نوشته‌ها

آیا اورست یک قرن قبل صعود شد؟

نویسنده و مترجم: مسعود فرح‌بخش

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

ساعت کمی بعد از ۲ بامداد بود، باد چنان به چادر ضربه می‌زد که هر لحظه فکر می‌کردم اکنون چادر پاره می‌شود. سر و صدای زیاد باعث شده بود که حتی نتوانم با هم چادری‌هایم صحبت کنم، سه نفر درون یک چادر کاملا در هم فشرده بودیم البته در هر صورت در آن لحظه حرفی هم نداشتیم. ضربانم را درون سرم حس می‌کردم‌، حالت تهوع داشتم و گلویم می‌سوخت. احساس می‌کردم که هم‌زمان هم آنفولانزا دارم و هم دچار خماری شدید شدم. سعی کردم نفس عمیقی بکشم تا معده‌ام آرام بگیرد که ناگهان هوای سرد وارد ریه‌ام شد و سرفه خشکی ایجاد کرد که کنترل آن غیر ممکن بود. قبل از اینکه حمله‌ی باد آغاز شود در چند مرحله چادر را محکم کردیم. جیم به سختی از کیسه خواب بیرون آمد و کفش‌هایش را پوشید، او در حال آماده شدن برای بدترین حالت ممکن می‌شد. ما در دام طوفانی مرگبار در ارتفاع ۷۰۰۰ متری در سمت شمالی کوه اورست افتاده بودیم.

چراغ پیشانی را روشن کردم، ذرات برف را دیدم که درون چادر می‌رقصند. سپس از بالای سر صدایی بلند شد که قبلا هرگز مانند آن را در کوهستان نشنیده بودم، صدا مانند شلیک موشک بود. چند ثانیه بعد وزش باد شدت بیشتری گرفت و تیرک چادرمان شکست. من محکم خود را به زمین فشردم و باد چادر را به صورتم می‌کوبید. وقتی سرانجام خورشید طلوع کرد من برای بیرون رفتن تلاش کردم. چادر مچاله شده و بر روی سرم افتاده بودم. جیم مانند جنین‌ها در کنار من دراز کشیده بود. پای او را تکان دادم تا مطمئن شوم زنده است، ناله‌ای کرد. مت که ریش‌های قرمزش غرق در یخ شده بود با چشمان براقش به من نگاه می‌کرد.

درب چادر را پیدا کردیم و به بیرون خزیدیم، اردوگاه به طور کامل ویران شده و هر چادری که بود شکسته یا پاره شده بود. سرم را بلند کردم و دیدم که چادری به شکل غیر قابل توضیحی ده‌ها متر بالاتر پرواز می‌کند و به دور خود می‌چرخد. نفسی کشیدم اما بلافاصله سرفه‌هایم شدت گرفت. برنامه ریزی برای این سفر حاصل ماه‌ها کار مداوم بود، راضی کردن خانواده‌ام و بیش از ۱۲۰۰۰ کیلومتر پرواز در سرتاسر زمین برای تهیه مقدمات سفر و دو تُن تجهیزات لازم برای این سفر نیز بود، اما حال فقط یک فکر در سرم بود:

من در این جهنم چه کار می‌کنم؟

تقریبا یک قرن قبل از ما نیز احتمالا گروهی دیگر از کوهنوردان دچار این تردید بودند. در سال ۱۹۲۴ سومین اکسپدیشن تاریخ کوه اورست توسط هیات اعزامی بریتانیا در حال انجام بود. در آغاز ماه ژوئنِ آن سال دو تلاش برای رسیدن به قله اورست انجام شد، آن تلاش‌ها اگرچه بسیار شجاعانه بودند اما هر کدام شکست خوردند و هیچ کدام نتوانسته بودند بالاتر از ۸۵۷۰ متری کوه بروند این ارتفاعِ خیلی بالایی است اما هنوز حدود ۳۰۰ متر عمودی با قله فاصله بود. زمان صعود اورست در حال اتمام بود و فصل مونسون(بادهای موسمی) در حال شروع شدن، اما آیا زمان برای یک تلاش دیگر برای رسیدن به قله بود؟

اَندرو اِروین(andrew irvine) جوان‌ترین عضو تیم بریتانیا بود. او در طی برنامه از اسهال رنج می‌برد و باد و آفتاب باعث آفتاب سوختگی شدیدی بر روی صورت او شده بود اما ناگهان جورج مالوری که قوی‌ترین عضو تیم بود از او دعوت کرد برای آخرین تلاش صعود قله او را همراهی کند و او نیز بلافاصله این دعوت را پذیرفت. روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ این دو کوهنورد از یکی از کمپ‌های بالا تلاش نهایی خود برای رسیدن به قله را آغاز کردند. همان روز یکی از هم تیمی‌ها این دو را دید که بالاتر از خط‌الرس شمال شرقی کوه در حال صعود هستند.

“آن‌ها دیگر هرگز زنده دیده نشدند”

طی دهه‌ها بعد از مالوری صدها زن و مرد دیگر جانشان را در کوه اورست از دست دادند و بدن بسیاری از آن‌ها هنوز در کنار مسیرهای صعود باقی مانده است. هر کوهنوردی که در اورست مرده به دلایل مختلف به سمت این کوه کشیده شده است. برخی از روی پوچی، برخی خودخواهی، برخی به جاه‌طلبی و برخی کسب اعتبار اما آیا همه آن‌ها در برخی لحظات از خود نمی‌پرسیدند که چرا من این‌جا هستم؟ پاسخ به این پرسش برای من چند لایه داشت، البته که همیشه یک جاه‌طلبی وجود دارد اما هدف تیم من چیزی جز صعود به قله اورست بود.

ما عضو تیمی با حمایت نشنال جئوگرافیک و حال در حال جستجوی شبح گمشده کوه اورست بودیم. در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری در کوه اورست پیدا شد اما جسد شریک کوهنوردی او اندرو اروین هرگز پیدا نشده است. ما در حال جستجوی پیکر او و دوربین کوداک همراه او بودیم اما این درست مانند گشتن یک سوزن در انبار کاه یخ زده است. ما اگر می‌توانستیم او و دوربین را پیدا کنیم، با بازیابی فیلم‌های درون دوربین ممکن بود تصویری در آن پیدا کنیم که تاریخ کوهنوردی را از نو بنویسد.

“من می‌دانم که دیوانه وار به نظر می‌رسد”

***

این‌ها بخشی از کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت بود. آقای سینوت در سال ۲۰۱۹ رهبر اکسپدیشن اکتشافی تیم نشنال جئوگرافیک برای پیدا کردن پیکر اندرو اروین در رخ شمالی کوه اورست بود تا شاید پرده از بزرگ‌ترین راز دنیای کوهنوردی بر دارد.

کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت. قطب سوم اصطلاحی است که به کوه اورست گفته می‌شود. قطب اول و دوم زمین دو نقطه قطب شمال و جنوب و کوه اورست به عنوان بلندترین نقطه زمین قطب سوم زمین است

 

اما داستان جورج مالوری و اندرو اروین چیست و چرا اهمیت دارد؟

آخرین باری که آن‌ها دیده شدند نزدیک قله و در حال صعود بودند. همواره سوال است که آیا این دو نفر در آن سال به قله رسیدند؟ در سال ۱۹۵۳ ادموند هیلاری و تنزینگ نورگای موفق به اولین صعود کوه اورست شدند اما همیشه یک راز و معمای بزرگ وجود دارد که آیا واقعا هیلاری و تنزینگ اولین هستند؟ در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری توسط گروهی پیدا شدن که هدف آن‌ها هم پیدا کردن جسد این دو کوهنوردی مفقود. جسد مالوری در ارتفاع ۸۱۰۰ متری پیدا شد.

پیکر جورج مالوری و قله اورست که در انتها مشخص است. این جسد در سال ۱۹۹۹ توسط تیم کوهنوردی به رهبری کنراد آنکر پیدا شد

 

دختر مالوری گفته بود که پدرش عکسی از مادر وی به همراه داشته و به او قول داده بود که عکس او را بر روی بام دنیا قرار دهد. زمانی‌که پیکر یخ زده مالوری پیدا شد تقریبا لباس ها و مدارک وی قابل تشخیص بودند ، در مدارک و جیب مالوری عکسی از همسرش یافت نشد و این یعنی عکس را از مدارکش خارج کرده بود، اما آیا این عکس را روی قله گذاشت؟
زمانی‌که پیکر مالوری پیدا شد عینک آفتابی او درون جیبش قرار داشت این در حالی بود که در آن ارتفاع تقریبا صعود بدون عینک غیر ممکن است. مالوری این نکته را خوب می دانست به ویژه آنکه یکی از همراهان تیمش در صعود های قبلی بر اثر اشتباه استفاده نکردن از عینک دچار برف کوری شدید شده بود. این موضوع می تواند نشان دهنده این باشد که مالوری بعد از صعود قله و در حین فرود و در زمانی‌که هوا رو به تاریکی می‌رفته دچار حادثه شده.

 

جورج مالوری(راست) و اندرو اروین(چپ)

 

البته سناریوهایی مبنی بر صعود نکردن این دو نیز وجود دارد که برگرفته از ساعت جورج مالوری که همراه با جسد او پیدا شد می‌باشد. عده‌ای با بررسی دقیق ساعت اینگونه استنباط کرده‌اند که ساعت در ۱:۵۰ ظهر روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ بر اثر سقوط متوقف شده است و بر اساس شواهد نتیجه می‌گیرند که در آن ساعت امکان این‌که آنها به قله رسیده و مشغول بازگشت از قله باشند وجود ندارد.

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیست

 

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیس اما پیدا کردن پیکر اروین داستان دیگری دارد، چند روایت از دیدن پیکر اروین در کوه اورست وجود دارد:

در سال ۱۹۷۹ ریوتِن هاسِگاوا رهبر هیات اعزمی ژاپنی‌ها از سمت شمال اورست مکالمه‌ای کوتاه با کوهنورد چینی به نام وانگ هونگ بائو داشت که در آن آقای وانگ گفته بود که در اکسپدیشن سال ۱۹۷۵ چینی‌ها، او یک جسد قدیمی بریتانیایی را در ارتفاع ۸۱۰۰ متری دیده طوری که انگار در پای سنگی به پشت دراز کشیده و پاهایش را به بالا بود. او گفت که از نوع لباس‌ها مطمئن است که جسد متعلق به یک مرد انگلیسی است و گونه جنازه نیز آسیب دیده و سوراخ شده است. با این حال امکان گرفتن اطلاعات بیشتر از آقای وانگ فراهم نشد چرا که او درست یک روز بعد از مطرح کردن این ادعا بر اثر بهمن در کوه اورست جان خود را از دست داد.

در سال ۱۹۸۶ تاریخ نگار معروف آمریکایی آقای تام هولزل با هم چادری آقای وانگ مصاحبه کرد. او گفت که در آن سال آقای وانگ حدود ۲۰  دقیقه از چادر خارج شد و پس از بازگشت ادعا کرد که یک جسد متعلق به کوهنورد خارجی را دیده است. این جسد قطعا متعلق به اندرو اروین یا جورج مالوری بود چرا که تا قبل از آن هیچ کوهنورد اروپایی در سمت شمالی کوه اورست مفقود نشده بود اما مشاهدات آقای وانگ و تعیین مکان کمپ چینی‌ها در آن سال کلید پیدا کردن جسد جورج مالوری در سال ۱۹۹۹ بود؛ اگرچه توصیف آقای وانگ از جسد دیده شده با جسد جورج مالوری هم خوانی نداشت. از جمله توصیف سوراخ روی گونه و فرم موقعیت جنازه که با پیکر مالوری هم خوانی نداشت. به همین دلیل احتمال قوی وجود دارد که آن پیکری که وانگ هونگ بائو دیده، پیکر اندرو اروین بود.

در سال ۲۰۰۱ نیز یک جستجوی دیگر در اطراف کمپ آقای وانگ انجام شد اما هیچ جسدی جز همان جسد جورج مالوری در آن اطراف نبود.

در سال ۲۰۰۱ اریک سیمونسن(یکی از اعضای اکسپدیشن ۱۹۹۹ که جسد مالوری را پیدا کرد) به همراه تام هولزل به پکن سفر کردند و یک بار دیگر با بازماندگان سفر اکتشافی ۱۹۷۵ چینی‌ها مصاحبه کردند. اکسپدیشن چینی‌ها اولین سفر از رخ شمالی به کوه اورست بعد از سفر اکتشافی ۱۹۲۴ مالوری و البته یک صعود در دهه ۳۰ میلادی بود. در این مصاحبه ژو جینگ یکی از اعضای آن اکسپدیشن ادعا کرد که او نیز جسدی را دیده که به پشت خوابیده و پاهایش رو به بالا بوده اما به دلیل گذشت زمان او نیز نتوانست اطلاعات کاربردی بدهد.

یک گزارش قدیمی دیگر از دیدن جسد احتمالا اندرو اروین در اورست وجود دارد. در سال ۱۹۶۵ آقای فو چو وانگ رهبر اکسپدیشن ۱۹۶۰ چین مصاحبه‌ای در لنینگراد شوروی انجام داد. او ادعا کرد که ما در ارتفاع ۸۶۰۰ متری یک جسد فرد اروپایی پیدا کردیم. از او پرسیده شد که از کجا مطمئن هستی که این فرد اروپایی بود؟ او گفت چون بِرِیس بسته بود.( Brace نوعی ساسبند یا بند است که به شلوار متصل است و از روی شانه‌ها عبور می‌کند. این پوشش مختص کوهنوردان اروپایی در آن سال‌ها بود)

در سال ۱۹۳۳ در جریان چهارمین اکسپدیشن بریتانیا بر روی کوه اورست در ارتفاع ۸۴۶۰ متری کلنگ یخی پیدا شد که بعدا مشخص شد متعلق به اندرو اروین است.

کلنگ یخ اندرو اروین

در می ۱۹۹۱ یک سیلندر اکسیژن قدیمی در ارتفاع ۸۴۸۰ متری پیدا شد که آن هم مشخص شد متعلق به اندرو اروین است. این یعنی آن‌ها حداقل تا این ارتفاع صعود کرده‌اند.

سیلندر اکسیژن متعلق به اکسپدیشن ۱۹۲۴

در سال ۱۹۸۴ چندین عکس هوایی به جهت نقشه برداری از کوه اورست گرفته شد. در سال ۲۰۱۰ تام هولزل به همراه تیمی مشغول بررسی دقیق این عکس‌ها شد و در نهایت یک نقطه مشکوک در عکس‌ها شبیه به پیکر انسانی در لای یک شکاف دیده شد. در نهایت در سال ۲۰۱۹ تیمی به رهبری مارک سینوت(نویسنده کتاب قطب سوم) قصد عزیمت به آن نقطه را کرد اما در نهایت و با رسیدن به آن نقطه متوجه شدند که چیزی که در عکس‌ها نمایان شده توهم ناشی از خطای دید است.

نقطه قرمز محل شناسایی شده برای جسد اروین و نقطه آبی محل پیدا شدن تبر یخ او

نقطه ای که احتمال می‌رفت جسد اروین آن‌جا باشد

تام هولزل، مورخ آمریکایی در حال بررسی عکس‌های هوایی اورست

پیکر اندرو اروین هنوز جایی در کوه اورست مفقود است و شاید روزی پیدا شود و پرده از رازی بزرگ بردارد. آیا مالوری و اروین در یک قرن قبل به قله اورست صعود کرده اند؟

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

صعود به اورست چقدر هزینه دارد؟


نویسنده:⁠ مسعود فرح بخش

بهار هر سال شروع فصل صعود به کوه های هشت هزاری هیمالیا است. در این بین نگاه عموم کوهنوردان به بام جهان، اورست است. تقریبا هر کوهنوردی رویای ایستادن بر بلندترین نقطه زمین را در سر دارد اما هر کوهنورد توان مالی رسیدن به این رویا را ندارد. صعود به اورست یکی از گرانترین ماجراجویی هایی است که هر شخصی می تواند در سر داشته باشد اما بهای پرداختن به این ماجراجویی چقدر است؟

هزینه ای که هر کوهنورد برای رسیدن به نوک کوه اورست باید پرداخت کند با توجه به نوع اکسپدیشن و نوع خدماتی که نیاز دارد متفاوت است.

برای مثال خدماتی مانند بیمه امداد بین ۴۰۰۰$ تا ۱۰۰۰۰$ متغیر است و این به کوهنورد بستگی دارد که خود را تا چه سقفی و تا چه نوع خدماتی(پرواز هلیکوپتر یا…) بیمه کند.

حتی این قیمت به اینکه کوهنورد با کپسول اکسیژن یا بدون کپسول اکسیژن صعود می کند نیز بستگی دارد. قیمت هر کپسول اکسیژن ۴۶۵$ است.

استفاده از راهنمایان نیز یکی از مهمترین خدماتی است که نرخ صعود را تا حد زیادی دچار تغییر می کند. راهنمایان مجرب غربی یا راهنمایان نپالی؛ واضح است که راهنمایان نپالی ارزان تر هستند چرا که راهنمایان غربی هزینه انتقال و اسکان آنها نیز بر عهده کوهنوردان است.

جبهه صعود نیز قیمت صعود به اورست را دستخوش تغییر می کند. جبهه شمالی تبت همواره کمی ارزان تر از جبهه جنوبی است. این ارزانی حتی در مجوز صعود نیز به چشم میخورد. مجوز صعود به اورست از جبهه جنوبی برای فصل بهار ۱۱۰۰۰$ برای هر کوهنورد است که این مبلغ در جبهه شمالی اکنون ۸۰۰۰$ است.

بنابراین با یک حساب و کتاب سرانگشتی می توان گفت هزینه صعود به اورست از رخ جنوبی با راهنمایان غربی و خدمات کامل حدود ۹۰۰۰۰$ است و این هزینه با راهنمایان نپالی تا ۳۵۰۰۰$ نیز می تواند پایین تر بیاید. در رخ شمالی این هزینه با راهنمایان غربی ۴۵۰۰۰$ تا ۶۰۰۰۰$ و با راهنمایان نپالی کمتر از ۳۰۰۰۰$ است. به این مبلغ مجوز صعود، بلیت رفت و برگشت از مبدا به نپال و برعکس، ویزا و تجهیزات کوهنوردی را اضافه کنید.

منبع adventurerealnative

 

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

دماوند ؛ دوازدهمین کوه مستقل دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

ارتفاع سنجی یکی از بحث های مهم در مباحث علوم مهندسی ، ناوبری و ورزشی است. زمانیکه صحبت از ارتفاع می شود دو فاکتور اصلی را شامل می شود.

ارتفاع مطلق که شامل ارتفاع یک منطقه یا عارضه از سطح آب های آزاد است و ارتفاع نسبی که فاکتوری مهم در کوهنوردی و ورزش های کوهستانی است.

ارتفاع نسبی یا به انگلیسی Prominence کمیتی است که نشان دهنده برجستگی و وجه تمایز یک کوه و قله نسبت به اطراف خود است. تعریف های مختلفی برای اتفاع نسبی و نحوه اندازه گیری آن وجود دارد که هر یک در نهایت به یک عدد واحد می رسند:

  • به یال های بین دو قله مجاور، خط الراس گفته می شود. پست ترین نقاط روی خط الراس ها را گردنه یا زین اسبی می گویند. به مرتفع ترین گردنه ی یک قله “گردنه کلیدی” گفته می شود. بر این اساس ارتفاع نسبی یک قله برابر است با اختلاف ارتفاع بین گردنه کلیدی تا قله کوه
  • اگر فرض کنیم آب دریا به حدی بالا بیاید که قله مورد نظر کاملا از ارتفاعات اطرافش مستقل شود ، ارتفاع نسبی همان ارتفاع کوه از سطح فرضی آب است. بر اساس این تعریف گردنه کلیدی آخرین نقطه ای است که قبل از تبدیل قله به یک جزیره مستقل به زیر آب خواهد رفت.
  • اگر ارتفاع نسبی یک کوه n متر باشد ، برای رسیدن به قله ای دیگر از روی قله مورد نظر ابتدا باید به اندازه n متر ارتفاع کم کرد.
  • کوه ها در نقشه های توپوگرافی به شکل مجموعه ای از منحنی های تراز هستند که همدیگر را هرگز قطع نمی کنند. ارتفاع نسبی قله برابر است با اختلاف ارتفاع نوک قله با کم ارتفاع ترین منحنی تراز احاطه کننده این کوه در نقشه توپوگرافی به طوریکه این منحنی تراز قله ی دیگری را احاطه نکرده باشد.

همه تعاریف بالا به یک عدد واحد برای ارتفاع نسبی کوه ها ختم می شوند. در کوهنوردی ارتفاع نسبی فاکتوری مهم برای یک کوه است. هرچه ارتفاع نسبی یک کوه کمتر باشد آن کوه یا یک قله فرعی و یا یک کوه غیر مستقل است و کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. همینطور بر عکس ، ارتفاع نسبی بالا برای یک کوه نشان دهنده این است که قله مورد نظر دارای اهمیت صعود است و بعنوان یک برجستگی متمایز و مشخص از فاصله های دور قابل تشخیص و مشاهده است.

طبق قرار داد های بین المللی ارتفاع نسبی کوه اورست بعنوان بلندترین نقطه زمین برابر با ارتفاع مطلق خود یعنی ۸۸۴۸ متر است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی قله جنوبی اورست با ارتفاع مطلق ۸۷۴۹ متر برابر با ۱۱ متر است. همینطور ارتفاع نسبی کوه لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا با ارتفاع مطلق ۸۵۱۶ متر برابر با ۶۱۰ متر است.

کوه k2 با ارتفاع مطلق ۸۶۱۱ متر که دومین کوه مرتفع دنیاست دارای ارتفاع نسبی ۴۰۱۷ متری است که نشان دهنده ی برجسته و متمایز بودن این کوه نسبت به کوه های اطراف خود است.

نکته جالب توجه و دارای اهمیت در فهرست کوه های مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی ، جایگاه دوازدهم دماوند در این فهرست است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی کوه ۵۶۱۰ متری دماوند برابر با ۴۶۶۷ متر یعنی بالاتر از کوه های k2 , نانگاپاربات ، کانگجن چونگا و بسیاری از کوه های مرتفع دیگر است که از این نظر نشان دهنده برجستگی توده آتشفشانی دماوند نسبت به زمین های اطراف خود است که دلیل اصلی دیده شدن کوه دماوند از فاصله های بسیار دور نیز همین ارتفاع نسبی بالای دماوند است.

در این فهرست دماوند پس از کوه های اورست ، آکانکاگوآ در آرژانتین ، دنالی در آمریکا ، کلیمانجارو در تانزانیا ، وینسون در قطب جنوب ، البروس در روسیه ، مون بلان در آلپ ، دوازدهمین کوه برجسته و مستقل دنیاست.

دماوند

دماوند ؛ دوازدهمین برجستگی یا کوه مستقل دنیا – عکس از مسعود فرح بخش

منبع:

۱۲۵ کوه مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴ است، مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از آلپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دولومیت ها داشت( دولومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده شده خود بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده و بسیار دشوار روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایلی نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر بخشی از انگشتان پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن دوره بسیار بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود، او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را در بزرگ داشت برادرش از جبهه دیامیر بصورت  تمام انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به همراه پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد، تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری در تاریخ کوهنوردی شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود تمام انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا بر روی بام جهان

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ داهولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است