نوشته‌ها

صعود به هشت هزاری ها؛ کوهنوردی یا یک کار تجاری؟

مرگ در کوهستان مقدس نیست؛ تراژدی است

کوهنوردی و طبیعت گردی در دوران بعد از کرونا

مرتفع ترین کوه های جهان در پنج قرن گذشته

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

آغاز قرن شانزدهم شروع عصر جدیدی برای انسان کاوشگر بود. عصری که در تاریخ جهان به “عصر کاوش” مشهور است. در این دوره اروپائیان با ساخت کشتی های اقیانوس پیما برای کشف و دسترسی به منابع درآمدی جدید شروع به سفر به اقصی نقاط مختلف دنیا کردند و اقیانوس های زمین را درنوردیدند.

در این سفرها کوه ها به جهت ایجاد مناظر بی بدیل، بلندی و دور از دسترس بودن همواره مورد توجه جهانگردان بودند. اینکه قبل از عصر کاوش بشر، چه کوهی لقب بام دنیا را داشت و به عنوان بلندترین کوه دنیا شناخته می شد چندان مشخص نیست. کوه المپوس در یونان شاید در دوران باستان بلندترین کوه شناخته شده دنیا بود. البته دماوند نیز رقیبی جدی برای این کوه بود و تلاش های مستند کوهنوردی در بیش از هزار سال پیش بر روی این کوه گواه این موضوع است که دماوند کوهی مرتفع و مورد توجه اندک جهانگردان آن دوران بود.
در عصر کاوش و با رسیدن جهانگردان اروپایی به آمریکای جنوبی کوهی که بیش از بقیه جلب توجه کرد، کوه شیمبرازو در اکوادور بود.
این کوه که 6263 متر ارتفاع دارد از اوایل قرن شانزدهم تا اواخر قرن هجدهم در بسیاری از نوشته ها به عنوان مرتفع ترین کوه جهان شناخته شد. شیمبرازو که اکنون حتی در فهرست صد کوه مرتفع جهان نیز جایگاهی ندارد یک ویژگی منحصر به فرد دارد که آنرا از همه کوه های زمین متمایز می کند. به دلیل قرار گیری این کوه در نزدیکی مدار استوا بیشترین فاصله از مرکز کره زمین را دارد.

نقاشی کوه شیمبرازو در سال 1806، آلکساندر فن هومبولت از ماجراجویان بزرگ قرن 18 و 19 در این نقاشی ثبت شده است

نقاشی ثبت شده در سال 1806 که دانشمند بزرگ آلمانی آلکساندر فن هومبولت را در پس زمینه ای از کوه شیمبرازو به تصویر کشیده است

برجستگی بالای این کوه نسبت به زمین های اطراف و تخمین آن به عنوان بام جهان سبب شد کوهنوردان اروپایی در قرن هفده و هجده تلاش هایی را برای رسیدن به قله این کوه آغاز کنند. اولین انسان های تاریخ که به ارتفاعی بالای 6000 متر صعود کردند کوهنوردانی بودند که بر روی کوه شیمبرازو تلاش می کردند.
در اوایل قرن نوزدهم و زمانی که هنوز درهای سرزمین نپال به روی جهانگردان بسته بود کوه ناندا دوی (nanda devi) در هندوستان بلندترین کوه دنیا قلمداد شد. این کوه 7816متری اکنون دومین کوه مرتفع هندوستان و هجدهمین کوه مرتفع دنیا است.
با ورود جهانگردان به نپال، کوه 8167 متری دائولاگیری به کاوشگران رخ نشان داد. این کوه مرتفع در حدفاصل سال های 1808 تا 1847 در منابع آن دوران مرتفع ترین کوه دنیا بود. دائولاگیری هم اکنون هفتمین قله رفیع دنیا است.
در سال 1847 و زمانیکه کوه مرتفع کانگجن چونگا برای اولین بار در مقابل دیدگان جهانگردان اروپایی قرار گرفت، بعنوان مرتفع ترین قله جهان شناخته شد. اما لقب بام دنیا فقط پنج سال برای این کوه 8586متری که هم اکنون سومین غول هشت هزاری ها است، دوام داشت.
در سال 1852 کوه ساگاراماتها که چند سال قبل توسط کلنل سر جورج اورست نقشه برداری شد با تائید انجمن سلطنتی جغرافیای بریتانیا به عنوان بلندترین کوه جهان شناخته و به پاس تلاش های ارزشمند سر جورج اورست به نام او نامگذاری شد.

در جریان سفر اکتشافی نظامیان بریتانیا به تبت کاپیتان ویلیام هایمن این عکس را از کوه اورست ثبت کرد. این قدیمی ترین ثبت موجود از بام دنیا است

در جریان سفر اکتشافی نظامیان بریتانیا به تبت کاپیتان ویلیام هایمن این عکس را از کوه اورست ثبت کرد. این قدیمی ترین عکس موجود از کوه اورست است

این اندازه گیری مجددا در سال 1856 تائید شد تا کوه اورست این غول زیبای سیاره زمین از آن سال با افتخار قطب سوم زمین و بلندترین کوه دنیا باشد.

منبع

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

دماوند را رها کنید…

نویسنده: مسعود فرح بخش

 

بام ایران، دیو سپید، کوه کوه ها، نماد سرزمین ایران، نماد صلابت و ایستادگی یک قوم، مقصد نهایی کوهنوردان ایران، شکوه یخچال ها، دره و رودها، جایی که زمین به آسمان گره می خورد…

همه این ها توصیف هایی از یک نام هستند نامی به طولانی تاریخ سرزمین پارس، نامی به بزرگی دشت های فلات ایران، نامی به بلندای دماوند، دیو سپید دل در آتشِ پای در بند، نامی که برای این مردم فراتر از یک کوه است. دماوند این پدرِ پیرِ سرزمین ایران که هزاران سال است سایه‌اش را بر این سرزمین گسترانده است.

 

بلندترین کوه آتشفشانی آسیا و این پدر پیر سرزمینمان این روزها حال و روز خوشی ندارد. انواع نامهربانی‌‌ها و بد رفتاری هایی که در این سال‌ها در حق این کوه شده باعث وخامت اوضاع زیست محیطی کوه دماوند شده است. اما اخیرا جدای از اوضاع نابسامان دماوند، عده ای سودجو در حال ماهیگیری از این آب گل آلود هستند. سودجویانی که با دست اندازی بر این کوهِ سرمایه ملیِ کشور که متعلق به همه‌ی مردم است در اقدامی خودسر و خلاف قانون اقدام به ایجاد سدی برای عبور و مرور کوهنوردان کردند. سدی که به راه‌بند دماوند در ابتدای جاده خاکی جبهه جنوبی کوه دماوند معروف است. راه‌بندی که همه توضیحات و توصیفات توسعه پایدار را نقض کرده و راه را برای توسعه‌ی جیب افرادی محدود باز کرده است. راه‌بندی غیر قانونی که توسط شهرداری رینه در آن نقطه ایجاد شده و به شکل غیر قانونی اقدام به اخذ ورودی به مبلغ 15000 تومان می‌کند. مبلغی که تا به امروز مشخص نیست در کجا و چگونه خرج شده و چه نفع و سودی به حال کوهنوردان و محیط زیست دماوند داشته است. نکته جالب این‌که همین شهرداری رینه در حالی به بهانه های مختلف از جمله انتقال زباله کوهنوردان به پایین دست این مبالغ را از کوهنوردان اخذ می کند که خود زباله‌های شهر رینه را در اقدامی غیرقانونی دیگر در کوهپایه های این سرمایه ملی کشور رها می‌کند.

راهبند غیرقانونی دماوند

اخذ ورودی 15000 تومانی در مکانی با اسم کوهستان پارک قله دماوند!

photo_۲۰۱۷-۰۷-۰۸_۱۳-۳۳-۱۸

در کنار این باید مبلغ 200 هزار تومانی رفت و برگشت از ابتدای جاده خاکی تا گوسفندسرا را که فقط خودرو‌های محلی مشخص اجازه عبور و مرور را دارند اضافه کرد و اگر در این مافیا قیمت بالا و غیرمنصفانه قاطرهای دماوند برای حمل بار به بارگاه سوم را لحاظ کنید متوجه خواهید شد که امروز صعود به بام ایران هزینه ای گزاف برای قشر کوهنورد دارد. هزینه ای که اگر صرف حفظ محیط زیست و منجر به توسعه‌ای پایدار با یک بازی دو سر برد می‌شد جای گله نبود اما این هزینه ها امروز فقط منجر به توسعه‌ی جیب عده ای مشخص شده است.

 

شاید اگر امروز آرش کمانگیر در جمع ما بود بر اثر هزینه های زیاد، غیرمنطقی و غیرقانونی کوهنوردی در دماوند قید صعود به بام ایران را می‌زد و تیرش را از کوه دیگری از چله کمان رها می کرد تا به گسترش و چاق شدن این مافیا کمک نکرده باشد.

 

امروز جامعه کوهنوردی کشور فقط یک خواسته مشخص از شهرداری رینه دارد و آن اینکه با پایان دادن به اقدامات غیر قانونی خود دماوند را رها کند تا این سرمایه ملی کشور که براساس مصوبه 221 شورای عالی محیط زیست در 21 خرداد 1381 به عنوان نخستین اثرطبیعی ملی کشور و جز مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان محیط زیست و در سی اُم تیر 1387 در فهرست آثار ملی و تحت حفاظت و اداره‌ی دولت و در عین حال نامزد اصلی ایران برای دومین اثر طبیعی جهانی جهت ثبت در میراث طبیعی یونسکو است توسط افرادی دل‌سوز و کاردان ادراه شود.

 

امروز خواسته‌ی کوهنوردان #نه_به_راهبند_دماوند است…

#نه_به_راهبند_دماوند

 

عکس ها از کانال تلگرامی امین معین (گرین مانت)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

تیریچ میر ؛ مرتفع ترین نقطه فلات بزرگ ایران

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

در نگاهی اجمالی به گستره ی پهناور سرزمین ایران ، به فلات بزرگ و مهم ایران می رسیم. بخش عمده ای از جغرافیای سیاسی ایران داخل فلات ایران است. فلات ها سرزمین های مرتفعی هستند که از دشت های پهن و تخت اطراف خود به راحتی قابل تشخیص می باشند.

فلات ایران توسط چین خوردگی صفحات زمین در دوره سوم زمین شناسی شکل گرفته است. این فلات از شمال به سواحل دریای کاسپین و ارتفاعات البرز ، از غرب به رشته کوه زاگرس ، از جنوب به سلسله جبال بارز و از شرق به رشته کوه هندوکش محدود می شود. میانگین ارتفاع در این فلات 1200 متر و وسعت آن حدود 2600000 کیلومتر مربع است.

فلات ایران در طول تاریخ به لحاظ سیاسی دچار تغییر و تحولات زیادی شد و هم اکنون بخشی از این فلات خارج از خاک سیاسی کشور ایران است. 90 % خاک کشور ایران درون فلات بزرگ ایران و 63 % مساحت این فلات در کشور ایران است. این یعنی 37 % از مساحت فلات بزرگ ایران خارج از خاک ایران و در کشورهای افغانستان ، پاکستان ، آذربایجان و ارمنستان است. فلات بزرگ ایران مشرف به فلات بزرگ و مرتفع تبت است.

یکی از شاخص ترین ارتفاعات فلات بزرگ ایران کوه دماوند با 5610 متر ارتفاع است اما دماوند مرتفع ترین نقطه فلات ایران در داخل جغرافیای سیاسی ایران است و در واقع مرتفع ترین نقطه این فلات نیست.

persian_plateau

نمای کلی از فلات بزرگ ایران

بلندترین نقطه فلات ایران زمین ، کوه تیریچ میر در رشته کوه هندوکش به ارتفاع 7708 متر است. تیریچ میر مرتفع ترین نقطه دنیا خارج از فلات تبت و رشته کوه هیمالیا – قراقروم است.

تیریچ میر به زبان محلی به معنی کوه تاریکی یا امیر تاریکی است و دلیل آن سایه ای است که همواره توسط کوه بر روی مردمان کوهپایه نشین گسترده می شود. تیریچ میر مجموعه ای از یازده قله با یازده مسیر مختلف است.

قله اصلی اولین بار در سال 1959 توسط گروه اعزامی نروژ صعود شد. قله شرقی تیریچ میر به ارتفاع 7692 متر در سال 1965 و باز هم به وسیله تیمی از نروژ صعود شد. تیریچ میر غربی II با 7500 متر ارتفاع در 1974 توسط ایتالیایی ها و تیریچ میر غربی I با 7487 متر در سال 1967 توسط کوهنوردان جمهوری چک صعود شد. تیریچ میر غربی III با 7400 متر و تیریچ میر کوچک با 6550 متر از دیگر قلل این منطقه هستند که توسط کوهنوردان در سال های دهه 60 و 70 صعود شدند. سایر قلل تیریچ میر هنوز نام گذاری نشده اند. برای رسیدن به قله اصلی باید وارد کمپ اصلی “بابو” در ارتفاع 4724 متری شد.

تا کنون هیچ کوهنوردی ایرانی موفق به ایستادن بر بلندترین نقطه ی فلات ایران زمین نشده است.

منبع:

summitpost

آرش نورآقایی

ویکیپدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

دماوند است دیگر …

نویسنده: مسعود فرح بخش
دماوند است دیگر …
دماوند نه تنها میراثی ارزشمند برای ایرانیان است بلکه میراث جهانی برای کوهنوردیست

دماوند به جهت اینکه شاخص ترین کوه خاورمیانه است از دیرباز مورد توجه افراد مختلفی قرار گرفت.

شاید بتوان گفت تاریخ کوهنوردی جدی در جهان با دماوند شروع می شود. بیش از هزار سال پیش ابودلف جغرافی دان عرب بر روی دماوند تلاش کرد.
همینطور ناصر خسرو نیز در سفرنامه اش قله ی کوه را از جانب عده ای که به آن رسیده اند توصیف می کند

تلاش های جدی و مستندی در اواخر قرن هجدهم بر روی دماوند انجام شد که در تاریخ کوهنوردی جهان بی نظیر است. شاید تنها کوهی که از این نظر قابل مقایسه با دماوند است، کوه مون بلان در آلپ است . اما به جهت اینکه ارتفاع مون بلان حدود هشتصد متر کوتاه تر از دماوند است ، ارزشمندی تلاش بر روی دماوند را دوچندان می کند.

اما به جرات می توان گفت تاریخ کوهنوردی زمستانی در دنیا با دماوند شروع می شود.
ژاک دمورگان فرانسوی که در اواسط قرن نوزدهم با امکانات آن سالها تا ارتفاع بالای پنج هزار متری دماوند در زمستان صعود کرد که بی شک تلاشی ارزشمند در تاریخ کوهنوردی جهان است.

دماوند است دیگر ….
دماوند فقط یک یک کوه نیست
دماوند قسمت مهمی از تاریخچه کوهنوردی دنیا را در دل خود دارد
دماوند نماد سرزمین کهن ایران است
دماوند نماد باور ، صلابت و ایستادگی یک قوم است

حفظ و نگه داری از این میراث ارزشمند وظیفه همه ماست.

دماوند

دیو سپید پای در بند ، عکس از مسعود فرح بخش

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

بقایای تندیسی که چهره دماوند را زشت کرده است

 

تندیسی که بر روی قله دماوند نصب شد اما دیری نپایید که از بین رفت

کوهنوردانی که از جبهه جنوبی کوه دماوند به این قله صعود کرده اند بر روی قله حتما در کنار سنگ معروفی که نماد اصلی قله است ، چشمشان به بقایای تندیسی از جنس فایبرگلاس برخورد کرده که کاملا متمایز از سنگ های اطراف است.

این ترکیب ناموزون در واقع بقایای تندیسی است از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که در سال 1386 توسط تربیت بدنی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و کوهنوردان تیپ 65  نیروهای ویژه هوابرد در 20 قطعه مجزا به قله منتقل و در آنجا مونتاژ شد و قرار بر این بود که به نماد کوه دماوند تبدیل شود و شرایط سخت آب و هوایی دماوند را دوام آورد.

شهیدان ما جایگاه والایی دارند و تکریم و زنده نگه داشتن نام آنها همواره باید صورت پذیرد، اما شهیدان ما جایگاهشان باید در قلب ما باشد و نه بر روی قله ها.

بحثی که امروزه متاسفانه رو به گسترش است نماد سازی های کذایی و تبدیل قله ها به تابلوهای تبلیغاتی شهریست. متاسفانه در قله های مختلف کشور تابلوهای تبلیغاتی برندها و کارخانه ها رو به افزایش است و این می تواند یک بدعت نامبارک باشد.

اما نماد سازی ها برای کوهی که خود نماد اصلی سرزمین ایران است تا چه حد درست و منطقی است ؟

این کار حدود 9 سال پیش صورت پذیرفت پس نقد این کار فایده ای ندارد اما گذر زمان این نکته را به ما نشان داد که نماد سازی برای قله ها امری نیست که موفقیت آمیز باشد.

تندیس شهید صیاد نیز در مدت کوتاهی بعد از نصب در شرایط آب و هوایی سخت دماوند از بین رفت و اینک از آن جز مخروبه ای بر روی قله دماوند و یک ترکیب ناموزون با محیط اطراف ، چیز دیگری باقی نمانده است.

آیا در شرایط فعلی بهتر نیست که کوهنوردان نیروی زمینی ارتش و تیپ 65 هوابرد که این تندیس را بر روی قله نصب کردند ، بقایای این تندیس را که عمر زیادی هم از آن نمی گذرد با خود به پایین حمل کنند تا این ترکیب ناموزون که اینک به هیچ چیزی شباهت ندارد ، از روی قله پاک شود ؟

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران

www.5610m.com

img_20160929_201246-1

تندیس شهید سپهبد علی صیاد شیرازی کد در سال 1386 بر روی قله دماوند نصب شد

 

img_20160929_175058

بقایای تندیس مخروبه ای که ترکیبی ناموزون با محیط قله دماوند ایجاد کرده است

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

روز توچال و روزهای مشابه ؛ آری یا خیر؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

(به مناسبت جمعه آخر تابستان)

در روز های اخیر خبرهایی از گرامی داشت “روز توچال” در فضای مجازی به سرعت در حال انتشار است و دست اندر کاران موضوع سعی در برپایی و گرامی داشت این روز بر روی قله توچال هستند.
اما آیا این روز و این نوع حرکت ها برای توچال و کوهنوردی مفید است یا خیر؟

13 تیر هر سال مصادف است با روز دماوند اما چرا باید روزی به اسم دماوند داشته باشیم و در این روز چه اتفاقی می افتد؟

دماوند از این جهت روزی در تقویم به خود اختصاص داده که بعنوان اصلی ترین نماد طبیعی سرزمین ایران و بلند ترین کوه ایران مطرح می شود. حتی تلاش ها برای ثبت جهانی دماوند زیبا در میراث جهانی یونسکو نیز ادامه دارد. اما توچال کوهیست که تنها وجه تمایز آن نزدیکی به پایتخت است و حتی بلندترین کوه استان تهران نیز نیست. همینطور روز توچال نیز برخلاف روز دماوند ، رسمی نیست و در هیچ تقویمی به ثبت نرسیده.

در روز دماوند که در 13 تیر یا جمعه نزدیک به این تاریخ برگزار میشود مراسمی در شهر رینه اجرا می شود که در آن با حضور صدها و هزاران نفر از علاقه مندان به کوه دماوند در عرصه های مختلف به معرفی طبیعت ، فرهنگ و تاریخ دماوند پرداخته می شود.

در این تاریخ اتفاق زیبایی رخ می دهد، در 13 تیر صد ها نفر از علاقه مندان به کوه دماوند صعود “نمی کنند” ، آنها در شهر رینه بر روی صندلی می نشینند و از دماوند صحبت می کنند.

اینروزها همگان به این موضوع واقفند که حضور با تعداد بالا در هر اکوسیستمی با هر نوع رفتار و منشی منجر به تخریب و عدم تعادل در آن اکوسیستم می شود.

با تمام این اوصاف این روز ها صحبت از حضور صدها نفری در کوه به شدت آسیب پذیری مثل توچال است. فرسایش خاک در توچال و گسترش پاکوب های مسیر در آن چنان زیاد است که شاید با کمتر کوهی در ایران بتوان مقایسه کرد.

از جهتی حال که روزی غیر رسمی به نام توچال به وجود آمده احتمال این وجود دارد که سایر کوه ها و مناطق بکر استان های ما نیز “روز” پیدا کنند و در نتیجه برای گرامیداشت آن روز بخصوص ، با هجوم گردشگران و کوهنوردان و در نتیجه تخریب های جبران ناپذیر در آنها مواجه شویم و این به ضرر طبیعت ایران و به ویژه اکوسیستم کوهستانی خواهد بود.

به امید روزی که مسئولانه سفر کنیم و آسیب هایی که به طبیعت وارد می کنیم را درک و از آن اجتناب کنیم.

کوه هایی مثل توچال و دماوند نزد ما به امانت هستند آنها را زیبا و سالم به همراه پوشش گیاهی و حیات وحشش به نسل های بعدی تحویل دهیم.

بیانیه وبسایت بام ایران در پاسخ به جمع آوری زباله های مسیر توچال و عدم تخریب در صعود با تعداد بالا توسط کوهنوردان به مجریان این روز:

دوستان عزیزم باور کنید تخریب فقط آشغال ریختن نیست

آلودگی صوتی صدها کوهنورد یعنی تخریب یعنی تنش و استرس بین جانداران بخصوص پرندگان

آلودگی تصویری ناشی از حضور تعداد بالا برابر است با تخریب و تنش بین حیات وحش نیمه جان توچال

قدم گذاشتن با تعداد بالا یعنی تخریب خاک ، فرسایش خاک چه کسی گفته در ارتفاعات بالا پوشش گیاهی وجود ندارد از ارتفاع 2500 تا خود قله پوشش گیاهی استپی وجود دارد و اگر خاک فرسوده شود که بسیار شده است پوشش گیاهی که بسیار ارزشمند است وجود نخواهد داشت.

نگاه به پاکوب های توچال بیندازید در قسمت هایی از خیابان های تهران گسترده تر شده اند

دفع فضولات انسانی به مقدار زیاد یعنی تخریب یعنی آلودگی محیط آلودگی خاک آلودگی آب های زیر زمینی

چه خواسته و چه ناخواسته تمامی این تخریب ها در حضور زیاد، اجتناب ناپذیر خواهد بود

گاهی غرور بی جایمان را باید زیر پا بگذاریم و کمی واقع بین باشیم صعود های با تعداد بالا در هر نقطه از طبیعت ایران که به شدت آسیب پذیر است امری نکوهیده است .

چنین تصمیماتی که از روی احساس گرفته شده هیچ توجیه زیست محیطی ندارد . امیدوارم متولیان این حرکت روزی متوجه اشتباهی که در حق توچال کردند بشوند .

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران
www.5610m.com

همچنین مطلب زیر را در وبسایت کوهنامه مطالعه کنید

متن وبسایت کوهنامه در مورد روز توچال

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد 17 سپتامبر 1944 است، مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها 5 سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از آلپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دولومیت ها داشت( دولومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده شده خود بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با 3343 متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر 13 سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که 11 سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه 60 با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال 1970 مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده و بسیار دشوار روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایلی نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر بخشی از انگشتان پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در 1975 گاشربروم 1 را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن دوره بسیار بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود، او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در 1978 نانگاپاربات را در بزرگ داشت برادرش از جبهه دیامیر بصورت  تمام انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های 8000 متر بود.

او در همین سال به همراه پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد، تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی 14 کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری در تاریخ کوهنوردی شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این 14 قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع 20 بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

1970 نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

1972 ماناسلو از مسیر جدید

1975 گاشربروم 1 اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

1978 اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

1978 نانگاپاربات اولین صعود تمام انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

1979کوه سرسخت K2

1980 اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا بر روی بام جهان

1981 شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

1982 کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

1982 گاشربروم 2

1982 برودپیک

1982 اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

1984 تراورس گاشربروم 1 و 2 صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

1985 داهولاگری

1985 آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

1986 ماکالو

1986 لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

1971 انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

1972 نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

1974 کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

1978 کلیمانجارو مسیر جدید

1986 پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که 7 قله ی مرتفع 7 قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

1989 پیمایش قطب جنوب

1992 کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

1995 پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

1998 صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

2000 ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

2003 سفر به اقیانوس منجمد شمالی

2004 پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، 2000 کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال 2003 شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال 2006 در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است