیست

آلودگی صوتی صدها کوهنورد یعنی تخریب یعنی تنش و استرس بین جانداران بخصوص پرندگان

آلودگی تصویری ناشی از حضور تعداد بالا برابر است با تخریب و تنش بین حیات وحش نیمه جان توچال

قدم گذاشتن با تعداد بالا یعنی تخریب خاک ، فرسایش خاک چه کسی گفته در ارتفاعات بالا پوشش گیاهی وجود ندارد از ارتفاع ۲۵۰۰ تا خود قله پوشش گیاهی استپی وجود دارد و اگر خاک فرسوده شود که بسیار شده است پوشش گیاهی که بسیار ارزشمند است وجود نخواهد داشت.

نگاه به پاکوب های توچال بیندازید در قسمت هایی از خیابان های تهران گسترده تر شده اند

دفع فضولات انسانی به مقدار زیاد یعنی تخریب یعنی آلودگی محیط آلودگی خاک آلودگی آب های زیر زمینی

چه خواسته و چه ناخواسته تمامی این تخریب ها در حضور زیاد، اجتناب ناپذیر خواهد بود

گاهی غرور بی جایمان را باید زیر پا بگذاریم و کمی واقع بین باشیم صعود های با تعداد بالا در هر نقطه از طبیعت ایران که به شدت آسیب پذیر است امری نکوهیده است .

چنین تصمیماتی که از روی احساس گرفته شده هیچ توجیه زیست محیطی ندارد . امیدوارم متولیان این حرکت روزی متوجه اشتباهی که در حق توچال کردند بشوند .

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران
www.5610m.com

همچنین مطلب زیر را در وبسایت کوهنامه مطالعه کنید

متن وبسایت کوهنامه در مورد روز توچال

راینولد مسنر

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴

مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از الپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دلومیت ها داشت( دلومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایل نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر هر ده انگشت پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن زمان بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را از جبهه دیامیر بصورت سولو ، انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به مرا پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود سولو و انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ دائولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است