نوشته‌ها

سقوط به اعماق k2

نویسنده: مسعود فرح بخش

در ۱۰ ژوئیه ۱۹۸۶ کوهنورد نامدار لهستانی “تادوش پیتروفسکی” (Tadeusz Piotrowski)  بعد از صعود قله k2 و در حین فرود بر اثر سقوط جان خود را از دست داد. او که در هنگام مرگ ۴۶ سال سن داشت یکی از بهترین کوهنوردان تاریخ کوهنوردی است.
شاید بتوان صعود زمستانی نوشاخ افغانستان به ارتفاع ۷۴۹۲ متر در سال ۱۹۷۳ به همره آندری زاوادا را شاخص ترین کار کوهنوردی پیتروفسکی و یکی از کارهای شاخص دنیای کوهنوردی نام برد. در آن سال نوشاخ اولین قله هفت هزار متری و بلندترین قله جهان بود که در زمستان صعود شد. صعودی که هرگز در تاریخ کوهنوردی تکرار نشد!
بسیاری صعودهای زمستانی دیگر در آلپ و صعود قلل تیریچ میر و راکاپوشی از دیگر صعودهای مهم پیتروفسکی بود.
در سال ۱۹۸۶ پیتروفسکی در حین اجرای برنامه ای جان خود را از دست داد که نه تنها شاخص ترین برنامه کوهنوردی او بود بلکه تا به امروز از آن اکسپدیشن به عنوان یکی از به یادماندنی ترین صعودهای همه دوران های کوهنوردی یاد می شود.
در ۸ ژوئیه ۱۹۸۶ پیتروفسکی به همراه همنورد نام آشنایش یرزی کوکوچکا موفق به صعود کوه سرسخت k2 از مسیر بسیار دشوار و بسیار خطرناک دیواره جنوبی این کوه شد. مسیری که به “مسیر لهستانی ها” در k2 مشهور شد و رینهولد مسنر کوهنورد مشهور دنیا از آن به عنوان “مسیر خودکشی” یاد کرد. این صعود نفس گیر نه تنها هرگز در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد بلکه حتی هیچ کوهنورد دیگری بر روی این مسیر مجدد تلاش نکرد.

نابغه های کوهنوردی دنیا

تادوش پیتروفسکی(چپ) و یرزی کوکوچکا(راست)

دو روز بعد از لمس قله k2، پیتروفسکی و کوکوچکا در حال فرود از یال آبروزی بودند که ناگهان در ارتفاع ۷۹۰۰ متری کرامپون ها یا همان یخ شکن های کفش پیتروفسکی از پایش جدا می شود و این نابغه کوهنوردی برای همیشه در اعماق کوه k2 آرام می گیرد.

پیتروفسکی در طول دوران حیاتش برای دستاوردهای ورزشی اش ۴ بار بالاترین مدال ورزشی کشور لهستان را کسب کرد.

 

منبع: ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

دماوند را رها کنید…

نویسنده: مسعود فرح بخش

 

بام ایران، دیو سپید، کوه کوه ها، نماد سرزمین ایران، نماد صلابت و ایستادگی یک قوم، مقصد نهایی کوهنوردان ایران، شکوه یخچال ها، دره و رودها، جایی که زمین به آسمان گره می خورد…

همه این ها توصیف هایی از یک نام هستند نامی به طولانی تاریخ سرزمین پارس، نامی به بزرگی دشت های فلات ایران، نامی به بلندای دماوند، دیو سپید دل در آتشِ پای در بند، نامی که برای این مردم فراتر از یک کوه است. دماوند این پدرِ پیرِ سرزمین ایران که هزاران سال است سایه‌اش را بر این سرزمین گسترانده است.

 

بلندترین کوه آتشفشانی آسیا و این پدر پیر سرزمینمان این روزها حال و روز خوشی ندارد. انواع نامهربانی‌‌ها و بد رفتاری هایی که در این سال‌ها در حق این کوه شده باعث وخامت اوضاع زیست محیطی کوه دماوند شده است. اما اخیرا جدای از اوضاع نابسامان دماوند، عده ای سودجو در حال ماهیگیری از این آب گل آلود هستند. سودجویانی که با دست اندازی بر این کوهِ سرمایه ملیِ کشور که متعلق به همه‌ی مردم است در اقدامی خودسر و خلاف قانون اقدام به ایجاد سدی برای عبور و مرور کوهنوردان کردند. سدی که به راه‌بند دماوند در ابتدای جاده خاکی جبهه جنوبی کوه دماوند معروف است. راه‌بندی که همه توضیحات و توصیفات توسعه پایدار را نقض کرده و راه را برای توسعه‌ی جیب افرادی محدود باز کرده است. راه‌بندی غیر قانونی که توسط شهرداری رینه در آن نقطه ایجاد شده و به شکل غیر قانونی اقدام به اخذ ورودی به مبلغ ۱۵۰۰۰ تومان می‌کند. مبلغی که تا به امروز مشخص نیست در کجا و چگونه خرج شده و چه نفع و سودی به حال کوهنوردان و محیط زیست دماوند داشته است. نکته جالب این‌که همین شهرداری رینه در حالی به بهانه های مختلف از جمله انتقال زباله کوهنوردان به پایین دست این مبالغ را از کوهنوردان اخذ می کند که خود زباله‌های شهر رینه را در اقدامی غیرقانونی دیگر در کوهپایه های این سرمایه ملی کشور رها می‌کند.

راهبند غیرقانونی دماوند

اخذ ورودی ۱۵۰۰۰ تومانی در مکانی با اسم کوهستان پارک قله دماوند!

photo_۲۰۱۷-۰۷-۰۸_۱۳-۳۳-۱۸

در کنار این باید مبلغ ۲۰۰ هزار تومانی رفت و برگشت از ابتدای جاده خاکی تا گوسفندسرا را که فقط خودرو‌های محلی مشخص اجازه عبور و مرور را دارند اضافه کرد و اگر در این مافیا قیمت بالا و غیرمنصفانه قاطرهای دماوند برای حمل بار به بارگاه سوم را لحاظ کنید متوجه خواهید شد که امروز صعود به بام ایران هزینه ای گزاف برای قشر کوهنورد دارد. هزینه ای که اگر صرف حفظ محیط زیست و منجر به توسعه‌ای پایدار با یک بازی دو سر برد می‌شد جای گله نبود اما این هزینه ها امروز فقط منجر به توسعه‌ی جیب عده ای مشخص شده است.

 

شاید اگر امروز آرش کمانگیر در جمع ما بود بر اثر هزینه های زیاد، غیرمنطقی و غیرقانونی کوهنوردی در دماوند قید صعود به بام ایران را می‌زد و تیرش را از کوه دیگری از چله کمان رها می کرد تا به گسترش و چاق شدن این مافیا کمک نکرده باشد.

 

امروز جامعه کوهنوردی کشور فقط یک خواسته مشخص از شهرداری رینه دارد و آن اینکه با پایان دادن به اقدامات غیر قانونی خود دماوند را رها کند تا این سرمایه ملی کشور که براساس مصوبه ۲۲۱ شورای عالی محیط زیست در ۲۱ خرداد ۱۳۸۱ به عنوان نخستین اثرطبیعی ملی کشور و جز مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان محیط زیست و در سی اُم تیر ۱۳۸۷ در فهرست آثار ملی و تحت حفاظت و اداره‌ی دولت و در عین حال نامزد اصلی ایران برای دومین اثر طبیعی جهانی جهت ثبت در میراث طبیعی یونسکو است توسط افرادی دل‌سوز و کاردان ادراه شود.

 

امروز خواسته‌ی کوهنوردان #نه_به_راهبند_دماوند است…

#نه_به_راهبند_دماوند

 

عکس ها از کانال تلگرامی امین معین (گرین مانت)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

جردن رومرو ؛ پسری با ژن کوهنوردی

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

در ورزش های مختلف همواره افرادی هستند که دست به کارهای خاص و شاخص می زنند. این افراد شاید در رشته ورزشی خود بهترین نباشند اما بی شک استثنا هستند و کوهنوردی نیز از این قاعده جدا نیست. برای این که در کوهنوردی استثنا باشی نیاز نیست که کوکوچکا یا مسنر باشی بلکه فقط کافیست “جردن رومرو” باشی تا در تاریخ کوهنوردی نامی جاودان پیدا کنی. ظاهرا کوهنوردی به طور خاص در ژن جردن رومرو است چراکه هنگامی که بسیاری از کودکان در سرتاسر دنیا مشغول بازی های کودکانه بودند، او بی وقفه و خستگی ناپذیر در حال صعود به بالاترین قلل این کره خاکی بود.

جوردن رومرو متولد ۱۹۹۶ در کالیفرنیای آمریکا است و کودکی او با کوهنوردی گره خورده است. جردن زمانی که فقط ۱۰ سال سن داشت بر بلندای بام آفریقا، کلیمانجارو ایستاد. این شروع کوهنوردی حرفه ای برای این پدیده جوان دنیای کوهنوردی بود. او در فاصله سه سال بعد کوه های آکونکاگوا در آرژانتین(قاره آمریکای جنوبی)، دنالی در آلاسکا(قاره آمریکای شمالی)، کارستنز در اندونزی(قاره اقیانوسیه) و البروس در روسیه(قاره اروپا) را صعود کرد که تا فقط با ۱۲ سال سن ۵ قله از هفت قله مرتفع هفت قاره را صعود کرده باشد.

برای اینکه نام جردن رومرو در بین کوهنوردان فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره ثبت شود دو غول دیگر را در پیش رو داشت. کوه اورست در آسیا و کوه وینسون در قطب جنوب.

امروزه علم ثابت کرده است که کوهنوردی در ارتفاعات بالا برای کودکان نه تنها مفید نیست بلکه می تواند باعث بروز آسیب های جدی در آن ها شود. جردن برای صعود به اورست دو راه داشت یا چند سال صبر کند و یا خطر کند. او گزینه دوم را انتخاب کرد و زیرنظر پزشک اختصاصی اش به همراه پدر، مادر و سه شرپای اختصاصی راهی اورست شد. او در سال ۲۰۱۰ در حالی که فقط ۱۳ سال و ۱۰ ماه و ۱۰ روز سن داشت با تلاشی تاریخی بر بلندای بام دنیا ایستاد تا تبدیل به جوان ترین فاتح تاریخ کوه اورست شود. جردن رومرو در حالی به اورست صعود کرد که شکسته شدن رکوردش بسیار بعید به نظر می رسد. رکورد قبلی متعلق به دخترنپالی به نام مینگ کیپا بود که در سال ۲۰۰۳ با ۱۵ سال سن به اورست صعود کرده بود.

اما برای رومرو این پایان کار نبود. او سال بعد راهی قطب جنوب شد و با صعود به کوه وینسون تبدیل به جوان ترین فاتح هفت قله ی هفت قاره شد.

جوردن رومرو دو کتاب از داستان صعودش به اورست را به چاپ رسانده است. این استثنای کوهنوردی هم اکنون ۲۱ سال سن دارد و پروژه بعدی او صعود به ۵۰ قله مرتفع ۵۰ ایالت آمریکا است.

منبع: ویکی پدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

فانی بولاک ورکمن ؛ مادر کوهنوردی نوین

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

در زمانی که بسیاری از زنان دنیا حتی از ابتدایی ترین حقوق خود نیز برخوردار نبودند فقط یک اسطوره می توانست دست به انجام چنین ماجراجویی های بزرگی بزند. اسطوره ای به نام “فانی بولاک ورکمن” ، در زمانی که کوهنوردی حتی برای مردان نیز مشکل بود او به عنوان یک زن با سفر به دورافتاده ترین و بلندترین منطقه دنیا از کوه هایی بالاتر از توان و اراده ی مردان اروپایی و آمریکایی بالا رفت و نامش را در تاریخ کوهنوردی دنیا به عنوان مادر کوهنوردی نوین و اولین زن کوهنورد در ارتفاعات بالا جاودان کرد.

فانی بولاک ورکمن کاشف ، ماجراجو ، سایکل توریست ، جغرافی دان ، نویسنده و کوهنورد متولد ۸ ژانویه ۱۸۵۹ در ماساچوست آمریکا است. بسیاری او را مادر کوهنوردی نوین دنیا می دانند و بدون شک او اولین زنی است که به طور حرفه ای اقدام به کوهنوردی در ارتفاعات بالای ۵۰۰۰ متر کرد.

او از تمام سفرهای خود یادداشت برداری می کرد و از او کتاب هایی زیادی به یادگار مانده است. وی یکی از فعالان حقوق برابر و حق رای برای زنان بود.

فانی بولاک در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمد و پس گذران دوران تحصیل با ویلیام ورکمن ازدواج کرد. این زوج بعد از ازدواج با سرمایه گذاری خود، عازم سفری طولانی با دوچرخه به دور دنیا شدند. سوئیس، ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، الجزایر و هندوستان نقاطی بودند که این زوج با دوچرخه به آنها سفر کردند.

آنها دو سال و نیم در هندوستان با دوچرخه سفر کردند تا اینکه با هیمالیا و قراقروم آشنا شدند و فانی ورکمن با مشاهده این ارتفاعات بکر و سر به فلک کشیده، شیفته ی کوهنوردی شد. این زوج در طول مدت ۱۴ سال، ۸ بار برای کوهنوردی وارد هیمالیا و قراقروم شدند و فانی بولاک ورکمن به عنوان یک زن کوهنورد، بسیاری از رکوردهای کوهنوردی دنیا را به نام خود ثبت کرد. در هر سفر آنها نه تنها به کوهنوردی در منطقه می پرداختند بلکه کار بررسی، نقشه برداری، عکاسی و گزارش نویسی از منطقه را انجام می داند و در طول سال بعد با این گزارش ها هدف بعدی سفر خود را بررسی و انتخاب می کردند.

فانی در اولین سفرش به قراقروم در سال ۱۸۹۹ تصمیم به صعود یخچال بایفو را گرفت اما شکاف های یخی و آب و هوای نامناسب هدف او را به سمت یخچال اسکورو تغییر داد. وی با صعود به قله ۵۷۰۰ متری که اسم پسرش را بر روی آن نهاد، رکورد بالاترین ارتفاعی که یک زن کوهنورد تا آن زمان به آن رسیده است را به دست آورد. آن ها در ادامه اکسپدیشن به قله ۵۹۳۰ متری صعود کرند که نام فانی بولاک ورکمن بر روی این کوه گذاشته شد. فانی بولاک در گزارش صعود خود از دیدن منظره خیره کننده کوه k2 خبر داد. به احتمال زیاد خانم فانی بولاک اولین زنی است که موفق به دیدن کوه k2 شده است.

در ادامه اکسپدیشن خانم بولاک به قله ی ۶۴۰۰ متری صعود کرد و سومین رکورد ارتفاع را به نام خود ثبت کرد. فانی در این سفر با چالش های زیادی همراه بود، مشکلات ارتفاع زدگی برای باربرها ، آب و هوای نامناسب و دمای زیر صفر، اما او جسور ، بی باک و با قدرت به راهش ادامه داد و در آن سال هایی که شاید ساده ترین ابزار های کوهنوردی وجود نداشت توانست به چنین قله هایی در یکی از دورافتاده ترین نقاط دنیا صعود کند.

 

fanny_bullock_workman_d_1922

در سال ۱۹۰۲ خانم فانی بولاک به هیمالیا سفر کرد و به اکتشاف یخچال چوگولونگما پرداخت. آب و هوا و بادهای بسیار شدید باعث نیمه کاره ماندن این سفر شد.

در سال ۱۹۰۳ فانی بولاک به کوه اسپانتیک رفت و توانست در تلاشی خیره کننده تا ارتفاع ۶۸۷۸ متری صعود کند و رکورد دیگری از خود بر جای بگذارد.

در سال ۱۹۰۶ خانم فانی بولاک در سن ۴۷ سالگی با سفر به لبه غربی هیمالیا موفق شد قله ۷۰۹۱ متری Pinnacle Peak را صعود کند و بزرگترین دستاورد تاریخ کوهنوردی خود را انجام دهد. فانی بولاک اولین زنی بود که به ارتفاع بالای ۷۰۰۰ متر رسید و رکورد او تا سال ۱۹۳۴ پابرجا بود.

fannybullockworkmanvoteswomen

خانم ورکمن و روزنامه ای در حمایت از حق رای زنان – سفر اکتشافی هیمالیا

در اوایل قرن بیستم فانی بولاک معروف ترین کوهنوردی زن در سرتاسر دنیا بود. او ثابت کرد که زنان می توانند به دورافتاده ترین نقاط این سیاره خاکی سفر و بالاترین قلل دنیا را پا به پای مردان صعود کنند. فانی بولاک به جهانیان نشان داد که کوهنوردی فارغ از جنسیت است. بی شک او پیش گام در کوهنوردی نوین زنان و مادر کوهنوردی دنیا است. فانی بولاک بعد از سفرهایش در بسیاری از دانشگاه های مطرح دنیا سخنرانی و مدال های افتخار و شجاعت بسیاری را تصاحب کرد.

فانی بولاک ورکمن در سال ۱۹۲۵ و در سن ۶۶ سالگی در شهر کن فرانسه دیده از جهان فرو بست.

منبع

wikipedia

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

۴۸ متر کوتاه تر ؛ کوه گیاچونگ کانگ

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین همه کوه های دنیا فقط ۱۴ قله ارتفاعی بالای هشت هزار متر دارند. این چهارده قله که به “هشت هزاری ها” معروفند ، از حدود یک قرن پیش تا کنون مورد توجه بسیاری از کوهنوردان و ماجراجویان در سرتاسر دنیا هستند تا با انجام کارهای نو و خاص بر روی این چهارده کوه نام خود را در تاریخ جاودان کنند.

همه کوهنوردان ارتفاع بلند برای پربار کردن رزومه ورزشی خود ترجیح می دهند بر روی یکی از این چهارده کوه تلاش کنند و کوه های هفت هزاری کمتر مورد توجه هستند. گرچه راه صعود به هشت هزاری ها از کوه های هفت هزار متری می گذرد اما تعداد کوه های هفت هزار متری که مورد توجه کوهنوردان دنیاست چندان زیاد نیست و در نهایت همه توجه کوهنوردان به همان ۱۴ کوه هشت هزاری معطوف می شود.

تقریبا همه کسانی که با کوهنوردی سر و کار دارند نام این چهارده قله را مرتب در اخبار و متون کوهنوردی می شنوند اما کمتر کسی است که نامی از کوه “گیاچونگ کانگ” شنیده باشد.

کوه گیاچونگ کانک مرتفع ترین کوه در حد فاصل کوه اورست و چوآیو و در مرز بین نپال و تبت قرار دارد. این کوه با ارتفاع ۷۹۵۲ متر فقط به اندازه ۴۸ متر تا ورود به هشت هزاری ها فاصله دارد. ۴۸ متری که سرنوشت این کوه را عوض کرد تا فقط تعداد تلاش های محدودی روی این کوه صورت گیرد در حالیکه کوه شیشاپانگما با فقط ۷۵ متر ارتفاع بیشتر، هر سال تعداد زیادی کوهنورد و شرپا را در کمپ اصلی خود پذیرایی می کند و حدود ۴۰۰ صعود موفق در آن به ثبت رسیده است اما در این میان کمتر کوهنوردی به جهت این اختلاف ارتفاع برای صعود گیاچونگ کانگ تلاش کرده است. گیاچونگ کانک مرتفع ترین کوه هفت هزاری دنیا و پانزدهمین قله دنیا است .

himalaya_annotated

موقعیت قرارگیری کوه گیاچونگ کانگ در منطقه هیمالیا بین دو کوه چوآیو و اورست – عکس از ایستگاه فضایی بین المللی

اولین صعود این کوه در سال ۱۹۶۴ انجام شد و رخ شمالی آن اولین بار در سال ۱۹۹۹ صعود شد.

منبع: صفحه ویکیپدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

هفت شهر مرتفع جهان

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

مانند بسیاری از باکتری های میکروسکوپی که در شرایط دشوار و محیط هایی که امکان حیات وجود ندارد ، شروع به رشد و تکثیر می کنند , انسان نیز در شرایط مختلف و سخت شروع به رشد و تکامل کرده است. قانون برای همه جانداران ساده و یکسان است. اگر می خواهی زنده بمانی از شرایط سخت موجود “قوی تر” باش و با همین قانون غریزی تکامل بشر در طول هزاران سال از صحراهای سوزان جهان تا یخ های منجمد قطبی ، شکل گرفت.

در این بین برخی از جوامع تکاملشان برای بهتر زیستن در نقاط مرتفع دنیا بود. در کوه های خشنی که در حالت عادی امکان زیستن دائمی وجود ندارد. اما قانون ساده ی “بقا” باعث رشد انسان در این نقاط شد و جوامع به تدریج بزرگ و بزرگ تر شدند تا اینکه شهرهایی در ارتفاعات شکل گرفتند. برخی از این شهرها ارتفاعشان به قدریست که افراد عادی سایر نقاط زمین قادر به زندگی کردن در آنها نیستند.

امروزه حدود ۱۴۰ میلیون انسان بر روی کره زمین به طور دائم در ارتفاعی بالای ۲۵۰۰ متر زندگی می کند.

عمده این شهرها در رشته کوه هیمالیا و رشته کوه بزرگ آند قرار دارند. در نوشتار زیر شما را با هفت شهر مرتفع دنیا بیشتر آشنا خواهیم کرد ، هفت شهری که همه آنها ارتفاعی بالاتر از ۳۰۰۰ متر را دارند.
شماره هفت

شهر لهاسا Lhasa

lhasa-36

 

لهاسا مرکز ایالت خودمختار تبت و دومین شهر بزرگ فلات تبت است. این شهر ۵۵۰،۰۰۰ نفری در ارتفاع ۳۶۰۰ متری قرار دارد. بعد از اشغال لهاسا توسط نظامیان جمهوری خلق چین ، از آن بعنوان مرکز استان تبت یاد می شود.

عمده شهرت لهاسا به دلیل وجود مهمترین مراکز فرهنگی بوداییان در این شهر است.
شماره شش

شهر ارورو Oruro

oruro-26

ارورو یکی از شهرهای کشور بولیوی است که در ابتدای سالهای ۱۶۰۰ میلادی اردوگاه معدنچیان نقره بود. این شهر ۲۴۰،۰۰۰ نفری در ارتفاعی بالاتر از ۳۷۰۰ متر قرار دارد. هم اکنون از معادن ارورو قلع استخراج می شود . در سالیان گذشته معدن قلع ارورو مهمترین معدن قلع دنیا بود اما هم اکنون میزان قلع استخراجی از آن نیز رو به کاهش است.
شماره پنج

شهر جولیاکا Juliaca

juliaca-26

جولیاکا بزرگترین شهر محدوده جنوب شرقی کشور پرو است. این شهر با ارتفاع ۳۸۲۵ متری یکی از مراکز اقتصادی و شاهراه های ترانزیتی مهم کشور پرو است. جولیاکا جمعیتی معادل ۲۳۰،۰۰۰ نفر دارد.
شماره چهار

شهر شیگاتسه Shigatse

shigatse-26

شهر شیگاتسه دومین شهر بزرگ در منطقه خود مختار تبت در جمهوری خلق چین است. این شهر ۱۰۰،۰۰۰ نفری در ارتفاع ۳۸۴۰ متری و در بین دو رود سانگپو و نیانگ در غرب تبت واقع است و یکی از شهرهای مهم و بزرگ منطقه خود مختار تبت تلقی می شود.

شهر شیگاتسه بر روی زمینی کاملا مسطح  بنا نهاده شده بطوریکه از اطراف توسط کوه های مرتفع تر احاطه شده است.
شماره سه

شهر پوتوسی Potosi

potosi-36

پوتوسی یکی دیگر از شهرهای مرتفع دنیاست که در کشور بولیوی و در رشته کوه آند واقع شده است. این شهر با ارتفاعی معادل ۴۰۹۰ متر در ابتدا یک اردوگاه برای معدنچیان نقره بود اما در طول زمان رشد کرد و هم اینک با جمعیت ۲۴۰،۰۰۰ نفری از شهرهای مهم بولیوی محسوب می شود.

یکی دیگر از شهرت های این شهر رصد خانه تاریخی ای است که در قله ۴۸۲۴ متری مجاور شهر قرار دارد.

پوتوسی در گذشته یکی از مستعمره های اسپانیا بود و در حد فاصل سالهای ۱۵۵۶ تا ۱۷۸۳ حدود ۴۵،۰۰۰ تن نقره خالص از پوتوسی به اسپانیا منتقل شد. معدن کاری گسترده حتی باعث شد که ارتفاع قله مجاور شهر چند صد متر کوتاه تر شود.

در حدود سال ۱۶۲۰ این شهر یکی از ثروتمند ترین شهرهای دنیا بود تا اینکه در سال ۱۸۰۰ نقره ذخیره شده در کوه های پوتوسی تمام شد و هم اینک این شهر از معادن مهم قلع در دنیا می باشد.

کارگران معادن پوتوسی به دلیل شرایط سخت کاری امید به زندگی بسیار پایینی دارند و بسیاری از آنها حتی بیش از ۴۰ سال عمر نمی کنند.
شماره دو

شهر ال آلتو El Alto

el-alto-12

ال آلتو یکی از کلان شهرهای بولیوی و شهری بزرگ با اقتصادی رو به رشد با جمعیت ۱٫۱ میلیون نفری است. این شهر که در ارتفاع ۴۱۵۰ متری در کوهستان آند واقع شده است زمانی یکی از شهرهای کوچک بولیوی بود که به مرور رشد کرد و امروزه می توان گفت ال آلتو مرتفع ترین کلان شهر دنیاست.

ال آلتو در ابتدا یکی از شهرهای حومه شهر لاپاز(پایتخت سیاسی بولیوی) بود اما از ابتدای قرن بیستم رشد این شهر آغاز شد تا اینکه در دهه ۸۰ میلاذی سرانجام از لاپاز جدا  و یک شهر جدا در نظر گرفته شد.
شماره یک

شهر لا رینکونادا La Rinconada

la-rinconada-26

شهر لارینکونادا در کشور پرو و در رشته کوه آند بی شک مرتفع ترین شهر مسکونی جهان است. این شهر که در ارتفاع ۵۱۰۰ متری از سطح آبهای آزاد شکل گرفته در ابتدا اردوگاه موقت معدنچیان طلا بوده که به مرور زمان بزرگ و بزرگ تر شده است. با اینکه امروزه جمعیتی حدود ۵۰،۰۰۰ نفر در این شهر زندگی می کنند و همچنین با وجود معادن طلا در کوه های اطراف ، اما وضع زندگی ساکنان آن بسیار اسفناک است.

این شهر هیچ لوله کشی و سیستم دفع فاضلابی ندارد ، آبهای زیر زمینی آلوده شده اند و وضع معیشتی مردم آن چندان مناسب نیست. اما وجود معادن طلا باعث شده مردها همچنان به زندگی در این نقطه ی مرتفع و با شرایط سخت ادامه دهند.

حتی نوع پرداخت به معدنچیان نیز با سایر نقاط دنیا متفاوت است. در اینجا معدنچیانی که اغلب از راههای دور به اینجا مهاجرت می کنند ۳۰ روز کاری بدون هیچ پرداختی کار می کنند و در روز سی و یکم به جای دستمزد اجازه دارند از سنگ های طلا برای خود استفاده کنند.

 

منبع

www.amusingplanet.com

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه ۷۰ کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال ۱۹۷۸ بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه ۱۹۸۰ توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ موفق شدند ۷ قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال ۱۹۸۰(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال ۱۹۸۴

دائولاگری در سال ۱۹۸۵

چوآیو در سال ۱۹۸۵

کانگچن چونگا در سال ۱۹۸۶

آناپورنا در سال ۱۹۸۷

لوتسه در سال ۱۹۸۸(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با ۴ صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با ۳ صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال ۲۰۰۵ حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال ۲۰۰۵ سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال ۲۰۰۹ سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال ۲۰۱۱ بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم ۲ را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم ۲٫

در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم ۱ و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا ۱۲ قله از ۱۴ قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال ۲۰۱۶ کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم ۲

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

دماوند ؛ دوازدهمین کوه مستقل دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

ارتفاع سنجی یکی از بحث های مهم در مباحث علوم مهندسی ، ناوبری و ورزشی است. زمانیکه صحبت از ارتفاع می شود دو فاکتور اصلی را شامل می شود.

ارتفاع مطلق که شامل ارتفاع یک منطقه یا عارضه از سطح آب های آزاد است و ارتفاع نسبی که فاکتوری مهم در کوهنوردی و ورزش های کوهستانی است.

ارتفاع نسبی یا به انگلیسی Prominence کمیتی است که نشان دهنده برجستگی و وجه تمایز یک کوه و قله نسبت به اطراف خود است. تعریف های مختلفی برای اتفاع نسبی و نحوه اندازه گیری آن وجود دارد که هر یک در نهایت به یک عدد واحد می رسند:

  • به یال های بین دو قله مجاور، خط الراس گفته می شود. پست ترین نقاط روی خط الراس ها را گردنه یا زین اسبی می گویند. به مرتفع ترین گردنه ی یک قله “گردنه کلیدی” گفته می شود. بر این اساس ارتفاع نسبی یک قله برابر است با اختلاف ارتفاع بین گردنه کلیدی تا قله کوه
  • اگر فرض کنیم آب دریا به حدی بالا بیاید که قله مورد نظر کاملا از ارتفاعات اطرافش مستقل شود ، ارتفاع نسبی همان ارتفاع کوه از سطح فرضی آب است. بر اساس این تعریف گردنه کلیدی آخرین نقطه ای است که قبل از تبدیل قله به یک جزیره مستقل به زیر آب خواهد رفت.
  • اگر ارتفاع نسبی یک کوه n متر باشد ، برای رسیدن به قله ای دیگر از روی قله مورد نظر ابتدا باید به اندازه n متر ارتفاع کم کرد.
  • کوه ها در نقشه های توپوگرافی به شکل مجموعه ای از منحنی های تراز هستند که همدیگر را هرگز قطع نمی کنند. ارتفاع نسبی قله برابر است با اختلاف ارتفاع نوک قله با کم ارتفاع ترین منحنی تراز احاطه کننده این کوه در نقشه توپوگرافی به طوریکه این منحنی تراز قله ی دیگری را احاطه نکرده باشد.

همه تعاریف بالا به یک عدد واحد برای ارتفاع نسبی کوه ها ختم می شوند. در کوهنوردی ارتفاع نسبی فاکتوری مهم برای یک کوه است. هرچه ارتفاع نسبی یک کوه کمتر باشد آن کوه یا یک قله فرعی و یا یک کوه غیر مستقل است و کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. همینطور بر عکس ، ارتفاع نسبی بالا برای یک کوه نشان دهنده این است که قله مورد نظر دارای اهمیت صعود است و بعنوان یک برجستگی متمایز و مشخص از فاصله های دور قابل تشخیص و مشاهده است.

طبق قرار داد های بین المللی ارتفاع نسبی کوه اورست بعنوان بلندترین نقطه زمین برابر با ارتفاع مطلق خود یعنی ۸۸۴۸ متر است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی قله جنوبی اورست با ارتفاع مطلق ۸۷۴۹ متر برابر با ۱۱ متر است. همینطور ارتفاع نسبی کوه لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا با ارتفاع مطلق ۸۵۱۶ متر برابر با ۶۱۰ متر است.

کوه k2 با ارتفاع مطلق ۸۶۱۱ متر که دومین کوه مرتفع دنیاست دارای ارتفاع نسبی ۴۰۱۷ متری است که نشان دهنده ی برجسته و متمایز بودن این کوه نسبت به کوه های اطراف خود است.

نکته جالب توجه و دارای اهمیت در فهرست کوه های مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی ، جایگاه دوازدهم دماوند در این فهرست است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی کوه ۵۶۱۰ متری دماوند برابر با ۴۶۶۷ متر یعنی بالاتر از کوه های k2 , نانگاپاربات ، کانگجن چونگا و بسیاری از کوه های مرتفع دیگر است که از این نظر نشان دهنده برجستگی توده آتشفشانی دماوند نسبت به زمین های اطراف خود است که دلیل اصلی دیده شدن کوه دماوند از فاصله های بسیار دور نیز همین ارتفاع نسبی بالای دماوند است.

در این فهرست دماوند پس از کوه های اورست ، آکانکاگوآ در آرژانتین ، دنالی در آمریکا ، کلیمانجارو در تانزانیا ، وینسون در قطب جنوب ، البروس در روسیه ، مون بلان در آلپ ، دوازدهمین کوه برجسته و مستقل دنیاست.

دماوند

دماوند ؛ دوازدهمین برجستگی یا کوه مستقل دنیا – عکس از مسعود فرح بخش

منبع:

۱۲۵ کوه مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

روز توچال و روزهای مشابه ؛ آری یا خیر؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

(به مناسبت جمعه آخر تابستان)

در روز های اخیر خبرهایی از گرامی داشت “روز توچال” در فضای مجازی به سرعت در حال انتشار است و دست اندر کاران موضوع سعی در برپایی و گرامی داشت این روز بر روی قله توچال هستند.
اما آیا این روز و این نوع حرکت ها برای توچال و کوهنوردی مفید است یا خیر؟

۱۳ تیر هر سال مصادف است با روز دماوند اما چرا باید روزی به اسم دماوند داشته باشیم و در این روز چه اتفاقی می افتد؟

دماوند از این جهت روزی در تقویم به خود اختصاص داده که بعنوان اصلی ترین نماد طبیعی سرزمین ایران و بلند ترین کوه ایران مطرح می شود. حتی تلاش ها برای ثبت جهانی دماوند زیبا در میراث جهانی یونسکو نیز ادامه دارد. اما توچال کوهیست که تنها وجه تمایز آن نزدیکی به پایتخت است و حتی بلندترین کوه استان تهران نیز نیست. همینطور روز توچال نیز برخلاف روز دماوند ، رسمی نیست و در هیچ تقویمی به ثبت نرسیده.

در روز دماوند که در ۱۳ تیر یا جمعه نزدیک به این تاریخ برگزار میشود مراسمی در شهر رینه اجرا می شود که در آن با حضور صدها و هزاران نفر از علاقه مندان به کوه دماوند در عرصه های مختلف به معرفی طبیعت ، فرهنگ و تاریخ دماوند پرداخته می شود.

در این تاریخ اتفاق زیبایی رخ می دهد، در ۱۳ تیر صد ها نفر از علاقه مندان به کوه دماوند صعود “نمی کنند” ، آنها در شهر رینه بر روی صندلی می نشینند و از دماوند صحبت می کنند.

اینروزها همگان به این موضوع واقفند که حضور با تعداد بالا در هر اکوسیستمی با هر نوع رفتار و منشی منجر به تخریب و عدم تعادل در آن اکوسیستم می شود.

با تمام این اوصاف این روز ها صحبت از حضور صدها نفری در کوه به شدت آسیب پذیری مثل توچال است. فرسایش خاک در توچال و گسترش پاکوب های مسیر در آن چنان زیاد است که شاید با کمتر کوهی در ایران بتوان مقایسه کرد.

از جهتی حال که روزی غیر رسمی به نام توچال به وجود آمده احتمال این وجود دارد که سایر کوه ها و مناطق بکر استان های ما نیز “روز” پیدا کنند و در نتیجه برای گرامیداشت آن روز بخصوص ، با هجوم گردشگران و کوهنوردان و در نتیجه تخریب های جبران ناپذیر در آنها مواجه شویم و این به ضرر طبیعت ایران و به ویژه اکوسیستم کوهستانی خواهد بود.

به امید روزی که مسئولانه سفر کنیم و آسیب هایی که به طبیعت وارد می کنیم را درک و از آن اجتناب کنیم.

کوه هایی مثل توچال و دماوند نزد ما به امانت هستند آنها را زیبا و سالم به همراه پوشش گیاهی و حیات وحشش به نسل های بعدی تحویل دهیم.

بیانیه وبسایت بام ایران در پاسخ به جمع آوری زباله های مسیر توچال و عدم تخریب در صعود با تعداد بالا توسط کوهنوردان به مجریان این روز:

دوستان عزیزم باور کنید تخریب فقط آشغال ریختن نیست

آلودگی صوتی صدها کوهنورد یعنی تخریب یعنی تنش و استرس بین جانداران بخصوص پرندگان

آلودگی تصویری ناشی از حضور تعداد بالا برابر است با تخریب و تنش بین حیات وحش نیمه جان توچال

قدم گذاشتن با تعداد بالا یعنی تخریب خاک ، فرسایش خاک چه کسی گفته در ارتفاعات بالا پوشش گیاهی وجود ندارد از ارتفاع ۲۵۰۰ تا خود قله پوشش گیاهی استپی وجود دارد و اگر خاک فرسوده شود که بسیار شده است پوشش گیاهی که بسیار ارزشمند است وجود نخواهد داشت.

نگاه به پاکوب های توچال بیندازید در قسمت هایی از خیابان های تهران گسترده تر شده اند

دفع فضولات انسانی به مقدار زیاد یعنی تخریب یعنی آلودگی محیط آلودگی خاک آلودگی آب های زیر زمینی

چه خواسته و چه ناخواسته تمامی این تخریب ها در حضور زیاد، اجتناب ناپذیر خواهد بود

گاهی غرور بی جایمان را باید زیر پا بگذاریم و کمی واقع بین باشیم صعود های با تعداد بالا در هر نقطه از طبیعت ایران که به شدت آسیب پذیر است امری نکوهیده است .

چنین تصمیماتی که از روی احساس گرفته شده هیچ توجیه زیست محیطی ندارد . امیدوارم متولیان این حرکت روزی متوجه اشتباهی که در حق توچال کردند بشوند .

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران
www.5610m.com

همچنین مطلب زیر را در وبسایت کوهنامه مطالعه کنید

متن وبسایت کوهنامه در مورد روز توچال

رفتار گردشگران در جوامع روستایی

نویسنده: مسعود فرح بخش

امروزه با صنعتی شدن شهرها و زندگی یکنواخت و روزمره مردم و همینطور با پیشرفت صنعت گردشگری شاهد این هستیم که بسیاری از مقاصد سفرها در جوامع کوچک روستایی خلاصه می شوند. حتی اگر قصد سفر به مناطق طببعی بکر و دور از دسترس مانند انواع سفرهای کوهنوردی و ماجراجویانه بود به ناچار باید از جوامع روستایی عبور کرد و برای مدتی در این مکان ها به همراه مردمانش سپری کرد.

در این بین هر روستایی در کشور بسته به شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود دارای فرهنگ و رفتار خاص خود است که شناخت و درک آن برای هر گردشگری واجب و حیاتی است.

به دلیل عدم توجه گردشگران و عدم شناخت و آگاهی آنان از جوامع کوچک روستایی شاهد افزایش تنش بین مردم روستاها و گردشگران هستیم. در تایید این نکته می توان تعداد روستاهایی که درب ورودی خود را به روی گردشگران بسته اند را نام برد و اینکه تعداد این روستاها رو به گسترش است.

در واقع اگر تمام نکات از جانب گردشگران رعایت شود ، روستاها و روستائیان یکی از ذینفعان اصلی صنعت گردشگری خواهند بود ، اما چه می شود که روستاییان با بستن ورودی های روستاها عطای این موضوع را به لقایش می بخشند؟

بدون شک زمانی این امر صورت می گیرد که نسبت به فرهنگ و حقوق زندگی مردم بومی بی احترامی صورت گیرد ، برای جلوگیری از این موضوع در صنعت گردشگری کدهای اخلاقی – رفتاری تعیین می شود. این کد ها مجموعه ای از معیارهای اخلاقی و رفتاری هستند که رعایت آنها باعث کاهش اثرات منفی صنعت گردشگری به هر همه ذینفعان از جمله جوامع روستایی می شود.

بنابر این در ادامه بحث برخی از کدهای اخلاقی – رفتاری گردشگران نسبت به جوامع محلی عنوان می شود تا با رعایت آنها هم آثار منفی بر این جوامع و هم از تنش های بین گردشگر و مردم محلی کاسته شود:

کدهای اخلاقی – رفتاری گردشگران در جوامع محلی

– گردشگران باید این نکته را بپذیرند که جوامع روستایی کشورمان به دلایل مختلف بسیار مذهبی و پایبند به سنت های خود هستند. گردشگران باید در هنگام سفر به مناطق روستایی این عقیده روستاییان را در درجه اول کارهای خود قرار دهند و از گردش با پوشش نا مناسب و استفاده از لباس های خلاف عرف روستاییان دوری کنند.

این یکی از مهم ترین دلیل تنش های پیش آمده بین روستاییان و گردشگران است. با توجه به تحقیقات نگارنده ، حتی این موضوع باعث بروز بد رفتاری ها و سست شدن بنیان خانواده در بین خود روستاییان می شود و اثران زیانبار بسیاری را بین روستاییان در بلند مدت ایجاد خواهد کرد.

 

– اگر زمان رسیدنتان به محیط های روستایی در صبح زود و در شب هنگام بود با کمترین آلودگی صوتی به گردش خود ادامه دهید چرا که روستاییان در طول روز بسیار پر تلاش هستند و در زمان غیر کاری دوست دارند که بدون مزاحمتی استراحت کنند.

 

– اگر در روستا جشنی برپا بود حتما از محلی ها اجازه گرفته و سپس وارد جشن شوید.

 

– اگر رسم ، مذهب و فرهنگ آن روستا با باورهای شما مغایرت داشت هرگز با روستاییان درباره آن بحث نکنید و حتی هرگز نظرتان را در روستا علنی اعلام نکنید.

 

– هرگز به کودکان روستایی کمک مالی نکنید زیرا با این کار فرهنگ تکدی گری را  رواج می دهید.

 

– کمترین اثر را از خود در محیط به جای بگذارید طوری که بعد از خروج از روستا گویی هیچ وقت در آنجا نبودید.

 

– سعی کنید قبل از سفر به روستا از کسانی که قبلا به آنجا سفر کرده اند درباره فرهنگ ، رسوم ، محیط زیست و … اطلاعات کسب کنید.

 

– اقامت گاه های روستایی دارای امکانات محدودی هستند و با هتل ها و اقامت گاه های بزرگ قابل مقایسه نیستند. هرگز کمبود ها و کاستی ها را علنی به رخ میزبان نکشید.

 

– سعی کنید همواره با خرید صنایع دستی ، محصولات کشاورزی ، محصولات دامی و … از کسب و کارهای کوچک روستایی حمایت کنید.

 

– از خرید محصولاتی که از گیاهان و حیوانات در خطر انقراض هستند امتناع کنید

 

– برای افراد محلی که در طول سفر به شما لطف می کنند هدایایی را از قبل پیش بینی کنید.

 

– ازنوشتن یادگاری در مکان های روستاییان اجتناب کنید.

 

– از ورود به باغات و ملک های شخصی و استفاده بدون اجازه از محصولات کشاورزی دوری کنید.

 

– آرامش حیات وحش را به هم نزنید.

 

– زباله های خود را مدیریت کنید.

 

– هرگز به جانوران وحشی غذا ندهید این کار باعث تغییر در رژیم غذایی آنها می شود و بعد از خروج گردشگران باعث می شود آن جانور برای به دست آوردن آن غذا وارد محیط های روستایی شود و برای خود و یا روستاییان خطر ساز باشد.

 

– هرگز بدون اجازه از روستاییان به ویژه از زنان عکاسی نکنید.

 

– در روستا از خدماتی استفاده کنید که کمترین آسیب را برای محیط زیست داشته باشد.

 

برای اطلاعات بیشتر از کدهای اخلاقی در گردشگری اینجا کلیک کنید

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است