نوشته‌ها

آیا اورست یک قرن قبل صعود شد؟

نویسنده و مترجم: مسعود فرح‌بخش

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

ساعت کمی بعد از ۲ بامداد بود، باد چنان به چادر ضربه می‌زد که هر لحظه فکر می‌کردم اکنون چادر پاره می‌شود. سر و صدای زیاد باعث شده بود که حتی نتوانم با هم چادری‌هایم صحبت کنم، سه نفر درون یک چادر کاملا در هم فشرده بودیم البته در هر صورت در آن لحظه حرفی هم نداشتیم. ضربانم را درون سرم حس می‌کردم‌، حالت تهوع داشتم و گلویم می‌سوخت. احساس می‌کردم که هم‌زمان هم آنفولانزا دارم و هم دچار خماری شدید شدم. سعی کردم نفس عمیقی بکشم تا معده‌ام آرام بگیرد که ناگهان هوای سرد وارد ریه‌ام شد و سرفه خشکی ایجاد کرد که کنترل آن غیر ممکن بود. قبل از اینکه حمله‌ی باد آغاز شود در چند مرحله چادر را محکم کردیم. جیم به سختی از کیسه خواب بیرون آمد و کفش‌هایش را پوشید، او در حال آماده شدن برای بدترین حالت ممکن می‌شد. ما در دام طوفانی مرگبار در ارتفاع ۷۰۰۰ متری در سمت شمالی کوه اورست افتاده بودیم.

چراغ پیشانی را روشن کردم، ذرات برف را دیدم که درون چادر می‌رقصند. سپس از بالای سر صدایی بلند شد که قبلا هرگز مانند آن را در کوهستان نشنیده بودم، صدا مانند شلیک موشک بود. چند ثانیه بعد وزش باد شدت بیشتری گرفت و تیرک چادرمان شکست. من محکم خود را به زمین فشردم و باد چادر را به صورتم می‌کوبید. وقتی سرانجام خورشید طلوع کرد من برای بیرون رفتن تلاش کردم. چادر مچاله شده و بر روی سرم افتاده بودم. جیم مانند جنین‌ها در کنار من دراز کشیده بود. پای او را تکان دادم تا مطمئن شوم زنده است، ناله‌ای کرد. مت که ریش‌های قرمزش غرق در یخ شده بود با چشمان براقش به من نگاه می‌کرد.

درب چادر را پیدا کردیم و به بیرون خزیدیم، اردوگاه به طور کامل ویران شده و هر چادری که بود شکسته یا پاره شده بود. سرم را بلند کردم و دیدم که چادری به شکل غیر قابل توضیحی ده‌ها متر بالاتر پرواز می‌کند و به دور خود می‌چرخد. نفسی کشیدم اما بلافاصله سرفه‌هایم شدت گرفت. برنامه ریزی برای این سفر حاصل ماه‌ها کار مداوم بود، راضی کردن خانواده‌ام و بیش از ۱۲۰۰۰ کیلومتر پرواز در سرتاسر زمین برای تهیه مقدمات سفر و دو تُن تجهیزات لازم برای این سفر نیز بود، اما حال فقط یک فکر در سرم بود:

من در این جهنم چه کار می‌کنم؟

تقریبا یک قرن قبل از ما نیز احتمالا گروهی دیگر از کوهنوردان دچار این تردید بودند. در سال ۱۹۲۴ سومین اکسپدیشن تاریخ کوه اورست توسط هیات اعزامی بریتانیا در حال انجام بود. در آغاز ماه ژوئنِ آن سال دو تلاش برای رسیدن به قله اورست انجام شد، آن تلاش‌ها اگرچه بسیار شجاعانه بودند اما هر کدام شکست خوردند و هیچ کدام نتوانسته بودند بالاتر از ۸۵۷۰ متری کوه بروند این ارتفاعِ خیلی بالایی است اما هنوز حدود ۳۰۰ متر عمودی با قله فاصله بود. زمان صعود اورست در حال اتمام بود و فصل مونسون(بادهای موسمی) در حال شروع شدن، اما آیا زمان برای یک تلاش دیگر برای رسیدن به قله بود؟

اَندرو اِروین(andrew irvine) جوان‌ترین عضو تیم بریتانیا بود. او در طی برنامه از اسهال رنج می‌برد و باد و آفتاب باعث آفتاب سوختگی شدیدی بر روی صورت او شده بود اما ناگهان جورج مالوری که قوی‌ترین عضو تیم بود از او دعوت کرد برای آخرین تلاش صعود قله او را همراهی کند و او نیز بلافاصله این دعوت را پذیرفت. روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ این دو کوهنورد از یکی از کمپ‌های بالا تلاش نهایی خود برای رسیدن به قله را آغاز کردند. همان روز یکی از هم تیمی‌ها این دو را دید که بالاتر از خط‌الرس شمال شرقی کوه در حال صعود هستند.

“آن‌ها دیگر هرگز زنده دیده نشدند”

طی دهه‌ها بعد از مالوری صدها زن و مرد دیگر جانشان را در کوه اورست از دست دادند و بدن بسیاری از آن‌ها هنوز در کنار مسیرهای صعود باقی مانده است. هر کوهنوردی که در اورست مرده به دلایل مختلف به سمت این کوه کشیده شده است. برخی از روی پوچی، برخی خودخواهی، برخی به جاه‌طلبی و برخی کسب اعتبار اما آیا همه آن‌ها در برخی لحظات از خود نمی‌پرسیدند که چرا من این‌جا هستم؟ پاسخ به این پرسش برای من چند لایه داشت، البته که همیشه یک جاه‌طلبی وجود دارد اما هدف تیم من چیزی جز صعود به قله اورست بود.

ما عضو تیمی با حمایت نشنال جئوگرافیک و حال در حال جستجوی شبح گمشده کوه اورست بودیم. در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری در کوه اورست پیدا شد اما جسد شریک کوهنوردی او اندرو اروین هرگز پیدا نشده است. ما در حال جستجوی پیکر او و دوربین کوداک همراه او بودیم اما این درست مانند گشتن یک سوزن در انبار کاه یخ زده است. ما اگر می‌توانستیم او و دوربین را پیدا کنیم، با بازیابی فیلم‌های درون دوربین ممکن بود تصویری در آن پیدا کنیم که تاریخ کوهنوردی را از نو بنویسد.

“من می‌دانم که دیوانه وار به نظر می‌رسد”

***

این‌ها بخشی از کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت بود. آقای سینوت در سال ۲۰۱۹ رهبر اکسپدیشن اکتشافی تیم نشنال جئوگرافیک برای پیدا کردن پیکر اندرو اروین در رخ شمالی کوه اورست بود تا شاید پرده از بزرگ‌ترین راز دنیای کوهنوردی بر دارد.

کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت. قطب سوم اصطلاحی است که به کوه اورست گفته می‌شود. قطب اول و دوم زمین دو نقطه قطب شمال و جنوب و کوه اورست به عنوان بلندترین نقطه زمین قطب سوم زمین است

 

اما داستان جورج مالوری و اندرو اروین چیست و چرا اهمیت دارد؟

آخرین باری که آن‌ها دیده شدند نزدیک قله و در حال صعود بودند. همواره سوال است که آیا این دو نفر در آن سال به قله رسیدند؟ در سال ۱۹۵۳ ادموند هیلاری و تنزینگ نورگای موفق به اولین صعود کوه اورست شدند اما همیشه یک راز و معمای بزرگ وجود دارد که آیا واقعا هیلاری و تنزینگ اولین هستند؟ در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری توسط گروهی پیدا شدن که هدف آن‌ها هم پیدا کردن جسد این دو کوهنوردی مفقود. جسد مالوری در ارتفاع ۸۱۰۰ متری پیدا شد.

پیکر جورج مالوری و قله اورست که در انتها مشخص است. این جسد در سال ۱۹۹۹ توسط تیم کوهنوردی به رهبری کنراد آنکر پیدا شد

 

دختر مالوری گفته بود که پدرش عکسی از مادر وی به همراه داشته و به او قول داده بود که عکس او را بر روی بام دنیا قرار دهد. زمانی‌که پیکر یخ زده مالوری پیدا شد تقریبا لباس ها و مدارک وی قابل تشخیص بودند ، در مدارک و جیب مالوری عکسی از همسرش یافت نشد و این یعنی عکس را از مدارکش خارج کرده بود، اما آیا این عکس را روی قله گذاشت؟
زمانی‌که پیکر مالوری پیدا شد عینک آفتابی او درون جیبش قرار داشت این در حالی بود که در آن ارتفاع تقریبا صعود بدون عینک غیر ممکن است. مالوری این نکته را خوب می دانست به ویژه آنکه یکی از همراهان تیمش در صعود های قبلی بر اثر اشتباه استفاده نکردن از عینک دچار برف کوری شدید شده بود. این موضوع می تواند نشان دهنده این باشد که مالوری بعد از صعود قله و در حین فرود و در زمانی‌که هوا رو به تاریکی می‌رفته دچار حادثه شده.

 

جورج مالوری(راست) و اندرو اروین(چپ)

 

البته سناریوهایی مبنی بر صعود نکردن این دو نیز وجود دارد که برگرفته از ساعت جورج مالوری که همراه با جسد او پیدا شد می‌باشد. عده‌ای با بررسی دقیق ساعت اینگونه استنباط کرده‌اند که ساعت در ۱:۵۰ ظهر روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ بر اثر سقوط متوقف شده است و بر اساس شواهد نتیجه می‌گیرند که در آن ساعت امکان این‌که آنها به قله رسیده و مشغول بازگشت از قله باشند وجود ندارد.

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیست

 

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیس اما پیدا کردن پیکر اروین داستان دیگری دارد، چند روایت از دیدن پیکر اروین در کوه اورست وجود دارد:

در سال ۱۹۷۹ ریوتِن هاسِگاوا رهبر هیات اعزمی ژاپنی‌ها از سمت شمال اورست مکالمه‌ای کوتاه با کوهنورد چینی به نام وانگ هونگ بائو داشت که در آن آقای وانگ گفته بود که در اکسپدیشن سال ۱۹۷۵ چینی‌ها، او یک جسد قدیمی بریتانیایی را در ارتفاع ۸۱۰۰ متری دیده طوری که انگار در پای سنگی به پشت دراز کشیده و پاهایش را به بالا بود. او گفت که از نوع لباس‌ها مطمئن است که جسد متعلق به یک مرد انگلیسی است و گونه جنازه نیز آسیب دیده و سوراخ شده است. با این حال امکان گرفتن اطلاعات بیشتر از آقای وانگ فراهم نشد چرا که او درست یک روز بعد از مطرح کردن این ادعا بر اثر بهمن در کوه اورست جان خود را از دست داد.

در سال ۱۹۸۶ تاریخ نگار معروف آمریکایی آقای تام هولزل با هم چادری آقای وانگ مصاحبه کرد. او گفت که در آن سال آقای وانگ حدود ۲۰  دقیقه از چادر خارج شد و پس از بازگشت ادعا کرد که یک جسد متعلق به کوهنورد خارجی را دیده است. این جسد قطعا متعلق به اندرو اروین یا جورج مالوری بود چرا که تا قبل از آن هیچ کوهنورد اروپایی در سمت شمالی کوه اورست مفقود نشده بود اما مشاهدات آقای وانگ و تعیین مکان کمپ چینی‌ها در آن سال کلید پیدا کردن جسد جورج مالوری در سال ۱۹۹۹ بود؛ اگرچه توصیف آقای وانگ از جسد دیده شده با جسد جورج مالوری هم خوانی نداشت. از جمله توصیف سوراخ روی گونه و فرم موقعیت جنازه که با پیکر مالوری هم خوانی نداشت. به همین دلیل احتمال قوی وجود دارد که آن پیکری که وانگ هونگ بائو دیده، پیکر اندرو اروین بود.

در سال ۲۰۰۱ نیز یک جستجوی دیگر در اطراف کمپ آقای وانگ انجام شد اما هیچ جسدی جز همان جسد جورج مالوری در آن اطراف نبود.

در سال ۲۰۰۱ اریک سیمونسن(یکی از اعضای اکسپدیشن ۱۹۹۹ که جسد مالوری را پیدا کرد) به همراه تام هولزل به پکن سفر کردند و یک بار دیگر با بازماندگان سفر اکتشافی ۱۹۷۵ چینی‌ها مصاحبه کردند. اکسپدیشن چینی‌ها اولین سفر از رخ شمالی به کوه اورست بعد از سفر اکتشافی ۱۹۲۴ مالوری و البته یک صعود در دهه ۳۰ میلادی بود. در این مصاحبه ژو جینگ یکی از اعضای آن اکسپدیشن ادعا کرد که او نیز جسدی را دیده که به پشت خوابیده و پاهایش رو به بالا بوده اما به دلیل گذشت زمان او نیز نتوانست اطلاعات کاربردی بدهد.

یک گزارش قدیمی دیگر از دیدن جسد احتمالا اندرو اروین در اورست وجود دارد. در سال ۱۹۶۵ آقای فو چو وانگ رهبر اکسپدیشن ۱۹۶۰ چین مصاحبه‌ای در لنینگراد شوروی انجام داد. او ادعا کرد که ما در ارتفاع ۸۶۰۰ متری یک جسد فرد اروپایی پیدا کردیم. از او پرسیده شد که از کجا مطمئن هستی که این فرد اروپایی بود؟ او گفت چون بِرِیس بسته بود.( Brace نوعی ساسبند یا بند است که به شلوار متصل است و از روی شانه‌ها عبور می‌کند. این پوشش مختص کوهنوردان اروپایی در آن سال‌ها بود)

در سال ۱۹۳۳ در جریان چهارمین اکسپدیشن بریتانیا بر روی کوه اورست در ارتفاع ۸۴۶۰ متری کلنگ یخی پیدا شد که بعدا مشخص شد متعلق به اندرو اروین است.

کلنگ یخ اندرو اروین

در می ۱۹۹۱ یک سیلندر اکسیژن قدیمی در ارتفاع ۸۴۸۰ متری پیدا شد که آن هم مشخص شد متعلق به اندرو اروین است. این یعنی آن‌ها حداقل تا این ارتفاع صعود کرده‌اند.

سیلندر اکسیژن متعلق به اکسپدیشن ۱۹۲۴

در سال ۱۹۸۴ چندین عکس هوایی به جهت نقشه برداری از کوه اورست گرفته شد. در سال ۲۰۱۰ تام هولزل به همراه تیمی مشغول بررسی دقیق این عکس‌ها شد و در نهایت یک نقطه مشکوک در عکس‌ها شبیه به پیکر انسانی در لای یک شکاف دیده شد. در نهایت در سال ۲۰۱۹ تیمی به رهبری مارک سینوت(نویسنده کتاب قطب سوم) قصد عزیمت به آن نقطه را کرد اما در نهایت و با رسیدن به آن نقطه متوجه شدند که چیزی که در عکس‌ها نمایان شده توهم ناشی از خطای دید است.

نقطه قرمز محل شناسایی شده برای جسد اروین و نقطه آبی محل پیدا شدن تبر یخ او

نقطه ای که احتمال می‌رفت جسد اروین آن‌جا باشد

تام هولزل، مورخ آمریکایی در حال بررسی عکس‌های هوایی اورست

پیکر اندرو اروین هنوز جایی در کوه اورست مفقود است و شاید روزی پیدا شود و پرده از رازی بزرگ بردارد. آیا مالوری و اروین در یک قرن قبل به قله اورست صعود کرده اند؟

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

کوهنوردی و طبیعت گردی در دوران بعد از کرونا


نویسنده: مسعود فرح بخش

ویروس کرونا به یکباره آمد و جهان را تحت تاثیر خود قرار داد، کرونا هست و این مهم ترین حقیقتی است که باید آن را قبول کنیم، چیزی که مشخص است بحران این بیماری گاهی کم و گاهی زیاد می شود اما تا زمان کشف و توزیع جهانی واکسن ریشه کن نخواهد شد و این بدان معنی است که ما مجبور به سازگاری با شرایط موجود و تغییر سبک سفرهای خود در کوهنوردی و طبیعت گردی هستیم.

اما بعد از بحران کرونا چه تغییراتی در سبک کوهنوردی و طبیعت گردی انجام دهیم تا خطر ابتلا به این ویروس کمتر شود؟ در مرحله اول باید قبول کنیم که طرح فاصله گذاری اجتماعی تا زمان ریشه کن شدن این ویروس باید ادامه پیدا کند، از این جهت باید تا اطلاع بعدی از عکس های گروهی و تجعمات گروهی بدون رعایت فاصله اجتماعی خودداری کنیم. ذات کوهنوردی یک ورزش گروهی است و رفتن به کوهستان به شکل انفرادی و یا حتی دو نفره خود خطرات مشخصی دارد که چندان نمی توان توصیه کرد، این نکته را باید توجه کرد که جمعیت آماری زیادی از افراد اهل کوهنوردی و طبیعت گردی هستند و دلیل حوادث زیاد درون کوه های ایران همین مورد است پس توصیه به کوهنوردی انفرادی یا دو نفره نیز خود می تواند سبب بیشتر شدن آمار حوادث درون کوهستان شود.

نکته بعدی مسئولیت پذیری اجتماعی ما به عنوان یک کوهنورد و طبیعت گرد باید بیش از قبل شود. برای مثال اگر علائم آنفولانزا یا سرما خوردگی داریم در برنامه ها شرکت نکنیم و بهداشت فردی و محیطی را بیش از قبل رعایت کنیم و در تمام طول یک برنامه شخصا از مواد ضدعفونی کننده خودمان استفاده کنیم. در تعاریف سنتی از کوهنوردی اینگونه گفته شده است در کوهنوردی یک سیب بین اعضای گروه تقسیم می شود اما تا اطلاع بعدی و تا ریشه کن شدن این بیماری دیگر چنین چیزی ممکن نیست. ظروف آشپزی، لوازم پخت و پز و سایر لوازم شخصی و مواد غذایی خود را از سایرین جدا کنیم.

از دیگر مواردی که انجام آن می تواند بسیار حیاتی باشد در کمپ ها به شکل انفرادی از چادر استفاده کنیم و تا حد امکان از حضور در اماکن کوچک و سربسته مانند پناهگاه ها و جانپناه ها خودداری کنیم.

اگر یک جامعه روستایی یا محلی نسبت به ورود گردشگر به یک نقطه خاص حساسیت دارد اصرار نکنیم. در طول این بحران باید زباله های خود را بیش از قبل مدیریت کنیم و هرگز نه تنها در کوهستان که آنها را در روستاها نیز جا نگذاریم.

بیمارستان ها و مراکز درمانی یکی از مناطق پرخطر می باشند، توجه داشته باشیم که رفتن به بیمارستان ها شانس ابتلا به ویروس کرونا را بیشتر می کند بنابراین در طول این مدت باید از انجام فعالیت های پر خطر و با ریسک بالا که امکان آسیب دیدگی و مراجعه ما به بیمارستان را بیشتر می کند، خودداری کنیم.

یکی از موارد مهم دیگر، خودداری از رفتن به مناطقی است که جز مقاصد اصلی گردشگری هستند و طبیعتا دارای ازدحام و شلوغی می باشند، در این اماکن حتی اگر بخواهیم و اراده کافی داشته باشیم، رعایت پروتکل های بهداشتی به دلیل ازدحام و شلوغی دشوار است.

رعایت تمامی موارد بالا جز با داشتن مسئولیت پذیری شخصی و اجتماعی در برابر خود، دیگران و جامعه ممکن نخواهد بود، کرونا هست پس ما باید تغییر کنیم و باید از خودمان شروع کنیم

(قصد این نوشته این نیست که دیگران را ترغیب به سفر کردن در دوران اوج شیوع ویروس کرونا کند بلکه هدف عنوان کردن تغییرات ضروری برای سفر بعد از فروکش کردن بحران است)

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

روش مسئولانه روشن کردن آتش در طبیعت


نویسنده: مسعود فرح بخش

آتش سوزی یکی از رخدادهای رایج در اکوسیستم جنگلی است. در این مکان­ ها چوب و گیاه به حد کافی موجود است و آتش به راحتی بزرگ و غیرقابل کنترل می ­شود. آتش سوزی ­های گسترده به دو دلیل طبیعی(صاعقه) و غیرطبیعی(توسط عوامل انسانی) به وقوع می ­پیوندد. آتش چه به شکل کوچک و کنترل شده و چه به شکل بزرگ و غیر قابل کنترل باعث تخریب ­های جبران ناپذیر به محیط زیست می ­شود. شاید برای همه جمع شدن دور آتش لذت بخش باشد اما وقتی بدانیم که این آتش در حال حاضر بیش از آنکه زندگی بخش باشد از بین برنده زندگی است شاید در این کارمان تجدید نظر کنیم. آتش به شکل گسترده و بزرگ در عرض چند روز و چند ساعت به طور کل یک اکوسیستم را نابود می کند، تنوع زیستی را به مرز انقراض می کشاند و صدمات غیر قابل بازگشتی وارد می­ کند، اما این حریق­های گسترده در بیش از ۹۹% مواقع از آتش ­های کوچک و کنترل شده ما ایجاد می­ شود. اما همین آتش کوچک جز این که پتانسیل تبدیل به یک فاجعه زیست محیطی را دارد دیگر چه معایبی برای محیط زیست دارد؟

آتش باعث تغییر در خصوصیات شیمیایی خاک می ­شود. همه خاک ­ها دارای یک سطح پوششی از مواد آلی درون خود هستند که برای پایداری یک اکوسیستم بسیار حائز اهمیت است. این لایه ذخیره­گاه عناصر غذایی برای همه موجودات است. یک آتش با دمای ۴۵۰ درجه به مدت ۲ ساعت یا به دمای ۵۰۰ درجه به مدت فقط نیم ساعت می­ تواند تا ۹۰% این لایه پوشیده از مواد آلی را از بین ببرد. آتش با سوزاندن لاشبرگ­ ها، خشک دارها(درختان خشک شده)، کنده های درخت و سایر مواد کف جنکل باعث پر شدن خلل فرج داخل خاک می ­شود و میزان نفوذ پذیری خاک در مقابل روان آب­های سطحی تا درصد زیادی کاهش پیدا می­کند. از طرفی درون خاک تعداد زیادی از جانداران شامل میکرو ارگانیسم­ ها و بی مهرگان زندگی می­ کنند که وجودشان برای پایداری اکوسیستم، تجزیه عناصر روی خاک و در نتیجه حاصلخیزی خاک ضروری است. در واقع این موجودات یک شبکه پیچیده  غذایی را تشکیل می ­دهند که فرایند تجزیه مواد روی خاک به مواد معدنی که غذای خاک است را انجام می دهند. در نقطه ای که آتش افروخته می­شود تمامی این جانداران از بین می­روند

در نتیجه افروختن آتش لذتی است که توام با تخریب بی قید و شرط محیط زیست است. آتش افروختن در کشورهای پیشرفته در عرصه­های طبیعی فقط با اخذ مجوز و در نقاط از قبل مشخص شده قابل انجام است اما در کشور ما در هر نقطه و در هر لحظه و در هر شرایطی آتش روشن می­شود. بیاییم در رفتارمان با محیط زیست تجدید نظر کنیم، باور کنیم یک زمین بیشتر نداریم.

می توان با استفاده از انواع سرشعله های همراه و انواع سوخت های مناسب نیاز به برپایی آتش را کم کنیم

می توان با استفاده از پوشاک استاندارد روز کوهنوردی و طبیعت گردی نیاز به گرمای آتش نباشد

 

اما در صورتیکه لزوم به برپایی آتش بود با رعایت کردن چند نکته زیر می توانیم هم آتش را مدیریت کنیم و هم از اثرات مخرب آن بکاهیم

هرگز در پای سنگ های بزرگ، صخره ها، دیواره ها و در دهانه غارها آتش روشن نکنیم. دوده سیاه رنگ حاصل از آتش تا سالها در این نقاط باقی می ماند

از حلقه های آتشی که قبل تر ایجاد شده استفاده کنیم و حلقه آتش جدیدی اضافه نکنیم

 

قانون ۴ D برای روشن کردن آتش مسئولانه در طبیعت به کار ببرید

 از چوب های خشک و “مرده” روی زمین استفاده کنید  –Dead

 فقط از چوب هایی که “پایین” روی زمین افتاده استفاده کنید –Down

 فقط از چوب هایی که “دور” از محل کمپ است استفاده کنید –Distant

 فقط از چوب های “نازک” نهایتا اندازه ساعد دستتان استفاده کنید –Dinky

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

قانون کلی در مواجهه با حیوانات در طبیعت


نویسنده: مسعود فرح بخش

خیلی از افراد همواره یک سوال کلی در ذهنشان است، اگر در طبیعت یک جانداری را دیدیم چه کار کنیم. یک قانون کلی برای این وجود دارد پس لطفا ادامه مطلب را بخوانید
معمولا از دیدگاه گردشگری جانداران پنج رده اصلی از مهره داران تلقی می شوند. در ایران تا کنون حداقل ۲۴۳ گونه خزنده، حداقل ۲۳ گونه دوزیست، حداقل ۱۸۰ گونه آبزی، حداقل ۵۴۸ گونه پرنده و حداقل ۱۹۴ پستاندار شناسایی شده است. با اینکه جمعیت جانداران در سالهای اخیر بسیار کم شده اما همیشه شانس دیدن آنها در طبیعت وجود دارد.

وقتی در طبیعت یک جانور را دیدیم فراموش نکنیم این ما هستیم که وارد قلمرو او شده ایم پس باید به حقوق این جانور احترام بگذاریم. در اکثر مواقع همه جانداران با دیدن انسان پا به فرار می گذارند اما به هر حال همیشه احتمال وقوع رفتارهای خارج از کنترل وجود دارد. یک قانون کلی برای اینکه هم گردشگران در امنیت باشند  و هم به جاندار احترام گذاشته شود وجود دارد و آن “ترفند انگشت شست” است. اگر در طبیعت با یک جاندار مواجه شدین انگشت شست دست را بالا بگیرید و دست را کامل کشیده و جلوی صورت بگیرید، با یک چشم از پشت انگشت شست جاندار را نگاه کنید. اگر تمام بدن جاندار پشت شست شما پنهان شد آنگاه هم فاصله شما ایمن است و هم به حقوق حیوان احترام گذاشته اید در غیر اینصورت تا رعایت فاصله مناسب عقب رفته و مجدد تست کنید. برای اینکه یک جانور(به خصوص بزرگ جثه) از مسیر خارج شود هنگام کوهنوردی و طبیعت گردی ۱ تا ۵ دقیقه توقف کنید
فراموش نکنید

هرگز به جانداران وحشی غذا ندهید
هرگز آنها را دنبال نکنید
هرگز آنها را در دست نگیرید یا بغل نکنید
هرگز نوزادان جانداران را به هوای تنها بودن از طبیعت خارج نکنید

طبیعت گردی با دانستن و انجام این ترفندهای ساده محیط زیستی چقدر شیرین تر می شود، اینطور نیست؟

 

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

 

هفت اصل کوهنوردی مسئولانه

کوهنوردی مسئولانه - برنامه ریزی قبل از شروع صعود

 

کوهنوردی مسئولانه - حرکت از پاکوب و کمپ در سطوح مناسب

 

کوهنوردی مسئولانه - زباله های خود را مدیریت کنید

 

کوهنوردی مسئولانه - هرچیزی پیدا کردی سرجایش بگذار

 

کوهنوردی مسئولانه - اثرات آتش را به حداقل برسان

 

 

کوهنوردی مسئولانه - به حیات وحش احترام بگذار

کوهنوردی مسئولانه - به حقوق دیگران احترام بگذار

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

دماوند ؛ دوازدهمین کوه مستقل دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

ارتفاع سنجی یکی از بحث های مهم در مباحث علوم مهندسی ، ناوبری و ورزشی است. زمانیکه صحبت از ارتفاع می شود دو فاکتور اصلی را شامل می شود.

ارتفاع مطلق که شامل ارتفاع یک منطقه یا عارضه از سطح آب های آزاد است و ارتفاع نسبی که فاکتوری مهم در کوهنوردی و ورزش های کوهستانی است.

ارتفاع نسبی یا به انگلیسی Prominence کمیتی است که نشان دهنده برجستگی و وجه تمایز یک کوه و قله نسبت به اطراف خود است. تعریف های مختلفی برای اتفاع نسبی و نحوه اندازه گیری آن وجود دارد که هر یک در نهایت به یک عدد واحد می رسند:

  • به یال های بین دو قله مجاور، خط الراس گفته می شود. پست ترین نقاط روی خط الراس ها را گردنه یا زین اسبی می گویند. به مرتفع ترین گردنه ی یک قله “گردنه کلیدی” گفته می شود. بر این اساس ارتفاع نسبی یک قله برابر است با اختلاف ارتفاع بین گردنه کلیدی تا قله کوه
  • اگر فرض کنیم آب دریا به حدی بالا بیاید که قله مورد نظر کاملا از ارتفاعات اطرافش مستقل شود ، ارتفاع نسبی همان ارتفاع کوه از سطح فرضی آب است. بر اساس این تعریف گردنه کلیدی آخرین نقطه ای است که قبل از تبدیل قله به یک جزیره مستقل به زیر آب خواهد رفت.
  • اگر ارتفاع نسبی یک کوه n متر باشد ، برای رسیدن به قله ای دیگر از روی قله مورد نظر ابتدا باید به اندازه n متر ارتفاع کم کرد.
  • کوه ها در نقشه های توپوگرافی به شکل مجموعه ای از منحنی های تراز هستند که همدیگر را هرگز قطع نمی کنند. ارتفاع نسبی قله برابر است با اختلاف ارتفاع نوک قله با کم ارتفاع ترین منحنی تراز احاطه کننده این کوه در نقشه توپوگرافی به طوریکه این منحنی تراز قله ی دیگری را احاطه نکرده باشد.

همه تعاریف بالا به یک عدد واحد برای ارتفاع نسبی کوه ها ختم می شوند. در کوهنوردی ارتفاع نسبی فاکتوری مهم برای یک کوه است. هرچه ارتفاع نسبی یک کوه کمتر باشد آن کوه یا یک قله فرعی و یا یک کوه غیر مستقل است و کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. همینطور بر عکس ، ارتفاع نسبی بالا برای یک کوه نشان دهنده این است که قله مورد نظر دارای اهمیت صعود است و بعنوان یک برجستگی متمایز و مشخص از فاصله های دور قابل تشخیص و مشاهده است.

طبق قرار داد های بین المللی ارتفاع نسبی کوه اورست بعنوان بلندترین نقطه زمین برابر با ارتفاع مطلق خود یعنی ۸۸۴۸ متر است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی قله جنوبی اورست با ارتفاع مطلق ۸۷۴۹ متر برابر با ۱۱ متر است. همینطور ارتفاع نسبی کوه لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا با ارتفاع مطلق ۸۵۱۶ متر برابر با ۶۱۰ متر است.

کوه k2 با ارتفاع مطلق ۸۶۱۱ متر که دومین کوه مرتفع دنیاست دارای ارتفاع نسبی ۴۰۱۷ متری است که نشان دهنده ی برجسته و متمایز بودن این کوه نسبت به کوه های اطراف خود است.

نکته جالب توجه و دارای اهمیت در فهرست کوه های مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی ، جایگاه دوازدهم دماوند در این فهرست است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی کوه ۵۶۱۰ متری دماوند برابر با ۴۶۶۷ متر یعنی بالاتر از کوه های k2 , نانگاپاربات ، کانگجن چونگا و بسیاری از کوه های مرتفع دیگر است که از این نظر نشان دهنده برجستگی توده آتشفشانی دماوند نسبت به زمین های اطراف خود است که دلیل اصلی دیده شدن کوه دماوند از فاصله های بسیار دور نیز همین ارتفاع نسبی بالای دماوند است.

در این فهرست دماوند پس از کوه های اورست ، آکانکاگوآ در آرژانتین ، دنالی در آمریکا ، کلیمانجارو در تانزانیا ، وینسون در قطب جنوب ، البروس در روسیه ، مون بلان در آلپ ، دوازدهمین کوه برجسته و مستقل دنیاست.

دماوند

دماوند ؛ دوازدهمین برجستگی یا کوه مستقل دنیا – عکس از مسعود فرح بخش

منبع:

۱۲۵ کوه مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

رفتار گردشگران در جوامع روستایی

نویسنده: مسعود فرح بخش

امروزه با صنعتی شدن شهرها و زندگی یکنواخت و روزمره مردم و همینطور با پیشرفت صنعت گردشگری شاهد این هستیم که بسیاری از مقاصد سفرها در جوامع کوچک روستایی خلاصه می شوند. حتی اگر قصد سفر به مناطق طببعی بکر و دور از دسترس مانند انواع سفرهای کوهنوردی و ماجراجویانه بود به ناچار باید از جوامع روستایی عبور کرد و برای مدتی در این مکان ها به همراه مردمانش سپری کرد.

در این بین هر روستایی در کشور بسته به شرایط اقلیمی و جغرافیایی خود دارای فرهنگ و رفتار خاص خود است که شناخت و درک آن برای هر گردشگری واجب و حیاتی است.

به دلیل عدم توجه گردشگران و عدم شناخت و آگاهی آنان از جوامع کوچک روستایی شاهد افزایش تنش بین مردم روستاها و گردشگران هستیم. در تایید این نکته می توان تعداد روستاهایی که درب ورودی خود را به روی گردشگران بسته اند را نام برد و اینکه تعداد این روستاها رو به گسترش است.

در واقع اگر تمام نکات از جانب گردشگران رعایت شود ، روستاها و روستائیان یکی از ذینفعان اصلی صنعت گردشگری خواهند بود ، اما چه می شود که روستاییان با بستن ورودی های روستاها عطای این موضوع را به لقایش می بخشند؟

بدون شک زمانی این امر صورت می گیرد که نسبت به فرهنگ و حقوق زندگی مردم بومی بی احترامی صورت گیرد ، برای جلوگیری از این موضوع در صنعت گردشگری کدهای اخلاقی – رفتاری تعیین می شود. این کد ها مجموعه ای از معیارهای اخلاقی و رفتاری هستند که رعایت آنها باعث کاهش اثرات منفی صنعت گردشگری به هر همه ذینفعان از جمله جوامع روستایی می شود.

بنابر این در ادامه بحث برخی از کدهای اخلاقی – رفتاری گردشگران نسبت به جوامع محلی عنوان می شود تا با رعایت آنها هم آثار منفی بر این جوامع و هم از تنش های بین گردشگر و مردم محلی کاسته شود:

کدهای اخلاقی – رفتاری گردشگران در جوامع محلی

– گردشگران باید این نکته را بپذیرند که جوامع روستایی کشورمان به دلایل مختلف بسیار مذهبی و پایبند به سنت های خود هستند. گردشگران باید در هنگام سفر به مناطق روستایی این عقیده روستاییان را در درجه اول کارهای خود قرار دهند و از گردش با پوشش نا مناسب و استفاده از لباس های خلاف عرف روستاییان دوری کنند.

این یکی از مهم ترین دلیل تنش های پیش آمده بین روستاییان و گردشگران است. با توجه به تحقیقات نگارنده ، حتی این موضوع باعث بروز بد رفتاری ها و سست شدن بنیان خانواده در بین خود روستاییان می شود و اثران زیانبار بسیاری را بین روستاییان در بلند مدت ایجاد خواهد کرد.

 

– اگر زمان رسیدنتان به محیط های روستایی در صبح زود و در شب هنگام بود با کمترین آلودگی صوتی به گردش خود ادامه دهید چرا که روستاییان در طول روز بسیار پر تلاش هستند و در زمان غیر کاری دوست دارند که بدون مزاحمتی استراحت کنند.

 

– اگر در روستا جشنی برپا بود حتما از محلی ها اجازه گرفته و سپس وارد جشن شوید.

 

– اگر رسم ، مذهب و فرهنگ آن روستا با باورهای شما مغایرت داشت هرگز با روستاییان درباره آن بحث نکنید و حتی هرگز نظرتان را در روستا علنی اعلام نکنید.

 

– هرگز به کودکان روستایی کمک مالی نکنید زیرا با این کار فرهنگ تکدی گری را  رواج می دهید.

 

– کمترین اثر را از خود در محیط به جای بگذارید طوری که بعد از خروج از روستا گویی هیچ وقت در آنجا نبودید.

 

– سعی کنید قبل از سفر به روستا از کسانی که قبلا به آنجا سفر کرده اند درباره فرهنگ ، رسوم ، محیط زیست و … اطلاعات کسب کنید.

 

– اقامت گاه های روستایی دارای امکانات محدودی هستند و با هتل ها و اقامت گاه های بزرگ قابل مقایسه نیستند. هرگز کمبود ها و کاستی ها را علنی به رخ میزبان نکشید.

 

– سعی کنید همواره با خرید صنایع دستی ، محصولات کشاورزی ، محصولات دامی و … از کسب و کارهای کوچک روستایی حمایت کنید.

 

– از خرید محصولاتی که از گیاهان و حیوانات در خطر انقراض هستند امتناع کنید

 

– برای افراد محلی که در طول سفر به شما لطف می کنند هدایایی را از قبل پیش بینی کنید.

 

– ازنوشتن یادگاری در مکان های روستاییان اجتناب کنید.

 

– از ورود به باغات و ملک های شخصی و استفاده بدون اجازه از محصولات کشاورزی دوری کنید.

 

– آرامش حیات وحش را به هم نزنید.

 

– زباله های خود را مدیریت کنید.

 

– هرگز به جانوران وحشی غذا ندهید این کار باعث تغییر در رژیم غذایی آنها می شود و بعد از خروج گردشگران باعث می شود آن جانور برای به دست آوردن آن غذا وارد محیط های روستایی شود و برای خود و یا روستاییان خطر ساز باشد.

 

– هرگز بدون اجازه از روستاییان به ویژه از زنان عکاسی نکنید.

 

– در روستا از خدماتی استفاده کنید که کمترین آسیب را برای محیط زیست داشته باشد.

 

برای اطلاعات بیشتر از کدهای اخلاقی در گردشگری اینجا کلیک کنید

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

کمپانی میلت

نویسنده: مسعود فرح بخش

تولیدی کوچک در یکی از شهرهای کوچک فرانسه که دردهه ۱۹۲۰ به تولید کیسه های خرید روزانه برای مردم شهر مشغول بود بعدها به یکی از مشهورترین و بزرگترین کمپانی های تولید لوازم کوهنوردی بدل شد

آشنایی با کمپانی معروف MILLET

در سال های ۱۹۲۰ آقا و خانم میلت بهمراه فرزندان خود رنه و ریموند تولیدی کوچکی داشتند که در آن کیسه های معمولی برای خرید روزانه تولید می کردند. بعد ها و در سال ۱۹۳۰ آنها به مکانی در نزدیکی های کوه آلپ نقل مکان کردند و اینجا بود که به تدریج نام میلت بر سر زبان ها افتاد.

آنها بعد از تولید کیسه ها اقدام به تهیه کوله پشتی کردند و نمونه تولیدی خود را ارتقا دادند.رنه میلت بعدها در باشگاه کوهنوردی آلپ فرانسه عضو شد و بعد از مشورت با بسیاری از کوهنوردان اقدام به تولید کوله پشتی برای کوهنوردی در ارتفاعات آلپ کرد. تولیدی میلت کم کم در حال مشهور شدن بود تا اینکه در دهه ۱۹۵۰ کوهنوردان فرانسوی در اکسپدیشن های خود در هیمالیا از کوله های میلت استفاده کردند. نقطه عطف کمپانی میلت زمانی بود که تیم فرانسوی در اولین اکسپدیشن موفق خود بر روی قله ی سرسخت آناپورنا از کوله پشتی میلت استفاده کرد و شهرت میلت جهانی شد.

سرانجام در سال ۱۹۷۵ میلت تصمیم به تولید پوشاک کوهنوردی در کنار تولید کوله پشتی گرفت.میلت دیگر به یک کمپانی بزرگ تبدیل شده بود و در این بین حامی مالی بسیاری از کوهنوردان مشهور می شد. از جمله ی این کوهنوردها رینهولد مسنر بود که در صعود بدون اکسیژن خود به اورست و چند سال بعد در صعود معروف خود به صورت سولو و انفرادی به اورست از محصولات میلت استفاده کرد.

میلت هم اکنون با کیفیت ترین پوشاک ها و کفش های کوهنوردی را تولید می کند. محصولات تولیدی میلت طیف وسیعی از نیاز کوهنوردان را در بر می گیرد ؛ از دامنه های کم ارتفاع تا ارتفاعات سر به فلک کشیده هیمالیا

وبسایت کمپانی میلت

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است