نوشته‌ها

سفر به کمپ اصلی اورست و صعود به قله کالاپاتار

وبسایت بام ایران و سفرهای پرسیکا برگزار می کند، سفر گروهی به کمپ اصلی اورست و صعود به قله کالاپاتار

 

سفر به بام جهان ، بازدید از چشم اندازهای ناب کوهستان هیمالیا، گام گذشتن در مرتفع ترین شهر موقت دنیا یعنی”کمپ اصلی کوه اورست” و صعود به قله کالاپاتار، بازدید از شهر هزار رنگ کاتماندو و… اینها فقط بخشی از جذابیت های سفر نوروزی پرسیکا است

سفر به کمپ اصلی اورست و صعود به قله کالاپاتار – نوروز ۱۳۹۹ – هیمالیا – نپال

در این سفر از تهران به سمت کاتماندو حرکت می کنیم، در کاتماندو از محله تامیل دیدن می کنیم و در مرکز شهر اسکان پیدا می کنیم. شروع ماجراجویی زمانی است که در کاتماندو سوار بر هواپیماهای سبک دو موتوره می شویم. مسیر ۳۰ دقیقه ای هوایی را به سمت یکی از معروف ترین فرودگاه های دنیا، فرودگاه تنزینگ هیلاری در لوکلا طی می کنیم. قطعا این پرواز را هرگز از یاد نخواهید برد. شروع مسیر کوهپیمایی بعد از تحویل گرفتن بارها در لوکلا است. در مسیر از چندین پل معلق عبور می کنیم تا به میعادگاه کوهنوردان از سرتاسر دنیا یعنی “نامچه بازار” می رسیم. جایی که می توان همه نوع لوازم کوهنوردی را تهیه کرد و در میان شرپاهای نپالی و مردم محلی زندگی کرد. در طول مسیر تا کمپ اصلی اورست از روستاهای متفاوتی عبور می کنیم تا اینکه در ارتفاع ۵۳۷۰ متری به کمپ اصلی مرتفع ترین کوه جهان و سومین قطب زمین یعنی کوه اورست یا به نپالی ساگارماتا به معنی الهه آسمان ها می رسیم. اینجا نقطه ای است که خاطره سفر به آن را هرگز فراموش نمی کنید، چشم انداز کوه ۸۸۴۸ متری اورست باشکوه است…

 

سفر گروهی به کمپ اصلی اورست

 

سفر گروهی به کمپ اصلی اورست

 

سفر گروهی به کمپ اصلی اورست

 

سفر گروهی به کمپ اصلی اورست

 

سفر گروهی به کمپ اصلی اورست در نپال

 

 

سفر گروهی به کمپ اصلی اورست

درجه سختی این سفر چقدر است؟

 

برای اینکه به کمپ اصلی اورست برسید نیاز نیست که یک کوهنورد حرفه ای و یا یک سوپرمن باشید. با یک آمادگی بدنی متوسط و به شرط داشتن تجربه کوهنوردی و ورزش مستمر می توانید در این سفر شرکت کنید. قبل از شروع سفر حداقل سه پیش برنامه برای آمادگی و هماهنگی بین نفرات برگزار می شود. شما برای حضور در این سفر باید آمادگی روزانه حدود ۱۵ کیلومتر پیاده روی در مسیرهای کوهستانی که چیزی بین ۶ تا ۸ ساعت است را برای ده روز داشته باشید. مسیر در روزهای اول بدون شیب است اما کم کم در مسیر ارتفاع گرفته می شود. در طول مسیر یک روز توقف در یکی از روستاها برای استراحت و هم هوایی جهت حضور در ارتفاع نیز انجام می شود.

 

هزینه و شرایط حضور در این سفر چگونه است؟

 

این نکته را در نظر داشته باشید که این یک سفر اقتصادی از طرف پرسیکا است. نفرات برای حضور باید روحیه کار گروهی، روحیه ماجراجویی و انعطاف پذیری در تصمیم گیری را داشته باشند. تصمیم نهایی در این سفر توسط سرپرست برنامه گرفته می شود.

برای حضور باید گذرنامه معتبر با حداقل شش ماه اعتبار داشته باشید. ۴  قطعه عکس ۴*۳ و دو کپی از پاسپورت و بلیط نیاز است.

 

 

هزینه شرکت در این سفر ۶۷۰  دلار + بلیط رفت و برگشت تهران به کاتماندو است

 

این هزینه شامل موارد زیر می شود:

ورودی پارک ملی ساگارماتا

مجوز ترکینگ تا کمپ اصلی اورست

ترانسفر فرودگاهی

دو شب اقامت در هاستل یا هتل با امتیاز بالای ۸ در سایت بوکینگ در کاتماندو

پرواز کاتماندو به لوکلا

پرواز لوکلا به کاتماندو

راهنما

بیمه مسافرتی

 

 

این هزینه شامل موارد زیر نمی شود:

ویزای نپال(۳۰ دلار)

عوارض خروج از کشور

هزینه های درمانی و امداد در صورت نیاز

هزینه باربر(هر باربر فقط تا ۱۵ کیلوگرم بار برای هر نفر حمل می کند)

انعام به باربر

اضافه بار(بار مجاز برای مسیر اصلی تهران به کاتماندو ۳۰ کیلوگرم و برای مسیر کاتماندو به لوکلا ۱۵ کیلوگرم است)

تمام وعده های غذایی و اقامت ها در مسیر کمپ اصلی اورست و وعده های غذایی در کاتماندو(برای آگاهی از جزئیات این قیمت ها با سرپرست تماس بگیرید)

سیم کارت نپال

 

نحوه ثبت نام

ابتدا با سرپرست برنامه تماس بگیرید و از شرایط جسمی و واجد شرایط بودن برای حضور در این سفر آگاهی پیدا کنید. برای ثبت نام باید با پرداخت مبلغ ۱۵۰ دلار رزرو خود را قطعی کنید. این مبلغ غیرقابل استرداد است.

برای خرید بلیت با سرپرست برنامه در تماس باشید، هر چه زودتر اقدام به تهیه بلیط کنید موفق به خرید بلیط با قیمت مناسب تری می شوید

سرپرست برنامه مسعود فرح بخشمسعود فرح بخش؛ راهنمای طبیعت گردی و کوهنوردی

شماره تماس ۰۹۱۰۴۵۰۵۸۵۲

برخی فعالیت های به عنوان سرپرست:

سرپرست و راهنمای تیم های ایرانی و غیرایرانی در صعود به قلل دماوند, علم کوه، سبلان، تفتان، الوند، خلنو، کلون بستک، آزادکوه، توچال، درفک، پاشوره، عباسعلی، ارفع کوه، دارآباد، کلکچال، سرکچال، سوتک، گردون کوه

سرپرست و راهنمای تیم های ایرانی و غیر ایرانی در سفرهای ترکینگ: سوها به لاتون، سوها به لمیر، خلخال به اسالم، مرنجاب به ابوزیدآباد(اولین پیمایش این مسیر کویری با پای پیاده)، مصر به عروسان، بازفت به چلگرد(عبور از زردکوه در مسیر کوچ بختیاری)، سرآقاسید به سرصالح کوتاه، طالقان به تنکابن، کلاردشت به چالوس، دفراز به اسطلخ جان، وارنگرود به کلاک، توچال به شهرستانک، آستامال به اوشتبین(اولین اجرای تور ترکینگ در این مسیر در جنگلهای ارسباران)، فیلبند به الیمستان، هجیج به پالنگان(اولین اجرای تور ترکینگ در این مسیر)، کجور به سیسنگان، ماسوله به ماسال

برخی دوره های آموزشی:

راهنمای رسمی طبیعت گردی، دوره کارآموزی کوهپیمایی، دوره سنگ نوردی مقدماتی، دوره سنگ نوردی پیشرفته، دوره یخ و برف، دوره جستجو ونجات در کوهستان، دوره نقشه خوانی و کار با قطب نما، دوره کار با جی پی اس، دوره پزشکی کوهستان، دوره استقرار و بقا در طبیعت، دوره کمک های اولیه

تالیفات:

طرح درس دوره آموزشی حفظ محیط کوهستان فدراسیون کوهنوردی ، وبسایت بام ایران، مجله کوهنوردان، مجله گیلگمش

 

برای سفر به کمپ اصلی اورست چه تجهیزاتی مورد نیاز است؟ برای آگاهی از تجهیزات اینجا کلیک کنید

 

 

وبسایت بام ایران

سفرهای پرسیکا – www.Persicatour.com

رینهولد مسنر، مردی که تکرار نمی شود

مترجم: مسعود فرح بخش
وقتی من و پیتر تصمیم گرفتیم در سال ۱۹۷۸ بدون استفاده از کپسول اکسیژن به اورست صعود کنیم، مردم به ما می گفتند اینکه کسی تا این حد با زندگی خود خطر کند غیر ممکن است. آن ها به ما گفتند که شما مغزتان را از دست داده اید. وقتی که در منطقه به گروه اکسپدیشن اتریشی ملحق شدیم آن ها گفتند امکان ندارد شما زنده برگردید. اما من می خواستم این غیر ممکن را ممکن کنم.

وقتی از جورج مالوری پرسیدند چرا به اورست می روی در پاسخ گفت: “برای آن که این کوه آنجاست”.
من فکر می کنم زمانی که ما از یک کوه پایین می آییم، نوعی تجربه ای خاص و قوی در ما شکل می گیرد. شما از مکانی غیرقابل سکونت و سخت با موفقیت باز می گردید و در این لحظه حسی خاص به انسان دست می دهد. حسی که گویی دوباره متولد شده است، این تجربه بسیار قدرتمند است و شما سعی می کنید که بارها آن را تکرار کنید و برای لمس مجدد آن، رنج های بسیاری را تحمل می کنید. در واقعی این نوعی اعتیاد است.

تا زمانی که من ۲۰ سالم بود همواره پدرم حامی من در کوهنوردی بود اما وقتی فهمید من چه فکرهایی در سر دارم سعی کرد که مرا منصرف کند. بعد از مرگ برادرم گونتر در نانگاپاربات، پدرم همیشه مرا سرزنش می کرد. زمانی که از قصد من برای صعود اورست بدون کپسول اکسیژن آگاه شد در حالیکه روی صندلی اش نشسته بود گفت: “تو دیوانه ای” و سعی کرد مرا منصرف کند اما برای این کار دیر شده بود و من تصمیمم را گرفته بودم. وقتی من با موفقیت از این سفر برگشتم به من گفت: “می دانستم از پس این کار بر می آیی”

بعد از این صعود موفق تنها یک چیز در ذهن من بود، فکری که دو سال تمام در مغزم پرورش دادم و اینک نوبت آن رسیده بود.
صعود به اورست بدون کپسول اکسیژن، انفرادی و در فصل بادهای موسمی و از جبهه شمال شرقی در تبت
این سخت ترین کاری بود که در کوهنوردی انجام دادم

در ۱۹۸۰ و در فصل بادهای موسمی به اورست رفتم. من در آنجا تنها بودم در واقع به معنی واقعی کلمه تنهای تنها بودم. در یکی از شب ها به درون شکافی عمیق سقوط کردم و دیگر تسلیم شده بودم. اما فقط تمام فکری که دو سال تمام در سرم بود مرا قادر به ادامه مسیر داد.

بخشی از مصاحبه رینهولد مسنر (اولین فاتح ۱۴ قله مرتفع زمین، اولین فاتح اورست بدون کپسول اکسیژن و اولین فاتح انفرادی اورست) با روزنامه گاردین

 

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

او یک ستاره نوظهور بود

نویسنده: مسعود فرح بخش

کارل آنترکرشر (karl unterkircher) کوهنورد سبک آلپی در ۲۷ اوت ۱۹۷۰ در تیرول جنوبی ایتالیا متولد شد. او از ۱۵ سالگی به کوهنوردی روی آورد و در ۱۹۹۷ با موفقیت دوره راهنمای کوهستان منطقه آلپ را پشت سر گذاشت. اما بزرگ ترین موفقیت آنترکرشر که برایش شهرت جهانی رقم زد و نامش را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد در سال ۲۰۰۴ اتفاق افتاد.
وی در آن سال و در طول فقط ۶۳ روز با موفقیت و بدون استفاده از کپسول اکسیژن به اولین و دومین قلل مرتفع جهان یعنی اورست و k2 صعود کرد تا تنها کوهنوردی در جهان باشد که به این موفقیت دست پیدا کرده است.
دومین صعود موفق کوه Genyen (دومین کوه مرتفع چین که اولین بار در ۱۹۸۶ صعود شد) و گشایش مسیر نو در رخ شمالی گاشربروم ۲ از موفقیت های دیگر این کوهنورد نام آشنا است.
او چندین نشان و جایزه مختلف از جمله نشان شوالیه کشور ایتالیا را از نخست وزیر کشور دریافت کرد.
در سال ۲۰۰۸ آنترکرشر در جریان تلاش برای گشایش مسیر نو در کوه نانگاپاربات با سقوط به شکاف یخی جان خود را از دست داد. بعد از مرگ او رینهولد مسنر در وصف او گفت:
“او یک ستاره نو ظهور در دنیای کوهنوردی بود”
خانواده و دوستان آنترکرشر برای زنده نگاه داشتن نام و یاد او جایزه ای را به نامش ثبت کردند که هر دو سال به کوهنوردانی سبک آلپی که به انجام کارهای شاخص می پردازند اختصاص می یابد. اولین “جایزه آنترکرشر” را کوهنورد فقید و نام آشنا یولی استک در سال ۲۰۱۰ کسب کرد.

عکس: کارل آنترکرشر بر روی قله k2

منبع: ویکیپدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

سقوط به اعماق k2

نویسنده: مسعود فرح بخش

در ۱۰ ژوئیه ۱۹۸۶ کوهنورد نامدار لهستانی “تادوش پیتروفسکی” (Tadeusz Piotrowski)  بعد از صعود قله k2 و در حین فرود بر اثر سقوط جان خود را از دست داد. او که در هنگام مرگ ۴۶ سال سن داشت یکی از بهترین کوهنوردان تاریخ کوهنوردی است.
شاید بتوان صعود زمستانی نوشاخ افغانستان به ارتفاع ۷۴۹۲ متر در سال ۱۹۷۳ به همره آندری زاوادا را شاخص ترین کار کوهنوردی پیتروفسکی و یکی از کارهای شاخص دنیای کوهنوردی نام برد. در آن سال نوشاخ اولین قله هفت هزار متری و بلندترین قله جهان بود که در زمستان صعود شد. صعودی که هرگز در تاریخ کوهنوردی تکرار نشد!
بسیاری صعودهای زمستانی دیگر در آلپ و صعود قلل تیریچ میر و راکاپوشی از دیگر صعودهای مهم پیتروفسکی بود.
در سال ۱۹۸۶ پیتروفسکی در حین اجرای برنامه ای جان خود را از دست داد که نه تنها شاخص ترین برنامه کوهنوردی او بود بلکه تا به امروز از آن اکسپدیشن به عنوان یکی از به یادماندنی ترین صعودهای همه دوران های کوهنوردی یاد می شود.
در ۸ ژوئیه ۱۹۸۶ پیتروفسکی به همراه همنورد نام آشنایش یرزی کوکوچکا موفق به صعود کوه سرسخت k2 از مسیر بسیار دشوار و بسیار خطرناک دیواره جنوبی این کوه شد. مسیری که به “مسیر لهستانی ها” در k2 مشهور شد و رینهولد مسنر کوهنورد مشهور دنیا از آن به عنوان “مسیر خودکشی” یاد کرد. این صعود نفس گیر نه تنها هرگز در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد بلکه حتی هیچ کوهنورد دیگری بر روی این مسیر مجدد تلاش نکرد.

نابغه های کوهنوردی دنیا

تادوش پیتروفسکی(چپ) و یرزی کوکوچکا(راست)

دو روز بعد از لمس قله k2، پیتروفسکی و کوکوچکا در حال فرود از یال آبروزی بودند که ناگهان در ارتفاع ۷۹۰۰ متری کرامپون ها یا همان یخ شکن های کفش پیتروفسکی از پایش جدا می شود و این نابغه کوهنوردی برای همیشه در اعماق کوه k2 آرام می گیرد.

پیتروفسکی در طول دوران حیاتش برای دستاوردهای ورزشی اش ۴ بار بالاترین مدال ورزشی کشور لهستان را کسب کرد.

 

منبع: ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

عزمی که عظیم بود…

نویسنده: مسعود فرح بخش
در اول شهریور سال ۱۳۶۰ کودکی در شهر تبریز متولد شد که بعدها قرار بود به چیزی بیش از یک کارمند ساده شهرداری تبریز بدل شود. او از نوجوانی با دوچرخه وارد کوهستان شد و همین امر بهانه ای شد تا اولین جرقه های کوهنوردی در پس ذهن او شکل بگیرد.
“عظیم قیچی ساز” در سن بیست سالگی جوانی جویای نام بود که وارد اردوهای تیم ملی کوهنوردی امید شد و در همان سال در صعود زمستانی گرده آلمانهای علم کوه به گواه افراد حاضر نشان از ظهور قدرتی “عظیم” در کوهنوردی کشور می داد. او یک سال بعد به فراتر از مرزهای کشور رفت و قله ماربل وال در کشور قزاقستان اولین کوهی بود که در جایی فراتر از مرزهای ایران به آن صعود کرد و این شروعی بود برای سفرهای او به مرتفع ترین قلل دنیا.

عظیم قیچی ساز در سال ۱۳۸۲ خیز بلند خود به سمت هشت هزاری ها را برداشت. شاید در آن روزی صعود به تمامی ۱۴ کوه رفیع دنیا برای یک کوهنوردی ایرانی نه هدف بلکه یک رویا بود، رویایی دست نیافتنی. خیز بلند عظیم به سوی هشت هزاری ها هر چند موفقیت آمیز نبود اما او را پخته تر کرد و با تجربه به دست آمده از آن، برنامه های بعدی را با موفقیت پشت سر گذاشت. در آن سال عظیم به سوی قله گاشربروم ۱ در کشور پاکستان رفت اما آن برنامه منجر شد به حادثه ای که برای محمد اوراز و مقبل هنرپژوه اتفاق افتاد. در این برنامه عظیم به همراه سایر کوهنوردان ایرانی حاضر در منطقه یکی از دشوارترین عملیات های امداد در تاریخ کوهنوردی ایران را انجام دادند. آنها محمد اوراز و مقبل هنرپژوه را از ارتفاع مرگ در ۷۸۰۰ متری تا پایین کوه حمل کردند. این صعود شاید درسی بزرگ برای عظیم داشت، چراکه بعد از آن در هر قله ای فقط و فقط یک بار تلاش کرد و در همان تلاش اول قله های هشت هزاری را صعود کرد.
عظیم در سال ۸۴ برای رسیدن به بزرگترین رویای هر کوهنوردی تلاش کرد. او به نپال سفر کرد و در آن سال بام دنیا، قله اورست را صعود کرد. این صعود از کمپ ۴ تا قله اصلی با کپسول اکسیژن انجام شد.
عظیم برای آن دسته افرادی که او را از نزدیک دیده اند ورزشکاری کم حرف، فروتن و در عین حال بسیار قدرتمند است. قدرت او در انجام صعود های کوهنوردی چنان زبان زد است که حتی  کوهنوردان خارجی که او را از نزدیک می شناسند را به تحسین وا داشته است.

عظیم با عزمی عظیم، بعد از اورست در سال ۱۳۸۴ تمامی هشت هزاری هایی را که به سمت آنها رفت در همان تلاش اول و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد. فعالیت های ورزشی او درست در مکان و ارتفاعی است که به منطقه مرگ مشهور است جایی که اولین اشتباه می تواند آخرین اشتباه باشد و در نقاطی که بسیاری از کوهنوردان زبده جهان و ایران جانشان را از دست دادند، اما عظیم با درایت و تجربه هرگز آسیبی جدی ندید و هرگز نگفت “آرزویم مرگ در کوهستان است”
عظیم قیچی ساز در ساعت ۱۲:۲۲ روز جمعه ۲۹ اردیبهشت در سال ۱۳۹۶ با صعود به قله لوتسه، پنجمین کوه رفیع دنیا توانست به عنوان اولین ایرانی نامش را در کنار بزرگان کوهنوردی دنیا همچون رینهولد مسنر و یرزی کوکوچکا به عنوان عضوی از باشگاه هشت هزاری ها جاودان کند.
باشگاهی که تا به الان و با احتساب سه عضو جدید امسال فقط ۳۴ عضو قطعی با صعودهای شفاف و بدون ابهام دارد و عظیم سی و پنجمین عضو قطعی، با صعودهای مشخص و بدون ابهام در باشگاه هشت هزاری ها و هفدهمین عضو این باشگاه با صعود بدون اکسیژن مصنوعی به تمامی قلل هشت هزاری است.

نگاهی به کارنامه کوهنوردی عظیم قیچی ساز:

ماربل وال در کشور قزاقستان ۶۴۰۰متر در سال ۱۳۸۱

گاشربروم ۱ ، صعود تا ارتفاع ۷۸۰۰متر در سال ۱۳۸۲

دیران پیک در پاکستان، صعود تا ارتفاع ۵۵۰۰متر در سال ۱۳۸۳

اسپانتیک در سال ۱۳۸۳

اورست در سال ۱۳۸۴ (صعود با استفاده از کپسول اکسیژن)

نوشاخ در سال ۱۳۸۵

برودپیک در سال ۱۳۸۷

پوبدا در سال ۱۳۸۸

داهولاگیری در سال ۱۳۸۹ (اولین صعود کننده ایرانی)

نانگاپاربات در سال ۱۳۸۹

کانگجن چونگا در سال ۱۳۹۰ (اولین صعود کننده ایرانی)

گاشربروم ۲ در سال ۱۳۹۰

گاشربروم ۱ در سال ۱۳۹۰

آناپورنا در سال ۱۳۹۱ (اولین صعود کننده ایرانی)

کوه k2 در سال ۱۳۹۱

ماناسلو در سال ۱۳۹۱

ماکالو در سال ۱۳۹۲ (اولین صعود کننده ایرانی)

چوآیو در سال ۱۳۹۲

شیشاپانگما در سال ۱۳۹۳ (اولین صعود کننده ایرانی)

اورست در سال ۱۳۹۵ (صعود بدون استفاده از کپسول اکسیژن)

لوتسه در سال ۱۳۹۶ و ورود به باشگاه هست هزاری ها

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

یتی ؛ افسانه ای در کوه های هیمالیا

نویسنده: مسعود فرح بخش

بنابر افسانه های محلی مردمان ساکن در کوهپایه های هیمالیا، موجودی افسانه ای به نام یتی(yeti) درون این کوه ها زندگی می کند. موجودی بزرگ جثه به اندازه خرس با بدنی پشمالو که بر روی دو پا راه می رود و به بزرگ پا، مردبرفی و یا یتی معروف است.

سال هاست که در مورد این موجود افسانه ای بحث های زیادی مطرح است، عده ای آن را افسانه و عده ای واقعی می دانند. در این بین کوهنوردانی هستند که ادعای برخورد و رویت یتی درون کوه های هیمالیا را دارند. از جمله این کوهنوردان که ادعای دیدن موجود افسانه ای هیمالیا را دارند رینهولد مسنر و سر ادموند هیلاری هستند.

اما در این بین قوی ترین ادعا از واقعی بودن افسانه یتی، عکس از کوهنورد بریتانیایی اریک شیپتون است.

در جریان اکسپدیشن سال ۱۹۵۱ کوه اورست که سر ادموند هیلاری نیز در آن شرکت داشت، اریک شیپتون عکسی از ردپایی ناشناخته که گفته می شود مربوط به یتی است را به ثبت رسانید. این رد پا که طولی حدود ۱۲ اینچ دارد قوی ترین سند از واقعی بودن این افسانه است. اما سال ها بعد اصالت این عکس مورد تردید قرار گرفت و تاکنون بحث های زیادی در مورد آن مطرح است.

رد پای موجود افسانه ای هیمالیا ؛ یتی

عکسی از ردپای یتی به طول حدود ۱۳ اینچ ، عکس از اریک شیپتون در جریان اکسپدیشن سال ۱۹۵۱ اورست از هیات بریتانیا

اینکه تاکنون در طی سالها حضور کوهنوردان در مناطق مختلف هیمالیا و با پیشرفت تکنولوژی هنوز سند محکمی از حضور یتی ارائه نشده است شاید دلیل محکمی بر افسانه و غیر واقعی بودن این موجود خیالی باشد اما بی شک افسانه ها قسمتی از فرهنگ و باور مردم محلی اند. باوری که با آن بزرگ می شوند و به آن احترام می گذارند و گاهی چنان در آن ذوب می شوند که هرگز غیرواقعی بودنش را تصور نمی کنند.

منبع: dailymail

و ویکی پدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

باشگاه هشت هزاری ها

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین هزاران کوه سرتاسر زمین فقط چهارده تای آنها به هشت هزاری ها معروف هستند. چهارده کوه مستقل زمین که ارتفاعشان از سطح دریا به بیش از ۸۰۰۰ متر می‌رسد. این کوه‌ها همگی در رشته‌کوههای هیمالیا و قراقروم در قارهٔ آسیا قرار دارند.

اولین تلاش بر روی یک کوه هشت هزار متری مربوط به سال ۱۸۹۵ در “نانگاپاربات” بود .

بعد از تلاش های بسیار سرانجام اولین کوه هشت هزار متری که صعود شد “آناپورنا” در سال ۱۹۵۰ بود.

از شروع دهه ۵۰ کوه های سر به فلک کشیده دنیا یکی پس از دیگری در فصول مختلف صعود شدند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۸۶ رینهولد مسنر کوهنورد نامدار ایتالیایی با صعود به قله لوتسه فصل جدیدی در تاریخ کوه های هشت هزار متری باز کرد.

وی در طی زمان ۱۶ سال و سه ماه و ۷ روز موفق به صعود تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر دنیا شد و نام خود را به عنوان اولین انسانی که تمامی این قلل را صعود کرد در تاریخ کوهنوردی جاودانه ساخت.

درست یکسال بعد از مسنر کوهنوردی جسور و تکرار نشدنی به نام “یرزی کوکوچکا” از لهستان موفق شد در طی فقط در ۷سال و ۱۱ماه و ۱۴ روز  تمامی این قلل را صعود کند و به عنوان نفر دوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.

باشگاه هشت هزاری ها در واقع به فهرستی از کوهنوردانی اتلاق می شود که موفق به صعود هر ۱۴ قله هشت هزاری می شوند.

برای اینکه سومین انسان وارد باشگاه هشت هزاری ها شود ۹ سال زمان لازم بود تا ارهارد لورتان در سال ۱۹۹۵ بعنوان نفر سوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.از آن سال تا کنون تقریبا هر سال به لیست باشگاه هشت هزاری ها افزوده می شود.

تعداد افرادی که به قله های مختلف هشت هزار متری صعود کرده اند بیش از سه هزار نفر هستند اما از این سه هزار نفر فقط تعداد بسیار اندکی موفق به صعود هر ۱۴ قله ی بالای هشت هزار متر شدند. این نشان می دهد که صعود به تمامی این ۱۴ قله کاری بس بزرگ و دشوار است.

کمترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها در اختیار چانگ هو کیم از کره جنوبی در زمان هفت سال و ۱۰ ماه و ۶ روز و بیشترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها متعلق به ماریو پانزری از ایتالیت به مدت ۲۳ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز است.

در سال ۲۰۱۰ ادورنه پاسابان به عنوان نخستین کوهنورد زن موفق به صعود به هر ۱۴ قلهٔ هشت هزار متری شد.

در زیر برای اولین بار در یک وبسایت فارسی زبان لیست کامل باشگاه هشت هزاری ها را می توانید دانلود کنید:

فهرست باشگاه هشت هزاری ها – به روز رسانی تا سال ۲۰۱۴(کلیک کنید)

عکس بالای صفحه: خانم ادورنه پاسبان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها در کوه k2

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه ۷۰ کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال ۱۹۷۸ بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه ۱۹۸۰ توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ موفق شدند ۷ قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال ۱۹۸۰(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال ۱۹۸۴

دائولاگری در سال ۱۹۸۵

چوآیو در سال ۱۹۸۵

کانگچن چونگا در سال ۱۹۸۶

آناپورنا در سال ۱۹۸۷

لوتسه در سال ۱۹۸۸(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با ۴ صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با ۳ صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال ۲۰۰۵ حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال ۲۰۰۵ سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال ۲۰۰۹ سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال ۲۰۱۱ بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم ۲ را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم ۲٫

در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم ۱ و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا ۱۲ قله از ۱۴ قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال ۲۰۱۶ کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم ۲

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴ است، مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از آلپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دولومیت ها داشت( دولومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده شده خود بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده و بسیار دشوار روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایلی نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر بخشی از انگشتان پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن دوره بسیار بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود، او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را در بزرگ داشت برادرش از جبهه دیامیر بصورت  تمام انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به همراه پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد، تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری در تاریخ کوهنوردی شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود تمام انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا بر روی بام جهان

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ داهولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

الیزابت هاولی ؛ تاریخ نگارِ تاریخ ساز

نویسنده: مسعود فرح بخش

بی تردید معروف ترین چهره ی غیر کوهنورد در دنیای کوهنوردی خانم الیزاب هاولی است.خانم هاولی متولد ۹ نوامبر ۱۹۲۳ در شیکاگو امریکا می باشد. وی با اینکه در طول عمرش حتی یک قله را هم صعود نکرده مسئول ثبت اکسپدیشن های هیمالیا می باشد.

هر کوهنوردی بعد از صعود باید به طور مستقیم با شخص خانم هاولی یا دستیارانش صحبت کند و مدارک خود را برای صعود به قله ارائه دهد و در نهایت این خانم هاولی و دستیارانش هستند که ادعای کوهنورد را مبنی بر صعود قله رد یا تایید می کنند.

او در دانشگاه میشیگان در رشته تاریخ تحصیل کرد و از سال ۱۹۴۶ در مجله fortune به عنوان خبرنگار شروع به کار کرد.او که شیفته سفر کردن بود در سال ۱۹۵۷ از کار در این مجله استعفا داد تا بتواند راحت به تمام نقاط دنیا سفر کند. وی اروپای شرقی ، خاور میانه از جمله ایران ، نپال و بسیاری از کشور های دیگر سفر کرد. در حین سفرهایش برای تامین مخارج زندگی و سفرهایش چند کار پاره وقت و موقت در نیویورک را انجام می داد. خانم هاولی در سفر به نپال و کاتماندو عاشق این نقطه از کره ی زمین شد و بعد از یک سال از بازگشتش در سال ۱۹۶۰ مجدد به کاتماندو بازگشت و هرگز آنجا را ترک نکرد.

او به واسطه شغل خبرنگاری اش بعد از ورود به نپال در مجله ی تایم و بعد ها در خبرگزاری رویترز شروع به فعالیت کرد. در طول این سال ها او متوجه شد که عمده خبرهایی که در این نقطه از جهان می گذرد مربوط به کوهنوردی و کوهنوردانی است که از جای جای دنیا به این نقطه از دنیا سفر می کنند. سپس کم کم اقدام به ثبت وقایع کوهنوردی کرد و بدین ترتیب بود که خانم الیزابت هاولی به بهترین واقعه نگار اکسیپدیشن های هیمالیا تبدیل شد.

خانم هاولی هرگز ازدواج نکرد و همینطور در طول عمرش هرگز کوهی را نیز صعود نکرد .او آنقدر با کوهنوردان مختلف در مورد جزئیات صعودهایشان مصاحبه و اطلاعات را ثبت کرد که به یک بانک اطلاعاتی برای کوه ها و مسیرهای هیمالیا تبدیل شد. بانک اطلاعاتی خانم هاولی شامل تمام اطلاعات مسیرها ، موفقیت ها ، نرخ مرگ و میر و … می باشد که برای آنالیز در اختیار کوهنوردان و سرپرستان تیم ها قرار می گیرد.

امروزه کوهنوردان نه تنها صعودشان به قلل هیمالیا احتیاج به تایید خانم هاولی و دستیارانش دارد بلکه کوهنوردان زبده و تیم های ماجراجو برای انجام کارهای نو و خاص ، مسیرهای جدید و هرگونه ماجراجویی از خانم هاولی مشورت می گیرند.

برای مثال رینهولد مسنر در انجام برنامه های خود چند بار از خانم هاولی مشورت گرفت.

اهمیت نقش خانم هاولی در جریان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها جالب توجه و مشخص است.

خانم اوه یون سون بعنوان اولین زنی که تمام قلل هشت هزاری را صعود کرده شناخته شد. او زمانیکه به قله آناپورنا صعود کرد تلویزیون کره برای وی جشن گرفت . ماجرای صعود خانم سون به آناپورنا و دنبال آن به تمام قلل هشت هزاری در صدر اخبار تلویزیون کره قرار گرفت.

بعد از خانم سون ، ادورنه پاسابان از اسپانیا با صعود به تمامی قلل هشت هزاری خود را اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها معرفی کرد و صعود اوه یون سون به قله کانگجن چونگا را زیر سوال برد . خانم هاولی بعد از مصاحبه با اوه یون سون سرانجام ادعای صعود او را به قله کانجن چونگا رد و ادورنه پاسابان را بعنوان اولین زنی که به تمامی کوه های هشت هزاری صعود موفقیت انجام داده ، معرفی کرد. بعد ها خانم سون اعتراف کرد که بعلت شرایط بد آب و هوایی چند متر پایین تر از قله اصلی کانجن چونگا مجبور به بازگشت شده.

خانم هاولی افسر اجرایی نهادیست که سر ادموند هیلاری برای بهبود وضعیت بهداشتی ، اموزشی و فرهنکی کودکان نپالی در اطراف کوه اورست بنیان نهاد. خانم هاولی به شدت مورد احترام جامعه کوهنوردی می باشد . در سال ۱۹۹۴ کلوپ آلپاین آمریکا جایزه یک عمر فعالیت ادبی را جهت کوه نویسی و واقعه نگاری بسیار دقیق وی به او اهدا کرد.

هم چنین به پاس بزرگداشت خانم هاولی یک قله به ارتفاع ۶۱۸۲ متر در نپال و در محدوده کوه دائولاگری به نام او نامگذاری شد. یخ نورد فرانسوی فرانسیس دارنیلانو در سال ۲۰۰۸ به صورت سولو و انفرادی به “قله هاولی” صعود کرد.

خانم هاولی با وجود سن زیاد هنوز هم شخصا اقدام به مصاحبه با کوهنوردان می کند و به گروه های ماجراجو و کوهنوردان خاص جهت انجام فعالیت های نو و شاخص مشاوره می دهد.
⁠⁣
مطلب زیر بعد از مرگ خانم هاولی در ژانویه ۲۰۱۸ اضافه شد:
⁠⁣⁣الیزابت هاولی بزرگ بانوی دنیای کوهنوردی در سن ۹۴ سالگی در نپال از دنیا رفت. خانم هاولی در حدود نیم قرن به نوشتن وقایع روز کوهنوردی و بررسی صحت و سقم صعود کوهنوردان به قلل مرتفع دنیا پرداخت. او به طرز باورنکردنی مورد احترام جامعه کوهنوردی بود. خانم هاولی در طول عمرش هرگز از کوهی بالا نرفت اما تمام کوهنوردان بزرگ دوران را به تحسین وا داشت. از صعودهای بزرگ ابتدایی در اورست تا صعودهای تکرار نشدنی دهه هفتاد میلادی. از صعود بدون اکسیژن مسنر و هابلر به اورست تا صعود تمام انفرادی مسنر به بام دنیا.
دهه هشتاد میلادی و ورود مردان یخی به هیمالیا، این لهستانی های سرسخت و کوه هایی که یکی پس از دیگری در زمستان صعود شدند. از جمله تاریخی “اکنون ما اینجا هستیم” توسط ویلیچکی در فصل زمستان از روی بلندترین نقطه زمین تا صعود یرزی کوکوچکا و آرتور هاجزر به کوه بسیار دشوار آناپورنا در جهنمی سرد.
از فرود باورنکردنی برادران مسنر از رخ روپال در نانگاپاربات تا صعود تکرار نشدنی کوکوچکا و پیتروفسکی از مسیر لهستانی ها در k2. از فاجعه ۱۹۹۶ در اورست تا فاجعه ۲۰۰۸ در k2. از اولین زن فاتح تمامی چهارده قله هشت هزاری تا دومین زن فاتح این قلل. از عظیم قیچی ساز تا پروانه کاظمی…
الیزابت هاولی از کوه ها میگفت و از کوه ها می نوشت.
خانم هاولی یک عاشق واقعی بود، عشق اول و آخر برای این بانوی آمریکایی که هرگز ازدواج نکرد کوهستان بود. او به کوهستان عشق می ورزید و اکنون بعد از مرگش نامی به بزرگی همان کوه ها برایش باقیمانده است. نام او تا ابد در تاریخ کوهنوردی جاودان خواهد ماند و همواره از او به نیکی یاد خواهد شد.
[الیزابت هاولی ۱۹۲۳-۲۰۱۸]

800px-Miss_Hawley

الیزابت هاولی ؛ عکس از خانم پروانه کاظمی

برداشت از:

http://www.himalayandatabase.com/hawleybio.html

https://en.wikipedia.org/wiki/Elizabeth_Hawley

http://heshmatmanesh.persianblog.ir/post/107/

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است