آیا اورست یک قرن قبل صعود شد؟

نویسنده و مترجم: مسعود فرح‌بخش

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

ساعت کمی بعد از ۲ بامداد بود، باد چنان به چادر ضربه می‌زد که هر لحظه فکر می‌کردم اکنون چادر پاره می‌شود. سر و صدای زیاد باعث شده بود که حتی نتوانم با هم چادری‌هایم صحبت کنم، سه نفر درون یک چادر کاملا در هم فشرده بودیم البته در هر صورت در آن لحظه حرفی هم نداشتیم. ضربانم را درون سرم حس می‌کردم‌، حالت تهوع داشتم و گلویم می‌سوخت. احساس می‌کردم که هم‌زمان هم آنفولانزا دارم و هم دچار خماری شدید شدم. سعی کردم نفس عمیقی بکشم تا معده‌ام آرام بگیرد که ناگهان هوای سرد وارد ریه‌ام شد و سرفه خشکی ایجاد کرد که کنترل آن غیر ممکن بود. قبل از اینکه حمله‌ی باد آغاز شود در چند مرحله چادر را محکم کردیم. جیم به سختی از کیسه خواب بیرون آمد و کفش‌هایش را پوشید، او در حال آماده شدن برای بدترین حالت ممکن می‌شد. ما در دام طوفانی مرگبار در ارتفاع ۷۰۰۰ متری در سمت شمالی کوه اورست افتاده بودیم.

چراغ پیشانی را روشن کردم، ذرات برف را دیدم که درون چادر می‌رقصند. سپس از بالای سر صدایی بلند شد که قبلا هرگز مانند آن را در کوهستان نشنیده بودم، صدا مانند شلیک موشک بود. چند ثانیه بعد وزش باد شدت بیشتری گرفت و تیرک چادرمان شکست. من محکم خود را به زمین فشردم و باد چادر را به صورتم می‌کوبید. وقتی سرانجام خورشید طلوع کرد من برای بیرون رفتن تلاش کردم. چادر مچاله شده و بر روی سرم افتاده بودم. جیم مانند جنین‌ها در کنار من دراز کشیده بود. پای او را تکان دادم تا مطمئن شوم زنده است، ناله‌ای کرد. مت که ریش‌های قرمزش غرق در یخ شده بود با چشمان براقش به من نگاه می‌کرد.

درب چادر را پیدا کردیم و به بیرون خزیدیم، اردوگاه به طور کامل ویران شده و هر چادری که بود شکسته یا پاره شده بود. سرم را بلند کردم و دیدم که چادری به شکل غیر قابل توضیحی ده‌ها متر بالاتر پرواز می‌کند و به دور خود می‌چرخد. نفسی کشیدم اما بلافاصله سرفه‌هایم شدت گرفت. برنامه ریزی برای این سفر حاصل ماه‌ها کار مداوم بود، راضی کردن خانواده‌ام و بیش از ۱۲۰۰۰ کیلومتر پرواز در سرتاسر زمین برای تهیه مقدمات سفر و دو تُن تجهیزات لازم برای این سفر نیز بود، اما حال فقط یک فکر در سرم بود:

من در این جهنم چه کار می‌کنم؟

تقریبا یک قرن قبل از ما نیز احتمالا گروهی دیگر از کوهنوردان دچار این تردید بودند. در سال ۱۹۲۴ سومین اکسپدیشن تاریخ کوه اورست توسط هیات اعزامی بریتانیا در حال انجام بود. در آغاز ماه ژوئنِ آن سال دو تلاش برای رسیدن به قله اورست انجام شد، آن تلاش‌ها اگرچه بسیار شجاعانه بودند اما هر کدام شکست خوردند و هیچ کدام نتوانسته بودند بالاتر از ۸۵۷۰ متری کوه بروند این ارتفاعِ خیلی بالایی است اما هنوز حدود ۳۰۰ متر عمودی با قله فاصله بود. زمان صعود اورست در حال اتمام بود و فصل مونسون(بادهای موسمی) در حال شروع شدن، اما آیا زمان برای یک تلاش دیگر برای رسیدن به قله بود؟

اَندرو اِروین(andrew irvine) جوان‌ترین عضو تیم بریتانیا بود. او در طی برنامه از اسهال رنج می‌برد و باد و آفتاب باعث آفتاب سوختگی شدیدی بر روی صورت او شده بود اما ناگهان جورج مالوری که قوی‌ترین عضو تیم بود از او دعوت کرد برای آخرین تلاش صعود قله او را همراهی کند و او نیز بلافاصله این دعوت را پذیرفت. روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ این دو کوهنورد از یکی از کمپ‌های بالا تلاش نهایی خود برای رسیدن به قله را آغاز کردند. همان روز یکی از هم تیمی‌ها این دو را دید که بالاتر از خط‌الرس شمال شرقی کوه در حال صعود هستند.

“آن‌ها دیگر هرگز زنده دیده نشدند”

طی دهه‌ها بعد از مالوری صدها زن و مرد دیگر جانشان را در کوه اورست از دست دادند و بدن بسیاری از آن‌ها هنوز در کنار مسیرهای صعود باقی مانده است. هر کوهنوردی که در اورست مرده به دلایل مختلف به سمت این کوه کشیده شده است. برخی از روی پوچی، برخی خودخواهی، برخی به جاه‌طلبی و برخی کسب اعتبار اما آیا همه آن‌ها در برخی لحظات از خود نمی‌پرسیدند که چرا من این‌جا هستم؟ پاسخ به این پرسش برای من چند لایه داشت، البته که همیشه یک جاه‌طلبی وجود دارد اما هدف تیم من چیزی جز صعود به قله اورست بود.

ما عضو تیمی با حمایت نشنال جئوگرافیک و حال در حال جستجوی شبح گمشده کوه اورست بودیم. در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری در کوه اورست پیدا شد اما جسد شریک کوهنوردی او اندرو اروین هرگز پیدا نشده است. ما در حال جستجوی پیکر او و دوربین کوداک همراه او بودیم اما این درست مانند گشتن یک سوزن در انبار کاه یخ زده است. ما اگر می‌توانستیم او و دوربین را پیدا کنیم، با بازیابی فیلم‌های درون دوربین ممکن بود تصویری در آن پیدا کنیم که تاریخ کوهنوردی را از نو بنویسد.

“من می‌دانم که دیوانه وار به نظر می‌رسد”

***

این‌ها بخشی از کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت بود. آقای سینوت در سال ۲۰۱۹ رهبر اکسپدیشن اکتشافی تیم نشنال جئوگرافیک برای پیدا کردن پیکر اندرو اروین در رخ شمالی کوه اورست بود تا شاید پرده از بزرگ‌ترین راز دنیای کوهنوردی بر دارد.

کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت. قطب سوم اصطلاحی است که به کوه اورست گفته می‌شود. قطب اول و دوم زمین دو نقطه قطب شمال و جنوب و کوه اورست به عنوان بلندترین نقطه زمین قطب سوم زمین است

 

اما داستان جورج مالوری و اندرو اروین چیست و چرا اهمیت دارد؟

آخرین باری که آن‌ها دیده شدند نزدیک قله و در حال صعود بودند. همواره سوال است که آیا این دو نفر در آن سال به قله رسیدند؟ در سال ۱۹۵۳ ادموند هیلاری و تنزینگ نورگای موفق به اولین صعود کوه اورست شدند اما همیشه یک راز و معمای بزرگ وجود دارد که آیا واقعا هیلاری و تنزینگ اولین هستند؟ در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری توسط گروهی پیدا شدن که هدف آن‌ها هم پیدا کردن جسد این دو کوهنوردی مفقود. جسد مالوری در ارتفاع ۸۱۰۰ متری پیدا شد.

پیکر جورج مالوری و قله اورست که در انتها مشخص است. این جسد در سال ۱۹۹۹ توسط تیم کوهنوردی به رهبری کنراد آنکر پیدا شد

 

دختر مالوری گفته بود که پدرش عکسی از مادر وی به همراه داشته و به او قول داده بود که عکس او را بر روی بام دنیا قرار دهد. زمانی‌که پیکر یخ زده مالوری پیدا شد تقریبا لباس ها و مدارک وی قابل تشخیص بودند ، در مدارک و جیب مالوری عکسی از همسرش یافت نشد و این یعنی عکس را از مدارکش خارج کرده بود، اما آیا این عکس را روی قله گذاشت؟
زمانی‌که پیکر مالوری پیدا شد عینک آفتابی او درون جیبش قرار داشت این در حالی بود که در آن ارتفاع تقریبا صعود بدون عینک غیر ممکن است. مالوری این نکته را خوب می دانست به ویژه آنکه یکی از همراهان تیمش در صعود های قبلی بر اثر اشتباه استفاده نکردن از عینک دچار برف کوری شدید شده بود. این موضوع می تواند نشان دهنده این باشد که مالوری بعد از صعود قله و در حین فرود و در زمانی‌که هوا رو به تاریکی می‌رفته دچار حادثه شده.

 

جورج مالوری(راست) و اندرو اروین(چپ)

 

البته سناریوهایی مبنی بر صعود نکردن این دو نیز وجود دارد که برگرفته از ساعت جورج مالوری که همراه با جسد او پیدا شد می‌باشد. عده‌ای با بررسی دقیق ساعت اینگونه استنباط کرده‌اند که ساعت در ۱:۵۰ ظهر روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ بر اثر سقوط متوقف شده است و بر اساس شواهد نتیجه می‌گیرند که در آن ساعت امکان این‌که آنها به قله رسیده و مشغول بازگشت از قله باشند وجود ندارد.

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیست

 

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیس اما پیدا کردن پیکر اروین داستان دیگری دارد، چند روایت از دیدن پیکر اروین در کوه اورست وجود دارد:

در سال ۱۹۷۹ ریوتِن هاسِگاوا رهبر هیات اعزمی ژاپنی‌ها از سمت شمال اورست مکالمه‌ای کوتاه با کوهنورد چینی به نام وانگ هونگ بائو داشت که در آن آقای وانگ گفته بود که در اکسپدیشن سال ۱۹۷۵ چینی‌ها، او یک جسد قدیمی بریتانیایی را در ارتفاع ۸۱۰۰ متری دیده طوری که انگار در پای سنگی به پشت دراز کشیده و پاهایش را به بالا بود. او گفت که از نوع لباس‌ها مطمئن است که جسد متعلق به یک مرد انگلیسی است و گونه جنازه نیز آسیب دیده و سوراخ شده است. با این حال امکان گرفتن اطلاعات بیشتر از آقای وانگ فراهم نشد چرا که او درست یک روز بعد از مطرح کردن این ادعا بر اثر بهمن در کوه اورست جان خود را از دست داد.

در سال ۱۹۸۶ تاریخ نگار معروف آمریکایی آقای تام هولزل با هم چادری آقای وانگ مصاحبه کرد. او گفت که در آن سال آقای وانگ حدود ۲۰  دقیقه از چادر خارج شد و پس از بازگشت ادعا کرد که یک جسد متعلق به کوهنورد خارجی را دیده است. این جسد قطعا متعلق به اندرو اروین یا جورج مالوری بود چرا که تا قبل از آن هیچ کوهنورد اروپایی در سمت شمالی کوه اورست مفقود نشده بود اما مشاهدات آقای وانگ و تعیین مکان کمپ چینی‌ها در آن سال کلید پیدا کردن جسد جورج مالوری در سال ۱۹۹۹ بود؛ اگرچه توصیف آقای وانگ از جسد دیده شده با جسد جورج مالوری هم خوانی نداشت. از جمله توصیف سوراخ روی گونه و فرم موقعیت جنازه که با پیکر مالوری هم خوانی نداشت. به همین دلیل احتمال قوی وجود دارد که آن پیکری که وانگ هونگ بائو دیده، پیکر اندرو اروین بود.

در سال ۲۰۰۱ نیز یک جستجوی دیگر در اطراف کمپ آقای وانگ انجام شد اما هیچ جسدی جز همان جسد جورج مالوری در آن اطراف نبود.

در سال ۲۰۰۱ اریک سیمونسن(یکی از اعضای اکسپدیشن ۱۹۹۹ که جسد مالوری را پیدا کرد) به همراه تام هولزل به پکن سفر کردند و یک بار دیگر با بازماندگان سفر اکتشافی ۱۹۷۵ چینی‌ها مصاحبه کردند. اکسپدیشن چینی‌ها اولین سفر از رخ شمالی به کوه اورست بعد از سفر اکتشافی ۱۹۲۴ مالوری و البته یک صعود در دهه ۳۰ میلادی بود. در این مصاحبه ژو جینگ یکی از اعضای آن اکسپدیشن ادعا کرد که او نیز جسدی را دیده که به پشت خوابیده و پاهایش رو به بالا بوده اما به دلیل گذشت زمان او نیز نتوانست اطلاعات کاربردی بدهد.

یک گزارش قدیمی دیگر از دیدن جسد احتمالا اندرو اروین در اورست وجود دارد. در سال ۱۹۶۵ آقای فو چو وانگ رهبر اکسپدیشن ۱۹۶۰ چین مصاحبه‌ای در لنینگراد شوروی انجام داد. او ادعا کرد که ما در ارتفاع ۸۶۰۰ متری یک جسد فرد اروپایی پیدا کردیم. از او پرسیده شد که از کجا مطمئن هستی که این فرد اروپایی بود؟ او گفت چون بِرِیس بسته بود.( Brace نوعی ساسبند یا بند است که به شلوار متصل است و از روی شانه‌ها عبور می‌کند. این پوشش مختص کوهنوردان اروپایی در آن سال‌ها بود)

در سال ۱۹۳۳ در جریان چهارمین اکسپدیشن بریتانیا بر روی کوه اورست در ارتفاع ۸۴۶۰ متری کلنگ یخی پیدا شد که بعدا مشخص شد متعلق به اندرو اروین است.

کلنگ یخ اندرو اروین

در می ۱۹۹۱ یک سیلندر اکسیژن قدیمی در ارتفاع ۸۴۸۰ متری پیدا شد که آن هم مشخص شد متعلق به اندرو اروین است. این یعنی آن‌ها حداقل تا این ارتفاع صعود کرده‌اند.

سیلندر اکسیژن متعلق به اکسپدیشن ۱۹۲۴

در سال ۱۹۸۴ چندین عکس هوایی به جهت نقشه برداری از کوه اورست گرفته شد. در سال ۲۰۱۰ تام هولزل به همراه تیمی مشغول بررسی دقیق این عکس‌ها شد و در نهایت یک نقطه مشکوک در عکس‌ها شبیه به پیکر انسانی در لای یک شکاف دیده شد. در نهایت در سال ۲۰۱۹ تیمی به رهبری مارک سینوت(نویسنده کتاب قطب سوم) قصد عزیمت به آن نقطه را کرد اما در نهایت و با رسیدن به آن نقطه متوجه شدند که چیزی که در عکس‌ها نمایان شده توهم ناشی از خطای دید است.

نقطه قرمز محل شناسایی شده برای جسد اروین و نقطه آبی محل پیدا شدن تبر یخ او

نقطه ای که احتمال می‌رفت جسد اروین آن‌جا باشد

تام هولزل، مورخ آمریکایی در حال بررسی عکس‌های هوایی اورست

پیکر اندرو اروین هنوز جایی در کوه اورست مفقود است و شاید روزی پیدا شود و پرده از رازی بزرگ بردارد. آیا مالوری و اروین در یک قرن قبل به قله اورست صعود کرده اند؟

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

بزرگ مانند یرزی کوکوچکا

نویسنده : مسعود فرح بخش

چرا مانند کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد؟ کوهنورد بزرگ دوران یرزی کوکوچکا با انجام صعود های شاخص در هیمالیا همواره مورد تحسین سایر کوهنوردان است. دومین فاتح همه کوه های هشت هزاری با انجام کارهای خارق العاده و نو در کوه های سر به فلک کشیده از خود میراث گرانبهایی را بر جای گذاشته است. زمستان، مسیرهای نو، کمبود امکانات و تجهیزات، فقر، فضای بسته سیاسی و اجتماعی کشورش لهستان در آن سالها و سایر دشواری های موجود جلودار او نبود. در وصف بزرگی او می توان بسیار سخن گفت اما شاید زمستان ۱۹۸۵ اوج نبوغ و مهارت او را بر همگان آشکار سازد. سی و سه سال قبل در زمستان ۱۹۸۵ او کاری را انجام داد که هیچ کوهنوردی حتی برای رسیدن به این مهم تلاش هم نکرد. یرزی کوکچکا در حد فاصل ۲۱ ژانویه ۱۹۸۵ تا ۱۵ فوریه همان سال یعنی در زمانی کمتر از یک ماه دو کوه داهولاگیری و چوآیو را در زمستان صعود کرد. صعود به دو کوه هشت هزاری در زمستان و کمتر از یک ماه یکی از کارهای دست نیافتنی تاریخ کوهنوردی است. داستان صعود دو کوه هشت هزاری در یک فصل همه اسطوره و حماسه های داستانی را به حقیقت تبدیل کرد و میراثی جاودان از این کوهنورد فقید همه دوران بر جای گذاشت. زمستان ۱۹۸۵ در هیمالیا به ما پاسخ خواهد داد که چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد.

عکس: یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگیری در زمستان ۱۹۸۵

 

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

رینهولد مسنر، مردی که تکرار نمی شود

مترجم: مسعود فرح بخش
وقتی من و پیتر تصمیم گرفتیم در سال ۱۹۷۸ بدون استفاده از کپسول اکسیژن به اورست صعود کنیم، مردم به ما می گفتند اینکه کسی تا این حد با زندگی خود خطر کند غیر ممکن است. آن ها به ما گفتند که شما مغزتان را از دست داده اید. وقتی که در منطقه به گروه اکسپدیشن اتریشی ملحق شدیم آن ها گفتند امکان ندارد شما زنده برگردید. اما من می خواستم این غیر ممکن را ممکن کنم.

وقتی از جورج مالوری پرسیدند چرا به اورست می روی در پاسخ گفت: “برای آن که این کوه آنجاست”.
من فکر می کنم زمانی که ما از یک کوه پایین می آییم، نوعی تجربه ای خاص و قوی در ما شکل می گیرد. شما از مکانی غیرقابل سکونت و سخت با موفقیت باز می گردید و در این لحظه حسی خاص به انسان دست می دهد. حسی که گویی دوباره متولد شده است، این تجربه بسیار قدرتمند است و شما سعی می کنید که بارها آن را تکرار کنید و برای لمس مجدد آن، رنج های بسیاری را تحمل می کنید. در واقعی این نوعی اعتیاد است.

تا زمانی که من ۲۰ سالم بود همواره پدرم حامی من در کوهنوردی بود اما وقتی فهمید من چه فکرهایی در سر دارم سعی کرد که مرا منصرف کند. بعد از مرگ برادرم گونتر در نانگاپاربات، پدرم همیشه مرا سرزنش می کرد. زمانی که از قصد من برای صعود اورست بدون کپسول اکسیژن آگاه شد در حالیکه روی صندلی اش نشسته بود گفت: “تو دیوانه ای” و سعی کرد مرا منصرف کند اما برای این کار دیر شده بود و من تصمیمم را گرفته بودم. وقتی من با موفقیت از این سفر برگشتم به من گفت: “می دانستم از پس این کار بر می آیی”

بعد از این صعود موفق تنها یک چیز در ذهن من بود، فکری که دو سال تمام در مغزم پرورش دادم و اینک نوبت آن رسیده بود.
صعود به اورست بدون کپسول اکسیژن، انفرادی و در فصل بادهای موسمی و از جبهه شمال شرقی در تبت
این سخت ترین کاری بود که در کوهنوردی انجام دادم

در ۱۹۸۰ و در فصل بادهای موسمی به اورست رفتم. من در آنجا تنها بودم در واقع به معنی واقعی کلمه تنهای تنها بودم. در یکی از شب ها به درون شکافی عمیق سقوط کردم و دیگر تسلیم شده بودم. اما فقط تمام فکری که دو سال تمام در سرم بود مرا قادر به ادامه مسیر داد.

بخشی از مصاحبه رینهولد مسنر (اولین فاتح ۱۴ قله مرتفع زمین، اولین فاتح اورست بدون کپسول اکسیژن و اولین فاتح انفرادی اورست) با روزنامه گاردین

 

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

ارنست شَکِلتون؛ پیشگام در عصر اکتشاف جنوبگان

نویسنده: مسعود فرح بخش

حدود یک قرن پیش مردی چهل ساله از سرزمین بریتانیا تصمیم به انجام کاری بسیار بزرگ و عجیب گرفت که تا قبل از او در فکر کسی هم خطور نکرده بود. سِر ارنست شکلتون مردی بود که در عصر اکتشاف قطبی در قطب جنوب برای رسیدن به جنوبگان تلاش کرد اما سرانجام رقابت را به روآل آموندسن نروژی باخت و نتوانست به عنوان اولین گروه به جنوبی ترین نقطه زمین برسد. شکلتون اما تصمیم به انجام یک ماجراجویی بزرگ گرفت، هدف او این بود: عبورکامل از قاره جنوبگان گرفت، کاری بزرگ و غیر قابل تصور در آن زمان، ورود از یک سمت قاره و خروج از سمت دیگر…

شکلتون چندماه در پی تدارک سفر و جذب نیروی انسانی و تامین هزینه های سفر شد. در سال ۱۹۱۴ شکلتون برای جذب نیروهای زبده یک آگهی در روزنامه به چاپ رساند که بعدها به یکی از معروف ترین آگهی های جذب نیروی کار در دنیا تبدیل شد:

یکی از معروف ترین آگهی های استخدام در طول تاریخ

“به مردانی نیاز است برای سفری مخاطره آمیز، مزد ناچیز، سرمای جانسوز، ماه های طولانی در ظلمات مطلق، خطرات دائمی. تردید در بازگشت، افتخار و قدردانی در صورت موفقیت “ارنست شکلتون”

۲۷ نفر خدمه با یک کشتی به اسم endurance یا پایداری بریتانیا را در ۱۹۱۴ درست در زمان اوایل جنگ جهانی اول به سمت جنوبگان ترک کرد. در ژانویه ۱۹۱۵ درست در جایی که کشتی آنها فقط ۱۶۰ کیلومتر تا رسیدن به لبه ی قاره جنوبگان فاصله داشت در توده یخ های شناور گیر می کند. آنها چند روز تلاش می کنند تا کشتی را از توده های یخ رها کنند اما موفق نمی شوند. سرانجام شکلتون تصمیم می گیرد باید ۷ ماه منتظر بمانند تا بهار برسد و با آب شدن یخ ها کشتی آنها نیز رها شود. آنها چند ماه در سرزمین یخ های جنوبی با کارهای ساده و ابتدایی سر می کنند مثل نواختن موسیقی، بازی با سگ ها یا بازی فوتبال بر روی یخ ها و… تا زمان بگذرد. در اواخر اکتبر ۱۹۱۵ فشار لایه های یخ که روی آب شناور بودند باعث می شود که دیواره کشتی در هم بشکند و آب کم کم وارد کشتی پایداری می شود. در ۲۱ نوامبر ۱۹۱۵ کشتی پایداری به طور کامل غرق می شود. قبل از غرق شدن گروه تجهیزات ضروری را از کشتی خارج می کند مانند قایق های نجات و سایر لوازم ضروری. آنها هیچ ارتباطی با دوردست ها نداشتند و تنها یک راه نجات برای آنها باقی مانده بود و آن حمل لوازم ضروری و قایق ها تا رسیدن به آب بود.

اعضای تیم شکلتون در جنوبگان

اعضای تیم شکلتون در جنوبگان

صفحه یخی که کشتی در آن گیر کرده بود در طی این مدت در حال چرخش بود و بعد از چندماه آنها از قاره جنوبگان دورتر شده بودند و به آبهای شمالی نزدیک تر. گروه فقط تجهیزات ضروری مانند کیسه خواب و پتو و مقداری غذا و قایق ها را آماده سفر می کند و بعد از چند هفته حمل این لوازم سرانجام آنها به جایی می رسند که امکان به آب انداختن قایق ها وجود داشت. در آوریل ۱۹۱۶ گروه شکلتون توانستند با سه قایق چوبی ۸ متری خود را به نزدیک ترین خشکی یعنی جزیره اِلِفنت برسانند اما این جزیره خشک و یخ زده کاملا خالی از سکنه بود و در مسیر هیچ ناوگان دریایی قرار نداشت. آنها باید تصمیمی جسورانه می گرفتند. شکلتون به همراه پنج نفر از افراد زبده گروه سوار بر یکی از قایق ها می شوند. برنامه این بود که گروه ۶ نفره به جزیره جورجیای جنوبی یعنی جایی که یک کمپ از شکارچیان نهنگ در آن قرار داشت برسند و سپس برای نجات سایر افراد که در جزیره الفنت بودند به آنها ملحق شوند. گروه ۶ نفره نجات در طی حدود دو هفته ۱۲۰۰ کیلومتر را با یک قایق چوبی بادبانی طی می کنند تا به جزیره جورجیای جنوبی برسند. این یکی از بزرگترین سفرهای دریایی تاریخ بشر بود که با یک قایق چوبی بادبانی انجام شد. طوفان و باد قایق آنها را به جایی از جزیره رساند که خالی از سکنه بود و ایستگاه شکارچیان درست در سمت دیگر جزیره قرار داشت. بنابراین آنها برای نجات باید باز هم تلاش می کردند. شکلتون به همراه دو نفر از خدمه طی ۳۶ ساعت کوهنوردی به وقفه از کوه ها و یخچال های بزرگ و بی نام جورجیای جنوبی عبور می کنند تا به سمت دیگر جزیره برسند و این گروه ۶ نفره نجات پیدا می کند. شکلتون برای نجات سایر اعضای گروهش در طی ۴ ماه سه بار برای رسیدن به جزیره الفنت تلاش می کند اما توده های یخ اجازه نزدیکی به جزیره الفنت را نمی دهد. سرانجام بعد از مکاتبات، دولت شیلی یک کشتی به گروه شکلتون قرض می دهد و چهار ماه بعد از تاریخی که گروه برای رسیدن نجات مقرر کرده بود، تیم شکلتون به جزیره الفنت می رسد و متوجه می شود که تمامی نفرات سالم هستند. نجات گروه شکلتون یکی از بزرگترین، طولانی ترین و عجیب ترین داستان های نجات و بقا در تاریخ است. این سومین تلاش شکلتون برای رسیدن به جنوبگان بود که باز هم مانند دو تلاش قبلی برای رسیدن به جنوبگان ناموفق بود. شکلتون یک بار دیگر در ۱۹۲۲ در ۴۸ سالگی تصمیم به سفر به جنوبگان می گیرد. بعد از رسیدن به جزیره جورجیای جنوبی اما ارنست شکلتون در اثر ایست قلبی فوت می کند و جسدش در خاک یخ زده جزیره در نزدیک ترین نقطه به جنوبگان برای همیشه آرام می گیرد.

منبع: ویکیپدیا، مستند endurance

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

سفر به سه قطب زمین

نویسنده: مسعود فرح بخش
سه قطب زمین عبارتند از جنوبی ترین نقطه زمین در قطب جنوب، شمال ترین نقطه زمین در قطب شمال و مرتفع ترین نقطه زمین در نوک کوه اورست
سفر به این سه نقطه یکی از کارهای چالش انگیز برای ماجراجویان است، سر ادموند هیلاری اولین کسی بود که توانست به این سه نقطه سفر کند البته او بر فراز قطب شمال فقط پرواز کرد.
در ۶ آپریل ۱۹۸۵ عده ای از ماجراجویان بزرگ دنیا در سفر اکتشافی از فراز قطب شمال پرواز کردند. در این سفر استیو فاست اولین فردی که با بالن به دور دنیا سفر کرد، پاتریک مارو اولین فردی که هفت قله مرتفع هفت قاره سفر کرد، سر ادموند هیلاری اولین کسی که به قله اورست صعود کرد، پیتر هیلاری فرزند سر ادموند هیلاری و نیل آرمسترانگ اولین انسانی که بر روی کره ماه قدم گذاشت همراه بودند. شاید هیچ زمانی در طول تاریخ بشر این تعداد انسان ماجراجو در یک لحظه در یک نقطه جمع نشده باشند
عکس بالا بعد از پرواز از روی مدار ۹۰ درجه شمالی گرفته شده
به ترتیب از چپ: پیتر هیلاری، ادموند هیلاری، مایک دان(مدیر پروژه) و نیل آرمسترانگ

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

معجزه در قراقروم

نویسنده: مسعود فرح بخش

۱۳ ژوئیه ۱۹۷۷ حماسه ای در کوه های قراقروم به وقوع پیوست. کوه سرسخت و غیرقابل صعود تا آن زمان “بینتها براک” یا معروف به کوه آدمخوار به ارتفاع ۷۲۸۵ متر در قراقروم بعد از دو تلاش ناموفق در ۱۹۷۱ و ۱۹۷۳ سرانجام توسط تیم کوهنوردی بریتانیا صعود شد. همه اعضای تیم تا قله غربی و دو کوهنورد نامدار جهان کریس بانینگتون و دوگ اسکات تا قله اصله این کوه بسیار دشوار صعود کردند. اما داستان معجزه از اینجا شروع شد، درست در اولین فرود با طناب از قله هر دو پای دوگ اسکات دچار شکستگی شد. خورشید در حال غروب بود و آنها فقط توانستند با فیکس کردن طناب یک شب در زیر قله و ۲۷۰۰ متر بالاتر از کمپ اصلی بدون آب و غذا و سرپناه، بیواک کنند. صبح بعد دو نفر از اعضای تیم به آنها ملحق شدند اما ناگهان طوفان بسیار سختی به وقوع پیوست، آنها یک غار برفی حفر کردند و دو شب داخل این غار سپری کردند. روز سوم علی رغم ادامه طوفان خود را تا قله غربی رساندند. ۱۰۰ متر صعود حدود شش ساعت زمان برد و در زیر قله قله غربی غار برفی دیگری درست کردند و در آن مستقر شدند.

روز بعد در حالیکه هم طوفان ادامه داشت هم با سرعت بسیار آهسته در حال پایین آمدن بودند، ۲۰ متر سقوط منجر به شکستن دو دنده کریس بانینگتون شد. در این روز آنها خود را به چادرهایشان در کمپ بالا رساندند، شش روز گذشت، طوفان با شدت ادامه داشت، یک مصدوم با دو پای شکسته، یک مصدوم با دو دنده شکسته، بدون آب و غذا با کیسه خواب های خیس و هنوز در ارتفاعی حدود ۶۴۰۰ متر!

از معروفترین عکسهای تاریخ کوهنوردی، دوگ اسکات با دو پای شکسته در حال فرود از کوه بینتها براک ملقب به آدمخوار

از معروفترین عکسهای تاریخ کوهنوردی، دوگ اسکات(نفر نزدیک به دوربین) با دو پای شکسته در حال فرود از کوه بینتها براک ملقب به آدمخوار

آنها دو شب در چادر ماندند تا طوفان کمی فروکش کرد، اسکات بر روی زمین می خزید و روی زانوها حرکت می کرد، بانینگتون قادر به استفاده از یک دست خود نبود، هم چنین او قادر به صحبت کردن هم نبود و نفس کشیدن برایش دشوار بود. آنتونیو یکی از اعضای همراه گروه به کمپ اصلی رسید اما درست چند ساعت قبل اعضای تیم در کمپ اصلی به گمان اینکه این نفرات بر اثر نبود غذا و بدی هوا مرده اند کمپ را ترک کرده بودند و فقط یک نامه باقی گذاشتند:
“اگرچه بعید است این نامه را بخوانید اما ما برای کمک به شهر رفته ایم”
آنتونیو برای رسیدن به گروه راهی شد و کریس و دوگ پنج روز دیگر در کمپ اصلی ماندند، بعد از ۵ روز هلی کوپتر کوچکی از اسکاردو رسید، قرار شد دوگ اسکات ابتدا به اسکاردو منتقل شود و سپس هلیکوپتر بازگشته و کریس بانینگتون را با خود ببرد، هلیکوپتر اما در هنگام فرود در اسکاردو دچار حادثه شد وقادر به پرواز مجدد نبود، کریس بانینگتون یک هفته دیگر منتظر ماند تا کمک برسد و او نیز نجات پیداکند.

دوگ اسکات با دو پای شکسته در کوه بینتها براک

دوگ اسکات با دو پای شکسته در کوه بینتها براک

داستان نجات این دو در کوه بینتها براک یکی از معروف ترین داستانهای بقای کوهنوردان در زمان حادثه در تاریخ کوهنوردی جهان است.
کوه بینتها براک برای دومین بار ۲۴ سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۱ صعود شد و سومین صعود این کوه نیز در سال ۲۰۱۲ به وقوع پیوست.

منبع:

climbing.com

ویکیپدیا

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

بزرگ مانند یرزی کوکوچکا

⁠⁣⁣نویسنده: مسعود فرح بخش

چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد؟ کوهنورد بزرگ دوران یرزی کوکوچکا با انجام صعود های شاخص در هیمالیا همواره مورد تحسین سایر کوهنوردان است. دومین فاتح همه کوه های هشت هزاری با انجام کارهای خارق العاده و نو در کوه های سر به فلک کشیده از خود میراث گرانبهایی را بر جای گذاشته است. زمستان، مسیرهای نو، کمبود امکانات و تجهیزات، فقر، فضای بسته سیاسی و اجتماعی کشورش لهستان در آن سالها و سایر دشواری های موجود جلودار او نبود. در وصف بزرگی او می توان بسیار سخن گفت اما شاید زمستان ۱۹۸۵ اوج نبوغ و مهارت او را بر همگان آشکار سازد. سی و سه سال قبل در زمستان ۱۹۸۵ او کاری را انجام داد که هیچ کوهنوردی حتی برای رسیدن به این مهم تلاش هم نکرد. یرزی کوکچکا در حد فاصل ۲۱ ژانویه ۱۹۸۵ تا ۱۵ فوریه همان سال یعنی در زمانی کمتر از یک ماه دو کوه داهولاگیری و چوآیو را در زمستان صعود کرد. صعود به دو کوه هشت هزاری در زمستان و کمتر از یک ماه یکی از کارهای دست نیافتنی تاریخ کوهنوردی است. داستان صعود دو کوه هشت هزاری در یک فصل همه اسطوره و حماسه های داستانی را به حقیقت تبدیل کرد و میراثی جاودان از این کوهنورد فقید همه دوران بر جای گذاشت. زمستان ۱۹۸۵ در هیمالیا به ما پاسخ خواهد داد که چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد.

عکس اصلی : یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگری در زمستان ۱۹۸۵

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

داستان مجسمه دربند؛ از شایعه تا واقعیت

⁠⁣⁣داستان مجسمه کوهنورد در میدان دربند و ابتدای مسیر کوهنوردی قله توچال چیست؟ شایدبارها متن مربوط به داستان مجسمه دربند را خوانده باشید اما یک بار دیگر از اول موضوع را بررسی می کنیم تا شایعات و واقعیات این موضوع از هم جدا شود. متن زیر نوشته ای است که سالهاست در گروه ها کپی می شود:

“حدودا زمستان ۵۰ سال پیش، هواپیمای حامل یک گروه آمریکایی در کوه های شمال تهران سقوط می کند ، ابتدا یک چترباز آلمانی را برای نجات آمریکایی ها م یفرستند اما او هم چترش به صخره ها گیر میکند و آویزان باقی میماند، در آن زمان یکی از کار آمدترین نیروهای ویژه ، استاد چتر ، کایت و کوهنوردی ارتش گروهبان” امیر شاه قدمی ” برای نجات جان این گروه انتخاب می شود، او قهرمانانه تمامی گروه را نجات میدهد و در آن زمان از طرف کِنِدی ریس جمهور وقت آمریکا مدال شجاعت به او اعطا میگردد و توسط شاه ایران هم از او تقدیر بعمل می آید و به پاس این عملیات شجاعانه مجسمه او ساخته و تا کنون حدود ۵۰ سال است که در میدان دربند تهران نصب گردیده”

⁣در ابتدای متن آمده است زمستان ۵۰ سال پیش هواپیمای یک گروه آمریکایی در کوه های شمال تهران سقوط می کند.

هیچ شواهدی مبنی بر سقوط هواپیما در کوه های شمال تهران در هیچ دوره ای وجود ندارد چرا که اگر چنین بود بقایایی از لاشه آن باید پیدا می شد

اما با مراجعه به اسناد تاریخی متوجه می شویم که در ۳۱ ژانویه ۱۹۶۲ (۱۱ بهمن ۱۳۴۰) در غرب ایران و در کوه های زردکوه بختیاری یک هواپیمای نظامی آمریکایی که از خراسان عازم مسجد سلیمان بود سقوط می کند.

با جستجوی نام گروهبان امیر شاه قدمی متوجه می شویم که او نشان شجاعت را از طرف دولت آمریکا دریافت کرده است. در سایت the hall of valor که تمام اطلاعات مربوط به افرادی که انواع نشان های ملی و نظامی از ایالت متحده را دریافت کرده اند در مورد گروهبان امیر شاه قدمی و این اتفاق چنین نوشته شده است:
“تیمی از نظامیان ایران از جمله گروهبان امیر شاه قدمی با علم به شرایط بسیار سخت کوهستان در ارتفاع ۱۲۵۰۰ فوت(حدود ۳۸۰۰متر) جایی که تا ۴۰ متر برف و هوایی بسیار سرد و خشن وجود داشت برای بازگردندان پیکر قربانیان این حادثه تلاش می کنند و در نهایت موفق به نجات دو نظامی آمریکایی می شوند. آنها با هلیکوپتر به محل حادثه اعزام می شوند و این عملیات طاقت فرسا حدود یک هفته طول می کشد”
با توجه به اینکه این در متن صحبتی از چترباز آلمانی نمی شود اما خود امیر شاه قدمی در مصاحبه عنوان کرد چتر بازی از آلمان برای کمک آمد و چترش در صخره ای گیر کرد. اینکه چگونه یک نظامی آلمانی برای نجات نظامیان آمریکایی انتخاب می شود جای سوال دارد و صحت این گفته چندان مشخص نیست.
طبق شنیده ها از نزدیکان سایر افراد حاضر در آن عملیات، نظامیان سقوط کرده که تعدادشان ۸ نفر بود جز چتربازان ارتش آمریکا بوده اند و در هنگام سقوط یکی از آنها با چتر به بیرون می پرد و چترش در صخره ای گیر می کند تا تیم نظامیان ایرانی از راه برسند و او را نجات دهند

به پاسداشت خدمات امیر شاه قدمی و برای نزدیکی هر چه بیشتر ارتش دو کشور نشان شجاعت از طرف ارتش آمریکا حدود یک سال و نیم بعد در تیر ماه ۱۳۴۲ به او اعطا می شود.

مجسمه کوهنورد سربند در توچال

در متن مربوط به مجسمه کوهنورد می خوانیم که به دلیل موفقیت در این عملیات امداد، مجسمه امیر شاه قدمی در میدان سربند تهران نصب شد در صورتیکه طبق تاریخچه نوشته شده در پای مجسمه، این اثر در سال ۱۳۳۷ و سه سال قبل از ماجرای سقوط هواپیما در زردکوه نصب شد. برای ساخت این مجسمه، امیر شاه قدمی فقط به عنوان الگو از طرف ارتش انتخاب شد و هشت ماه هر روز ساعت ها ژست می گرفت تا مجسمه ساخته شود. جنس اولیه مجسمه از گچ بود و در سال اول نصب قسمت هایی از آن از بین رفت، سپس در سال ۱۳۴۱ مجدد از روی مجسمه قبلی یک نمونه سیمانی با روکش مسی رنگ از طرح قبلی ساخته و در محل فعلی مجسمه نصب شد.

امیر شاه‌قدمی (معروف به شاه‌بابا) در سال ۱۳۰۹ در قوچان متولد شد. او سال‌ها مربی کوهنوردی، چتربازی و اسکی بود. شاه‌قدمی در ۱۷ سالگی وارد ارتش شد. او با درجه سرجوخه وارد ارتش شد و با درجه استواریکم بازنشست شد. امیر شاه قدمی در سال۱۳۹۱ به علت کهولت سن از دنیا رفت.

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

اولین صعود زمستانی اورست

نویسنده: مسعود فرح بخش

در یادبود صعود تاریخی کریستف ویلیچکی و لزک سیچی در فصل زمستان به بام دنیا

صعود به یک کوه هشت هزار متری چالشی بزرگ است اما صعود به این کوه در فصل زمستان چالشی به مراتب بزرگ تر است. ترکیب سرمای زمستان با تمام سختی های موجود در صعودهای هشت هزاری نیاز به عزمی بلند و شجاعتی مثال زدنی و توانی بالاتر از حد معمول بشر دارد.
کوه های هیمالیا با اینکه میلیون ها سال قبل پدیدار شدند اما نقشه برداری آن ها تا قبل از قرن نوزدهم انجام نشد و تلاش برای صعود به آن ها از اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست شکلی جدی به خود گرفت. پیشرفت تکنولوژی و افزایش مهارت های کوهنوردی نهایتا در دهه پنجاه میلادی به بار نشست و اولین کوه هشت هزاری تاریخ یعنی آناپورنا با موفقیت صعود شد. در طی دو دهه کشورهای مختلف با افتخار پرچمشان را بر بلندای قلل جهان به اهتزاز در آوردند اما شرایط داخلی و خسته از جنگ جهانی دوم در کشور لهستان اجازه نمی داد که آن ها جایی بیشتر از کوهستان تاترا درون کشوران کوهنوردی کنند. تاترا برای مردان لهستانی پنجره ای بود به سمت موفقیت در همالیا چرا که سر انجام در دهه هفتاد آنها موفق شدند که پا را از تاترا فراتر بگذارند و افق های جدیدی به رویشان باز شد. در سال ۱۹۷۳ طی یک سفر اکتشافی و اکسپدیشن ملی مردانی سرسخت از لهستان به رهبری پدر مکتب هیمالیانوردی لهستان، آندری زاوادا موفق به صعود زمستانی کوه ۷۶۹۰ متری نوشاخ در رشته کوه هندوکش در افغانستان شدند. اولین اکسپدیشن رسمی زمستانی در کوه های مرتفع و بالاترین ارتفاعی در دنیا که مردانی در زمستان موفق به قدم گذاشتن بر روی آن شدند. آنها سرمست از این پیروزی در سال بعد چالشی بزرگ تر را برای خود رقم زدند و در زمستان راهی لوتسه شدند. مردان لهستانی به رهبری آندری زاوادای بزرگ در زمستان ۱۹۷۴ تا ارتفاع ۸۲۰۰ متری کوه لوتسه صعود و به جهانیان اثبات کردند که حتی در زمستان می شود به ارتفاعی بالاتر از ۸۰۰۰ متر نیز صعود کرد. آنها در آن برنامه حتی تمایل به صعود اورست را نیز داشتند که با مخالفت دولت نپال روبرو شد. مخالفتی که تا سال ۱۹۷۹ پابرجا بود تا اینکه در یک اکسپدیشن بزرگ و ملی دیگر این مردان یخی به سرپرستی آندری زاوادا راهی اورست، بام دنیا شدند. در ۱۷ فوریه ۱۹۸۰ درساعت ۲:۴۰ به وقت محلی پیامی توسط کریستف ویلیچکی به کمپ اصلی اورست مخابره شد
” ما روی قله هستیم” و این چنین بود که جنگجویان یخی لهستانی نامشان در تاریخ کوهنوردی جهان جاودانه شد…

صعود زمستانی به اورست، اولین صعود زمستانی یک کوه هشت هزار متری و بالاترین ارتفاعی بود که مردانی در زمستان بر آن گام گذاشتند…

عکس: لزک سیچی و کریستف ویلیچکی در جشن صعود درون کمپ اصلی اورست بعد از اولین صعود زمستانی تاریخ این کوه

جنگجویان یخی (کلیک کنید)
https://t.me/iran5610/570

رهبر جنگجویان یخی (کلیک کنید)
https://t.me/iran5610/827

صعود زمستانی به k2؛ شاید وقتی دیگر (کلیک کنید)
https://t.me/iran5610/955

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است

بزرگ مانند یرزی کوکوچکا

نویسنده: مسعود فرح بخش

چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد؟ کوهنورد بزرگ دوران یرزی کوکوچکا با انجام صعود های شاخص در هیمالیا همواره مورد تحسین سایر کوهنوردان است. دومین فاتح همه کوه های هشت هزاری با انجام کارهای خارق العاده و نو در کوه های سر به فلک کشیده از خود میراث گرانبهایی را بر جای گذاشته است. زمستان، مسیرهای نو، کمبود امکانات و تجهیزات، فقر، فضای بسته سیاسی و اجتماعی کشورش لهستان در آن سالها و سایر دشواری های موجود جلودار او نبود. در وصف بزرگی او می توان بسیار سخن گفت اما شاید زمستان ۱۹۸۵ اوج نبوغ و مهارت او را بر همگان آشکار سازد. سی و سه سال قبل در زمستان ۱۹۸۵ او کاری را انجام داد که هیچ کوهنوردی حتی برای رسیدن به این مهم تلاش هم نکرد. یرزی کوکچکا در حد فاصل ۲۱ ژانویه ۱۹۸۵ تا ۱۵ فوریه همان سال یعنی در زمانی کمتر از یک ماه دو کوه داهولاگیری و چوآیو را در زمستان صعود کرد. صعود به دو کوه هشت هزاری در زمستان و کمتر از یک ماه یکی از کارهای دست نیافتنی تاریخ کوهنوردی است. داستان صعود دو کوه هشت هزاری در یک فصل همه اسطوره و حماسه های داستانی را به حقیقت تبدیل کرد و میراثی جاودان از این کوهنورد فقید همه دوران بر جای گذاشت. زمستان ۱۹۸۵ در هیمالیا به ما پاسخ خواهد داد که چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد.

عکس: یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگیری

کانال تلگرام بام ایران(کلیک کنید)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است