نوشته‌ها

خانم الیزابت روول، کوهنورد فرانسوی

الیزابت روول؛ کوهنورد سبک آلپی

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

⁣الیزابت روول(elisabeth revol) متولد ۱۹۸۰ در فرانسه است. او به دلیل سبک کوهنوردی آلپی در بین جامعه کوهنوردی شناخته شده است. او تنها زنی در جهان است که به شکل انفرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن به قلل گاشربروم۱، گاشربروم۲ و برودپیک صعود کرده است. از رکوردهای جالب توجه دیگر که توسط او ثبت شده است فاصله ۵۲ ساعتی صعود به قلل گاشربروم ۱ و ۲ بدون بازگشت به کمپ اصلی است. الیزابت اولین بار زمانی که ۱۹ سال سن داشت همراه پدر و مادرش با کوهنوردی آشنا شد. در سال ۲۰۰۶ او به همراه تیم ملی کوهنوردی فرانسه به بولیوی سفر کرد و دستاورد این تیم گشایش ۵ مسیر در ارتفاعات آند در کشور بولیوی بود. در همان سال او به نپال سفر کرد و مسیری جدید از رخ جنوب شرقی کوه Pharilapcha را گشایش کرد.
اما شاهکارهای کوهنوردی او از سال ۲۰۰۸ شروع شد. او در این سال با سفر به پاکستان در طی فقط ۱۶ روز سه کوه هشت هزار متری برودپیک، گاشربروم ۱ و گاشربروم ۲ را تنها و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد. او در سال ۲۰۰۹ به همراه مارتین میناریک تا برج شرقی کوه آناپورنا صعود کرد و شرایط جوی اجازه نداد که به قله اصلی آناپورنا صعود کند. در برگشت مارتین بر اثر سقوط جان خود را از دست داد و پیکرش هرگز پیدا نشد.
⁣الیزابت از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ تمام فعالیت های کوهنوردی را متوقف کرد و فقط به انجام ورزش های چندگانه پرداخت. از جمله دستاوردهای او در این چند سال قهرمانی اروپا و کسب عنوان پنجم جهان در مسابقات چندگانه در سال ۲۰۱۲ و قهرمانی فرانسه در سال ۲۰۱۳ بود. از سال ۲۰۱۳ پروژه اصلی او در هشت هزاری ها یعنی صعود به قله سرسخت نانگاپاربات در زمستان آغاز می شود. در زمستان ۲۰۱۳ الیزابت روول به همراه کوهنورد ایتالیایی دانیل ناردی در تلاشی برای رسیدن به قله نانگاپاربات تا ارتفاع ۶۴۵۰ متری این کوه صعود می کنند و به دلیل بدی هوا مجبور به بازگشت می شوند. در ۱۷ ژانویه ۲۰۱۶ او به همراه تومک مکیویچ لهستانی به ارتفاع ۷۸۰۰ متری نانگاپاربات می رسند و به دلیل بدی هوا مجبور به بازگشت از ۳۰۰ متری قله می شوند. این بالاترین ارتفاعی بود که کوهنوردی در بین همه ۳۴ اکسپدیشن زمستانی قبلی بر روی نانگاپاربات به آن رسیده بود.
الیزابت درابتدای  سال ۲۰۱۷  و در زمستان بر روی کوه ماناسلو تلاشی ناموفق را انجام داد. در همین سال او به شکل انفرادی و بدون کپسول اکسیژن به کوه لوتسه صعود کرد. در همین سال او موفق به صعود ماکالو نیز شد. او در تلاش انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در همین سال بر روی اورست و از مسیر جنوبی از ارتفاع ۸۵۰۰ متر به دلیل دیر شدن زمان صعود مجبور به بازگشت شد.
او در زمستان ۲۰۱۸ مجددا به همراه تومک مکیویچ به نانگاپاربات برگشت. او و تومک حتی بعد از اولین صعود زمستانی نانگاپاربات توسط تیم سه نفره مورو، تکسیکن و سدپارا باز هم میل و علاقه شان را برای رسیدن به قله این کوه حفظ کردند. در جریان تلاش سرانجام الیزابت و تومک مکیویچ موفق به صعود زمستانی قله نانگاپاربات شدند. الیزابت دومین کوهنورد زن دنیاست که موفق به صعود یک هشت هزاری در زمستان شده است. در حین فرود از نانگاپاربات تومک مکیویچ جان خود را از دست داد و الیزابت نیز به دلیل یخ زدگی انگشتان دست و پا به کمک تیم امداد از ارتفاع ۶۰۰۰ متر به پایین بازگشت.

منبع: ویکیپدیا

 

استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک “بام ایران، ۵۶۱۰متر” مجاز است

تومک مکیویچ، با هفت تلاش زمستانی در کوه نانگاپاربات

هفت سال در نانگاپاربات

نویسنده: مسعود فرح بخش
داستان دومین صعود زمستانی کوه نانگاپاربات برای همیشه در تاریخ کوهنوردی جهان ماندگار شد. کوهنوردی در زمستان و در ارتفاعات بالا حد نهایی تلاش و اراده بشر است و زمستان ۲۰۱۸ نانگاپاربات تجلی این تلاش و اراده بود. تاریخ کوهنوردی قصه ای از مردان و زنی جنگجو در کارزار سخت و سرد را فراموش نخواهد کرد. قصه ای از جنگجویان یخی که حد توان و اراده بشر را به جلو هول دادند. کوهستان قاتل، نانگاپاربات از این پس داستانی دیگر را در دل خود دارد. داستانی که در آن انسان هایی سرسخت به جدال با کوهی سرسخت تر رفتند و در پایان این کارزار عده ای اسطوره شدند و عده ای اما افسانه….
شاید زمانی که تومک مکیویچ در زمستان ۲۰۱۱ کوله بارش را از منزلش در لهستان به مقصد پاکستان و صعود زمستانی نانگاپاربات جمع کرد هرگز فکر نمی کرد که سرنوشت او با این کوه رقم خورده است. تومک از زمستان ۲۰۱۱ تا زمستان ۲۰۱۸ هفت تلاش بر روی این کوه انجام داد. هیچ کوهنوردی تا قبل از این به اندازه تومک بر روی یک کوه تلاش نکرد و شکست نخورد اما تومک فقط یک هدف در سر داشت و آن چیزی جز “اولین صعود زمستانی” به این کوه نبود. سه تلاش اخیر تومک مکیویچ در نانگاپاربات با کوهنورد زن قوی فرانسوی الیزابت روول انجام شد. در زمستان ۲۰۱۶ زمانی که تومک و الیزابت در حال تلاش بر روی نانگاپاربات بودند خبری تلخ برای تومک رقم خورد. اولین صعود زمستانی نانگاپاربات در ۲۶ فوریه آن سال توسط سیمون مورو، آلکس تکسیکن و محمدعلی سدپارا انجام شد. تومک با وجود انتقاداتی که از صعود آنان داشت اما کسی فکر نمی کرد که مجددا به نانگاپاربات بازگردد اما زمستان ۲۰۱۸ او دوباره به همراه الیزابت روول به این کوه بازگشت. تومک در هفتمین تلاش خود و سومین تلاش او به همراه الیزابت روول سرانجام موفق شد که این غیر ممکن را انجام دهد. آنها در ۲۵ ژانویه و در زمستان سرانجام به قله نانگاپاربات صعود کردند اما در برگشت شرایط برای تومک و الیزابت خوب پیش نرفت و تومک در ارتفاع ۷۲۰۰ متری نانگاپاربات برای همیشه به قسمتی از این کوه تبدیل شد. الیزابت روول هم در تلاشی خیره کننده و در یک عملیات امداد بی سابقه توسط دنیس اروبکو و آدام بیلیچکی به پایین منتقل شد.
تومک مکیویچ متولد ۱۹۷۵ در لهستان و دارای ۳ فرزند است. او در نوجوانی به هروئین معتاد و در مراکز ترک اعتیاد درمان شد. اولین دستاورد جدی کوهنوردی او تراورس کوه لوگان، بلندترین کوه کانادا و دومین کوه مرتفع آمریکای شمالی در سال ۲۰۰۸ بود. او در سال ۲۰۰۹ به شکل انفرادی به کوه خانتانگری صعود کرد.

تومک مکیویچ و ایزابت روول

تومک مکیویچ و الیزابت روول

زمستان ۲۰۱۸ نانگاپاربات پایانی دراماتیک داشت، پایانی همچون صعود برادران مسنر از رخ روپال به نانگاپاربات. تومک هفت سال در نانگاپاربات در این جهنم سرد جنگید و درست زمانی که فقط چند قدم تا پایان کارزار فاصله داشت همچون گونتر مسنر برای همیشه در این کوه باقی ماند.
شاید حال الیزابت را فقط رینهولد مسنر درک کند… اینکه دو نفری در راه هدف تلاش کنی اما در نهایت خودت تنها بازگردی با دستاوردی که نمی دانی آیا پیروزی است یا شکست…

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت “بام ایران؛ ۵۶۱۰متر” مجاز است

 

Tadeusz_Piotrowski_fot.B.Jankowski_DX-240x300

سقوط به اعماق k2

نویسنده: مسعود فرح بخش

در ۱۰ ژوئیه ۱۹۸۶ کوهنورد نامدار لهستانی “تادوش پیتروفسکی” (Tadeusz Piotrowski)  بعد از صعود قله k2 و در حین فرود بر اثر سقوط جان خود را از دست داد. او که در هنگام مرگ ۴۶ سال سن داشت یکی از بهترین کوهنوردان تاریخ کوهنوردی است.
شاید بتوان صعود زمستانی نوشاخ افغانستان به ارتفاع ۷۴۹۲ متر در سال ۱۹۷۳ به همره آندری زاوادا را شاخص ترین کار کوهنوردی پیتروفسکی و یکی از کارهای شاخص دنیای کوهنوردی نام برد. در آن سال نوشاخ اولین قله هفت هزار متری و بلندترین قله جهان بود که در زمستان صعود شد. صعودی که هرگز در تاریخ کوهنوردی تکرار نشد!
بسیاری صعودهای زمستانی دیگر در آلپ و صعود قلل تیریچ میر و راکاپوشی از دیگر صعودهای مهم پیتروفسکی بود.
در سال ۱۹۸۶ پیتروفسکی در حین اجرای برنامه ای جان خود را از دست داد که نه تنها شاخص ترین برنامه کوهنوردی او بود بلکه تا به امروز از آن اکسپدیشن به عنوان یکی از به یادماندنی ترین صعودهای همه دوران های کوهنوردی یاد می شود.
در ۸ ژوئیه ۱۹۸۶ پیتروفسکی به همراه همنورد نام آشنایش یرزی کوکوچکا موفق به صعود کوه سرسخت k2 از مسیر بسیار دشوار و بسیار خطرناک دیواره جنوبی این کوه شد. مسیری که به “مسیر لهستانی ها” در k2 مشهور شد و رینهولد مسنر کوهنورد مشهور دنیا از آن به عنوان “مسیر خودکشی” یاد کرد. این صعود نفس گیر نه تنها هرگز در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد بلکه حتی هیچ کوهنورد دیگری بر روی این مسیر مجدد تلاش نکرد.

نابغه های کوهنوردی دنیا

تادوش پیتروفسکی(چپ) و یرزی کوکوچکا(راست)

دو روز بعد از لمس قله k2، پیتروفسکی و کوکوچکا در حال فرود از یال آبروزی بودند که ناگهان در ارتفاع ۷۹۰۰ متری کرامپون ها یا همان یخ شکن های کفش پیتروفسکی از پایش جدا می شود و این نابغه کوهنوردی برای همیشه در اعماق کوه k2 آرام می گیرد.

پیتروفسکی در طول دوران حیاتش برای دستاوردهای ورزشی اش ۴ بار بالاترین مدال ورزشی کشور لهستان را کسب کرد.

 

منبع: ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
img_20160929_165221

لیلا پیک ؛ نیزه ای در دل آسمان

نویسنده: مسعود فرح بخش

لیلا پیک یا به انگلیسی Laila peak اگر نگوییم یکی از زیبا ترین کوه های جهان است بی شک از زیباترین کوه های پاکستان و منطقه قراقروم است. شکل خاص و متمایز لیلا پیک باعث می شود که در میان انبوه کوه های سر به فلک کشیده منطقه قراقروم کاملا متمایز باشد.

لیلا پیک از رخ غربی به شکل یک سطح یخی با شیبی بیش از ۴۵ درجه تا نوک قله امتداد دارد و در طرف مقابل ۱۵۰۰ متر دیواره عمودی در انتظار کوهنوردان است و از دور مشابه نیزه ای نوک تیز که در دل آسمان فرو رفته است. این کوه زیبا در دره ی هوشی در نزدیکی یخچال گوندوگرو در محدوده کوهستان قراقروم در استان گیلگیت پاکستان واقع شده است. این منطقه محل عبور کوهنوردانی است که عازم کوه های هشت هزاری قراقروم می شوند و همه آنها در اولین مواجهه با این کوه زیبا ، چشم از آن بر نمی دارند.

برای قله این کوه ارتفاعات مختلفی تا کنون ذکر شده است اما به نظر میرسد قابل استناد ترین آنها ارتفاع ۶۰۹۶ متری باشد که در سال ۲۰۰۳ اندازه گیری شد.

مانند بسیاری دیگر از کوه های سر به فلک کشیده و عمدتا مشکل منطقه قراقروم که در حد فاصل دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی صعود شدند ، لیلا پیک نیز برای بار اول در سال ۱۹۸۷ از رخ غربی توسط چهار کوهنورد بریتانیایی به شکل غیر قانونی و بدون مجوز از دولت پاکستان صعود شد. صعود غیر قانونی کوه های منطقه پاکستان در آن زمان تقریبا امری عادی در بین کوهنوردان بود.

در سال ۱۹۹۳ گروه آلمانی به همراه تیمی از کشور سوئیس از همان مسیر و باز هم به شکل غیر قانونی و بدون مجوزبرای دومین بار قله را صعود کردند.

اولین صعود رسمی و قانونی لیلا پیک و همچنین سومین صعود این کوه در سال ۱۹۹۷ توسط گروه کوهنوردان ایتالیایی انجام شد. کوهنوردان زمانی که به قله رسیدند با کپسول گازی مواجه شدند که نام کوهنوردان بریتانیایی بر روی آن حک شده بود.

img_20160929_165216

مسیر ایتالیایی ها در لیلاپیک

مسیری که ایتالیایی ها برای صعود انتخاب کردند از مسیر قبلی که کوهنوردان بریتانیا آنرا گشایش کردند سخت تر و طولانی تر بود.

صعود های بر روی لیلا پیک همگی به شکل آلپی بوند و حتی امکان صعود یکروزه از کمپ پیشرفته تا قله به سبک آلپی نیز وجود دارد اما شیب زیاد و ۱۵۰۰ متر مسافت عمودی تا قله باعث می شود که کوهنوردان یک روز در ارتفاعات بالا بیواک کنند و روز دوم با صعود قله به پایین بازگردند.

قله گوندوگرو در مجاورت لیلاپیک با ارتفاع ۵۷۰۰ متر برای هم هوایی قبل از صعود اصلی بسیار مناسب است.

در سال ۲۰۰۵ دو کوهنورد اهل اسکاندیناوی تصمیم به صعود قله و سپس فرود از طریق اسکی گرفتند. آنها تا ۱۰۰ متری قله صعود کردند و فراتر رفتن از این ارتفاع را به دلیل یخی بودن مسیر و شیب زیاد برای اسکی کردن غیر ممکن و خطرناک دانستند و از ارتفاع ۶۰۰۰ متری در رخ غربی این کوه تا پایین را اسکی کردند. بعد ها این دو کوهنورد لیلا پیک را مسحور کننده ترین کوهی که تا آن زمان به استقبالش رفته بودند ، توصیف کردند.

در سال ۲۰۱۳ کوهنورد نامدار اسپانیایی آلکس تکسیکن (اولین فاتح کوه نانگاپاربات در زمستان) موفق به صعود این کوه سرسخت برای اولین بار در زمستان شد.

تعداد کوهنوردانی که به شکل رسمی و غیر رسمی به قله لیلاپیک صعود کردند حدود ۱۰ نفر است.

نام لیلا در زبان مردم محلی به معنی بهترین و دوست داشتنی ترین است از این جهت در منطقه قراقروم جز این کوه ، دو قله دیگر به نام لیلاپیک وجود دارد که یکی با ارتفاع  ۶۹۸۶ متر که صعود آن نیز مشکل و فنی است و دیگری با ارتفاع ۵۹۷۱ متر.

هر سه لیلا پیک پاکستان توسط کوهنوردان صعود شدند و وزارت گردشگری پاکستان برای تشویق کوهنوردان با یک مجوز صعود به لیلاپیک امکان صعود هر سه قله را به کوهنوردان می دهد اما هر سه لیلاپیک پاکستان تاکنون توسط یک کوهنورد صعود نشدند.

 منبع:

Summitpost

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
img_20160927_113827

دنیس اوروبکو ، فراتر از یک کوهنورد

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

دنیس ویکتورویچ اروبکو کوهنورد نامدار روس و شهروند قزاقستان و لهستان متولد ۲۹ ژوئیه ۱۹۷۳ است. دنیس با ۱۹ صعود هشت هزاری، دو صعود هشت هزاری زمستانی (ماکالو و گاشربروم ۲)، گشایش ۴ مسیر جدید در هیمالیا(برودپیک، ماناسلو، چوآیو و کانگجن چونگا)، صعود به همه کوه های هشت هزاری بدون کپسول اکسیژن، یک کلنگ طلایی و ۳ کلنگ طلایی آسیا از پرافتخارترین کوهنوردان جهان است.
دنیس هشتمین انسانی است که بدون استفاده از کپسول اکسیژن مصنوعی تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر را صعود کرد. اروبکو در انجام صعودهای سرعتی نیز از توانایی فوق العاده ای برخوردار است. او در سال ۲۰۰۶ در مسابقات سرعت کوه البروس(بام اروپا) با زمان ۳ ساعت و ۵۵ دقیقه این کوه را صعود کرد و برنده این رقابت شد. نفر دوم این مسابقه ۴۰ دقیقه بعد از دنیس به قله رسید. او همچنین رکورد دار صعود سرعتی کوه خانتانگری به ارتفاع ۷۰۱۰متر است. دنیس در مدت زمان ۱۲ساعت و ۲۱ دقیقه (از کمپ اصلی تا کمپ اصلی) این کوه را صعود کرد.

کارهای خارق العاده دنیس اروبکو به همین ها محدود نمی شود. او در سال ۱۹۹۹ فقط در مدت ۴۲ روز به پنج قله ی بالای هفت هزار متری شوروی سابق صعود کرد و تبدیل به کسی شد که در کوتاه ترین زمان ممکن عنوان پلنگ برفی را کسب کرده است.

دنیس اما همیشه فراتر از یک کوهنورد عادی که فقط هدف بالا یا پایین رفتن از کوه دارد عمل کرده است. کوهنوردی های او همواره همراه با کمک به سایر کوهنوردان همراه بوده است. دنیس اروبکو از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ حداقل ۶ بار به شکل رسمی برنامه شخصی صعودهایش در کوه های هشت هزاری را به تعویق انداخته است تا به سایر کوهنوردان کمک کند.

سال ۲۰۰۱ در لوتسه
در این سال دنیس اروبکو دومین تلاش خود برای تراورس اورست به لوتسه را به همراه سیمون مورو انجام داد. زمانیکه او در منطقه بود کوهنورد لهستانی آنا چروینسکایا در ارتفاع ۸۲۰۰ متری بر اثر یخ زدگی نیاز به امداد پیدا کرد. دنیس او را تا کمپ ۴ به ارتفاع ۸۲۰۰ متر منتقل کرد و برنامه تراورس خود را متوقف کرد. در همین لرنامه بعد از امداد رسانی او فقط به کوه لوتسه از مسیر نرمال صعود کرد اما در سال ۲۰۰۹ از مسیری جدید به این کوه صعود کرد.

سال ۲۰۰۲ در شیشاپانگما
پاییز این سال عده ای از کوهنوردان قزاق به همراه دو کوهنورد دیگر به قله شیشاپانگما صعود کردند. در بازگشت کوهنورد اسلونیایی همراه درون شکافی یخی سقوط کرد. تیم قزاق از جمله دنیس اروبکو او را نجات می دهند و تا کمپ ۶۱۰۰متر منتقل می کنند.

سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ در k2
در زمستان ۲۰۰۲-۲۰۰۳ او عضو اکسپدیشن زمستانی لهستانی ها به سرپرستی کریستف ویلیچکی بر روی کوه k2 بود. در جریان این صعود در ارتفاع ۷۷۵۰ متری همنورد وی مارسین کاچکان دچار ارتفاع زدگی شد. دنیس او را به تنهایی تا کمپ ۳ و با ملحق شدن کریستف ویلیچکی از کمپ ۳ او را در همان شب تا کمپ اصلی منتقل کردند تا تحت درمان قرار گیرد.

سال ۲۰۰۳ در برودپیک
در این سال دنیس به همراه تیمی از کوهنوردان قزاق برای صعود کوه های نانگاپاربات، برودپیک و k2 در یک فصل وارد قراقروم شدند. بعد از صعود نانگاپاربات آنها به برودپیک رفتند. تیم قزاقستان در ارتفاع ۷۲۰۰ متری درون چادر منتظر صعود نهایی قله در روز بعد بود. در همین روز کوهنورد فرانسوی کریستف لافیل به شکل سبک بار و آلپی به قله صعود کرد. او در بازگشت به دلیل بدی هوا و ارتفاع زدگی به امداد نیاز پیدا کرد. کوهنوردان قزاقستان درون چادر خود به او پناه دادند و در روز بعد دنیس اروبکو او را تا کمپ اصلی مشایعات کرد و سه کوهنورد دیگر به قله صعود کردند. دنیس اروبکو اما در روز بعد مجدد از کوه بالا رفت و به قله برودپیک صعود کرد.

سال ۲۰۰۸ در آناپورنا
در طی چند سال کوهنوردی در هیمالیا دنیس با کوهنورد اسپانیایی ایناکی اوچوآ دوست شده بود. دنیس اروبکو خسته از صعود کوه ماکالو درون تخت خود در هتلی در کاتماندو در حال استراحت بود که ساعت ۵ صبح توسط مینگما شرپا از خواب بیدار می شود. به او خبر می رسد که دوستش در ارتفاع ۷۴۰۰متری آناپورنا(کمپ ۴) مستقر شده و قادر به پایین آمدن نیست. دنیس بلافاصله با یک کوله سبک سوار بر هلیکوپتر به کمپ اصلی آناپورنا می رود. در همان روز به همراه دن بویی و با تجهیرات اکسیژن تا کمپ ۲ و فردای آن روز به ارتفاع ۷۴۰۰ متری آناپورنا میرسند اما با پیکر بی جان ایناکی مواجه می شوند.

سال ۲۰۱۸ در نانگاپاربات
دنیس اروبکو در زمستان این سال مشغول تلاش زمستانی بر روی کوه k2 به سرپرستی کریستف ویلیچکی بود. همزمان الیزابت روول و تومک مکیویچ در نانگاپاربات بعد از صعود به قله دچار حادثه می شوند. خبر حادثه به گوش تیم k2 می رسد ۴ کوهنورد از جمله دنیس اروبکو در فاصله یک روز از زمستان k2 با پرواز هلیکومتر به کمپ اصلی نانگاپاربات می رود و با صعود شبانه تا ارتفاع ۶۰۰۰ متری این کوه الیزابت روول را تا کمپ اصلی این کوه همراهی می کنند.

منبع:

ویکیپدیا

هشت هزاری ها

دنسیول

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
12647072_10208755161981420_8086402664702192846_n

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه ۷۰ کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال ۱۹۷۸ بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه ۱۹۸۰ توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ موفق شدند ۷ قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال ۱۹۸۰(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال ۱۹۸۴

دائولاگری در سال ۱۹۸۵

چوآیو در سال ۱۹۸۵

کانگچن چونگا در سال ۱۹۸۶

آناپورنا در سال ۱۹۸۷

لوتسه در سال ۱۹۸۸(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با ۴ صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با ۳ صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال ۲۰۰۵ حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال ۲۰۰۵ سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال ۲۰۰۹ سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال ۲۰۱۱ بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم ۲ را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم ۲٫

در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم ۱ و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا ۱۲ قله از ۱۴ قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال ۲۰۱۶ کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم ۲

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
آموزش کوهنوردی

دماوند ؛ دوازدهمین کوه مستقل دنیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

ارتفاع سنجی یکی از بحث های مهم در مباحث علوم مهندسی ، ناوبری و ورزشی است. زمانیکه صحبت از ارتفاع می شود دو فاکتور اصلی را شامل می شود.

ارتفاع مطلق که شامل ارتفاع یک منطقه یا عارضه از سطح آب های آزاد است و ارتفاع نسبی که فاکتوری مهم در کوهنوردی و ورزش های کوهستانی است.

ارتفاع نسبی یا به انگلیسی Prominence کمیتی است که نشان دهنده برجستگی و وجه تمایز یک کوه و قله نسبت به اطراف خود است. تعریف های مختلفی برای اتفاع نسبی و نحوه اندازه گیری آن وجود دارد که هر یک در نهایت به یک عدد واحد می رسند:

  • به یال های بین دو قله مجاور، خط الراس گفته می شود. پست ترین نقاط روی خط الراس ها را گردنه یا زین اسبی می گویند. به مرتفع ترین گردنه ی یک قله “گردنه کلیدی” گفته می شود. بر این اساس ارتفاع نسبی یک قله برابر است با اختلاف ارتفاع بین گردنه کلیدی تا قله کوه
  • اگر فرض کنیم آب دریا به حدی بالا بیاید که قله مورد نظر کاملا از ارتفاعات اطرافش مستقل شود ، ارتفاع نسبی همان ارتفاع کوه از سطح فرضی آب است. بر اساس این تعریف گردنه کلیدی آخرین نقطه ای است که قبل از تبدیل قله به یک جزیره مستقل به زیر آب خواهد رفت.
  • اگر ارتفاع نسبی یک کوه n متر باشد ، برای رسیدن به قله ای دیگر از روی قله مورد نظر ابتدا باید به اندازه n متر ارتفاع کم کرد.
  • کوه ها در نقشه های توپوگرافی به شکل مجموعه ای از منحنی های تراز هستند که همدیگر را هرگز قطع نمی کنند. ارتفاع نسبی قله برابر است با اختلاف ارتفاع نوک قله با کم ارتفاع ترین منحنی تراز احاطه کننده این کوه در نقشه توپوگرافی به طوریکه این منحنی تراز قله ی دیگری را احاطه نکرده باشد.

همه تعاریف بالا به یک عدد واحد برای ارتفاع نسبی کوه ها ختم می شوند. در کوهنوردی ارتفاع نسبی فاکتوری مهم برای یک کوه است. هرچه ارتفاع نسبی یک کوه کمتر باشد آن کوه یا یک قله فرعی و یا یک کوه غیر مستقل است و کمتر مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد. همینطور بر عکس ، ارتفاع نسبی بالا برای یک کوه نشان دهنده این است که قله مورد نظر دارای اهمیت صعود است و بعنوان یک برجستگی متمایز و مشخص از فاصله های دور قابل تشخیص و مشاهده است.

طبق قرار داد های بین المللی ارتفاع نسبی کوه اورست بعنوان بلندترین نقطه زمین برابر با ارتفاع مطلق خود یعنی ۸۸۴۸ متر است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی قله جنوبی اورست با ارتفاع مطلق ۸۷۴۹ متر برابر با ۱۱ متر است. همینطور ارتفاع نسبی کوه لوتسه چهارمین قله مرتفع دنیا با ارتفاع مطلق ۸۵۱۶ متر برابر با ۶۱۰ متر است.

کوه k2 با ارتفاع مطلق ۸۶۱۱ متر که دومین کوه مرتفع دنیاست دارای ارتفاع نسبی ۴۰۱۷ متری است که نشان دهنده ی برجسته و متمایز بودن این کوه نسبت به کوه های اطراف خود است.

نکته جالب توجه و دارای اهمیت در فهرست کوه های مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی ، جایگاه دوازدهم دماوند در این فهرست است.

بر اساس تعاریف ارتفاع نسبی کوه ۵۶۱۰ متری دماوند برابر با ۴۶۶۷ متر یعنی بالاتر از کوه های k2 , نانگاپاربات ، کانگجن چونگا و بسیاری از کوه های مرتفع دیگر است که از این نظر نشان دهنده برجستگی توده آتشفشانی دماوند نسبت به زمین های اطراف خود است که دلیل اصلی دیده شدن کوه دماوند از فاصله های بسیار دور نیز همین ارتفاع نسبی بالای دماوند است.

در این فهرست دماوند پس از کوه های اورست ، آکانکاگوآ در آرژانتین ، دنالی در آمریکا ، کلیمانجارو در تانزانیا ، وینسون در قطب جنوب ، البروس در روسیه ، مون بلان در آلپ ، دوازدهمین کوه برجسته و مستقل دنیاست.

دماوند

دماوند ؛ دوازدهمین برجستگی یا کوه مستقل دنیا – عکس از مسعود فرح بخش

منبع:

۱۲۵ کوه مرتفع دنیا بر اساس ارتفاع نسبی

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
10339770_610890629006833_60442386461351937_n

روز توچال و روزهای مشابه ؛ آری یا خیر؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

(به مناسبت جمعه آخر تابستان)

در روز های اخیر خبرهایی از گرامی داشت “روز توچال” در فضای مجازی به سرعت در حال انتشار است و دست اندر کاران موضوع سعی در برپایی و گرامی داشت این روز بر روی قله توچال هستند.
اما آیا این روز و این نوع حرکت ها برای توچال و کوهنوردی مفید است یا خیر؟

۱۳ تیر هر سال مصادف است با روز دماوند اما چرا باید روزی به اسم دماوند داشته باشیم و در این روز چه اتفاقی می افتد؟

دماوند از این جهت روزی در تقویم به خود اختصاص داده که بعنوان اصلی ترین نماد طبیعی سرزمین ایران و بلند ترین کوه ایران مطرح می شود. حتی تلاش ها برای ثبت جهانی دماوند زیبا در میراث جهانی یونسکو نیز ادامه دارد. اما توچال کوهیست که تنها وجه تمایز آن نزدیکی به پایتخت است و حتی بلندترین کوه استان تهران نیز نیست. همینطور روز توچال نیز برخلاف روز دماوند ، رسمی نیست و در هیچ تقویمی به ثبت نرسیده.

در روز دماوند که در ۱۳ تیر یا جمعه نزدیک به این تاریخ برگزار میشود مراسمی در شهر رینه اجرا می شود که در آن با حضور صدها و هزاران نفر از علاقه مندان به کوه دماوند در عرصه های مختلف به معرفی طبیعت ، فرهنگ و تاریخ دماوند پرداخته می شود.

در این تاریخ اتفاق زیبایی رخ می دهد، در ۱۳ تیر صد ها نفر از علاقه مندان به کوه دماوند صعود “نمی کنند” ، آنها در شهر رینه بر روی صندلی می نشینند و از دماوند صحبت می کنند.

اینروزها همگان به این موضوع واقفند که حضور با تعداد بالا در هر اکوسیستمی با هر نوع رفتار و منشی منجر به تخریب و عدم تعادل در آن اکوسیستم می شود.

با تمام این اوصاف این روز ها صحبت از حضور صدها نفری در کوه به شدت آسیب پذیری مثل توچال است. فرسایش خاک در توچال و گسترش پاکوب های مسیر در آن چنان زیاد است که شاید با کمتر کوهی در ایران بتوان مقایسه کرد.

از جهتی حال که روزی غیر رسمی به نام توچال به وجود آمده احتمال این وجود دارد که سایر کوه ها و مناطق بکر استان های ما نیز “روز” پیدا کنند و در نتیجه برای گرامیداشت آن روز بخصوص ، با هجوم گردشگران و کوهنوردان و در نتیجه تخریب های جبران ناپذیر در آنها مواجه شویم و این به ضرر طبیعت ایران و به ویژه اکوسیستم کوهستانی خواهد بود.

به امید روزی که مسئولانه سفر کنیم و آسیب هایی که به طبیعت وارد می کنیم را درک و از آن اجتناب کنیم.

کوه هایی مثل توچال و دماوند نزد ما به امانت هستند آنها را زیبا و سالم به همراه پوشش گیاهی و حیات وحشش به نسل های بعدی تحویل دهیم.

بیانیه وبسایت بام ایران در پاسخ به جمع آوری زباله های مسیر توچال و عدم تخریب در صعود با تعداد بالا توسط کوهنوردان به مجریان این روز:

دوستان عزیزم باور کنید تخریب فقط آشغال ریختن نیست

آلودگی صوتی صدها کوهنورد یعنی تخریب یعنی تنش و استرس بین جانداران بخصوص پرندگان

آلودگی تصویری ناشی از حضور تعداد بالا برابر است با تخریب و تنش بین حیات وحش نیمه جان توچال

قدم گذاشتن با تعداد بالا یعنی تخریب خاک ، فرسایش خاک چه کسی گفته در ارتفاعات بالا پوشش گیاهی وجود ندارد از ارتفاع ۲۵۰۰ تا خود قله پوشش گیاهی استپی وجود دارد و اگر خاک فرسوده شود که بسیار شده است پوشش گیاهی که بسیار ارزشمند است وجود نخواهد داشت.

نگاه به پاکوب های توچال بیندازید در قسمت هایی از خیابان های تهران گسترده تر شده اند

دفع فضولات انسانی به مقدار زیاد یعنی تخریب یعنی آلودگی محیط آلودگی خاک آلودگی آب های زیر زمینی

چه خواسته و چه ناخواسته تمامی این تخریب ها در حضور زیاد، اجتناب ناپذیر خواهد بود

گاهی غرور بی جایمان را باید زیر پا بگذاریم و کمی واقع بین باشیم صعود های با تعداد بالا در هر نقطه از طبیعت ایران که به شدت آسیب پذیر است امری نکوهیده است .

چنین تصمیماتی که از روی احساس گرفته شده هیچ توجیه زیست محیطی ندارد . امیدوارم متولیان این حرکت روزی متوجه اشتباهی که در حق توچال کردند بشوند .

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران
www.5610m.com

همچنین مطلب زیر را در وبسایت کوهنامه مطالعه کنید

متن وبسایت کوهنامه در مورد روز توچال

10339770_610890629006833_60442386461351937_n

اولین صعودهای دماوند

نویسنده: مسعود فرح بخش

10339770_610890629006833_60442386461351937_n

قله دماوند از دشت آزو ، عکس از مسعود فرح بخش

آیا تاریخچه صعود به دماوند را می دانید؟
دماوند بلندترین کوه ایران همواره در فصول مختلف مورد توجه کوهنوردان می باشد و هرسال صعود های بسیاری بر روی آن انجام می شود. اما تاریخچه صعود به دماوند مربوط به چه زمانیست و اولین ها بر روی دماوند چه کسانی بودند؟بسیاری از ما می دانیم اولین صعود بر روی اورست توسط چه کسی انجام شد ، اما آیا می دانیم اولین صعود بر روی دماوند چه زمانی و توسط چه کسی انجام شد؟
یکی از قدیمی ترین تلاش های مستند بر روی دماوند به “ابودلف(Abu Dolaf)” جغرافی دان عرب مربوط می شود که در سال ۳۴۱ هجری قمری (بیش از هزار سال پیش) بخشی از دماوند را صعود کرد. ابودلف با اینکه به قله نرسید اما طبق گفته های وی چشمه ای بزرگی یافته که در اطراف آن گوگردهای سنگ شده موجود بود.
ناصر خسرو در سفرنامه خود درباره دماوند اینطور نوشته است: گویند بر سر دماوند چاهی است که نوشادر و کبریت (گوگرد) از آن گیرند. صاحب آثار “البلاد و اخبار العباد ” با نقل قولی دست دوم می‌گوید که عدّه‌ای از اهالی آن نواحی می‌گفته‌اند که در طی پنج روز و پنج شب به قلهٔ دماوند رسیده‌اند و قلهٔ آن را مسطح با مساحت صد جریب یافته‌اند گرچه از دور به مخروط می‌ماند.
تمامی این نوشته ها نشان دهنده این موضوع است که ظاهرا اولین صعود های دماوند مربوط به بیش از هزار سال قبل می باشند.
اما در حدود سال های ۱۷۹۳ تا ۱۷۹۸ اولین تلاش های اروپائیان بر روی دماوند انجام شد. “الیوی” یک استاد علوم طبیعی و اهل فرانسه بود که از سوی دولت فرانسه برای انجام ماموریت عازم ایران شد. او در سال ۱۷۹۸ اقدام به صعود دماوند کرد اما او هم موفق نشد خود را به قله برساند. او پس از بالا رفتن از حدود یک سوم کوه به تکه های سنگ های گوگردی برخورد کرده و اینطور نوشته: صخره های وحشتناک بزرگ سیاه آتشفشان به شکل ستون های منظم پنج ضلعی
اما اولین صعود مستند و موفق به کوه دماوند به سال ۱۸۳۷ مربوط می شود.تیلور تامسون اولین شخصی بود که به دماوند صعود کرد و اولین شب مانی بر روی قله را انجام داد.تامپسون از روی قله اقدام به جمع آوری گوگرد کرد ، البته صعود تامپسون با کمک ایرانیان انجام شد.
نخستین صعود مستند ایرانیان به قلۀ دماوند، درسال ۱۸۵۷ میلادی انجام شد که تیم سرهنگ محمد صادق‌خان قاجار، ارتفاع قله را ۶۶۱۳ ذرع تعیین کرد.
اولین شب مانی ایرانیان بر روی قله مربوط به گروه گروه ایرانی کربلایی اسدالله در بیش از ۱۳۰ سال پیش می باشد.
اولین تلاش زمستانی بر روی قله مربوط به “ژاک دمورگان” بود ، دمورگان نیز فرانسوی بود و برای انجام امور باستان شناسی از سوی دولت فرانسه عازم ایران شده بود. وی در زمستان سال ۱۸۸۹ توانست تا ارتفاع ۵۳۰۰ متری صعود کنید. تلاش دمورگان و ارتفاع صعود وی با توجه به تاریخ آن دارای اهمیت بسیار در تاریخ کوهنوردی می باشد.
با توجه به اینکه ظاهرا صعودهای موفق و غیر مستندی در بیش از هزار سال قبل به قله دماوند صورت گرفته این صعود ها از نظر تاریخچه کوهنوردی بسیار حائز اهمیت می باشند و همینطور صعودهایی که بین سال های ۱۸۳۷ تا پایان ۱۹۰۰ بر روی دماوند انجام شده هر یک دارای اهمیت بسیار زیاد می باشند.

800px-Damavand_summit

عکس قله دماوند از ایستگاه فضایی بین المللی ، عکس از ناسا

منابع:

ویکیپدیا ، سایت دماوندکوه ، سایت summitpost

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
b38654e5514e226beb76653a997efb8a

وندا روتکیویچ ، کوهنورد زنی که بالاتر از مرد ها بود

نویسنده: مسعود فرح بخش
وندا روتکیویچ ، متولد ۱۹۴۳ در لهستان است. از اواسط دهه ۶۰ میلادی وقتی پای لهستانی ها به کوه های مرتفع دنیا باز شد ؛ بسیاری از ناممکن ها ، ممکن شد . لهستانی ها با کارهای شاخص خود نبوغ و سرسختی بالای خود را به رخ همگان کشیدند . بدون شک در دنیای کوهنوردی لهستانی ها حرف های زیادی برای گفتن دارند و در بین لهستانی ها نام خانم “وندا روتکیویچ” به زیبایی می درخشد.

بی تردید وندا نه تنها یکی از بهترین کوهنوردان زن تمام دوران بود بلکه می توان گفت او یکی از بهترین های هیمالیا و قراقروم بود.

وندا ورزش های شنا ، ژمیناستیک و اسکی را به طوری حرفه ای دنبال می کرد. او اولین بار در سال ۱۹۶۱ در جریان اردوی تیم ملی والیبال زنان لهستان برای بازی های المپیک توکیو با کوهنوردی آشنا شد. وندا اولین صعود بلند خود را در سال ۱۹۷۰ به قله لنین انجام داد.

در سال ۱۹۷۵ وندا روتکیویچ در قالب تیم لهستانی برای اولین بار به قله گاشربروم ۳ صعود کردند. این اولین صعود موفق گاشربروم ۳ بود. این کوه مرتفع ترین قله ۷۰۰۰ متری و پانزدهمین قله مرتفع دنیاست.گاشربروم ۳ اولین کوه دنیا بود که اولین صعود آن توسط یک زن انجام شد.

وندا بعنوان نخستین زن دیواره شمالی ایگر را صعود کرد.

همچنین وندا دیواره شمالی ماترهورن را در زمستان صعود کرد.

او نوشاخ و آکانکاگوا را نیز صعود کرد.

وندا اولین زن کوهنورد بود که رویای رسیدن به ۱۴ قله هشت هزار متری را در سر داشت.

در سال ۱۹۷۸ او بعنوان اولین کوهنورد لهستانی ، اولین کوهنورد زن اروپایی و سومین زن دنیا به قله اورست صعود کرد.

وندا در سال ۱۹۸۵ کوه سرسخت نانگاپاربات را صعود کرد.

یکی از ماندگارترین کارهای وی صعود به عنوان اولین کوهنورد زن در سال ۱۹۸۶ به مشکل ترین کوه دنیا ، K2 بود.

شیشاپانگما را در سال ۱۹۸۷ صعود کرد و دو سال بعد در ۱۹۸۹ گاشربروم ۲ و در سال بعد گاشربروم ۱ را صعود کرد.

در سال ۱۹۹۱ چوآیو را به صورت سولو و انفرادی صعود کرد.

در همان سال کوه سرسخت آناپورنا ، خطرناک ترین کوه جهان را بازهم به صورت سولو و انفرادی صعود کرد.

در سال ۱۹۹۲ و در سن ۴۹ سالگی آخرین برگ از کارنامه پرافتخار وندا رقم خورد. وی آخرین بار توسط کوهنورد معروف مکزیکی ، کارلوس کارسولیو ، در ارتفاعات بالای کوه کانجن چونگا دیده شد. کارلوس سعی می کند او را مجبور به بازگشت کند اما وندا قبول نمی کند. بعد از آن وندا هرگز دیده نشد. در سال ۱۹۹۵ جسدی در کوه کانجن چونگا پیدا شد که گمان می رفت مربوط به او باشد.

اینکه او کانجن چونگا را صعود کرده یا نه هرگز مشخص نشد ، اگر او این کار را انجام داده باشد اولین کوهنورد زنی است که به سومین کوه مرتفع دنیا صعود کرد.

وندا روتکیویچ با احتساب کانجن چونگا تا سال ۱۹۹۲ توانست به ۹ قله هشت هزار متری صعود کندکه نشان از نبوغ و توان بسیار بالای این کوهنورد دارد و از این لحاظ از بسیاری کوهنوردان مرد زمان خود بالاتر بود

بدون شک او یکی از بهترین کوهنوردان زن تمام دوران است.

بعد ها در سال ۲۰۱۰ خانم ادورنه پاسابان اولین زنی بود که به تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر صعود کرد .

rutkiewicz-kukuczka

وندا روتکیویچ و یرزی کوکوچکا ، بسیاری ایندو را بهترین کوهنوردان مرد و زن تمام دوران می دانند

402960

وندا روتکیویچ

Wanda_Rutkiewicz,_Góry_Sokole,_fot

خانم وندا از برترین کوهنوردان زن تمام دوران

 

منبع:

https://en.wikipedia.org/wiki/Wanda_Rutkiewicz

http://www.summitpost.org/in-memory-of-wanda-rutkiewicz-1943-1992/402961

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است