نوشته‌ها

بقایای تندیسی که چهره دماوند را زشت کرده است

 

تندیسی که بر روی قله دماوند نصب شد اما دیری نپایید که از بین رفت

کوهنوردانی که از جبهه جنوبی کوه دماوند به این قله صعود کرده اند بر روی قله حتما در کنار سنگ معروفی که نماد اصلی قله است ، چشمشان به بقایای تندیسی از جنس فایبرگلاس برخورد کرده که کاملا متمایز از سنگ های اطراف است.

این ترکیب ناموزون در واقع بقایای تندیسی است از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که در سال ۱۳۸۶ توسط تربیت بدنی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و کوهنوردان تیپ ۶۵  نیروهای ویژه هوابرد در ۲۰ قطعه مجزا به قله منتقل و در آنجا مونتاژ شد و قرار بر این بود که به نماد کوه دماوند تبدیل شود و شرایط سخت آب و هوایی دماوند را دوام آورد.

شهیدان ما جایگاه والایی دارند و تکریم و زنده نگه داشتن نام آنها همواره باید صورت پذیرد، اما شهیدان ما جایگاهشان باید در قلب ما باشد و نه بر روی قله ها.

بحثی که امروزه متاسفانه رو به گسترش است نماد سازی های کذایی و تبدیل قله ها به تابلوهای تبلیغاتی شهریست. متاسفانه در قله های مختلف کشور تابلوهای تبلیغاتی برندها و کارخانه ها رو به افزایش است و این می تواند یک بدعت نامبارک باشد.

اما نماد سازی ها برای کوهی که خود نماد اصلی سرزمین ایران است تا چه حد درست و منطقی است ؟

این کار حدود ۹ سال پیش صورت پذیرفت پس نقد این کار فایده ای ندارد اما گذر زمان این نکته را به ما نشان داد که نماد سازی برای قله ها امری نیست که موفقیت آمیز باشد.

تندیس شهید صیاد نیز در مدت کوتاهی بعد از نصب در شرایط آب و هوایی سخت دماوند از بین رفت و اینک از آن جز مخروبه ای بر روی قله دماوند و یک ترکیب ناموزون با محیط اطراف ، چیز دیگری باقی نمانده است.

آیا در شرایط فعلی بهتر نیست که کوهنوردان نیروی زمینی ارتش و تیپ ۶۵ هوابرد که این تندیس را بر روی قله نصب کردند ، بقایای این تندیس را که عمر زیادی هم از آن نمی گذرد با خود به پایین حمل کنند تا این ترکیب ناموزون که اینک به هیچ چیزی شباهت ندارد ، از روی قله پاک شود ؟

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران

www.5610m.com

img_20160929_201246-1

تندیس شهید سپهبد علی صیاد شیرازی کد در سال ۱۳۸۶ بر روی قله دماوند نصب شد

 

img_20160929_175058

بقایای تندیس مخروبه ای که ترکیبی ناموزون با محیط قله دماوند ایجاد کرده است

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

لیلا پیک ؛ نیزه ای در دل آسمان

نویسنده: مسعود فرح بخش

لیلا پیک یا به انگلیسی Laila peak اگر نگوییم یکی از زیبا ترین کوه های جهان است بی شک از زیباترین کوه های پاکستان و منطقه قراقروم است. شکل خاص و متمایز لیلا پیک باعث می شود که در میان انبوه کوه های سر به فلک کشیده منطقه قراقروم کاملا متمایز باشد.

لیلا پیک از رخ غربی به شکل یک سطح یخی با شیبی بیش از ۴۵ درجه تا نوک قله امتداد دارد و در طرف مقابل ۱۵۰۰ متر دیواره عمودی در انتظار کوهنوردان است و از دور مشابه نیزه ای نوک تیز که در دل آسمان فرو رفته است. این کوه زیبا در دره ی هوشی در نزدیکی یخچال گوندوگرو در محدوده کوهستان قراقروم در استان گیلگیت پاکستان واقع شده است. این منطقه محل عبور کوهنوردانی است که عازم کوه های هشت هزاری قراقروم می شوند و همه آنها در اولین مواجهه با این کوه زیبا ، چشم از آن بر نمی دارند.

برای قله این کوه ارتفاعات مختلفی تا کنون ذکر شده است اما به نظر میرسد قابل استناد ترین آنها ارتفاع ۶۰۹۶ متری باشد که در سال ۲۰۰۳ اندازه گیری شد.

مانند بسیاری دیگر از کوه های سر به فلک کشیده و عمدتا مشکل منطقه قراقروم که در حد فاصل دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی صعود شدند ، لیلا پیک نیز برای بار اول در سال ۱۹۸۷ از رخ غربی توسط چهار کوهنورد بریتانیایی به شکل غیر قانونی و بدون مجوز از دولت پاکستان صعود شد. صعود غیر قانونی کوه های منطقه پاکستان در آن زمان تقریبا امری عادی در بین کوهنوردان بود.

در سال ۱۹۹۳ گروه آلمانی به همراه تیمی از کشور سوئیس از همان مسیر و باز هم به شکل غیر قانونی و بدون مجوزبرای دومین بار قله را صعود کردند.

اولین صعود رسمی و قانونی لیلا پیک و همچنین سومین صعود این کوه در سال ۱۹۹۷ توسط گروه کوهنوردان ایتالیایی انجام شد. کوهنوردان زمانی که به قله رسیدند با کپسول گازی مواجه شدند که نام کوهنوردان بریتانیایی بر روی آن حک شده بود.

img_20160929_165216

مسیر ایتالیایی ها در لیلاپیک

مسیری که ایتالیایی ها برای صعود انتخاب کردند از مسیر قبلی که کوهنوردان بریتانیا آنرا گشایش کردند سخت تر و طولانی تر بود.

صعود های بر روی لیلا پیک همگی به شکل آلپی بوند و حتی امکان صعود یکروزه از کمپ پیشرفته تا قله به سبک آلپی نیز وجود دارد اما شیب زیاد و ۱۵۰۰ متر مسافت عمودی تا قله باعث می شود که کوهنوردان یک روز در ارتفاعات بالا بیواک کنند و روز دوم با صعود قله به پایین بازگردند.

قله گوندوگرو در مجاورت لیلاپیک با ارتفاع ۵۷۰۰ متر برای هم هوایی قبل از صعود اصلی بسیار مناسب است.

در سال ۲۰۰۵ دو کوهنورد اهل اسکاندیناوی تصمیم به صعود قله و سپس فرود از طریق اسکی گرفتند. آنها تا ۱۰۰ متری قله صعود کردند و فراتر رفتن از این ارتفاع را به دلیل یخی بودن مسیر و شیب زیاد برای اسکی کردن غیر ممکن و خطرناک دانستند و از ارتفاع ۶۰۰۰ متری در رخ غربی این کوه تا پایین را اسکی کردند. بعد ها این دو کوهنورد لیلا پیک را مسحور کننده ترین کوهی که تا آن زمان به استقبالش رفته بودند ، توصیف کردند.

در سال ۲۰۱۳ کوهنورد نامدار اسپانیایی آلکس تکسیکن (اولین فاتح کوه نانگاپاربات در زمستان) موفق به صعود این کوه سرسخت برای اولین بار در زمستان شد.

تعداد کوهنوردانی که به شکل رسمی و غیر رسمی به قله لیلاپیک صعود کردند حدود ۱۰ نفر است.

نام لیلا در زبان مردم محلی به معنی بهترین و دوست داشتنی ترین است از این جهت در منطقه قراقروم جز این کوه ، دو قله دیگر به نام لیلاپیک وجود دارد که یکی با ارتفاع  ۶۹۸۶ متر که صعود آن نیز مشکل و فنی است و دیگری با ارتفاع ۵۹۷۱ متر.

هر سه لیلا پیک پاکستان توسط کوهنوردان صعود شدند و وزارت گردشگری پاکستان برای تشویق کوهنوردان با یک مجوز صعود به لیلاپیک امکان صعود هر سه قله را به کوهنوردان می دهد اما هر سه لیلاپیک پاکستان تاکنون توسط یک کوهنورد صعود نشدند.

 منبع:

Summitpost

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

باشگاه هشت هزاری ها

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین هزاران کوه سرتاسر زمین فقط چهارده تای آنها به هشت هزاری ها معروف هستند. چهارده کوه مستقل زمین که ارتفاعشان از سطح دریا به بیش از ۸۰۰۰ متر می‌رسد. این کوه‌ها همگی در رشته‌کوههای هیمالیا و قراقروم در قارهٔ آسیا قرار دارند.

اولین تلاش بر روی یک کوه هشت هزار متری مربوط به سال ۱۸۹۵ در “نانگاپاربات” بود .

بعد از تلاش های بسیار سرانجام اولین کوه هشت هزار متری که صعود شد “آناپورنا” در سال ۱۹۵۰ بود.

از شروع دهه ۵۰ کوه های سر به فلک کشیده دنیا یکی پس از دیگری در فصول مختلف صعود شدند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۸۶ رینهولد مسنر کوهنورد نامدار ایتالیایی با صعود به قله لوتسه فصل جدیدی در تاریخ کوه های هشت هزار متری باز کرد.

وی در طی زمان ۱۶ سال و سه ماه و ۷ روز موفق به صعود تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر دنیا شد و نام خود را به عنوان اولین انسانی که تمامی این قلل را صعود کرد در تاریخ کوهنوردی جاودانه ساخت.

درست یکسال بعد از مسنر کوهنوردی جسور و تکرار نشدنی به نام “یرزی کوکوچکا” از لهستان موفق شد در طی فقط در ۷سال و ۱۱ماه و ۱۴ روز  تمامی این قلل را صعود کند و به عنوان نفر دوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.

باشگاه هشت هزاری ها در واقع به فهرستی از کوهنوردانی اتلاق می شود که موفق به صعود هر ۱۴ قله هشت هزاری می شوند.

برای اینکه سومین انسان وارد باشگاه هشت هزاری ها شود ۹ سال زمان لازم بود تا ارهارد لورتان در سال ۱۹۹۵ بعنوان نفر سوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.از آن سال تا کنون تقریبا هر سال به لیست باشگاه هشت هزاری ها افزوده می شود.

تعداد افرادی که به قله های مختلف هشت هزار متری صعود کرده اند بیش از سه هزار نفر هستند اما از این سه هزار نفر فقط تعداد بسیار اندکی موفق به صعود هر ۱۴ قله ی بالای هشت هزار متر شدند. این نشان می دهد که صعود به تمامی این ۱۴ قله کاری بس بزرگ و دشوار است.

کمترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها در اختیار چانگ هو کیم از کره جنوبی در زمان هفت سال و ۱۰ ماه و ۶ روز و بیشترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها متعلق به ماریو پانزری از ایتالیت به مدت ۲۳ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز است.

در سال ۲۰۱۰ ادورنه پاسابان به عنوان نخستین کوهنورد زن موفق به صعود به هر ۱۴ قلهٔ هشت هزار متری شد.

در زیر برای اولین بار در یک وبسایت فارسی زبان لیست کامل باشگاه هشت هزاری ها را می توانید دانلود کنید:

فهرست باشگاه هشت هزاری ها – به روز رسانی تا سال ۲۰۱۴(کلیک کنید)

عکس بالای صفحه: خانم ادورنه پاسبان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها در کوه k2

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

دنیس اوروبکو ، فراتر از یک کوهنورد

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

دنیس ویکتورویچ اروبکو کوهنورد نامدار روس و شهروند قزاقستان و لهستان متولد ۲۹ ژوئیه ۱۹۷۳ است. دنیس با ۱۹ صعود هشت هزاری، دو صعود هشت هزاری زمستانی (ماکالو و گاشربروم ۲)، گشایش ۴ مسیر جدید در هیمالیا(برودپیک، ماناسلو، چوآیو و کانگجن چونگا)، صعود به همه کوه های هشت هزاری بدون کپسول اکسیژن، یک کلنگ طلایی و ۳ کلنگ طلایی آسیا از پرافتخارترین کوهنوردان جهان است.
دنیس هشتمین انسانی است که بدون استفاده از کپسول اکسیژن مصنوعی تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر را صعود کرد. اروبکو در انجام صعودهای سرعتی نیز از توانایی فوق العاده ای برخوردار است. او در سال ۲۰۰۶ در مسابقات سرعت کوه البروس(بام اروپا) با زمان ۳ ساعت و ۵۵ دقیقه این کوه را صعود کرد و برنده این رقابت شد. نفر دوم این مسابقه ۴۰ دقیقه بعد از دنیس به قله رسید. او همچنین رکورد دار صعود سرعتی کوه خانتانگری به ارتفاع ۷۰۱۰متر است. دنیس در مدت زمان ۱۲ساعت و ۲۱ دقیقه (از کمپ اصلی تا کمپ اصلی) این کوه را صعود کرد.

کارهای خارق العاده دنیس اروبکو به همین ها محدود نمی شود. او در سال ۱۹۹۹ فقط در مدت ۴۲ روز به پنج قله ی بالای هفت هزار متری شوروی سابق صعود کرد و تبدیل به کسی شد که در کوتاه ترین زمان ممکن عنوان پلنگ برفی را کسب کرده است.

دنیس اما همیشه فراتر از یک کوهنورد عادی که فقط هدف بالا یا پایین رفتن از کوه دارد عمل کرده است. کوهنوردی های او همواره همراه با کمک به سایر کوهنوردان همراه بوده است. دنیس اروبکو از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ حداقل ۶ بار به شکل رسمی برنامه شخصی صعودهایش در کوه های هشت هزاری را به تعویق انداخته است تا به سایر کوهنوردان کمک کند.

سال ۲۰۰۱ در لوتسه
در این سال دنیس اروبکو دومین تلاش خود برای تراورس اورست به لوتسه را به همراه سیمون مورو انجام داد. زمانیکه او در منطقه بود کوهنورد لهستانی آنا چروینسکایا در ارتفاع ۸۲۰۰ متری بر اثر یخ زدگی نیاز به امداد پیدا کرد. دنیس او را تا کمپ ۴ به ارتفاع ۸۲۰۰ متر منتقل کرد و برنامه تراورس خود را متوقف کرد. در همین لرنامه بعد از امداد رسانی او فقط به کوه لوتسه از مسیر نرمال صعود کرد اما در سال ۲۰۰۹ از مسیری جدید به این کوه صعود کرد.

سال ۲۰۰۲ در شیشاپانگما
پاییز این سال عده ای از کوهنوردان قزاق به همراه دو کوهنورد دیگر به قله شیشاپانگما صعود کردند. در بازگشت کوهنورد اسلونیایی همراه درون شکافی یخی سقوط کرد. تیم قزاق از جمله دنیس اروبکو او را نجات می دهند و تا کمپ ۶۱۰۰متر منتقل می کنند.

سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ در k2
در زمستان ۲۰۰۲-۲۰۰۳ او عضو اکسپدیشن زمستانی لهستانی ها به سرپرستی کریستف ویلیچکی بر روی کوه k2 بود. در جریان این صعود در ارتفاع ۷۷۵۰ متری همنورد وی مارسین کاچکان دچار ارتفاع زدگی شد. دنیس او را به تنهایی تا کمپ ۳ و با ملحق شدن کریستف ویلیچکی از کمپ ۳ او را در همان شب تا کمپ اصلی منتقل کردند تا تحت درمان قرار گیرد.

سال ۲۰۰۳ در برودپیک
در این سال دنیس به همراه تیمی از کوهنوردان قزاق برای صعود کوه های نانگاپاربات، برودپیک و k2 در یک فصل وارد قراقروم شدند. بعد از صعود نانگاپاربات آنها به برودپیک رفتند. تیم قزاقستان در ارتفاع ۷۲۰۰ متری درون چادر منتظر صعود نهایی قله در روز بعد بود. در همین روز کوهنورد فرانسوی کریستف لافیل به شکل سبک بار و آلپی به قله صعود کرد. او در بازگشت به دلیل بدی هوا و ارتفاع زدگی به امداد نیاز پیدا کرد. کوهنوردان قزاقستان درون چادر خود به او پناه دادند و در روز بعد دنیس اروبکو او را تا کمپ اصلی مشایعات کرد و سه کوهنورد دیگر به قله صعود کردند. دنیس اروبکو اما در روز بعد مجدد از کوه بالا رفت و به قله برودپیک صعود کرد.

سال ۲۰۰۸ در آناپورنا
در طی چند سال کوهنوردی در هیمالیا دنیس با کوهنورد اسپانیایی ایناکی اوچوآ دوست شده بود. دنیس اروبکو خسته از صعود کوه ماکالو درون تخت خود در هتلی در کاتماندو در حال استراحت بود که ساعت ۵ صبح توسط مینگما شرپا از خواب بیدار می شود. به او خبر می رسد که دوستش در ارتفاع ۷۴۰۰متری آناپورنا(کمپ ۴) مستقر شده و قادر به پایین آمدن نیست. دنیس بلافاصله با یک کوله سبک سوار بر هلیکوپتر به کمپ اصلی آناپورنا می رود. در همان روز به همراه دن بویی و با تجهیرات اکسیژن تا کمپ ۲ و فردای آن روز به ارتفاع ۷۴۰۰ متری آناپورنا میرسند اما با پیکر بی جان ایناکی مواجه می شوند.

سال ۲۰۱۸ در نانگاپاربات
دنیس اروبکو در زمستان این سال مشغول تلاش زمستانی بر روی کوه k2 به سرپرستی کریستف ویلیچکی بود. همزمان الیزابت روول و تومک مکیویچ در نانگاپاربات بعد از صعود به قله دچار حادثه می شوند. خبر حادثه به گوش تیم k2 می رسد ۴ کوهنورد از جمله دنیس اروبکو در فاصله یک روز از زمستان k2 با پرواز هلیکومتر به کمپ اصلی نانگاپاربات می رود و با صعود شبانه تا ارتفاع ۶۰۰۰ متری این کوه الیزابت روول را تا کمپ اصلی این کوه همراهی می کنند.

منبع:

ویکیپدیا

هشت هزاری ها

دنسیول

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه ۷۰ کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال ۱۹۷۸ بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه ۱۹۸۰ توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ موفق شدند ۷ قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال ۱۹۸۰(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال ۱۹۸۴

دائولاگری در سال ۱۹۸۵

چوآیو در سال ۱۹۸۵

کانگچن چونگا در سال ۱۹۸۶

آناپورنا در سال ۱۹۸۷

لوتسه در سال ۱۹۸۸(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با ۴ صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با ۳ صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال ۲۰۰۵ حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال ۲۰۰۵ سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال ۲۰۰۹ سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال ۲۰۱۱ بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم ۲ را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم ۲٫

در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم ۱ و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا ۱۲ قله از ۱۴ قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال ۲۰۱۶ کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم ۲

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴ است، مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از آلپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دولومیت ها داشت( دولومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده شده خود بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده و بسیار دشوار روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایلی نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر بخشی از انگشتان پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن دوره بسیار بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود، او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را در بزرگ داشت برادرش از جبهه دیامیر بصورت  تمام انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به همراه پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد، تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری در تاریخ کوهنوردی شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود تمام انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا بر روی بام جهان

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ داهولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

آشنایی با اعداد روی کیسه خواب

نویسنده: مسعود فرح بخش

همه ما اعداد و دماهای مختلفی که روی کیسه خواب ها نوشته شده را دیده ایم. اما این دما ها به چه معنا هستند و چطور محاسبه می شوند؟ برای خرید کیسه خواب کدام دما را باید در نظر گرفت؟ در نوشته زیر پاسخ همه سوال ها را پیدا می کنید.

کیسه خواب های موجود در بازار از دو نوع جنس پر و الیاف تشکیل شده اند که هر یک مزایا و معایب مخصوص به خود را دارد. دمایی که روی کیسه خواب نوشته می شود به جنس کیسه خواب بستگی ندارد اما همواره برای دماهای پایین تر به دلیل حجم و وزن کمتر از کیسه خواب پر استفاده می شود.

کیسه خواب پر دارای وزن کمتر ، حجم کمتر ، نیاز به مراقبت بیشتر ، حساسیت بیشتر به رطوبت ، خشک شدن دیرتر و قیمت بالاتر می باشد.

کیسه خواب الیاف دارای وزن بیشتر ، حجم بیشتر ، نیاز به مراقبت کمتر ، حساسیت کمتر به رطوبت ، خشک شدن زودتر و قیمت پایین تر می باشد.

اما همه کیسه خواب ها مخصوص استفاده دردمایی خاص و در فصلی خاص هستند. هیچ کیسه خوابی وجود ندارد که در همه فصول و در همه مکان ها پاسخگوی نیاز باشد. اما بطور کلی بر اساس فصل استفاده کیسه خواب ها به دو نوع زمستانی و سه فصل(بهار،تابستان،پاییز) تقسیم می شوند.

معمولا برای کیسه خواب های زمستانی چون دمای هوا سرد تر از سایر فصول است برای اینکه کیسه خواب حجم و وزن کمتری داشته باشد و همینطور حمل و نقل و راحت تر باشد از کیسه خواب های جنس پر استفاده می شود.

اما چطور کیسه خواب را انتخاب کنیم؟

مهم ترین فاکتور در تهیه کیسه خواب دمای محیطی است که باید با کیسه خواب درون آن بخوابیم بعد از اینکه با دمای محیط به صورت تقریبی آشنا شدیم باید به اعدا مندرج بر روی کیسه خواب مراجعه کنیم و کیسه خواب مناسب را انتخاب کنیم.

اما استاندارد هایی برای محاسبه دما های کیسه خواب وجود دارد. یکی از این استاندارد ها EN 13537 می باشد. تمامی کیسه خواب هایی که در اروپا به فروش می رسند ملزم به رعایت این استاندارد هستند. این استاندارد در دما های واقعی توسط مانکن محیط کوهستان را شبیه سازی می کند و دماهای روی کیسه خواب را تعریف می کند. بر طبق این استاندارد ۴ دما روی همه کیسه خواب ها باید ذکر شود که هر یک مفهوم خاص خود را دارد.

Upper Limit حد بالا : دمایی که در آن یک مرد استاندارد می تواند بدون تعرق بیش از حد به راحتی بخوابد. دست ها بیرون از کیسه خواب و زیپ کیسه خواب باید باز باشد.(این دما ممکن است روی برخی کیسه خواب ها ذکر نشود)

comfort دمای راحتی : دمایی که در آن یک زن استاندارد می تواند خواب آسوده را تجربه کند.

Lower Limit یا comfort Limit حد پایین یا حد دمای راحتی: دمایی که در آن یک مرد استاندارد می تواند به مدت ۸ ساعت بخوابد

Extreme دمای نهایی : نهایت دمایی که در آن یک زن استاندارد می تواند به مدت ۶ ساعت بماند (خوابیدن مطرح نیست) بدون اینکه دمای عمومی بدنش افت کند و یا دچار هیپوترمی و مرگ شود(در این دما سرمازدگی اعضای بدن محتمل است)

بر طبق این استاندارد منظور از مرد استاندارد ؛ مردی ۲۵ ساله با قد ۱۷۳ سانت و وزن ۷۳ کیلو می باشد و مظور از زن استاندارد زنی ۲۵ ساله با قد ۱۶۰ سانت و وزن ۶۰ کیلو می باشد.

برای خواب راحت در کیسه خواب برخی فاکتور دیگر مانند لباسی که داخل کیسه خواب پوشیده می شود ، زیر انداز ، جنس چادر و … نیز اهمیت دارند

photo_2016-02-18_21-50-38

اعداد نوشته شده روی یک نمونه کیسه خواب استاندارد بر اساس استاندارد EN13537

اطلاعات بیشتر در:

https://en.wikipedia.org/wiki/Sleeping_bag

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

جایزه کلنگ طلایی

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

جایزه کلنگ طلایی معتبرترین جایزه سالانه کوهنوردی است که از سال ۱۹۹۱ توسط مجله فرانسوی Montagnes و انجمن فرانسوی Le  groupe de haute montagne یا به اختصار GHM به کوهنوردانی که در سرتاسر دنیا برنامه های شاخص کوهنوردی انجام می دهند اهدا می شود.

 

انجمن فرانوسوی GHM با عضویت کوهنوردان فرانسوی و سایر کوهنوردان از سرتاسر دنیا به ارتقاء سطح فنی و کیفی برنامه های آنان کمک می کند. همینطور کوهنوردان سرتاسر دنیا می توانند با همدیگر آشنا شوند و از رزومه فعالیت هایشان آگاهی پیدا کنند.

 

نامزدهای جایزه کلنگ طلایی توسط GHM و Montagnes انتخاب می شوند و هر ساله مراسمی با حضور داوران ، برگزار کنندگان مراسم و کوهنوردان از سرتاسر دنیا در شهر شامونی فرانسه و کورمایور ایتالیا برگزار می شود و جایزه کلنگ طلایی که معتبرترین جایزه دنیای کوهنوردیست به منتخبین اهدا می شود.

 

کوهنوردانی که نامزد جایزه کلنگ طلایی می شوند نه تنها می بایستی یک برنامه خاص کوهنوردی در سطح جهانی را انجام دهند بلکه باید در اجرای برنامه های خود از موارد زیر نیز پیروی کنند:

استفاده از کمترین تجهیزات و در واقع شیوه آلپی و سبک بار بودن برنامه. طبق این اصل صعود ها باید با حداقل هزینه اقتصادی انجام شود. طناب های ثابت ، اکسیژن های مکل ، باربرها ، شرپاها و سایر عوامل انسانی می بایستی کمترین نقش را داشته باشد و یا به عبارتی نقشی نداشته باشد.

پایبند بودن به ارزش های اخلاقی ، احترام به جامعه محلی ، حفظ محیط زیست و اعتقاد به روح واقعی ورزش کوهنوردی می بایستی سر منشا برنامه ها قرار گرفته باشد.

مسیر و نوع برنامه می بایست خلاقانه باشد و انجام برنامه یک نوآوری در تاریخ کوهنوردی باشد.

در انتخاب نامزدها برای داوران نه تنها ارتفاع کوه چندان اهمیتی ندارد بلکه تکیه بر مهارت ، تجربه و دانش کوهنوردی بهمراه نوآوری ، خلاقیت و درجه سختی مسیر از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است.

بر طبق این اصل بسیاری از صعودهای کوهنوردان از مسیرهای عادی به مرتفع ترین قلل دنیا ، امروزه کاری بسیار عادی تلقی می شود و شامل هیچ یک از گزینه های بالا برای نامزدی در جایزه کلنگ طلایی نیست.

 

مراسم جایزه کلنگ طلایی برعکس سایر مراسم های ورزشی چندان رقابتی نیست و سرشار از احساسات است. داوران در برخی از سال ها جایزه کلنگ طلایی را به بیش از یک کوهنورد و یک برنامه اهدا کردند حتی در سال ۲۰۱۳ جایزه کلنگ طلایی در اقدامی بی سابقه به شش برنامه مختلف کوهنوردی اهدا شد.

 

اولین جایزه کلنگ طلایی در سال ۱۹۹۲ به دو کوهنوردی اهل اسلونی برای ۳۰۰۰ متر صعود از برج جنوبی کانجن چونگا رسید.

ازسال ۲۰۰۹ به جز جایزه اصلی کلنگ طلایی جایزه “یک عمر فعالیت کوهنوردی” نیز برای ادای احترام به کوهنوردان قدیمی و با تجربه به آنان اهدا می شود.

اولین کوهنوردی که جایزه یک عمر فعالیت کوهنوردی را کسب کرد ، والتر بوناتی کوهنورد ، ماجراجو و نویسنده ی ایتالیایی بود .

در سال ۲۰۱۰ جایزه یک عمر فعالیت کوهنوردی به رینهولد مسنر اهدا شد.

مارکو پریزل کوهنورد اسلونیایی با سه بار برنده شدن این جایزه رکورد دار می باشد. وی اولین جایزه کلنگ طلایی را در سال ۱۹۹۲ کسب کرد و همچنین در سال های  ۲۰۰۷ و ۲۰۱۴ برای بار دوم و سوم نیز این جایزه را تصاحب کرد.

اولی استک کوهنوردی توانمند سوئیسی نیز دو بار جایزه کلنگ طلایی را کسب کرده. وی در سال ۲۰۱۴ برای اولین صعود سولو و انفرادی رخ جنوبی آناپورنا و در سال ۲۰۰۹ برای اولین صعود آلپی رخ شمالی کوه  ۶۵۰۰ متری Tengkampoche در نپال این جایزه را کسب کرد.

در سال ۲۰۰۹ “کی تانیگوچی” کوهنوردی ژاپنی اولین زنی بود که جایزه کلنگ طلایی را کسب کرد.

جایزه کلنگ طلایی به دلیل تغییرات در سیستم داوری در سال ۲۰۰۸ برگزار نشد.

Logo Piolets d'or

لوگوی جایزه معتبر کلنگ طلایی

برداشت از:

https://en.wikipedia.org/wiki/Piolet_d%27Or

http://www.pioletsdor.net/index.php/en/

http://kouheghaf.blogspot.com/2016/03/blog-post_51.html

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

دمای سرمایش باد

نویسنده: مسعود فرح بخش

دمای استاندارد” ، “دمای واقعی” و “دمای سرمایش باد” چیست؟

همه ما قبل از اجرای برنامه کوهنوردی آب و هوای منطقه را از طریق سایت های معتبر چک می کنیم. در بررسی آب و هوای منطقه یکی از نکاتی که اهمیت بالایی دارد دمای محیط است.

همه ما بارها در فصل تابستان تصور کردیم دمایی که احساس می کنیم بسیار گرم تر از دمایی است که هواشناسی اعلام کرده و همینطور در فصل زمستان بارها پیش آمده دمایی که احساس می کنیم خیلی سرد تر از دمای اعلام شده است. این نکته باعث می شود خیلی ها حتی سازمان هواشناسی را به دروغگویی متهم کنند اما به راستی این اعداد و ارقام چگونه محاسبه می شوند؟

دمای هوایی که هواشناسی(در همه کشور ها) اعلام می کند در شرایطی خاص محاسبه می شود. این دما توسط یک دماسنج که همواره در داخل سایه قرار دارد و توسط یک شاخص باید یک متر از زمین فاصله داشته باشد محاسبه می شود.به دمایی که از این طریق اندازه گیری می شود “دمای استاندارد” گفته می شود.

دمایی که بدن انسان چه در فصل گرم و چه در فصل سرد احساس می کند همواره متفاوت از دمای استاندارد می باشد که به فاکتورهای دیگری مرتبط است.

دو نوع دمای دیگر نیز وجود دارد که بر مبنای دمای استاندارد محاسبه می شوند و توجه به آنها در برنامه های کوهنوردی بخصوص برنامه های زمستانی از اهمیت بالایی برخوردار است.

دمایی که همواره باید در برنامه های کوهنوردی چک کنیم، دمای استاندارد که به صورت کمینه و بیشینه(low and high temperature) بیان می شود نیست بلکه دمای “سرمایش باد” یا wind chill می باشد. این دما تابعی از دمای استاندارد و سرعت باد می باشد که همواره سرد تر از دمای استاندارد می باشد.در واقع این همان دمایی است که در محیط کوهستان بدنمان حس می کند.

در سایت های هواشناسی کوهستان این دما همواره محاسبه می شود.دمایی که باید توجه کنیم همین دمای سرمایش باد یا wchill یا chill است.

اما دمای دیگری نیز وجود دارد که از دمای سرمایش باد دقیق تر می باشد اما محاسبه آن همواره سخت تر می باشد و معمولا در سایت های هواشناسی کوهستان بیان نمی شود.”دمای واقعی” یا real feel همان دمایی است که بدن آنرا احساس می کند که از دو دمای قبلی هم دقیق تر است. به جز دمای استاندارد و سرعت باد فاکتورهای دیگری مانند پوشش ابر ، شدت و زاویه تابش خورشید و رطوبت در آن دخیل هستند.

در واقع دمای سرمایش فقط بر مبنای دمای استاندارد و سرعت باد است که در فصول سرد و دما های زیر صفر کاربرد دارد اما دمای واقعی برای فصل گرما هم می باشد

asl

جدول دمای سرمایش باد

دو سایت معروف هواشناسی کوهستان:

http://www.mountain-forecast.com/

http://www.snow-forecast.com/

دو سایت معروف هواشناسی شهرها:

http://www.accuweather.com/

http://www.viewweather.com/

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

الیزابت هاولی ؛ تاریخ نگارِ تاریخ ساز

نویسنده: مسعود فرح بخش

بی تردید معروف ترین چهره ی غیر کوهنورد در دنیای کوهنوردی خانم الیزاب هاولی است.خانم هاولی متولد ۹ نوامبر ۱۹۲۳ در شیکاگو امریکا می باشد. وی با اینکه در طول عمرش حتی یک قله را هم صعود نکرده مسئول ثبت اکسپدیشن های هیمالیا می باشد.

هر کوهنوردی بعد از صعود باید به طور مستقیم با شخص خانم هاولی یا دستیارانش صحبت کند و مدارک خود را برای صعود به قله ارائه دهد و در نهایت این خانم هاولی و دستیارانش هستند که ادعای کوهنورد را مبنی بر صعود قله رد یا تایید می کنند.

او در دانشگاه میشیگان در رشته تاریخ تحصیل کرد و از سال ۱۹۴۶ در مجله fortune به عنوان خبرنگار شروع به کار کرد.او که شیفته سفر کردن بود در سال ۱۹۵۷ از کار در این مجله استعفا داد تا بتواند راحت به تمام نقاط دنیا سفر کند. وی اروپای شرقی ، خاور میانه از جمله ایران ، نپال و بسیاری از کشور های دیگر سفر کرد. در حین سفرهایش برای تامین مخارج زندگی و سفرهایش چند کار پاره وقت و موقت در نیویورک را انجام می داد. خانم هاولی در سفر به نپال و کاتماندو عاشق این نقطه از کره ی زمین شد و بعد از یک سال از بازگشتش در سال ۱۹۶۰ مجدد به کاتماندو بازگشت و هرگز آنجا را ترک نکرد.

او به واسطه شغل خبرنگاری اش بعد از ورود به نپال در مجله ی تایم و بعد ها در خبرگزاری رویترز شروع به فعالیت کرد. در طول این سال ها او متوجه شد که عمده خبرهایی که در این نقطه از جهان می گذرد مربوط به کوهنوردی و کوهنوردانی است که از جای جای دنیا به این نقطه از دنیا سفر می کنند. سپس کم کم اقدام به ثبت وقایع کوهنوردی کرد و بدین ترتیب بود که خانم الیزابت هاولی به بهترین واقعه نگار اکسیپدیشن های هیمالیا تبدیل شد.

خانم هاولی هرگز ازدواج نکرد و همینطور در طول عمرش هرگز کوهی را نیز صعود نکرد .او آنقدر با کوهنوردان مختلف در مورد جزئیات صعودهایشان مصاحبه و اطلاعات را ثبت کرد که به یک بانک اطلاعاتی برای کوه ها و مسیرهای هیمالیا تبدیل شد. بانک اطلاعاتی خانم هاولی شامل تمام اطلاعات مسیرها ، موفقیت ها ، نرخ مرگ و میر و … می باشد که برای آنالیز در اختیار کوهنوردان و سرپرستان تیم ها قرار می گیرد.

امروزه کوهنوردان نه تنها صعودشان به قلل هیمالیا احتیاج به تایید خانم هاولی و دستیارانش دارد بلکه کوهنوردان زبده و تیم های ماجراجو برای انجام کارهای نو و خاص ، مسیرهای جدید و هرگونه ماجراجویی از خانم هاولی مشورت می گیرند.

برای مثال رینهولد مسنر در انجام برنامه های خود چند بار از خانم هاولی مشورت گرفت.

اهمیت نقش خانم هاولی در جریان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها جالب توجه و مشخص است.

خانم اوه یون سون بعنوان اولین زنی که تمام قلل هشت هزاری را صعود کرده شناخته شد. او زمانیکه به قله آناپورنا صعود کرد تلویزیون کره برای وی جشن گرفت . ماجرای صعود خانم سون به آناپورنا و دنبال آن به تمام قلل هشت هزاری در صدر اخبار تلویزیون کره قرار گرفت.

بعد از خانم سون ، ادورنه پاسابان از اسپانیا با صعود به تمامی قلل هشت هزاری خود را اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها معرفی کرد و صعود اوه یون سون به قله کانگجن چونگا را زیر سوال برد . خانم هاولی بعد از مصاحبه با اوه یون سون سرانجام ادعای صعود او را به قله کانجن چونگا رد و ادورنه پاسابان را بعنوان اولین زنی که به تمامی کوه های هشت هزاری صعود موفقیت انجام داده ، معرفی کرد. بعد ها خانم سون اعتراف کرد که بعلت شرایط بد آب و هوایی چند متر پایین تر از قله اصلی کانجن چونگا مجبور به بازگشت شده.

خانم هاولی افسر اجرایی نهادیست که سر ادموند هیلاری برای بهبود وضعیت بهداشتی ، اموزشی و فرهنکی کودکان نپالی در اطراف کوه اورست بنیان نهاد. خانم هاولی به شدت مورد احترام جامعه کوهنوردی می باشد . در سال ۱۹۹۴ کلوپ آلپاین آمریکا جایزه یک عمر فعالیت ادبی را جهت کوه نویسی و واقعه نگاری بسیار دقیق وی به او اهدا کرد.

هم چنین به پاس بزرگداشت خانم هاولی یک قله به ارتفاع ۶۱۸۲ متر در نپال و در محدوده کوه دائولاگری به نام او نامگذاری شد. یخ نورد فرانسوی فرانسیس دارنیلانو در سال ۲۰۰۸ به صورت سولو و انفرادی به “قله هاولی” صعود کرد.

خانم هاولی با وجود سن زیاد هنوز هم شخصا اقدام به مصاحبه با کوهنوردان می کند و به گروه های ماجراجو و کوهنوردان خاص جهت انجام فعالیت های نو و شاخص مشاوره می دهد.
⁠⁣
مطلب زیر بعد از مرگ خانم هاولی در ژانویه ۲۰۱۸ اضافه شد:
⁠⁣⁣الیزابت هاولی بزرگ بانوی دنیای کوهنوردی در سن ۹۴ سالگی در نپال از دنیا رفت. خانم هاولی در حدود نیم قرن به نوشتن وقایع روز کوهنوردی و بررسی صحت و سقم صعود کوهنوردان به قلل مرتفع دنیا پرداخت. او به طرز باورنکردنی مورد احترام جامعه کوهنوردی بود. خانم هاولی در طول عمرش هرگز از کوهی بالا نرفت اما تمام کوهنوردان بزرگ دوران را به تحسین وا داشت. از صعودهای بزرگ ابتدایی در اورست تا صعودهای تکرار نشدنی دهه هفتاد میلادی. از صعود بدون اکسیژن مسنر و هابلر به اورست تا صعود تمام انفرادی مسنر به بام دنیا.
دهه هشتاد میلادی و ورود مردان یخی به هیمالیا، این لهستانی های سرسخت و کوه هایی که یکی پس از دیگری در زمستان صعود شدند. از جمله تاریخی “اکنون ما اینجا هستیم” توسط ویلیچکی در فصل زمستان از روی بلندترین نقطه زمین تا صعود یرزی کوکوچکا و آرتور هاجزر به کوه بسیار دشوار آناپورنا در جهنمی سرد.
از فرود باورنکردنی برادران مسنر از رخ روپال در نانگاپاربات تا صعود تکرار نشدنی کوکوچکا و پیتروفسکی از مسیر لهستانی ها در k2. از فاجعه ۱۹۹۶ در اورست تا فاجعه ۲۰۰۸ در k2. از اولین زن فاتح تمامی چهارده قله هشت هزاری تا دومین زن فاتح این قلل. از عظیم قیچی ساز تا پروانه کاظمی…
الیزابت هاولی از کوه ها میگفت و از کوه ها می نوشت.
خانم هاولی یک عاشق واقعی بود، عشق اول و آخر برای این بانوی آمریکایی که هرگز ازدواج نکرد کوهستان بود. او به کوهستان عشق می ورزید و اکنون بعد از مرگش نامی به بزرگی همان کوه ها برایش باقیمانده است. نام او تا ابد در تاریخ کوهنوردی جاودان خواهد ماند و همواره از او به نیکی یاد خواهد شد.
[الیزابت هاولی ۱۹۲۳-۲۰۱۸]

800px-Miss_Hawley

الیزابت هاولی ؛ عکس از خانم پروانه کاظمی

برداشت از:

http://www.himalayandatabase.com/hawleybio.html

https://en.wikipedia.org/wiki/Elizabeth_Hawley

http://heshmatmanesh.persianblog.ir/post/107/

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است