نوشته‌ها

نسل طلایی کوهنوردی ؛ کورت دیمبرگر

نویسنده: مسعود فرح بخش

کورت دیمبرگر (kurt dimberger) کوهنورد و ماجراجوی نام آشنای اتریشی در سال ۱۹۳۲ به دنیا آمد. او که بی شک نامش در تاریخ کوهنوردی ماندگار است، با اینکه به تمام چهارده قله بالای هشت هزار متر صعود نکرد اما او به همراه هرمان بول تنها کوهنوردان دنیا هستند که توانستند برای اولین بار به دو قله هشت هزاری صعود کنند.
دیمبرگر در سال ۱۹۵۶ اولین صعود برودپیک به همراه هرمان بول و در سال ۱۹۶۰ اولین صعود داهولاگیری را به نام خود ثبت کرد. وی هم چنین تنها کوهنورد در قید حیات از بین اولین فاتحان هشت هزاری ها است.
کورت دیمبرگر هم چنین به قلل تیریچ میر، ماکالو، اورست، گاشربروم۲، مجددا برودپیک، k2 و بسیاری از قلل و دیواره های آلپ نیز صعود کرد.
او آخرین فردی بود که در کوه چگولیزا اسطوره ی کوهنوردی هرمان بول را رویت کرد.

کلنگ طلایی دوران برای کورت دیمبرگر

کورت دیمبرگر و کلنگ طلایی دوران در سال ۲۰۱۳

او یکی از دو کوهنوردی بود که در سال ۱۹۸۶ در چند حادثه k2 جان سالم به دربرد. در آن سال در مجموع ۱۳ کوهنورد در k2 کشته شدند.
کورت دیمبرگر که نویسنده ۶ کتاب کوهنوردی است هم اکنون با کمک دخترش مشغول به فیلمسازی در زمینه کوهستان و کوهنوردی است.
در سال ۲۰۱۳ او به عنوان پنجمین شخص و یکی از کوهنوردان نسل طلایی، کلنگ طلایی دوران را تصاحب کرد تا نامش برای همیشه در تاریخ کوهنوردی جهان جاودان شود.

 

منبع: wikipedia

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

این مردان خستگی ناپذیر

نویسنده: مسعود فرح بخش

انسان در هر سن و سالی می تواند به محیط کوهستان وارد شود و از زیبایی، شکوه و عظمت این محیط طبیعی لذت ببرد. در این بین کوهنوردانی هستند که ظاهرا قصد بازنشستگی ندارند و با تمام قدرت در بالاترین سطوح کوهنوردی می کنند. نمونه بارز این مردان خستگی ناپذیر دو کوهنورد نام آشنای اسپانیایی، خوان اویارزابال و کارلوس سوریا است.

این دو مرد سال ها است که بی وقفه در حال کوهنوردی در بالاترین سطح هستند. خوان اویارزابال متولد ۱۹۵۶ در باسک اسپانیا است و نویسنده چهار کتاب کوهنوردی است. اویارزابال ششمین عضو باشگاه هشت هزاری ها و سومین عضو این باشگاه با صعود به هر چهارده کوه رفیع دنیا بدون کپسول اکسیژن است. او اولین کوهنوردی است که قصد دارد برای دومین بار به چهارده قله صعود کند. صعودهای وی از سال ۱۹۸۷ در گاشربروم ۱ شروع شد و در سال ۱۹۹۹ با صعود آناپورنا وارد باشگاه هشت هزاری ها شد اما این پایان تلاش های او نبود. او در سال ها بعد به کوهنوردی ادامه داد و در سال ۲۰۱۱ با صعود لوتسه، بیست و پنجمین کوه هشت هزاری را صعود کرد و رکورد جاودانه ای از خود به جای گذاشت. اویارزابال برای اینکه دومین بار وارد باشگاه هشت هزاری شود سه کوه نانگاپاربات، شیشاپانگما و ماکالو را در پیش دارد.

مرد خستگی ناپذیر دیگر کوهنورد اسپانیایی کارلوس سوریا است. او که هم اکنون ۷۸ سال دارد تنها کوهنورد جهان است که به ۱۰ کوه هشت هزاری در سنی بالای ۶۰ سال صعود کرده است. او رکورد دار سنی صعود به قلل k2 (در ۶۵ سالگی)، برودپیک (در ۶۸ سالگی)، ماکالو (در ۶۹ سالگی)، گاشربروم۱ (در ۷۰ سالگی)، کانگچن جونگا (در ۷۵ سالگی) و آناپورنا (در ۷۷ سالگی) است.

کارلوس سوریا قصد دارد تا با صعود به دو کوه شیشاپانگما و داهولاگیری به عنوان مسن ترین فرد وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.

عکس: خوان اویارزابال(سمت راست) و کارلوس سوریا(سمت چپ)

منبع:

صفحه ویکی پدیا یک و دو

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

جردن رومرو ؛ پسری با ژن کوهنوردی

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

در ورزش های مختلف همواره افرادی هستند که دست به کارهای خاص و شاخص می زنند. این افراد شاید در رشته ورزشی خود بهترین نباشند اما بی شک استثنا هستند و کوهنوردی نیز از این قاعده جدا نیست. برای این که در کوهنوردی استثنا باشی نیاز نیست که کوکوچکا یا مسنر باشی بلکه فقط کافیست “جردن رومرو” باشی تا در تاریخ کوهنوردی نامی جاودان پیدا کنی. ظاهرا کوهنوردی به طور خاص در ژن جردن رومرو است چراکه هنگامی که بسیاری از کودکان در سرتاسر دنیا مشغول بازی های کودکانه بودند، او بی وقفه و خستگی ناپذیر در حال صعود به بالاترین قلل این کره خاکی بود.

جوردن رومرو متولد ۱۹۹۶ در کالیفرنیای آمریکا است و کودکی او با کوهنوردی گره خورده است. جردن زمانی که فقط ۱۰ سال سن داشت بر بلندای بام آفریقا، کلیمانجارو ایستاد. این شروع کوهنوردی حرفه ای برای این پدیده جوان دنیای کوهنوردی بود. او در فاصله سه سال بعد کوه های آکونکاگوا در آرژانتین(قاره آمریکای جنوبی)، دنالی در آلاسکا(قاره آمریکای شمالی)، کارستنز در اندونزی(قاره اقیانوسیه) و البروس در روسیه(قاره اروپا) را صعود کرد که تا فقط با ۱۲ سال سن ۵ قله از هفت قله مرتفع هفت قاره را صعود کرده باشد.

برای اینکه نام جردن رومرو در بین کوهنوردان فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره ثبت شود دو غول دیگر را در پیش رو داشت. کوه اورست در آسیا و کوه وینسون در قطب جنوب.

امروزه علم ثابت کرده است که کوهنوردی در ارتفاعات بالا برای کودکان نه تنها مفید نیست بلکه می تواند باعث بروز آسیب های جدی در آن ها شود. جردن برای صعود به اورست دو راه داشت یا چند سال صبر کند و یا خطر کند. او گزینه دوم را انتخاب کرد و زیرنظر پزشک اختصاصی اش به همراه پدر، مادر و سه شرپای اختصاصی راهی اورست شد. او در سال ۲۰۱۰ در حالی که فقط ۱۳ سال و ۱۰ ماه و ۱۰ روز سن داشت با تلاشی تاریخی بر بلندای بام دنیا ایستاد تا تبدیل به جوان ترین فاتح تاریخ کوه اورست شود. جردن رومرو در حالی به اورست صعود کرد که شکسته شدن رکوردش بسیار بعید به نظر می رسد. رکورد قبلی متعلق به دخترنپالی به نام مینگ کیپا بود که در سال ۲۰۰۳ با ۱۵ سال سن به اورست صعود کرده بود.

اما برای رومرو این پایان کار نبود. او سال بعد راهی قطب جنوب شد و با صعود به کوه وینسون تبدیل به جوان ترین فاتح هفت قله ی هفت قاره شد.

جوردن رومرو دو کتاب از داستان صعودش به اورست را به چاپ رسانده است. این استثنای کوهنوردی هم اکنون ۲۱ سال سن دارد و پروژه بعدی او صعود به ۵۰ قله مرتفع ۵۰ ایالت آمریکا است.

منبع: ویکی پدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

اورست ؛ جایی برای پیرمردها

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

“من عقیده دارم که سن ۸۰ سالگی برای انسان می تواند یک شروع باشد. شما برای جذاب تر شدن زندگی به یک هدف نیاز دارید و این هدف می تواند هر چیزی جز بالارفتن از یک کوه باشد”

اما برای پیرمرد هشتاد ساله ی ژاپنی این هدف برای جذاب تر شدن زندگی اش، دقیقا بالارفتن از یک کوه بود، نه یک کوه کم ارتفاع نزدیک محل زندگی اش، بلکه این کوه بام دنیا بود.

یوچیرو میورا (yuichiro Miura) در ۱۲ اکتبر ۱۹۳۲ در ژاپن به دنیا آمد. زندگی یوچیرو همواره با ماجراجویی همراه بود. وی در سال ۲۰۰۳ و در سن ۷۰ سالگی به اورست صعود کرد و تبدیل به مسن ترین فردی شد که تا آن زمان موفق به ایستادن بر بلندای بام دنیا شده است. اما این رکورد میورا کمی بعد شکسته شد ولی او تسلیم نشد. وی در سال ۲۰۰۸ مجدد به اورست رفت و در سن ۷۵ سالگی به اورست صعود کرد تا رکورد خود را پس بگیرد.در سرنوشت میورا این پایان کار نبود چراکه در همان سال و چند روز بعد از میورا، پیرمرد نپالی “مین بهادر شرچان” در حالی که فقط ۱۱۳ روز بزرگتر از میورا بود موفق به صعود اورست شد تا نامش به عنوان پیرترین فرد صعود کننده به اورست ثبت شود.

یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

انسان در طول چند دهه زندگی خود همواره به اقتضای سن، اهداف ورزشی گوناگونی در سر دارد. برخی اهداف فقط در سنین جوانی می توانند محقق شوند. اما این محدودیت ها زاده ی ذهن و تفکر انسان است و در صورت اراده کردن غیرممکنی نخواهد بود. یوچیرو میورا ورزش کردن ورای محدودیت ها را به جهانیان نشان داد و به همگان ثابت کرد که سن حتی در موفقیت ها ورزشی که نیاز به بدنی ورزیده است نیز ملاک مهمی نیست.

این پیرمرد ورزشکار و ماجراجوی ژاپنی در ۱۳ می ۲۰۱۳ و با ۸۰ سال و ۲۲۴ روز سن برای سومین بار بر بلندای بام دنیا ایستاد تا به عنوان مسن ترین فرد صعود کننده به اورست نامش در کتاب رکوردهای گینس به ثبت برسد. رکوردی که این بار شاید شکسته شدنش به سال ها زمان نیاز داشته باشد. میورا در حین فرود در سال ۲۰۱۳ دچار ضعف شدید شد و از کمپ پیشرفته ABC در ۶۵۰۰ متری تا کمپ اصلی را به وسیله بالگرد طی کرد.

یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

اما شهرت میورا فقط به رکورد سنی او بر روی اورست خلاصه نمی شود. میورا در سال ۱۹۷۰ و با اسکی از گردنه جنوبی اورست و طی ارتفاعی عمودی ۲۰۰۰  متری در زمان ۲ دقیقه و ۲۰ ثانیه، تبدیل به اولین فرد تاریخ شد که در اورست اسکی کرد. در سال ۱۹۷۰ هدف اصلی ژاپنی ها اسکی در اورست بود. در اکسپدیشن اسکی ژاپنی ها در آن سال ۶ نفر جان خود را از دست دادند اما میورا سرانجام موفق به این کار شد.

از اسکی میورا فیلم مستندی به نام “مردی که در اورست اسکی کرد” ساخته شد. این فیلم مستند اولین فیلم ورزشی است که برنده جایزه اسکار شده است.

یوچیرو در خانواده ای کاملا ورزشکار رشد کرد. پدر وی کیزو میورا (keizo miura) مر%D

صعود زمستانی به k2 ؛ شاید وقتی دیگر

نویسنده: مسعود فرح بخش

در ۲ فوریه ۲۰۱۱ کوه گاشربروم ۲ برای اولین بار توسط سیمون مورو، دنیس اروبکو و کوری ریچاردز در زمستان صعود شد.
گاشربروم ۲ اولین کوه هشت هزاری پاکستان بود که بعد از تلاش های زیاد سرانجام در سال ۲۰۱۱ صعود شد.

اولین تلاش زمستانی موفق بر روی ۱۴ کوه هشت هزاری در سال ۱۹۸۰ و بر روی اورست توسط اکسپدیشن لهستانی ها انجام شد و تا سال ۲۰۰۵ و صعود زمستانی کوه شیشاپانگما تمامی کوه های هشت هزاری که در جایی غیر از پاکستان (چین، تبت و نپال) بودند صعود شدند.
صعود زمستانی گاشربروم ۲ در واقع هموارکننده ی راه صعود به سایر هشت هزاری های پاکستان بود چراکه سال بعد و در زمستان ۲۰۱۲ کوه گاشربروم۱ و در ۲۰۱۳ کوه برودپیک و در ۲۰۱۶ کوه نانگاپاربات که همگی در پاکستان هستند، در زمستان صعود شدند.

اما سرنوشت برای یکی از کوه های هشت هزاری پاکستان متفاوت تر از بقیه است. کوه k2 آن قدر با ابهت و ترسناک است که فکر صعود زمستانی آن حتی به سر کسی نزند. تا کنون ۳ تلاش زمستانی بر روی این کوه باشکوه انجام شده است که هر سه ناموفق بودند.

اولین زمزمه صعود زمستانی به k2 در سال ۱۹۸۳ توسط آندری زاوادا به وجود آمد. اما زاوادا موفق نشد بودجه لازم برای تلاش لهستانی ها را کسب کند و این اکسپدیشن به چند سال بعد موکول شد. اولین تلاش برای صعود زمستانی k2 در سال ۱۹۸۷-۸۸ توسط یک گروه بزرگ بین المللی به سرپرستی آندری زاوادا انجام شد و نتیجه آن صعود تا ارتفاع ۷۳۰۰ متری بود. ۱۳ مرد لهستانی به همراه ۷ کانادایی و ۴ بریتانیایی از اعضای این اکسپدیشن بودند که در طی ۳ ماه تلاش فقط ده روز هوای خوب را تجربه کردند.
تلاش دوم بین المللی بر روی k2 در زمستان ۲۰۰۳-۴ بود که این تلاش به صعود تا ارتفاع ۷۶۵۰متری توسط کوهنورد قزاق دنیس اوروبکو انجامید. این تلاش از رخ شمالی کوه در چین انجام شد و کریستف ویلیچکی سرپرست تیمی بود گه مردانی از لهستان، قزاقستان و اوکراین او را همراهی می کردند.
تلاش سوم توسط اکسپدیشن تیم روسیه و در سال ۲۰۱۱-۱۲ برروی این کوه انجام شد که نتیجه آن صعود تا ارتفاع ۷۲۰۰ متری و مرگ یکی از اعضای تیم بود. این صعود از مسیر آبروزی انجام شد.

حال باید دید این کوهستان وحشی سرانجام در چه سالی در زمستان بر زیرپای کوهنوردان ماجراجو قرار می گیرد. در زمستان ۲۰۱۷-۱۸ در اکسپدیشن بین المللی تعدادی از باتجربه ترین کوهنوردان زمستانی کار هیمالیا به سرپرستی کریستف ویلیچکی برای صعود زمستانی k2 تلاشی دیگر را آغاز خواهند کرد. تلاشی که شاید آخرین غیر ممکن موجود در تاریخ هشت هزاری ها را ممکن کند و شاید صعود این سخت ترین کوه دنیا به وقتی دیگر موکول شود.

 

منبع: altitudepakistan

عکس: اولین اکسپدیشن زمستانی بر روی k2 در سال ۱۹۸۷/۸۸

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

۴۸ متر کوتاه تر ؛ کوه گیاچونگ کانگ

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین همه کوه های دنیا فقط ۱۴ قله ارتفاعی بالای هشت هزار متر دارند. این چهارده قله که به “هشت هزاری ها” معروفند ، از حدود یک قرن پیش تا کنون مورد توجه بسیاری از کوهنوردان و ماجراجویان در سرتاسر دنیا هستند تا با انجام کارهای نو و خاص بر روی این چهارده کوه نام خود را در تاریخ جاودان کنند.

همه کوهنوردان ارتفاع بلند برای پربار کردن رزومه ورزشی خود ترجیح می دهند بر روی یکی از این چهارده کوه تلاش کنند و کوه های هفت هزاری کمتر مورد توجه هستند. گرچه راه صعود به هشت هزاری ها از کوه های هفت هزار متری می گذرد اما تعداد کوه های هفت هزار متری که مورد توجه کوهنوردان دنیاست چندان زیاد نیست و در نهایت همه توجه کوهنوردان به همان ۱۴ کوه هشت هزاری معطوف می شود.

تقریبا همه کسانی که با کوهنوردی سر و کار دارند نام این چهارده قله را مرتب در اخبار و متون کوهنوردی می شنوند اما کمتر کسی است که نامی از کوه “گیاچونگ کانگ” شنیده باشد.

کوه گیاچونگ کانک مرتفع ترین کوه در حد فاصل کوه اورست و چوآیو و در مرز بین نپال و تبت قرار دارد. این کوه با ارتفاع ۷۹۵۲ متر فقط به اندازه ۴۸ متر تا ورود به هشت هزاری ها فاصله دارد. ۴۸ متری که سرنوشت این کوه را عوض کرد تا فقط تعداد تلاش های محدودی روی این کوه صورت گیرد در حالیکه کوه شیشاپانگما با فقط ۷۵ متر ارتفاع بیشتر، هر سال تعداد زیادی کوهنورد و شرپا را در کمپ اصلی خود پذیرایی می کند و حدود ۴۰۰ صعود موفق در آن به ثبت رسیده است اما در این میان کمتر کوهنوردی به جهت این اختلاف ارتفاع برای صعود گیاچونگ کانگ تلاش کرده است. گیاچونگ کانک مرتفع ترین کوه هفت هزاری دنیا و پانزدهمین قله دنیا است .

himalaya_annotated

موقعیت قرارگیری کوه گیاچونگ کانگ در منطقه هیمالیا بین دو کوه چوآیو و اورست – عکس از ایستگاه فضایی بین المللی

اولین صعود این کوه در سال ۱۹۶۴ انجام شد و رخ شمالی آن اولین بار در سال ۱۹۹۹ صعود شد.

منبع: صفحه ویکیپدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

باشگاه هشت هزاری ها

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین هزاران کوه سرتاسر زمین فقط چهارده تای آنها به هشت هزاری ها معروف هستند. چهارده کوه مستقل زمین که ارتفاعشان از سطح دریا به بیش از ۸۰۰۰ متر می‌رسد. این کوه‌ها همگی در رشته‌کوههای هیمالیا و قراقروم در قارهٔ آسیا قرار دارند.

اولین تلاش بر روی یک کوه هشت هزار متری مربوط به سال ۱۸۹۵ در “نانگاپاربات” بود .

بعد از تلاش های بسیار سرانجام اولین کوه هشت هزار متری که صعود شد “آناپورنا” در سال ۱۹۵۰ بود.

از شروع دهه ۵۰ کوه های سر به فلک کشیده دنیا یکی پس از دیگری در فصول مختلف صعود شدند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۸۶ رینهولد مسنر کوهنورد نامدار ایتالیایی با صعود به قله لوتسه فصل جدیدی در تاریخ کوه های هشت هزار متری باز کرد.

وی در طی زمان ۱۶ سال و سه ماه و ۷ روز موفق به صعود تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر دنیا شد و نام خود را به عنوان اولین انسانی که تمامی این قلل را صعود کرد در تاریخ کوهنوردی جاودانه ساخت.

درست یکسال بعد از مسنر کوهنوردی جسور و تکرار نشدنی به نام “یرزی کوکوچکا” از لهستان موفق شد در طی فقط در ۷سال و ۱۱ماه و ۱۴ روز  تمامی این قلل را صعود کند و به عنوان نفر دوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.

باشگاه هشت هزاری ها در واقع به فهرستی از کوهنوردانی اتلاق می شود که موفق به صعود هر ۱۴ قله هشت هزاری می شوند.

برای اینکه سومین انسان وارد باشگاه هشت هزاری ها شود ۹ سال زمان لازم بود تا ارهارد لورتان در سال ۱۹۹۵ بعنوان نفر سوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.از آن سال تا کنون تقریبا هر سال به لیست باشگاه هشت هزاری ها افزوده می شود.

تعداد افرادی که به قله های مختلف هشت هزار متری صعود کرده اند بیش از سه هزار نفر هستند اما از این سه هزار نفر فقط تعداد بسیار اندکی موفق به صعود هر ۱۴ قله ی بالای هشت هزار متر شدند. این نشان می دهد که صعود به تمامی این ۱۴ قله کاری بس بزرگ و دشوار است.

کمترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها در اختیار چانگ هو کیم از کره جنوبی در زمان هفت سال و ۱۰ ماه و ۶ روز و بیشترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها متعلق به ماریو پانزری از ایتالیت به مدت ۲۳ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز است.

در سال ۲۰۱۰ ادورنه پاسابان به عنوان نخستین کوهنورد زن موفق به صعود به هر ۱۴ قلهٔ هشت هزار متری شد.

در زیر برای اولین بار در یک وبسایت فارسی زبان لیست کامل باشگاه هشت هزاری ها را می توانید دانلود کنید:

فهرست باشگاه هشت هزاری ها – به روز رسانی تا سال ۲۰۱۴(کلیک کنید)

عکس بالای صفحه: خانم ادورنه پاسبان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها در کوه k2

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه ۷۰ کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال ۱۹۷۸ بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه ۱۹۸۰ توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ موفق شدند ۷ قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال ۱۹۸۰(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال ۱۹۸۴

دائولاگری در سال ۱۹۸۵

چوآیو در سال ۱۹۸۵

کانگچن چونگا در سال ۱۹۸۶

آناپورنا در سال ۱۹۸۷

لوتسه در سال ۱۹۸۸(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با ۴ صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با ۳ صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال ۲۰۰۵ حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال ۲۰۰۵ سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال ۲۰۰۹ سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال ۲۰۱۱ بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم ۲ را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم ۲٫

در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم ۱ و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا ۱۲ قله از ۱۴ قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال ۲۰۱۶ کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم ۲

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

دماوند ؛ دوازدهمین کوه مستقل دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

ارتفاع سنجی یکی از بحث های مهم در مباحث علوم مهندسی ، ناوبری و ورزشی است. زمانیکه صحبت از ارتفاع می شود دو فاکتور اصلی را شامل می شود.

ارتفاع مطلق که شامل ارتفاع یک منطقه یا عارضه از سطح آب های آزاد است و ارتفاع نسبی که فاکتوری مهم در کوهنوردی و ورزش های کوهستانی است.

ارتفاع نسبی یا به انگلیسی Prominence کمیتی است که نشان دهنده برجستگی و وجه تمایز یک کوه و قله نسبت به اطراف خود است. تعریف های مختلفی برای اتفاع نسبی و نحوه اندازه گیری آن وجود دارد که هر یک در نهایت به یک عدد واحد می رسند:

  • به یال های بین دو قله مجاور، خط الراس گفته می شود. پست ترین نقاط روی خط الراس ها را گردنه یا زین اسبی می گویند. به مرتفع ترین گردنه ی یک قله “گردنه کلیدی” گفته می شود. بر این اساس ارتفاع نسبی یک قله برابر است با اختلاف ارتفاع بین گردنه کلیدی تا قله کوه
  • اگر فرض کنیم آب دریا به حدی بالا بیاید که قله مورد نظر کاملا از ارتفاعات اطرافش مستقل شود ، ارتفاع نسبی همان ارتفاع کوه از سطح فرضی آب است. بر اساس این تعریف گردنه کلیدی آخرین نقطه ای است که قبل از تبدیل قله به یک جزیره مستقل به زیر آب خواهد رفت.
  • اگر ارتفاع نسبی یک کوه n متر باشد ، برای رسیدن به قله ای دیگر از روی قله مورد نظر ابتدا باید به اندازه n متر ارتفاع کم کرد.
  • کوه ها در نقشه های توپوگرافی به شکل مجموعه ای از منحنی های تراز هستند که همدیگر را هرگز قطع نمی کنند. ارتفاع نسبی قله برابر است با اختلاف ارتفاع نوک قله با کم ارتفاع ترین منحنی تراز احاطه کننده این کوه در نقشه توپوگرافی به طوریکه این منحنی تراز قله ی دیگری را احاطه نکرده باشد.

همه تعاریف بالا به یک عدد واحد برای ارتفاع نسبی کوه ها ختم می شوند. در کوهنوردی ارتفاع نسبی فاکتوری مهم برای یک کوه است. هرچه ارتفاع نسبی یک کوه کمتر باشد آن کوه یا یک قله فرعی و یا یک کوه غیر مستقل است و کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. همینطور بر عکس ، ارتفاع نسبی بالا برای یک کوه نشان دهنده این است که قله مورد نظر دارای اهمیت صعود است و بعنوان یک برجستگی متمایز و مشخص از فاصله های دور قابل تشخیص و مشاهده است.

طبق قرار داد های بین المللی ارتفاع نسبی کوه اورست بعنوان بلندترین نقطه زمین برابر با ارتفاع مطلق خود یعنی ۸۸۴۸ متر است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی قله جنوبی اورست با ارتفاع مطلق ۸۷۴۹ متر برابر با ۱۱ متر است. همینطور ارتفاع نسبی کوه لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا با ارتفاع مطلق ۸۵۱۶ متر برابر با ۶۱۰ متر است.

کوه k2 با ارتفاع مطلق ۸۶۱۱ متر که دومین کوه مرتفع دنیاست دارای ارتفاع نسبی ۴۰۱۷ متری است که نشان دهنده ی برجسته و متمایز بودن این کوه نسبت به کوه های اطراف خود است.

نکته جالب توجه و دارای اهمیت در فهرست کوه های مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی ، جایگاه دوازدهم دماوند در این فهرست است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی کوه ۵۶۱۰ متری دماوند برابر با ۴۶۶۷ متر یعنی بالاتر از کوه های k2 , نانگاپاربات ، کانگجن چونگا و بسیاری از کوه های مرتفع دیگر است که از این نظر نشان دهنده برجستگی توده آتشفشانی دماوند نسبت به زمین های اطراف خود است که دلیل اصلی دیده شدن کوه دماوند از فاصله های بسیار دور نیز همین ارتفاع نسبی بالای دماوند است.

در این فهرست دماوند پس از کوه های اورست ، آکانکاگوآ در آرژانتین ، دنالی در آمریکا ، کلیمانجارو در تانزانیا ، وینسون در قطب جنوب ، البروس در روسیه ، مون بلان در آلپ ، دوازدهمین کوه برجسته و مستقل دنیاست.

دماوند

دماوند ؛ دوازدهمین برجستگی یا کوه مستقل دنیا – عکس از مسعود فرح بخش

منبع:

۱۲۵ کوه مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

حال دماوند خوش نیست …

نویسنده: مسعود فرح بخش

۱۳ تیر ماه هر سال روز ملی دماوند است. کوه دماوند بدون شک اصلی ترین نماد طبیعی این کهن سرزمین است.
دماوند ما به حدی زیبا و خاص است که شاید خود ما از آن بی خبر باشیم. از گذشته دور تا به امروز دماوند کوه نقش مهمی در ادبیات این مرز و بوم داشته و شاهد و ناظر اتفاقات مهمی در خود بوده است. اما این روزها به لطف ما کوهنوردان و به لطف کم کاری تمامی سازمان های مربوط این “دیو سپید پای در بند” حال و روز خوشی ندارد .
ما کوهنوردان دانسته و نادانسته در حال نابودی دماوند هستیم بی آنکه بدانیم دماوند به عنوان اصلی ترین نماد طبیعی این مرز و بوم میراث گذشتگان نیست بلکه امانتی است نزد ما برای آیندگان و باید بدانیم بعد ها تاریخ از ما بعنوان نابودگران نماد سرزمین آریایی یاد خواهد کرد.

کوه فوجی یاما در ژاپن یکی از معدود کوه های مخروطی شبیه دماوند است . کوه فوجی با اینکه حدود ۲۰۰۰ متر کوتاه تر از دماوند است اما با مدیریت درست ژاپنی ها (قشر کوهنوردی و دولت مردانش) هر ساله پذیرای میلیون ها گردشگر از سراسر جهان است که فقط به قصد صعود و یا دیدن و عکاسی از کوه فوجی وارد آن کشور می شوند اما تعداد توریست های خارجی برای دیدن دماوند چقدر است؟

هر یک از ما کوهنوردان وظایف ساده ای داریم که اگر آنرا رعایت می کردیم شاید حال و روز دماوند کمی بهتر می بود .
هر کوهنوردی وظیفه دارد که فقط از مسیر پاکوب استفاده کند چرا که در مسیر پاکوب به دلیل جابجایی مداوم خاک و کوبیده شدن توسط کوهنوردان گیاهی در آن قابل رشد نیست بنابراین کوهنوردان هرگز نبایست از مسیری غیر معمول صعود کنند و پاکوب جدیدی را از خود به جای بگذارند.
از چیدن و لگد کردن گیاهان در مسیر باید جدا خود داری شود چرا که حذف هر گیاه می تواند صدمات جبران ناپذیری به اکوسیستم منطقه وارد کند ، بعضا این صدمات در طول دراز مدت قابل مشاهده هستند. برای مثال حذف یک گیاهی مانند “اسپرس کوهی” که شبیه گون است می تواند باعث جابه جایی و از بین رفتن گونه های بسیاری از پروانه ها شود و این پروانه ها خود می توانند سبب بذر افشانی و بارور سازی محیط شوند. اگر این چرخه طبیعی جایی مختل شود بعد از چند سال متوجه کاهش پوشش گیاهی منطقه می شویم  و این اتفاقی است که امروز در دماوند افتاده اما باید با اطلاع رسانی جلوی این کار را گرفت.
بر اساس مصوبه کارگروه محیط زیست فدراسیون کوهنوردی نصب هر گرونه بنر و نوشته در محیط های کوهستانی به ویژه در بارگاه سوم و قله دماوند ممنوع است. بسیار دیده ایم بنرهایی که توسط گروه های نادان در بارگاه سوم و در قله رها سازی می شود. ما کوهنوردان موظف هستیم تمامی بنرها و پارچه نوشته های خود را به پائین حمل کنیم. گروه هایی که بنرهای خود را در بارگاه و قله جا می گذارند نه تنها کاری خلاف عرف و فرهنگ کوهنوردی و محیط زیست انجام می دهند بلکه کارشان خلاف قانون است پس در صورت مشاهده بایستی تمامی این گروه ها و تیم ها از طریق رسانه های مجازی و سایر رسانه ها به دیگران معرفی شوند.
حتی المقدور کوهنوردان می بایست کمترین استفاده را از مسیرهای شن اسکی داشته باشند . در مسیر های شن اسکی ، خاک به دلیل جا بجایی هرگز فرصت احیا پیدا نمی کند و این کار باعث مردن و نابودی خاک آن منطقه می شود.
یکی دیگر از کارهایی که منجر به نابودی دماوند شده است به جا گذاشتن حجم وسیعی از فضولات انسانی در منطقه به ویژه اطراف بارگاه سوم است. در پارک های ملی آمریکا در بدو ورود کیسه های مخصوصی به گردشگران داده می شود که بایستی تمامی فضولات انسانی خود را از طریق آنها از پارک خارج کنند و در صورت رعایت نکردن این موضوع جریمه هایی گریبان گردشگران را خواهد گرفت.
فضولات انسانی در طبیعت بین ۲۰ تا ۳۰ روز زمان می برد تا جذب خاک شود و به دلیل وجود نیترات اگر وارد آب های زیر زمینی شوند باعث بروز آلودگی هایی می شوند. شاید وقتی صحبت از فقط چند ده انسان باشد این فضولات نقشی در آلودگی منابع آب زیر زمینی نداشته باشند اما زمانیکه صحبت از چند هزار کوهنورد است که در طول یک فصل وارد منطقه می شوند ، قضیه شکل بسیار جدی و بحرانی به خود می گیرد. این را اضافه کنید که بسیاری در این بین فضولات خود را بر روی سنگ رها می کنند و نه تنها مدت زمان بیشتری برای تجزیه لازم است بلکه آلودگی های محیطی را نیز سبب می شوند.
نکته بعدی رها سازی حجم انبوه زباله در مسیر به خصوص در پناهگاه ها و جان پناه های مسیر و به طور خاص در بارگاه سوم دماوند است. بزرگ ترین خیانتی که ما کوهنوردان در حق دماوند کردیم رهاسازی زباله های خود به دلیل خستگی ، ناتوانی و یا نا آگاهی درمحیط دماوند بود و هست.
هر کوهنوردی “وظیفه” دارد زباله خود را حتی بیش از آن چیزی که تولید کرده به پائین منتقل کند. هیچ نهادی مسئول پائین آوردن زباله های دماوند نیست و هر سال اگر مشاهده می کنیم زباله ها به پائین دست منتقل می شوند ، در واقع این حاصل بی مسئولیتی ما کوهنوردان است که دیگران را به زحمت می اندازد.

انتقال زباله ها به پائین دست خود نیز داستانی دارد . در واقع به دلیل عدم نظارت درست در سیستم دفع پسماند شهری حتی بسیاری از زباله هایی که ما با خود به پائین دست حمل می کنیم(به ویژه در مناطق شمال کشور) توسط نهادهای مربوط در آن شهر یا روستا جمع می شوند و اکثرا در جنگل ها و دشت های شمال کشور رها سازی می شوند . بنابراین کوهنوردانی که از شهرهای بزرگ زباله های خود را به پائین حمل می کنند وظیفه دیگری دارند که به مانند انتقال زباله از ارتفاع به پائین بسیار مهم است و  آن اینکه زباله ی خود را می بایستی تا شهر محل سکونت حمل کنند و در آنجا رهاسازی کنند.

اما در آخر ، حال که هیچ نهادی وظیفه ورود و خروج کوهنوردان به منطقه را به عهده نمی گیرد ، ما کوهنوردان خود وظیفه داریم که ورود و خروج به منطقه را مدیریت کنیم و حتی المقدور در روزهای شلوغ سال وارد منطقه نشویم. باید این واقعیت را قبول کنیم که کوه بزرگی مانند دماوند ظرفیت محدودی برای پذیرایی از کوهنوردان در طول یک دوره ای خاص دارد بنابراین با مدیریت زمان ورودمان به منطقه از شلوغی و ازدحام بیش از حد  و در نتیجه تبعات حاصل از این ازدحام که تاحدی اجتناب ناپذیر است در دماوند جلوگیری کرده ایم.

به امید روزی که همه ما در مقابل این امانت بزرگی که نزد ما برای آیندگان است مسئولیت پذیر باشیم و صرفا صعود خود به دماوند را افتخار ندانیم ، بلکه حفظ این امانت و بهبود شرایط حاکم بر پیکره ی زخمی  دماوند را نیز افتخار بدانیم و از آن یاد کنیم.

دماوند

کوه دماوند نماد طبیعی سرزمین ایران ؛ عکس از مسعود فرح بخش

 

و در انتها قصیده “دماوندیه ” از ملک الشعرای بهار که خواندنش خالی از لطف نیست

 

ای دیو سپید پای در بند! — ای گنبد گیتی! ای دماوند!

از سیم به سر یکی کله خود — ز آهن به میان یکی کمر بند

تا چشم بشر نبیندت روی — بنهفته به ابر، چهر دلبند

تا وارهی از دم ستوران — وین مردم نحس دیومانند

با شیر سپهر بسته پیمان — با اختر سعد کرده پیوند

چون گشت زمین ز جور گردون — سرد و سیه و خموش و آوند

بنواخت ز خشم بر فلک مشت — آن مشت تویی، تو ای دماوند!

تو مشت درشت روزگاری — از گردش قرنها پس افکند

ای مشت زمین! بر آسمان شو — بر ری بنواز ضربتی چند

نی نی، تو نه مشت روزگاری — ای کوه! نیم ز گفته خرسند

تو قلب فسردهٔ زمینی — از درد ورم نموده یک چند

شو منفجر ای دل زمانه ! — وآن آتش خود نهفته مپسند

خامش منشین، سخن همی گوی — افسرده مباش، خوش همی خند

ای مادر سر سپید! بشنو — این پند سیاه بخت فرزند

بگرای چو اژدهای گرزه — بخروش چو شرزه شیر ارغند

ترکیبی ساز بی‌مماثل —معجونی ساز بی‌همانند

از آتش آه خلق مظلوم — وز شعلهٔ کیفر خداوند

ابری بفرست بر سر ری — بارانش ز هول و بیم و آفند

بشکن در دوزخ و برون ریز — بادافره کفر کافری چند

ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد — صرصر شرر عدم پراکند

بفکن ز پی این اساس تزویر — بگسل ز هم این نژاد و پیوند

برکن ز بن این بنا، که باید — از ریشه بنای ظلم برکند

زین بی‌خردان سفله بستان — داد دل مردم خردمند

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است