گروه سفرهای پرسیکا

نوشته‌ها

la-rinconada-26

هفت شهر مرتفع جهان

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

مانند بسیاری از باکتری های میکروسکوپی که در شرایط دشوار و محیط هایی که امکان حیات وجود ندارد ، شروع به رشد و تکثیر می کنند , انسان نیز در شرایط مختلف و سخت شروع به رشد و تکامل کرده است. قانون برای همه جانداران ساده و یکسان است. اگر می خواهی زنده بمانی از شرایط سخت موجود “قوی تر” باش و با همین قانون غریزی تکامل بشر در طول هزاران سال از صحراهای سوزان جهان تا یخ های منجمد قطبی ، شکل گرفت.

در این بین برخی از جوامع تکاملشان برای بهتر زیستن در نقاط مرتفع دنیا بود. در کوه های خشنی که در حالت عادی امکان زیستن دائمی وجود ندارد. اما قانون ساده ی “بقا” باعث رشد انسان در این نقاط شد و جوامع به تدریج بزرگ و بزرگ تر شدند تا اینکه شهرهایی در ارتفاعات شکل گرفتند. برخی از این شهرها ارتفاعشان به قدریست که افراد عادی سایر نقاط زمین قادر به زندگی کردن در آنها نیستند.

امروزه حدود ۱۴۰ میلیون انسان بر روی کره زمین به طور دائم در ارتفاعی بالای ۲۵۰۰ متر زندگی می کند.

عمده این شهرها در رشته کوه هیمالیا و رشته کوه بزرگ آند قرار دارند. در نوشتار زیر شما را با هفت شهر مرتفع دنیا بیشتر آشنا خواهیم کرد ، هفت شهری که همه آنها ارتفاعی بالاتر از ۳۰۰۰ متر را دارند.
شماره هفت

شهر لهاسا Lhasa

lhasa-36

 

لهاسا مرکز ایالت خودمختار تبت و دومین شهر بزرگ فلات تبت است. این شهر ۵۵۰،۰۰۰ نفری در ارتفاع ۳۶۰۰ متری قرار دارد. بعد از اشغال لهاسا توسط نظامیان جمهوری خلق چین ، از آن بعنوان مرکز استان تبت یاد می شود.

عمده شهرت لهاسا به دلیل وجود مهمترین مراکز فرهنگی بوداییان در این شهر است.
شماره شش

شهر ارورو Oruro

oruro-26

ارورو یکی از شهرهای کشور بولیوی است که در ابتدای سالهای ۱۶۰۰ میلادی اردوگاه معدنچیان نقره بود. این شهر ۲۴۰،۰۰۰ نفری در ارتفاعی بالاتر از ۳۷۰۰ متر قرار دارد. هم اکنون از معادن ارورو قلع استخراج می شود . در سالیان گذشته معدن قلع ارورو مهمترین معدن قلع دنیا بود اما هم اکنون میزان قلع استخراجی از آن نیز رو به کاهش است.
شماره پنج

شهر جولیاکا Juliaca

juliaca-26

جولیاکا بزرگترین شهر محدوده جنوب شرقی کشور پرو است. این شهر با ارتفاع ۳۸۲۵ متری یکی از مراکز اقتصادی و شاهراه های ترانزیتی مهم کشور پرو است. جولیاکا جمعیتی معادل ۲۳۰،۰۰۰ نفر دارد.
شماره چهار

شهر شیگاتسه Shigatse

shigatse-26

شهر شیگاتسه دومین شهر بزرگ در منطقه خود مختار تبت در جمهوری خلق چین است. این شهر ۱۰۰،۰۰۰ نفری در ارتفاع ۳۸۴۰ متری و در بین دو رود سانگپو و نیانگ در غرب تبت واقع است و یکی از شهرهای مهم و بزرگ منطقه خود مختار تبت تلقی می شود.

شهر شیگاتسه بر روی زمینی کاملا مسطح  بنا نهاده شده بطوریکه از اطراف توسط کوه های مرتفع تر احاطه شده است.
شماره سه

شهر پوتوسی Potosi

potosi-36

پوتوسی یکی دیگر از شهرهای مرتفع دنیاست که در کشور بولیوی و در رشته کوه آند واقع شده است. این شهر با ارتفاعی معادل ۴۰۹۰ متر در ابتدا یک اردوگاه برای معدنچیان نقره بود اما در طول زمان رشد کرد و هم اینک با جمعیت ۲۴۰،۰۰۰ نفری از شهرهای مهم بولیوی محسوب می شود.

یکی دیگر از شهرت های این شهر رصد خانه تاریخی ای است که در قله ۴۸۲۴ متری مجاور شهر قرار دارد.

پوتوسی در گذشته یکی از مستعمره های اسپانیا بود و در حد فاصل سالهای ۱۵۵۶ تا ۱۷۸۳ حدود ۴۵،۰۰۰ تن نقره خالص از پوتوسی به اسپانیا منتقل شد. معدن کاری گسترده حتی باعث شد که ارتفاع قله مجاور شهر چند صد متر کوتاه تر شود.

در حدود سال ۱۶۲۰ این شهر یکی از ثروتمند ترین شهرهای دنیا بود تا اینکه در سال ۱۸۰۰ نقره ذخیره شده در کوه های پوتوسی تمام شد و هم اینک این شهر از معادن مهم قلع در دنیا می باشد.

کارگران معادن پوتوسی به دلیل شرایط سخت کاری امید به زندگی بسیار پایینی دارند و بسیاری از آنها حتی بیش از ۴۰ سال عمر نمی کنند.
شماره دو

شهر ال آلتو El Alto

el-alto-12

ال آلتو یکی از کلان شهرهای بولیوی و شهری بزرگ با اقتصادی رو به رشد با جمعیت ۱٫۱ میلیون نفری است. این شهر که در ارتفاع ۴۱۵۰ متری در کوهستان آند واقع شده است زمانی یکی از شهرهای کوچک بولیوی بود که به مرور رشد کرد و امروزه می توان گفت ال آلتو مرتفع ترین کلان شهر دنیاست.

ال آلتو در ابتدا یکی از شهرهای حومه شهر لاپاز(پایتخت سیاسی بولیوی) بود اما از ابتدای قرن بیستم رشد این شهر آغاز شد تا اینکه در دهه ۸۰ میلاذی سرانجام از لاپاز جدا  و یک شهر جدا در نظر گرفته شد.
شماره یک

شهر لا رینکونادا La Rinconada

la-rinconada-26

شهر لارینکونادا در کشور پرو و در رشته کوه آند بی شک مرتفع ترین شهر مسکونی جهان است. این شهر که در ارتفاع ۵۱۰۰ متری از سطح آبهای آزاد شکل گرفته در ابتدا اردوگاه موقت معدنچیان طلا بوده که به مرور زمان بزرگ و بزرگ تر شده است. با اینکه امروزه جمعیتی حدود ۵۰،۰۰۰ نفر در این شهر زندگی می کنند و همچنین با وجود معادن طلا در کوه های اطراف ، اما وضع زندگی ساکنان آن بسیار اسفناک است.

این شهر هیچ لوله کشی و سیستم دفع فاضلابی ندارد ، آبهای زیر زمینی آلوده شده اند و وضع معیشتی مردم آن چندان مناسب نیست. اما وجود معادن طلا باعث شده مردها همچنان به زندگی در این نقطه ی مرتفع و با شرایط سخت ادامه دهند.

حتی نوع پرداخت به معدنچیان نیز با سایر نقاط دنیا متفاوت است. در اینجا معدنچیانی که اغلب از راههای دور به اینجا مهاجرت می کنند ۳۰ روز کاری بدون هیچ پرداختی کار می کنند و در روز سی و یکم به جای دستمزد اجازه دارند از سنگ های طلا برای خود استفاده کنند.

 

منبع

www.amusingplanet.com

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
1410184394531_unnamed2

عباس جعفری ؛ مرد نامی طبیعت ایران

عباس جعفری متولد ۱۳۴۱ در شهر مشهد می باشد.

عباس جعفری کوهنورد ، عکاس ، نویسنده ، راهنما و مدرس گردشگری و اکوتوریسم و فردی صاحب سبک بود که چندین حرفه را به طور موازی و با قدرت دنبال می کرد. وی از سال ۱۳۵۶ کوهنوردی را به طور حرفه ای آغاز کرد. همواره از او بعنوان شخصی مبتکر هم در برنامه های کوهنوردی و هم در برنامه های آموزشی یاد می شد. هوش سرشار ، ابتکار عمل و قلم زیبا از او ، چهره ای سرشناس در تاریخ طبیعت گردی ایران ساخت.

از صعود های شاخص عباس جعفری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

نخستین صعود زمستانی سوزنی های بینالود در ۱۳۶۵

دومین صعود زمستانی گرده آلمان های علم کوه در ۱۳۶۷

گشایش مسیر بر روی دیواره شمالی آزادکوه در ۱۳۷۰

صعود دره یخار دماوند در ۱۳۷۱

صعود قله لیلاپیک در قراقروم در دوره آموزشی هیمالیا نوردی در ۱۳۷۲

سرپرست تیم ملی کوهنوردی در صعود کمونیسم در ۱۳۷۴

صعود قله آکانکاگوا در آرژانتین در ۱۳۷۹

و بسیاری از صعودهای داخلی و خارجی دیگر

 

عباس جعفری بعنوان عکاس در مجلاتclimbing و National Geographic و بعنوان نویسنده در نشریه های آزادکوه ، شکار و طبیعت ، همشهری و … فعالیت کرد.

وی در ۱۶ شهریور ۱۳۸۸ در هنگام قایق سواری در رودخانه تریشولی نپال ، مرتفع ترین رودخانه جهان و بر اثر واژگونی برای همیشه در دامان طبیعت آرام گرفت. جستجوها برای یافتن پیکر عباس بی فایده بود و رودخانه تریشولی نپال به آرامگاه ابدی عباس جعفری تبدیل شد.

africa_-w_11

آفریقا – عکس از عباس جعفری

دلتنگی‏‌هایم به اندازه‏ همه‏‌ی راه‌های نرفته و جاهای ندیده است و از همین روست که بخشی از این اندوه را از پس هر سفری از دست می‏ دهم.

اما کو تا پایان دلتنگی؟… کو تا پایانِ نوردیدن همه‏‌ی راه‌ها و دیدن همه‏‌ی جای‌ها! و اگر چه مرگ حقیقتی است تلخ و همین حقیقت تلخ یا شیرین، به یاد می‏‌آورد که فرصت اندک است و جای بسیار ندیده و راه بسیار نرفته مانده.

پس تا مجال نفس هست، بایستی در پیچ و خم کوه‌ها و دره‏‌ها نفس نفس زد تا آن‏‌دم که نفس افتاد!

“از دفتر خاطرات زنده یاد عباس جعفری- اردیبهشت ۱۳۷۵”

 

استفاده از این نوشته به احترام نام عباس جعفری بلامانع است

10339770_610890629006833_60442386461351937_n

بقایای تندیسی که چهره دماوند را زشت کرده است

 

تندیسی که بر روی قله دماوند نصب شد اما دیری نپایید که از بین رفت

کوهنوردانی که از جبهه جنوبی کوه دماوند به این قله صعود کرده اند بر روی قله حتما در کنار سنگ معروفی که نماد اصلی قله است ، چشمشان به بقایای تندیسی از جنس فایبرگلاس برخورد کرده که کاملا متمایز از سنگ های اطراف است.

این ترکیب ناموزون در واقع بقایای تندیسی است از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که در سال ۱۳۸۶ توسط تربیت بدنی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و کوهنوردان تیپ ۶۵  نیروهای ویژه هوابرد در ۲۰ قطعه مجزا به قله منتقل و در آنجا مونتاژ شد و قرار بر این بود که به نماد کوه دماوند تبدیل شود و شرایط سخت آب و هوایی دماوند را دوام آورد.

شهیدان ما جایگاه والایی دارند و تکریم و زنده نگه داشتن نام آنها همواره باید صورت پذیرد، اما شهیدان ما جایگاهشان باید در قلب ما باشد و نه بر روی قله ها.

بحثی که امروزه متاسفانه رو به گسترش است نماد سازی های کذایی و تبدیل قله ها به تابلوهای تبلیغاتی شهریست. متاسفانه در قله های مختلف کشور تابلوهای تبلیغاتی برندها و کارخانه ها رو به افزایش است و این می تواند یک بدعت نامبارک باشد.

اما نماد سازی ها برای کوهی که خود نماد اصلی سرزمین ایران است تا چه حد درست و منطقی است ؟

این کار حدود ۹ سال پیش صورت پذیرفت پس نقد این کار فایده ای ندارد اما گذر زمان این نکته را به ما نشان داد که نماد سازی برای قله ها امری نیست که موفقیت آمیز باشد.

تندیس شهید صیاد نیز در مدت کوتاهی بعد از نصب در شرایط آب و هوایی سخت دماوند از بین رفت و اینک از آن جز مخروبه ای بر روی قله دماوند و یک ترکیب ناموزون با محیط اطراف ، چیز دیگری باقی نمانده است.

آیا در شرایط فعلی بهتر نیست که کوهنوردان نیروی زمینی ارتش و تیپ ۶۵ هوابرد که این تندیس را بر روی قله نصب کردند ، بقایای این تندیس را که عمر زیادی هم از آن نمی گذرد با خود به پایین حمل کنند تا این ترکیب ناموزون که اینک به هیچ چیزی شباهت ندارد ، از روی قله پاک شود ؟

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران

www.5610m.com

img_20160929_201246-1

تندیس شهید سپهبد علی صیاد شیرازی کد در سال ۱۳۸۶ بر روی قله دماوند نصب شد

 

img_20160929_175058

بقایای تندیس مخروبه ای که ترکیبی ناموزون با محیط قله دماوند ایجاد کرده است

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
img_20160929_165221

لیلا پیک ؛ نیزه ای در دل آسمان

نویسنده: مسعود فرح بخش

لیلا پیک یا به انگلیسی Laila peak اگر نگوییم یکی از زیبا ترین کوه های جهان است بی شک از زیباترین کوه های پاکستان و منطقه قراقروم است. شکل خاص و متمایز لیلا پیک باعث می شود که در میان انبوه کوه های سر به فلک کشیده منطقه قراقروم کاملا متمایز باشد.

لیلا پیک از رخ غربی به شکل یک سطح یخی با شیبی بیش از ۴۵ درجه تا نوک قله امتداد دارد و در طرف مقابل ۱۵۰۰ متر دیواره عمودی در انتظار کوهنوردان است و از دور مشابه نیزه ای نوک تیز که در دل آسمان فرو رفته است. این کوه زیبا در دره ی هوشی در نزدیکی یخچال گوندوگرو در محدوده کوهستان قراقروم در استان گیلگیت پاکستان واقع شده است. این منطقه محل عبور کوهنوردانی است که عازم کوه های هشت هزاری قراقروم می شوند و همه آنها در اولین مواجهه با این کوه زیبا ، چشم از آن بر نمی دارند.

برای قله این کوه ارتفاعات مختلفی تا کنون ذکر شده است اما به نظر میرسد قابل استناد ترین آنها ارتفاع ۶۰۹۶ متری باشد که در سال ۲۰۰۳ اندازه گیری شد.

مانند بسیاری دیگر از کوه های سر به فلک کشیده و عمدتا مشکل منطقه قراقروم که در حد فاصل دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی صعود شدند ، لیلا پیک نیز برای بار اول در سال ۱۹۸۷ از رخ غربی توسط چهار کوهنورد بریتانیایی به شکل غیر قانونی و بدون مجوز از دولت پاکستان صعود شد. صعود غیر قانونی کوه های منطقه پاکستان در آن زمان تقریبا امری عادی در بین کوهنوردان بود.

در سال ۱۹۹۳ گروه آلمانی به همراه تیمی از کشور سوئیس از همان مسیر و باز هم به شکل غیر قانونی و بدون مجوزبرای دومین بار قله را صعود کردند.

اولین صعود رسمی و قانونی لیلا پیک و همچنین سومین صعود این کوه در سال ۱۹۹۷ توسط گروه کوهنوردان ایتالیایی انجام شد. کوهنوردان زمانی که به قله رسیدند با کپسول گازی مواجه شدند که نام کوهنوردان بریتانیایی بر روی آن حک شده بود.

img_20160929_165216

مسیر ایتالیایی ها در لیلاپیک

مسیری که ایتالیایی ها برای صعود انتخاب کردند از مسیر قبلی که کوهنوردان بریتانیا آنرا گشایش کردند سخت تر و طولانی تر بود.

صعود های بر روی لیلا پیک همگی به شکل آلپی بوند و حتی امکان صعود یکروزه از کمپ پیشرفته تا قله به سبک آلپی نیز وجود دارد اما شیب زیاد و ۱۵۰۰ متر مسافت عمودی تا قله باعث می شود که کوهنوردان یک روز در ارتفاعات بالا بیواک کنند و روز دوم با صعود قله به پایین بازگردند.

قله گوندوگرو در مجاورت لیلاپیک با ارتفاع ۵۷۰۰ متر برای هم هوایی قبل از صعود اصلی بسیار مناسب است.

در سال ۲۰۰۵ دو کوهنورد اهل اسکاندیناوی تصمیم به صعود قله و سپس فرود از طریق اسکی گرفتند. آنها تا ۱۰۰ متری قله صعود کردند و فراتر رفتن از این ارتفاع را به دلیل یخی بودن مسیر و شیب زیاد برای اسکی کردن غیر ممکن و خطرناک دانستند و از ارتفاع ۶۰۰۰ متری در رخ غربی این کوه تا پایین را اسکی کردند. بعد ها این دو کوهنورد لیلا پیک را مسحور کننده ترین کوهی که تا آن زمان به استقبالش رفته بودند ، توصیف کردند.

در سال ۲۰۱۳ کوهنورد نامدار اسپانیایی آلکس تکسیکن (اولین فاتح کوه نانگاپاربات در زمستان) موفق به صعود این کوه سرسخت برای اولین بار در زمستان شد.

تعداد کوهنوردانی که به شکل رسمی و غیر رسمی به قله لیلاپیک صعود کردند حدود ۱۰ نفر است.

نام لیلا در زبان مردم محلی به معنی بهترین و دوست داشتنی ترین است از این جهت در منطقه قراقروم جز این کوه ، دو قله دیگر به نام لیلاپیک وجود دارد که یکی با ارتفاع  ۶۹۸۶ متر که صعود آن نیز مشکل و فنی است و دیگری با ارتفاع ۵۹۷۱ متر.

هر سه لیلا پیک پاکستان توسط کوهنوردان صعود شدند و وزارت گردشگری پاکستان برای تشویق کوهنوردان با یک مجوز صعود به لیلاپیک امکان صعود هر سه قله را به کوهنوردان می دهد اما هر سه لیلاپیک پاکستان تاکنون توسط یک کوهنورد صعود نشدند.

 منبع:

Summitpost

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
k2-2004-edurne-pasaban-in-arrivo-sulla-vetta-del-k2

باشگاه هشت هزاری ها

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین هزاران کوه سرتاسر زمین فقط چهارده تای آنها به هشت هزاری ها معروف هستند. چهارده کوه مستقل زمین که ارتفاعشان از سطح دریا به بیش از ۸۰۰۰ متر می‌رسد. این کوه‌ها همگی در رشته‌کوههای هیمالیا و قراقروم در قارهٔ آسیا قرار دارند.

اولین تلاش بر روی یک کوه هشت هزار متری مربوط به سال ۱۸۹۵ در “نانگاپاربات” بود .

بعد از تلاش های بسیار سرانجام اولین کوه هشت هزار متری که صعود شد “آناپورنا” در سال ۱۹۵۰ بود.

از شروع دهه ۵۰ کوه های سر به فلک کشیده دنیا یکی پس از دیگری در فصول مختلف صعود شدند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۸۶ رینهولد مسنر کوهنورد نامدار ایتالیایی با صعود به قله لوتسه فصل جدیدی در تاریخ کوه های هشت هزار متری باز کرد.

وی در طی زمان ۱۶ سال و سه ماه و ۷ روز موفق به صعود تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر دنیا شد و نام خود را به عنوان اولین انسانی که تمامی این قلل را صعود کرد در تاریخ کوهنوردی جاودانه ساخت.

درست یکسال بعد از مسنر کوهنوردی جسور و تکرار نشدنی به نام “یرزی کوکوچکا” از لهستان موفق شد در طی فقط در ۷سال و ۱۱ماه و ۱۴ روز  تمامی این قلل را صعود کند و به عنوان نفر دوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.

باشگاه هشت هزاری ها در واقع به فهرستی از کوهنوردانی اتلاق می شود که موفق به صعود هر ۱۴ قله هشت هزاری می شوند.

برای اینکه سومین انسان وارد باشگاه هشت هزاری ها شود ۹ سال زمان لازم بود تا ارهارد لورتان در سال ۱۹۹۵ بعنوان نفر سوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.از آن سال تا کنون تقریبا هر سال به لیست باشگاه هشت هزاری ها افزوده می شود.

تعداد افرادی که به قله های مختلف هشت هزار متری صعود کرده اند بیش از سه هزار نفر هستند اما از این سه هزار نفر فقط تعداد بسیار اندکی موفق به صعود هر ۱۴ قله ی بالای هشت هزار متر شدند. این نشان می دهد که صعود به تمامی این ۱۴ قله کاری بس بزرگ و دشوار است.

کمترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها در اختیار چانگ هو کیم از کره جنوبی در زمان هفت سال و ۱۰ ماه و ۶ روز و بیشترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها متعلق به ماریو پانزری از ایتالیت به مدت ۲۳ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز است.

در سال ۲۰۱۰ ادورنه پاسابان به عنوان نخستین کوهنورد زن موفق به صعود به هر ۱۴ قلهٔ هشت هزار متری شد.

در زیر برای اولین بار در یک وبسایت فارسی زبان لیست کامل باشگاه هشت هزاری ها را می توانید دانلود کنید:

فهرست باشگاه هشت هزاری ها – به روز رسانی تا سال ۲۰۱۴(کلیک کنید)

عکس بالای صفحه: خانم ادورنه پاسبان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها در کوه k2

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
img_20160927_113827

دنیس اوروبکو ، فراتر از یک کوهنورد

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

دنیس ویکتورویچ اروبکو کوهنورد نامدار روس و شهروند قزاقستان و لهستان متولد ۲۹ ژوئیه ۱۹۷۳ است. دنیس با ۱۹ صعود هشت هزاری، دو صعود هشت هزاری زمستانی (ماکالو و گاشربروم ۲)، گشایش ۴ مسیر جدید در هیمالیا(برودپیک، ماناسلو، چوآیو و کانگجن چونگا)، صعود به همه کوه های هشت هزاری بدون کپسول اکسیژن، یک کلنگ طلایی و ۳ کلنگ طلایی آسیا از پرافتخارترین کوهنوردان جهان است.
دنیس هشتمین انسانی است که بدون استفاده از کپسول اکسیژن مصنوعی تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر را صعود کرد. اروبکو در انجام صعودهای سرعتی نیز از توانایی فوق العاده ای برخوردار است. او در سال ۲۰۰۶ در مسابقات سرعت کوه البروس(بام اروپا) با زمان ۳ ساعت و ۵۵ دقیقه این کوه را صعود کرد و برنده این رقابت شد. نفر دوم این مسابقه ۴۰ دقیقه بعد از دنیس به قله رسید. او همچنین رکورد دار صعود سرعتی کوه خانتانگری به ارتفاع ۷۰۱۰متر است. دنیس در مدت زمان ۱۲ساعت و ۲۱ دقیقه (از کمپ اصلی تا کمپ اصلی) این کوه را صعود کرد.

کارهای خارق العاده دنیس اروبکو به همین ها محدود نمی شود. او در سال ۱۹۹۹ فقط در مدت ۴۲ روز به پنج قله ی بالای هفت هزار متری شوروی سابق صعود کرد و تبدیل به کسی شد که در کوتاه ترین زمان ممکن عنوان پلنگ برفی را کسب کرده است.

دنیس اما همیشه فراتر از یک کوهنورد عادی که فقط هدف بالا یا پایین رفتن از کوه دارد عمل کرده است. کوهنوردی های او همواره همراه با کمک به سایر کوهنوردان همراه بوده است. دنیس اروبکو از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ حداقل ۶ بار به شکل رسمی برنامه شخصی صعودهایش در کوه های هشت هزاری را به تعویق انداخته است تا به سایر کوهنوردان کمک کند.

سال ۲۰۰۱ در لوتسه
در این سال دنیس اروبکو دومین تلاش خود برای تراورس اورست به لوتسه را به همراه سیمون مورو انجام داد. زمانیکه او در منطقه بود کوهنورد لهستانی آنا چروینسکایا در ارتفاع ۸۲۰۰ متری بر اثر یخ زدگی نیاز به امداد پیدا کرد. دنیس او را تا کمپ ۴ به ارتفاع ۸۲۰۰ متر منتقل کرد و برنامه تراورس خود را متوقف کرد. در همین لرنامه بعد از امداد رسانی او فقط به کوه لوتسه از مسیر نرمال صعود کرد اما در سال ۲۰۰۹ از مسیری جدید به این کوه صعود کرد.

سال ۲۰۰۲ در شیشاپانگما
پاییز این سال عده ای از کوهنوردان قزاق به همراه دو کوهنورد دیگر به قله شیشاپانگما صعود کردند. در بازگشت کوهنورد اسلونیایی همراه درون شکافی یخی سقوط کرد. تیم قزاق از جمله دنیس اروبکو او را نجات می دهند و تا کمپ ۶۱۰۰متر منتقل می کنند.

سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ در k2
در زمستان ۲۰۰۲-۲۰۰۳ او عضو اکسپدیشن زمستانی لهستانی ها به سرپرستی کریستف ویلیچکی بر روی کوه k2 بود. در جریان این صعود در ارتفاع ۷۷۵۰ متری همنورد وی مارسین کاچکان دچار ارتفاع زدگی شد. دنیس او را به تنهایی تا کمپ ۳ و با ملحق شدن کریستف ویلیچکی از کمپ ۳ او را در همان شب تا کمپ اصلی منتقل کردند تا تحت درمان قرار گیرد.

سال ۲۰۰۳ در برودپیک
در این سال دنیس به همراه تیمی از کوهنوردان قزاق برای صعود کوه های نانگاپاربات، برودپیک و k2 در یک فصل وارد قراقروم شدند. بعد از صعود نانگاپاربات آنها به برودپیک رفتند. تیم قزاقستان در ارتفاع ۷۲۰۰ متری درون چادر منتظر صعود نهایی قله در روز بعد بود. در همین روز کوهنورد فرانسوی کریستف لافیل به شکل سبک بار و آلپی به قله صعود کرد. او در بازگشت به دلیل بدی هوا و ارتفاع زدگی به امداد نیاز پیدا کرد. کوهنوردان قزاقستان درون چادر خود به او پناه دادند و در روز بعد دنیس اروبکو او را تا کمپ اصلی مشایعات کرد و سه کوهنورد دیگر به قله صعود کردند. دنیس اروبکو اما در روز بعد مجدد از کوه بالا رفت و به قله برودپیک صعود کرد.

سال ۲۰۰۸ در آناپورنا
در طی چند سال کوهنوردی در هیمالیا دنیس با کوهنورد اسپانیایی ایناکی اوچوآ دوست شده بود. دنیس اروبکو خسته از صعود کوه ماکالو درون تخت خود در هتلی در کاتماندو در حال استراحت بود که ساعت ۵ صبح توسط مینگما شرپا از خواب بیدار می شود. به او خبر می رسد که دوستش در ارتفاع ۷۴۰۰متری آناپورنا(کمپ ۴) مستقر شده و قادر به پایین آمدن نیست. دنیس بلافاصله با یک کوله سبک سوار بر هلیکوپتر به کمپ اصلی آناپورنا می رود. در همان روز به همراه دن بویی و با تجهیرات اکسیژن تا کمپ ۲ و فردای آن روز به ارتفاع ۷۴۰۰ متری آناپورنا میرسند اما با پیکر بی جان ایناکی مواجه می شوند.

سال ۲۰۱۸ در نانگاپاربات
دنیس اروبکو در زمستان این سال مشغول تلاش زمستانی بر روی کوه k2 به سرپرستی کریستف ویلیچکی بود. همزمان الیزابت روول و تومک مکیویچ در نانگاپاربات بعد از صعود به قله دچار حادثه می شوند. خبر حادثه به گوش تیم k2 می رسد ۴ کوهنورد از جمله دنیس اروبکو در فاصله یک روز از زمستان k2 با پرواز هلیکومتر به کمپ اصلی نانگاپاربات می رود و با صعود شبانه تا ارتفاع ۶۰۰۰ متری این کوه الیزابت روول را تا کمپ اصلی این کوه همراهی می کنند.

منبع:

ویکیپدیا

هشت هزاری ها

دنسیول

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
12647072_10208755161981420_8086402664702192846_n

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه ۷۰ کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال ۱۹۷۸ بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه ۱۹۸۰ توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ موفق شدند ۷ قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال ۱۹۸۰(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال ۱۹۸۴

دائولاگری در سال ۱۹۸۵

چوآیو در سال ۱۹۸۵

کانگچن چونگا در سال ۱۹۸۶

آناپورنا در سال ۱۹۸۷

لوتسه در سال ۱۹۸۸(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با ۴ صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با ۳ صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال ۲۰۰۵ حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال ۲۰۰۵ سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال ۲۰۰۹ سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال ۲۰۱۱ بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم ۲ را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم ۲٫

در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم ۱ و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا ۱۲ قله از ۱۴ قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال ۲۰۱۶ کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم ۲

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
راینولد مسنر

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴

مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از الپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دلومیت ها داشت( دلومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایل نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر هر ده انگشت پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن زمان بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را از جبهه دیامیر بصورت سولو ، انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به مرا پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود سولو و انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ دائولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
آموزش کوهنوردی

حفظ حریم شخصی در کوهنوردی و طبیعت گردی

نویسنده: علی بیات

معمولا تصور می کنیم سلامت و ایمنی کوهنوردان و در ورزش کوهنوردی در گرو بحث آموزش و فراگیری کمک های اولیه است ولی رفتارهای اجتماعی ما هم می تواند تضمین کننده سلامت و ایمنی ما در بعد اجتماعی ورزشی ما باشد.
متن ذیل نکته های ظریفی است از دیدگاه یک کوهنورد. متنی که به نکات دقیقی اشاره کرده است که جالب و مورد توجه است. توجه شما را به متن مذکور جلب می نماییم:

تعرض و تجاوز به حریم های خصوصی تبعاتی به دنبال دارد که گاهی از آن غافل میشویم، این در حالی است که زیاده خواهی های ما روز به روز در حال فزون و حریم های خصوصی در حال گسترش است.

از زن و شوهر و فرزندان که شبکه های اجتماعی و گوشی خود را حریم خصوصی پنداشته و دیگران را از ورود بدان منع میکنند تا نشستن خانواده ای در پارک که شعاع ۵۰ متری خود را حریم خصوصی میدانند و ورود خانواده ای دیگر را تعدی به حریم خود تلقی میکنند.

در کوهنوردی هم وجود چنین قاعده و قانون نانوشته ای مستثنی نیست و باید به حریم های خصوصی احترام قائل شد که احترام بدان، احترام به خود و شخصیتمان است.

از چادر زدن در منطقه ای فراخ در همسایگی چادری دیگر، تا صعود از دیواره و انتخاب مسیری جهت صعود، هر یک حریمی دارد که ما ملزم به رعایت آن هستیم.

در امر گردشگری هم از این قاعده مستثنی نیستیم و باید بدانیم که هر منطقه گردشگری و ساکنانش برای خود حریمی دارد و حرمتی، که شکستن آن، نوعی بی احترامی به خود تلقی شده، که دامنه این بی احترامی در نهایت به خود ما و گردشگرانی ختم خواهد شد که بعد از ما بدانجا وارد خواهد شد.

نمونه بارز این نوع برخورد قهر امیز را شاید بتوان در روستای” مارین” شهر گچساران سراغ گرفت که به هر دلیلی دل خوشی از گردشگران ندارند و در ورودی روستا موانعی جهت عدم ورود گردشگران نصب کرده اند.

اما هدف از این نوشتار پرداختن به همین موضوع در حیطه کوهنوردی است، آنچنانکه باید گفت به طور مثال در عرصه ورزش کوهنوردی میتوان به روستای دره مرادبیگ همدان اشاره کرد که مبدا بسیاری از علاقمندان جهت صعود به قله یخچال است.
این روستا در جنوب همدان واقع شده و در روزهای جمعه میزبان کوهنوردان فراوانی است که با خود صدها خودرو همراه دارند به نحوی یکی از معضلات کوهنوردان و مردم بومی، پارک و پارکینگ خودرو هست.

اینکه ساعت ۴ صبح کنار پنجره منزل مسکونی اهالی روستا، خودرو خود را پارک و با سروصدا کوله خود را برداری و باعث بیداری اهالی گردی جز مزاحمت نام دیگری را نمیتوانی بر آن بگذاری که خود نوعی وندالیسم و مردم آزاری است، بخصوص اینکه همین میزبانان هم در روز تعطیل” میزبان مهمانان خانواده” و فرزندانی هستند که جایی برای پارک ندارند.

اینکه اهل منزل صبح شاهد پارک خودرو شما در مقابل درب خروجی پارکینگ منزل خود باشد و تا بازگشت شما چشم انتظار باشد امر نکوهیده ای است که علی القاعده نمیتوان از رضایت ساکنین روستا در چنین مواردی سراغ گرفت.

لذا نتیجه چنین رفتارهایی، آنی میشود که در اخبار منتشر شده که عده ای به خودروهایی که در روستا و کوچه باغ های روستا، پارک شده بود آسیب رسانده اند که این کار مورد اعتراض بسیاری واقع شده است.

ضمن رد این اقدام نابخردانه، باید دلیل این اتفاق نامیمون را در درون خود و رفتارمان کنترل کنیم چرا که گاهی با رفتار خود، چاره ای جز اقدام قهری برای میزبان قایل نیستیم.

امیدواریم که این نوع اقدامات غلط از سوی دو طرف اصلاح و شاهد دوستی و رفاقت بین میزبان و مهمان باشیم تا لذت گروهی باعث عذاب گروهی دیگر نشود.

برگرفته از انجمن پزشکی کوهستان ایران

 

آموزش کوهنوردی

آشنایی با اعداد روی کیسه خواب

نویسنده: مسعود فرح بخش

همه ما اعداد و دماهای مختلفی که روی کیسه خواب ها نوشته شده را دیده ایم. اما این دما ها به چه معنا هستند و چطور محاسبه می شوند؟ برای خرید کیسه خواب کدام دما را باید در نظر گرفت؟ در نوشته زیر پاسخ همه سوال ها را پیدا می کنید.

کیسه خواب های موجود در بازار از دو نوع جنس پر و الیاف تشکیل شده اند که هر یک مزایا و معایب مخصوص به خود را دارد. دمایی که روی کیسه خواب نوشته می شود به جنس کیسه خواب بستگی ندارد اما همواره برای دماهای پایین تر به دلیل حجم و وزن کمتر از کیسه خواب پر استفاده می شود.

کیسه خواب پر دارای وزن کمتر ، حجم کمتر ، نیاز به مراقبت بیشتر ، حساسیت بیشتر به رطوبت ، خشک شدن دیرتر و قیمت بالاتر می باشد.

کیسه خواب الیاف دارای وزن بیشتر ، حجم بیشتر ، نیاز به مراقبت کمتر ، حساسیت کمتر به رطوبت ، خشک شدن زودتر و قیمت پایین تر می باشد.

اما همه کیسه خواب ها مخصوص استفاده دردمایی خاص و در فصلی خاص هستند. هیچ کیسه خوابی وجود ندارد که در همه فصول و در همه مکان ها پاسخگوی نیاز باشد. اما بطور کلی بر اساس فصل استفاده کیسه خواب ها به دو نوع زمستانی و سه فصل(بهار،تابستان،پاییز) تقسیم می شوند.

معمولا برای کیسه خواب های زمستانی چون دمای هوا سرد تر از سایر فصول است برای اینکه کیسه خواب حجم و وزن کمتری داشته باشد و همینطور حمل و نقل و راحت تر باشد از کیسه خواب های جنس پر استفاده می شود.

اما چطور کیسه خواب را انتخاب کنیم؟

مهم ترین فاکتور در تهیه کیسه خواب دمای محیطی است که باید با کیسه خواب درون آن بخوابیم بعد از اینکه با دمای محیط به صورت تقریبی آشنا شدیم باید به اعدا مندرج بر روی کیسه خواب مراجعه کنیم و کیسه خواب مناسب را انتخاب کنیم.

اما استاندارد هایی برای محاسبه دما های کیسه خواب وجود دارد. یکی از این استاندارد ها EN 13537 می باشد. تمامی کیسه خواب هایی که در اروپا به فروش می رسند ملزم به رعایت این استاندارد هستند. این استاندارد در دما های واقعی توسط مانکن محیط کوهستان را شبیه سازی می کند و دماهای روی کیسه خواب را تعریف می کند. بر طبق این استاندارد ۴ دما روی همه کیسه خواب ها باید ذکر شود که هر یک مفهوم خاص خود را دارد.

Upper Limit حد بالا : دمایی که در آن یک مرد استاندارد می تواند بدون تعرق بیش از حد به راحتی بخوابد. دست ها بیرون از کیسه خواب و زیپ کیسه خواب باید باز باشد.(این دما ممکن است روی برخی کیسه خواب ها ذکر نشود)

comfort دمای راحتی : دمایی که در آن یک زن استاندارد می تواند خواب آسوده را تجربه کند.

Lower Limit یا comfort Limit حد پایین یا حد دمای راحتی: دمایی که در آن یک مرد استاندارد می تواند به مدت ۸ ساعت بخوابد

Extreme دمای نهایی : نهایت دمایی که در آن یک زن استاندارد می تواند به مدت ۶ ساعت بماند (خوابیدن مطرح نیست) بدون اینکه دمای عمومی بدنش افت کند و یا دچار هیپوترمی و مرگ شود(در این دما سرمازدگی اعضای بدن محتمل است)

بر طبق این استاندارد منظور از مرد استاندارد ؛ مردی ۲۵ ساله با قد ۱۷۳ سانت و وزن ۷۳ کیلو می باشد و مظور از زن استاندارد زنی ۲۵ ساله با قد ۱۶۰ سانت و وزن ۶۰ کیلو می باشد.

برای خواب راحت در کیسه خواب برخی فاکتور دیگر مانند لباسی که داخل کیسه خواب پوشیده می شود ، زیر انداز ، جنس چادر و … نیز اهمیت دارند

photo_2016-02-18_21-50-38

اعداد نوشته شده روی یک نمونه کیسه خواب استاندارد بر اساس استاندارد EN13537

اطلاعات بیشتر در:

https://en.wikipedia.org/wiki/Sleeping_bag

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است