گروه سفرهای پرسیکا

نوشته‌ها

8043991

مرتفع ترین کوه های جهان در پنج قرن گذشته

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

آغاز قرن شانزدهم شروع عصر جدیدی برای انسان کاوشگر بود. عصری که در تاریخ جهان به “عصر کاوش” مشهور است. در این دوره اروپائیان با ساخت کشتی های اقیانوس پیما برای کشف و دسترسی به منابع درآمدی جدید شروع به سفر به اقصی نقاط مختلف دنیا کردند و اقیانوس های زمین را درنوردیدند.

در این سفرها کوه ها به جهت ایجاد مناظر بی بدیل، بلندی و دور از دسترس بودن همواره مورد توجه جهانگردان بودند. اینکه قبل از عصر کاوش بشر، چه کوهی لقب بام دنیا را داشت و به عنوان بلندترین کوه دنیا شناخته می شد چندان مشخص نیست. کوه المپوس در یونان شاید در دوران باستان بلندترین کوه شناخته شده دنیا بود. البته دماوند نیز رقیبی جدی برای این کوه بود و تلاش های مستند کوهنوردی در بیش از هزار سال پیش بر روی این کوه گواه این موضوع است که دماوند کوهی مرتفع و مورد توجه اندک جهانگردان آن دوران بود.
در عصر کاوش و با رسیدن جهانگردان اروپایی به آمریکای جنوبی کوهی که بیش از بقیه جلب توجه کرد، کوه شیمبرازو در اکوادور بود.
این کوه که ۶۲۶۳ متر ارتفاع دارد از اوایل قرن شانزدهم تا اواخر قرن هجدهم در بسیاری از نوشته ها به عنوان مرتفع ترین کوه جهان شناخته شد. شیمبرازو که اکنون حتی در فهرست صد کوه مرتفع جهان نیز جایگاهی ندارد یک ویژگی منحصر به فرد دارد که آنرا از همه کوه های زمین متمایز می کند. به دلیل قرار گیری این کوه در نزدیکی مدار استوا بیشترین فاصله از مرکز کره زمین را دارد.

نقاشی کوه شیمبرازو در سال 1806، آلکساندر فن هومبولت از ماجراجویان بزرگ قرن 18 و 19 در این نقاشی ثبت شده است

نقاشی ثبت شده در سال ۱۸۰۶ که دانشمند بزرگ آلمانی آلکساندر فن هومبولت را در پس زمینه ای از کوه شیمبرازو به تصویر کشیده است

برجستگی بالای این کوه نسبت به زمین های اطراف و تخمین آن به عنوان بام جهان سبب شد کوهنوردان اروپایی در قرن هفده و هجده تلاش هایی را برای رسیدن به قله این کوه آغاز کنند. اولین انسان های تاریخ که به ارتفاعی بالای ۶۰۰۰ متر صعود کردند کوهنوردانی بودند که بر روی کوه شیمبرازو تلاش می کردند.
در اوایل قرن نوزدهم و زمانی که هنوز درهای سرزمین نپال به روی جهانگردان بسته بود کوه ناندا دوی (nanda devi) در هندوستان بلندترین کوه دنیا قلمداد شد. این کوه ۷۸۱۶متری اکنون دومین کوه مرتفع هندوستان و هجدهمین کوه مرتفع دنیا است.
با ورود جهانگردان به نپال، کوه ۸۱۶۷ متری دائولاگیری به کاوشگران رخ نشان داد. این کوه مرتفع در حدفاصل سال های ۱۸۰۸ تا ۱۸۴۷ در منابع آن دوران مرتفع ترین کوه دنیا بود. دائولاگیری هم اکنون هفتمین قله رفیع دنیا است.
در سال ۱۸۴۷ و زمانیکه کوه مرتفع کانگجن چونگا برای اولین بار در مقابل دیدگان جهانگردان اروپایی قرار گرفت، بعنوان مرتفع ترین قله جهان شناخته شد. اما لقب بام دنیا فقط پنج سال برای این کوه ۸۵۸۶متری که هم اکنون سومین غول هشت هزاری ها است، دوام داشت.
در سال ۱۸۵۲ کوه ساگاراماتها که چند سال قبل توسط کلنل سر جورج اورست نقشه برداری شد با تائید انجمن سلطنتی جغرافیای بریتانیا به عنوان بلندترین کوه جهان شناخته و به پاس تلاش های ارزشمند سر جورج اورست به نام او نامگذاری شد.

در جریان سفر اکتشافی نظامیان بریتانیا به تبت کاپیتان ویلیام هایمن این عکس را از کوه اورست ثبت کرد. این قدیمی ترین ثبت موجود از بام دنیا است

در جریان سفر اکتشافی نظامیان بریتانیا به تبت کاپیتان ویلیام هایمن این عکس را از کوه اورست ثبت کرد. این قدیمی ترین عکس موجود از کوه اورست است

این اندازه گیری مجددا در سال ۱۸۵۶ تائید شد تا کوه اورست این غول زیبای سیاره زمین از آن سال با افتخار قطب سوم زمین و بلندترین کوه دنیا باشد.

منبع

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

10339770_610890629006833_60442386461351937_n

دماوند را رها کنید…

نویسنده: مسعود فرح بخش

 

بام ایران، دیو سپید، کوه کوه ها، نماد سرزمین ایران، نماد صلابت و ایستادگی یک قوم، مقصد نهایی کوهنوردان ایران، شکوه یخچال ها، دره و رودها، جایی که زمین به آسمان گره می خورد…

همه این ها توصیف هایی از یک نام هستند نامی به طولانی تاریخ سرزمین پارس، نامی به بزرگی دشت های فلات ایران، نامی به بلندای دماوند، دیو سپید دل در آتشِ پای در بند، نامی که برای این مردم فراتر از یک کوه است. دماوند این پدرِ پیرِ سرزمین ایران که هزاران سال است سایه‌اش را بر این سرزمین گسترانده است.

 

بلندترین کوه آتشفشانی آسیا و این پدر پیر سرزمینمان این روزها حال و روز خوشی ندارد. انواع نامهربانی‌‌ها و بد رفتاری هایی که در این سال‌ها در حق این کوه شده باعث وخامت اوضاع زیست محیطی کوه دماوند شده است. اما اخیرا جدای از اوضاع نابسامان دماوند، عده ای سودجو در حال ماهیگیری از این آب گل آلود هستند. سودجویانی که با دست اندازی بر این کوهِ سرمایه ملیِ کشور که متعلق به همه‌ی مردم است در اقدامی خودسر و خلاف قانون اقدام به ایجاد سدی برای عبور و مرور کوهنوردان کردند. سدی که به راه‌بند دماوند در ابتدای جاده خاکی جبهه جنوبی کوه دماوند معروف است. راه‌بندی که همه توضیحات و توصیفات توسعه پایدار را نقض کرده و راه را برای توسعه‌ی جیب افرادی محدود باز کرده است. راه‌بندی غیر قانونی که توسط شهرداری رینه در آن نقطه ایجاد شده و به شکل غیر قانونی اقدام به اخذ ورودی به مبلغ ۱۵۰۰۰ تومان می‌کند. مبلغی که تا به امروز مشخص نیست در کجا و چگونه خرج شده و چه نفع و سودی به حال کوهنوردان و محیط زیست دماوند داشته است. نکته جالب این‌که همین شهرداری رینه در حالی به بهانه های مختلف از جمله انتقال زباله کوهنوردان به پایین دست این مبالغ را از کوهنوردان اخذ می کند که خود زباله‌های شهر رینه را در اقدامی غیرقانونی دیگر در کوهپایه های این سرمایه ملی کشور رها می‌کند.

راهبند غیرقانونی دماوند

اخذ ورودی ۱۵۰۰۰ تومانی در مکانی با اسم کوهستان پارک قله دماوند!

photo_۲۰۱۷-۰۷-۰۸_۱۳-۳۳-۱۸

در کنار این باید مبلغ ۲۰۰ هزار تومانی رفت و برگشت از ابتدای جاده خاکی تا گوسفندسرا را که فقط خودرو‌های محلی مشخص اجازه عبور و مرور را دارند اضافه کرد و اگر در این مافیا قیمت بالا و غیرمنصفانه قاطرهای دماوند برای حمل بار به بارگاه سوم را لحاظ کنید متوجه خواهید شد که امروز صعود به بام ایران هزینه ای گزاف برای قشر کوهنورد دارد. هزینه ای که اگر صرف حفظ محیط زیست و منجر به توسعه‌ای پایدار با یک بازی دو سر برد می‌شد جای گله نبود اما این هزینه ها امروز فقط منجر به توسعه‌ی جیب عده ای مشخص شده است.

 

شاید اگر امروز آرش کمانگیر در جمع ما بود بر اثر هزینه های زیاد، غیرمنطقی و غیرقانونی کوهنوردی در دماوند قید صعود به بام ایران را می‌زد و تیرش را از کوه دیگری از چله کمان رها می کرد تا به گسترش و چاق شدن این مافیا کمک نکرده باشد.

 

امروز جامعه کوهنوردی کشور فقط یک خواسته مشخص از شهرداری رینه دارد و آن اینکه با پایان دادن به اقدامات غیر قانونی خود دماوند را رها کند تا این سرمایه ملی کشور که براساس مصوبه ۲۲۱ شورای عالی محیط زیست در ۲۱ خرداد ۱۳۸۱ به عنوان نخستین اثرطبیعی ملی کشور و جز مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان محیط زیست و در سی اُم تیر ۱۳۸۷ در فهرست آثار ملی و تحت حفاظت و اداره‌ی دولت و در عین حال نامزد اصلی ایران برای دومین اثر طبیعی جهانی جهت ثبت در میراث طبیعی یونسکو است توسط افرادی دل‌سوز و کاردان ادراه شود.

 

امروز خواسته‌ی کوهنوردان #نه_به_راهبند_دماوند است…

#نه_به_راهبند_دماوند

 

عکس ها از کانال تلگرامی امین معین (گرین مانت)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
141469-1

تیریچ میر ؛ مرتفع ترین نقطه فلات بزرگ ایران

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

در نگاهی اجمالی به گستره ی پهناور سرزمین ایران ، به فلات بزرگ و مهم ایران می رسیم. بخش عمده ای از جغرافیای سیاسی ایران داخل فلات ایران است. فلات ها سرزمین های مرتفعی هستند که از دشت های پهن و تخت اطراف خود به راحتی قابل تشخیص می باشند.

فلات ایران توسط چین خوردگی صفحات زمین در دوره سوم زمین شناسی شکل گرفته است. این فلات از شمال به سواحل دریای کاسپین و ارتفاعات البرز ، از غرب به رشته کوه زاگرس ، از جنوب به سلسله جبال بارز و از شرق به رشته کوه هندوکش محدود می شود. میانگین ارتفاع در این فلات ۱۲۰۰ متر و وسعت آن حدود ۲۶۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع است.

فلات ایران در طول تاریخ به لحاظ سیاسی دچار تغییر و تحولات زیادی شد و هم اکنون بخشی از این فلات خارج از خاک سیاسی کشور ایران است. ۹۰ % خاک کشور ایران درون فلات بزرگ ایران و ۶۳ % مساحت این فلات در کشور ایران است. این یعنی ۳۷ % از مساحت فلات بزرگ ایران خارج از خاک ایران و در کشورهای افغانستان ، پاکستان ، آذربایجان و ارمنستان است. فلات بزرگ ایران مشرف به فلات بزرگ و مرتفع تبت است.

یکی از شاخص ترین ارتفاعات فلات بزرگ ایران کوه دماوند با ۵۶۱۰ متر ارتفاع است اما دماوند مرتفع ترین نقطه فلات ایران در داخل جغرافیای سیاسی ایران است و در واقع مرتفع ترین نقطه این فلات نیست.

persian_plateau

نمای کلی از فلات بزرگ ایران

بلندترین نقطه فلات ایران زمین ، کوه تیریچ میر در رشته کوه هندوکش به ارتفاع ۷۷۰۸ متر است. تیریچ میر مرتفع ترین نقطه دنیا خارج از فلات تبت و رشته کوه هیمالیا – قراقروم است.

تیریچ میر به زبان محلی به معنی کوه تاریکی یا امیر تاریکی است و دلیل آن سایه ای است که همواره توسط کوه بر روی مردمان کوهپایه نشین گسترده می شود. تیریچ میر مجموعه ای از یازده قله با یازده مسیر مختلف است.

قله اصلی اولین بار در سال ۱۹۵۹ توسط گروه اعزامی نروژ صعود شد. قله شرقی تیریچ میر به ارتفاع ۷۶۹۲ متر در سال ۱۹۶۵ و باز هم به وسیله تیمی از نروژ صعود شد. تیریچ میر غربی II با ۷۵۰۰ متر ارتفاع در ۱۹۷۴ توسط ایتالیایی ها و تیریچ میر غربی I با ۷۴۸۷ متر در سال ۱۹۶۷ توسط کوهنوردان جمهوری چک صعود شد. تیریچ میر غربی III با ۷۴۰۰ متر و تیریچ میر کوچک با ۶۵۵۰ متر از دیگر قلل این منطقه هستند که توسط کوهنوردان در سال های دهه ۶۰ و ۷۰ صعود شدند. سایر قلل تیریچ میر هنوز نام گذاری نشده اند. برای رسیدن به قله اصلی باید وارد کمپ اصلی “بابو” در ارتفاع ۴۷۲۴ متری شد.

تا کنون هیچ کوهنوردی ایرانی موفق به ایستادن بر بلندترین نقطه ی فلات ایران زمین نشده است.

منبع:

summitpost

آرش نورآقایی

ویکیپدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
10339770_610890629006833_60442386461351937_n

دماوند است دیگر …

نویسنده: مسعود فرح بخش
دماوند است دیگر …
دماوند نه تنها میراثی ارزشمند برای ایرانیان است بلکه میراث جهانی برای کوهنوردیست

دماوند به جهت اینکه شاخص ترین کوه خاورمیانه است از دیرباز مورد توجه افراد مختلفی قرار گرفت.

شاید بتوان گفت تاریخ کوهنوردی جدی در جهان با دماوند شروع می شود. بیش از هزار سال پیش ابودلف جغرافی دان عرب بر روی دماوند تلاش کرد.
همینطور ناصر خسرو نیز در سفرنامه اش قله ی کوه را از جانب عده ای که به آن رسیده اند توصیف می کند

تلاش های جدی و مستندی در اواخر قرن هجدهم بر روی دماوند انجام شد که در تاریخ کوهنوردی جهان بی نظیر است. شاید تنها کوهی که از این نظر قابل مقایسه با دماوند است، کوه مون بلان در آلپ است . اما به جهت اینکه ارتفاع مون بلان حدود هشتصد متر کوتاه تر از دماوند است ، ارزشمندی تلاش بر روی دماوند را دوچندان می کند.

اما به جرات می توان گفت تاریخ کوهنوردی زمستانی در دنیا با دماوند شروع می شود.
ژاک دمورگان فرانسوی که در اواسط قرن نوزدهم با امکانات آن سالها تا ارتفاع بالای پنج هزار متری دماوند در زمستان صعود کرد که بی شک تلاشی ارزشمند در تاریخ کوهنوردی جهان است.

دماوند است دیگر ….
دماوند فقط یک یک کوه نیست
دماوند قسمت مهمی از تاریخچه کوهنوردی دنیا را در دل خود دارد
دماوند نماد سرزمین کهن ایران است
دماوند نماد باور ، صلابت و ایستادگی یک قوم است

حفظ و نگه داری از این میراث ارزشمند وظیفه همه ماست.

دماوند

دیو سپید پای در بند ، عکس از مسعود فرح بخش

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
10339770_610890629006833_60442386461351937_n

بقایای تندیسی که چهره دماوند را زشت کرده است

 

تندیسی که بر روی قله دماوند نصب شد اما دیری نپایید که از بین رفت

کوهنوردانی که از جبهه جنوبی کوه دماوند به این قله صعود کرده اند بر روی قله حتما در کنار سنگ معروفی که نماد اصلی قله است ، چشمشان به بقایای تندیسی از جنس فایبرگلاس برخورد کرده که کاملا متمایز از سنگ های اطراف است.

این ترکیب ناموزون در واقع بقایای تندیسی است از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که در سال ۱۳۸۶ توسط تربیت بدنی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و کوهنوردان تیپ ۶۵  نیروهای ویژه هوابرد در ۲۰ قطعه مجزا به قله منتقل و در آنجا مونتاژ شد و قرار بر این بود که به نماد کوه دماوند تبدیل شود و شرایط سخت آب و هوایی دماوند را دوام آورد.

شهیدان ما جایگاه والایی دارند و تکریم و زنده نگه داشتن نام آنها همواره باید صورت پذیرد، اما شهیدان ما جایگاهشان باید در قلب ما باشد و نه بر روی قله ها.

بحثی که امروزه متاسفانه رو به گسترش است نماد سازی های کذایی و تبدیل قله ها به تابلوهای تبلیغاتی شهریست. متاسفانه در قله های مختلف کشور تابلوهای تبلیغاتی برندها و کارخانه ها رو به افزایش است و این می تواند یک بدعت نامبارک باشد.

اما نماد سازی ها برای کوهی که خود نماد اصلی سرزمین ایران است تا چه حد درست و منطقی است ؟

این کار حدود ۹ سال پیش صورت پذیرفت پس نقد این کار فایده ای ندارد اما گذر زمان این نکته را به ما نشان داد که نماد سازی برای قله ها امری نیست که موفقیت آمیز باشد.

تندیس شهید صیاد نیز در مدت کوتاهی بعد از نصب در شرایط آب و هوایی سخت دماوند از بین رفت و اینک از آن جز مخروبه ای بر روی قله دماوند و یک ترکیب ناموزون با محیط اطراف ، چیز دیگری باقی نمانده است.

آیا در شرایط فعلی بهتر نیست که کوهنوردان نیروی زمینی ارتش و تیپ ۶۵ هوابرد که این تندیس را بر روی قله نصب کردند ، بقایای این تندیس را که عمر زیادی هم از آن نمی گذرد با خود به پایین حمل کنند تا این ترکیب ناموزون که اینک به هیچ چیزی شباهت ندارد ، از روی قله پاک شود ؟

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران

www.5610m.com

img_20160929_201246-1

تندیس شهید سپهبد علی صیاد شیرازی کد در سال ۱۳۸۶ بر روی قله دماوند نصب شد

 

img_20160929_175058

بقایای تندیس مخروبه ای که ترکیبی ناموزون با محیط قله دماوند ایجاد کرده است

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
10339770_610890629006833_60442386461351937_n

روز توچال و روزهای مشابه ؛ آری یا خیر؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

(به مناسبت جمعه آخر تابستان)

در روز های اخیر خبرهایی از گرامی داشت “روز توچال” در فضای مجازی به سرعت در حال انتشار است و دست اندر کاران موضوع سعی در برپایی و گرامی داشت این روز بر روی قله توچال هستند.
اما آیا این روز و این نوع حرکت ها برای توچال و کوهنوردی مفید است یا خیر؟

۱۳ تیر هر سال مصادف است با روز دماوند اما چرا باید روزی به اسم دماوند داشته باشیم و در این روز چه اتفاقی می افتد؟

دماوند از این جهت روزی در تقویم به خود اختصاص داده که بعنوان اصلی ترین نماد طبیعی سرزمین ایران و بلند ترین کوه ایران مطرح می شود. حتی تلاش ها برای ثبت جهانی دماوند زیبا در میراث جهانی یونسکو نیز ادامه دارد. اما توچال کوهیست که تنها وجه تمایز آن نزدیکی به پایتخت است و حتی بلندترین کوه استان تهران نیز نیست. همینطور روز توچال نیز برخلاف روز دماوند ، رسمی نیست و در هیچ تقویمی به ثبت نرسیده.

در روز دماوند که در ۱۳ تیر یا جمعه نزدیک به این تاریخ برگزار میشود مراسمی در شهر رینه اجرا می شود که در آن با حضور صدها و هزاران نفر از علاقه مندان به کوه دماوند در عرصه های مختلف به معرفی طبیعت ، فرهنگ و تاریخ دماوند پرداخته می شود.

در این تاریخ اتفاق زیبایی رخ می دهد، در ۱۳ تیر صد ها نفر از علاقه مندان به کوه دماوند صعود “نمی کنند” ، آنها در شهر رینه بر روی صندلی می نشینند و از دماوند صحبت می کنند.

اینروزها همگان به این موضوع واقفند که حضور با تعداد بالا در هر اکوسیستمی با هر نوع رفتار و منشی منجر به تخریب و عدم تعادل در آن اکوسیستم می شود.

با تمام این اوصاف این روز ها صحبت از حضور صدها نفری در کوه به شدت آسیب پذیری مثل توچال است. فرسایش خاک در توچال و گسترش پاکوب های مسیر در آن چنان زیاد است که شاید با کمتر کوهی در ایران بتوان مقایسه کرد.

از جهتی حال که روزی غیر رسمی به نام توچال به وجود آمده احتمال این وجود دارد که سایر کوه ها و مناطق بکر استان های ما نیز “روز” پیدا کنند و در نتیجه برای گرامیداشت آن روز بخصوص ، با هجوم گردشگران و کوهنوردان و در نتیجه تخریب های جبران ناپذیر در آنها مواجه شویم و این به ضرر طبیعت ایران و به ویژه اکوسیستم کوهستانی خواهد بود.

به امید روزی که مسئولانه سفر کنیم و آسیب هایی که به طبیعت وارد می کنیم را درک و از آن اجتناب کنیم.

کوه هایی مثل توچال و دماوند نزد ما به امانت هستند آنها را زیبا و سالم به همراه پوشش گیاهی و حیات وحشش به نسل های بعدی تحویل دهیم.

بیانیه وبسایت بام ایران در پاسخ به جمع آوری زباله های مسیر توچال و عدم تخریب در صعود با تعداد بالا توسط کوهنوردان به مجریان این روز:

دوستان عزیزم باور کنید تخریب فقط آشغال ریختن نیست

آلودگی صوتی صدها کوهنورد یعنی تخریب یعنی تنش و استرس بین جانداران بخصوص پرندگان

آلودگی تصویری ناشی از حضور تعداد بالا برابر است با تخریب و تنش بین حیات وحش نیمه جان توچال

قدم گذاشتن با تعداد بالا یعنی تخریب خاک ، فرسایش خاک چه کسی گفته در ارتفاعات بالا پوشش گیاهی وجود ندارد از ارتفاع ۲۵۰۰ تا خود قله پوشش گیاهی استپی وجود دارد و اگر خاک فرسوده شود که بسیار شده است پوشش گیاهی که بسیار ارزشمند است وجود نخواهد داشت.

نگاه به پاکوب های توچال بیندازید در قسمت هایی از خیابان های تهران گسترده تر شده اند

دفع فضولات انسانی به مقدار زیاد یعنی تخریب یعنی آلودگی محیط آلودگی خاک آلودگی آب های زیر زمینی

چه خواسته و چه ناخواسته تمامی این تخریب ها در حضور زیاد، اجتناب ناپذیر خواهد بود

گاهی غرور بی جایمان را باید زیر پا بگذاریم و کمی واقع بین باشیم صعود های با تعداد بالا در هر نقطه از طبیعت ایران که به شدت آسیب پذیر است امری نکوهیده است .

چنین تصمیماتی که از روی احساس گرفته شده هیچ توجیه زیست محیطی ندارد . امیدوارم متولیان این حرکت روزی متوجه اشتباهی که در حق توچال کردند بشوند .

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران
www.5610m.com

همچنین مطلب زیر را در وبسایت کوهنامه مطالعه کنید

متن وبسایت کوهنامه در مورد روز توچال

راینولد مسنر

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴

مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از الپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دلومیت ها داشت( دلومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایل نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر هر ده انگشت پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن زمان بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را از جبهه دیامیر بصورت سولو ، انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به مرا پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود سولو و انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ دائولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
آموزش کوهنوردی

حال دماوند خوش نیست …

نویسنده: مسعود فرح بخش

۱۳ تیر ماه هر سال روز ملی دماوند است. کوه دماوند بدون شک اصلی ترین نماد طبیعی این کهن سرزمین است.
دماوند ما به حدی زیبا و خاص است که شاید خود ما از آن بی خبر باشیم. از گذشته دور تا به امروز دماوند کوه نقش مهمی در ادبیات این مرز و بوم داشته و شاهد و ناظر اتفاقات مهمی در خود بوده است. اما این روزها به لطف ما کوهنوردان و به لطف کم کاری تمامی سازمان های مربوط این “دیو سپید پای در بند” حال و روز خوشی ندارد .
ما کوهنوردان دانسته و نادانسته در حال نابودی دماوند هستیم بی آنکه بدانیم دماوند به عنوان اصلی ترین نماد طبیعی این مرز و بوم میراث گذشتگان نیست بلکه امانتی است نزد ما برای آیندگان و باید بدانیم بعد ها تاریخ از ما بعنوان نابودگران نماد سرزمین آریایی یاد خواهد کرد.

کوه فوجی یاما در ژاپن یکی از معدود کوه های مخروطی شبیه دماوند است . کوه فوجی با اینکه حدود ۲۰۰۰ متر کوتاه تر از دماوند است اما با مدیریت درست ژاپنی ها (قشر کوهنوردی و دولت مردانش) هر ساله پذیرای میلیون ها گردشگر از سراسر جهان است که فقط به قصد صعود و یا دیدن و عکاسی از کوه فوجی وارد آن کشور می شوند اما تعداد توریست های خارجی برای دیدن دماوند چقدر است؟

هر یک از ما کوهنوردان وظایف ساده ای داریم که اگر آنرا رعایت می کردیم شاید حال و روز دماوند کمی بهتر می بود .
هر کوهنوردی وظیفه دارد که فقط از مسیر پاکوب استفاده کند چرا که در مسیر پاکوب به دلیل جابجایی مداوم خاک و کوبیده شدن توسط کوهنوردان گیاهی در آن قابل رشد نیست بنابراین کوهنوردان هرگز نبایست از مسیری غیر معمول صعود کنند و پاکوب جدیدی را از خود به جای بگذارند.
از چیدن و لگد کردن گیاهان در مسیر باید جدا خود داری شود چرا که حذف هر گیاه می تواند صدمات جبران ناپذیری به اکوسیستم منطقه وارد کند ، بعضا این صدمات در طول دراز مدت قابل مشاهده هستند. برای مثال حذف یک گیاهی مانند “اسپرس کوهی” که شبیه گون است می تواند باعث جابه جایی و از بین رفتن گونه های بسیاری از پروانه ها شود و این پروانه ها خود می توانند سبب بذر افشانی و بارور سازی محیط شوند. اگر این چرخه طبیعی جایی مختل شود بعد از چند سال متوجه کاهش پوشش گیاهی منطقه می شویم  و این اتفاقی است که امروز در دماوند افتاده اما باید با اطلاع رسانی جلوی این کار را گرفت.
بر اساس مصوبه کارگروه محیط زیست فدراسیون کوهنوردی نصب هر گرونه بنر و نوشته در محیط های کوهستانی به ویژه در بارگاه سوم و قله دماوند ممنوع است. بسیار دیده ایم بنرهایی که توسط گروه های نادان در بارگاه سوم و در قله رها سازی می شود. ما کوهنوردان موظف هستیم تمامی بنرها و پارچه نوشته های خود را به پائین حمل کنیم. گروه هایی که بنرهای خود را در بارگاه و قله جا می گذارند نه تنها کاری خلاف عرف و فرهنگ کوهنوردی و محیط زیست انجام می دهند بلکه کارشان خلاف قانون است پس در صورت مشاهده بایستی تمامی این گروه ها و تیم ها از طریق رسانه های مجازی و سایر رسانه ها به دیگران معرفی شوند.
حتی المقدور کوهنوردان می بایست کمترین استفاده را از مسیرهای شن اسکی داشته باشند . در مسیر های شن اسکی ، خاک به دلیل جا بجایی هرگز فرصت احیا پیدا نمی کند و این کار باعث مردن و نابودی خاک آن منطقه می شود.
یکی دیگر از کارهایی که منجر به نابودی دماوند شده است به جا گذاشتن حجم وسیعی از فضولات انسانی در منطقه به ویژه اطراف بارگاه سوم است. در پارک های ملی آمریکا در بدو ورود کیسه های مخصوصی به گردشگران داده می شود که بایستی تمامی فضولات انسانی خود را از طریق آنها از پارک خارج کنند و در صورت رعایت نکردن این موضوع جریمه هایی گریبان گردشگران را خواهد گرفت.
فضولات انسانی در طبیعت بین ۲۰ تا ۳۰ روز زمان می برد تا جذب خاک شود و به دلیل وجود نیترات اگر وارد آب های زیر زمینی شوند باعث بروز آلودگی هایی می شوند. شاید وقتی صحبت از فقط چند ده انسان باشد این فضولات نقشی در آلودگی منابع آب زیر زمینی نداشته باشند اما زمانیکه صحبت از چند هزار کوهنورد است که در طول یک فصل وارد منطقه می شوند ، قضیه شکل بسیار جدی و بحرانی به خود می گیرد. این را اضافه کنید که بسیاری در این بین فضولات خود را بر روی سنگ رها می کنند و نه تنها مدت زمان بیشتری برای تجزیه لازم است بلکه آلودگی های محیطی را نیز سبب می شوند.
نکته بعدی رها سازی حجم انبوه زباله در مسیر به خصوص در پناهگاه ها و جان پناه های مسیر و به طور خاص در بارگاه سوم دماوند است. بزرگ ترین خیانتی که ما کوهنوردان در حق دماوند کردیم رهاسازی زباله های خود به دلیل خستگی ، ناتوانی و یا نا آگاهی درمحیط دماوند بود و هست.
هر کوهنوردی “وظیفه” دارد زباله خود را حتی بیش از آن چیزی که تولید کرده به پائین منتقل کند. هیچ نهادی مسئول پائین آوردن زباله های دماوند نیست و هر سال اگر مشاهده می کنیم زباله ها به پائین دست منتقل می شوند ، در واقع این حاصل بی مسئولیتی ما کوهنوردان است که دیگران را به زحمت می اندازد.

انتقال زباله ها به پائین دست خود نیز داستانی دارد . در واقع به دلیل عدم نظارت درست در سیستم دفع پسماند شهری حتی بسیاری از زباله هایی که ما با خود به پائین دست حمل می کنیم(به ویژه در مناطق شمال کشور) توسط نهادهای مربوط در آن شهر یا روستا جمع می شوند و اکثرا در جنگل ها و دشت های شمال کشور رها سازی می شوند . بنابراین کوهنوردانی که از شهرهای بزرگ زباله های خود را به پائین حمل می کنند وظیفه دیگری دارند که به مانند انتقال زباله از ارتفاع به پائین بسیار مهم است و  آن اینکه زباله ی خود را می بایستی تا شهر محل سکونت حمل کنند و در آنجا رهاسازی کنند.

اما در آخر ، حال که هیچ نهادی وظیفه ورود و خروج کوهنوردان به منطقه را به عهده نمی گیرد ، ما کوهنوردان خود وظیفه داریم که ورود و خروج به منطقه را مدیریت کنیم و حتی المقدور در روزهای شلوغ سال وارد منطقه نشویم. باید این واقعیت را قبول کنیم که کوه بزرگی مانند دماوند ظرفیت محدودی برای پذیرایی از کوهنوردان در طول یک دوره ای خاص دارد بنابراین با مدیریت زمان ورودمان به منطقه از شلوغی و ازدحام بیش از حد  و در نتیجه تبعات حاصل از این ازدحام که تاحدی اجتناب ناپذیر است در دماوند جلوگیری کرده ایم.

به امید روزی که همه ما در مقابل این امانت بزرگی که نزد ما برای آیندگان است مسئولیت پذیر باشیم و صرفا صعود خود به دماوند را افتخار ندانیم ، بلکه حفظ این امانت و بهبود شرایط حاکم بر پیکره ی زخمی  دماوند را نیز افتخار بدانیم و از آن یاد کنیم.

دماوند

کوه دماوند نماد طبیعی سرزمین ایران ؛ عکس از مسعود فرح بخش

 

و در انتها قصیده “دماوندیه ” از ملک الشعرای بهار که خواندنش خالی از لطف نیست

 

ای دیو سپید پای در بند! — ای گنبد گیتی! ای دماوند!

از سیم به سر یکی کله خود — ز آهن به میان یکی کمر بند

تا چشم بشر نبیندت روی — بنهفته به ابر، چهر دلبند

تا وارهی از دم ستوران — وین مردم نحس دیومانند

با شیر سپهر بسته پیمان — با اختر سعد کرده پیوند

چون گشت زمین ز جور گردون — سرد و سیه و خموش و آوند

بنواخت ز خشم بر فلک مشت — آن مشت تویی، تو ای دماوند!

تو مشت درشت روزگاری — از گردش قرنها پس افکند

ای مشت زمین! بر آسمان شو — بر ری بنواز ضربتی چند

نی نی، تو نه مشت روزگاری — ای کوه! نیم ز گفته خرسند

تو قلب فسردهٔ زمینی — از درد ورم نموده یک چند

شو منفجر ای دل زمانه ! — وآن آتش خود نهفته مپسند

خامش منشین، سخن همی گوی — افسرده مباش، خوش همی خند

ای مادر سر سپید! بشنو — این پند سیاه بخت فرزند

بگرای چو اژدهای گرزه — بخروش چو شرزه شیر ارغند

ترکیبی ساز بی‌مماثل —معجونی ساز بی‌همانند

از آتش آه خلق مظلوم — وز شعلهٔ کیفر خداوند

ابری بفرست بر سر ری — بارانش ز هول و بیم و آفند

بشکن در دوزخ و برون ریز — بادافره کفر کافری چند

ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد — صرصر شرر عدم پراکند

بفکن ز پی این اساس تزویر — بگسل ز هم این نژاد و پیوند

برکن ز بن این بنا، که باید — از ریشه بنای ظلم برکند

زین بی‌خردان سفله بستان — داد دل مردم خردمند

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
800px-Matterhorn_from_Domhütte_-_2

ماترهورن ؛ هرم قاتل

نویسنده: مسعود فرح بخش

کوه ماترهورن به ارتفاع ۴۴۷۸ متر در مرز بین سوئیس و ایتالیا یکی از زیبا ترین ، فنی ترین و خطرناک ترین کوه های دنیا می باشد.

دیواره شمالی ماترهورن یکی از مشکل ترین و بزرگترین دیواره های آلپ و اروپا و جز ۶ دیواره شمالی بزرگ آلپ است.

ماترهورن با اینکه بلندترین کوه آلپ نیست اما به نماد کوهستان آلپ و یکی از نمادهای کشور سوئیس تبدیل شده است.

شکل ظاهری این کوه به شکل یک هرم چهار وجهی است که هر وجه آن رو به یکی از جهات جغرافیایی می باشد. هر چهار رخ ماترهورن بوسیله یخچال های بزرگ احاطه شده است.

اولین صعود موفق بر روی ماترهورن در سال ۱۸۶۵ میلادی انجام شد. در این صعود چهار تن از اعضای تیم صعود کننده در هنگام فرود دچار سانحه شدند و جان خود را از دست دادند. دیواره شمالی ماترهورن یکی از دشوارترین مسیرهای کوهنوردی در آلپ می باشد که تا سال ۱۹۳۱ بدون صعود بود.

به لحاظ آمار تلفات و کشته شده ها ماترهورن یکی از پرتلفات ترین و خطرناک ترین کوه های دنیاست. تا کنون در حدود ۵۰۰ کوهنورد در ماترهورن جان خود را از دست دادند.

ماترهورن دارای چهار رخ می باشد که هر یک به سمت یکی از جهات اصلی قرار دارد. رخ شمالی ، شرقی و غربی در کشور سوئیس و رخ جنوبی در کشور ایتالیا قرار دارد.

ماترهورن یک کوه منفرد است .به دلیل انفرادی بودن کوه و  موقعیت جغرافیایی دارای آب و هوایی بسیار متغیر می باشد بطوریکه آب و هوای ماترهورن با سرعت بسیار زیادی تغییر می کند.

800px-Banner_clouds

ظاهر هرمی شکل ماترهورن و قرار گیری در عرض جغراقیایی ۴۵ درجه باعث تغییرات آب وهوایی سریع در کوه ماترهورن می شود

در قرن هجدهم میلادی کوهستان آلپ برای گردشگران و بخصوص کوهنوردان روز به روز جذاب تر شد. شکل ظاهری منحصر به فرد ماترهورن و تبدیل شدن آن به نماد آلپ ، در راس توجهات گردشگران قرار گرفت.

یکی از شهرهای معروف برای صعود به ماترهورن شهر زرمات در سوئیس است. هرم زیبای ماترهورن از این شهر چشم هر گردشگری را به خود خیره می کند. مسئولین شهر زرمات و دولت سوئیس برای جذب بیشتر گردگر مسیرهای رسیدن به ماترهورن را راحت کردند.

800px-1_zermatt_night_2012

نمایی از شهر زرمات و کوه ماترهورن

از این رو خط ریلی و ایستگاه راه آهن و همینطور تله کابین برای رسیدن به ارتفاعات ماترهورن راه اندازی شده است.

ایستگاه راه آهن زرمات که تا کوه پایه های ماترهورن امتداد دارد مرتفع ترین سیستم حمل ریلی در اروپا می باشد.

اولین تلاش برای رسیدن به قله در سال ۱۸۵۷ انجام شد. سال های بعد تلاش های بسیاری در این کوه انجام شد تا اینکه سرانجام در سال ۱۸۶۵ میلادی این کوه صعود شد.

اولین صعود زمستانی ماترهورن در سال ۱۸۸۲ انجام شد.

دیواره شمالی ماترهورن سال ها بدون صعود بود تا اینکه در سال ۱۹۳۱سرانجام صعود شد.

در سال ۲۰۰۶ کوهنورد مشهور اولی استک مسیر دیواره شمالی ماترهورن را در ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه صعود کرد.

مسیرهای صعود:

امروزه ماترهورن از تمام مسیرها در تمام فصل ها بارها صعود شده. راهنمایان آلپ در فصل تابستان و فصل صعود هر ساله تعداد زیادی کوهنورد را به ماترهورن می برند.

ماترهورن دارای ۴ یال(شمال شرقی ، شمال غربی ، جنوب شرقی ، جنوب غربی) و ۴ دیواره(شمالی ، جنوبی ، غربی ، شرقی) برای صعود است. مسیر اصلی و پر طرفدار صعود به قله ماترهورن “مسیر هورنلی” یعنی یال شمال شرقی می باشد. این مسیر با طناب های ثابتی که در برخی نقاط نصب می شود برای کوهنوردان حرفه ای آلپ چندان صعود دشواری نیست اما بازهم مسیر چالش انگیزی است.

یال شمال شرقی:

مسیر شمال شرقی یا مسیر هورنلی(Hörnli) مسیر اصلی صعود به ماترهورن است. کوهنوردان بعد از شهر زرمات با استفاده از تاسیسات تله کابین تا ارتفاع ۳۲۶۰ متر می روند. قرارگاه هورنلی با امکانات رفاهی مناسب در ابتدای مسیر قرار دارد و کمپ اصلی کوهنوردان در این صعود از یال شمال شرقی است. کوهنوردان شب را در این نقطه سپری می کنند و صبح روز بعد در حدود ساعت ۳:۳۰ صبح صعودشان به ماترهورن را آغاز می کنند.اگر همه چیز یاری کند و هوای متغیر ماترهورن و ابرهای طوفانی مجال دهند کوهنوردان در همان روز قله را صعود می کنند و قبل از غروب به محل کمپ اصلی بازمیگردند. در این مسیر جانپناه یا کلبه سولوای(solvay) در ارتفاع ۴۰۰۳ متری قرار دارد. از این جانپناه فقط برای مواقع اورژانسی و ویژه استفاده می شود.

800px-Hörnlihütte

قرارگاه کوهنوردی هورنلی

solvay-hut-matterhorn-mountain-switzerland-1

کلبه سولوای در ارتفاع ۴۰۰۰ متری ماترهورن در یال شمال شرقی (مسیر هورنلی) ، از این جانپناه فقط در شرایط اورژانسی استفاده می شود و داخل آن لوازم ضروری بقا و نجات موجود است

solvay-hut-matterhorn-mountain-switzerland-3

موقعیت قرار گیری جانپناه سولوای در یال شمال شرقی ماترهورن

مسیر اصلی (مسیر هورنلی) که نقطه شروع قرارگاه هورنلی در ارتفاع ۳۲۶۰ متر است و زمان رسیدن به قله از این مسیر حدود ۶ ساعت است.

هزینه صعود به ماترهورن از پناهگاه هورنلی و مسیر شمال شرقی برای راهنما و ۶ شب اقامت در پناهگاه هورنلی به همراه تامین تمامی لوازم فنی که در طول مسیر ممکن است نیاز شود برای هر نفر ۱۸۵۰ یورو می باشد.

یال شمال غربی:

مسیر زومات (Zmutt) که نقطه شروع قرارگاه هورنلی در ارتفاع ۳۲۶۰ متر یا قرارگاه شونبیِل(Schönbiel) در ارتفاع ۲۶۹۴ متر است. رسیدن به قله از این مسیر بین ۷ تا ۱۰ ساعت است.

800px-Schönbiel

قرارگاه شونیبیل Schönbiel

یال جنوب غربی

مسیر لیون در ایتالیا که نقطه شروع پناهگاه کارل در ارتفاع ۳۸۲۸ متر است. از این مسیر حدود ۵ ساعت زمان برای رسیدن به قله لازم است.

800px-Rifugio_Carrel

پناهگاه کارل

مسیر جنوب شرقی:

مسیر فورگن . در این مسیر حدود ۷ ساعت زمان برای رسیدن به قله لازم است.

 

دیواره های ماترهورن

دیواره شمالی

نقطه شروع این مسیر پناهگاه شونبیِل در ارتفاع ۲۶۹۴ متری است. رسیدن به قله از این مسیر دشوار به طور نرمال برای کوهنوردان حدود ۱۴ ساعت طول می کشد.

اولی استک کوهنورد نامدار سوئیسی در سال ۲۰۰۶ این مسیر را در ۱ ساعت و ۵۶ دقیقه صعود کرد.

Matterhorn_-_North_face_crop

دیواره شمالی

دیواره غربی

نقطه شروع این مسیر پناهگاه شونبیِل در ارتفاع ۲۶۹۴ متری است. کوهنوردان و دیواره نوردان حدود ۱۲ ساعت زمان برای رسیدن به قله از این دیواره نیاز دارند.

west

دیواره غربی

دیواره جنوبی

از مسیر دویاره جنوبی که در کشور ایتالیا قرار دارد ۱۵ ساعت زمان برای رسیدن به قله نیاز است.

soute

دیواره جنوبی

دیواره شرقی

نقطه شروع این مسیر نیز پناهگاه هورنلی است. حدود ۱۴ ساعت زمان برای رسیدن به قله از این دیواره نیاز است.

East_face_crop

دیواره شرقی

شکل ظاهری ماترهورن و تبدیل شدن به نماد آلپ ، همچنین خطرناک بودن ، مشکل بودن و حوادث ناگواری که در این کوه اتفاق افتاده سبب شده که ماترهورن سوژه بسیاری از فیلم های سینمایی بشود.

ماترهورن یکی از زیباترین کوه های آلپ و شاید دنیا هر ساله پذیرای تعداد زیادی کوهنورد و گردشگر از سرتاسر دنیا است . دولت سوئیس و ایتالیا به همراه باشگاه های کوهنوردی این دو کشور امکانات بسیار زیادی را به کوهنوردان برای صعود به این کوه زیبا ارائه می دهند.در سال ۲۰۱۵ جشن بزرگی به مناسبت صد و پنجاهمین سالروز اولین صعود به ماترهورن در پناهگاه هورنلی برگزار شد. تبلیغات گسترده دولت سوئیس و ایتالیا سبب شده که امروزه ماترهورن به یکی از شناخته شده ترین کوه های دنیا و همینطور به یکی از مهم ترین جاذبه های طبیعی اروپا تبدیل شود.

برگرفته از:

http://www.telegraph.co.uk/travel/destinations/europe/switzerland/zermatt/articles/How-to-climb-the-Matterhorn/

http://www.climbing.com/news/10-things-you-may-not-know-about-the-matterhorn/

https://en.wikipedia.org/wiki/Matterhorn

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
آموزش کوهنوردی

حفظ حریم شخصی در کوهنوردی و طبیعت گردی

نویسنده: علی بیات

معمولا تصور می کنیم سلامت و ایمنی کوهنوردان و در ورزش کوهنوردی در گرو بحث آموزش و فراگیری کمک های اولیه است ولی رفتارهای اجتماعی ما هم می تواند تضمین کننده سلامت و ایمنی ما در بعد اجتماعی ورزشی ما باشد.
متن ذیل نکته های ظریفی است از دیدگاه یک کوهنورد. متنی که به نکات دقیقی اشاره کرده است که جالب و مورد توجه است. توجه شما را به متن مذکور جلب می نماییم:

تعرض و تجاوز به حریم های خصوصی تبعاتی به دنبال دارد که گاهی از آن غافل میشویم، این در حالی است که زیاده خواهی های ما روز به روز در حال فزون و حریم های خصوصی در حال گسترش است.

از زن و شوهر و فرزندان که شبکه های اجتماعی و گوشی خود را حریم خصوصی پنداشته و دیگران را از ورود بدان منع میکنند تا نشستن خانواده ای در پارک که شعاع ۵۰ متری خود را حریم خصوصی میدانند و ورود خانواده ای دیگر را تعدی به حریم خود تلقی میکنند.

در کوهنوردی هم وجود چنین قاعده و قانون نانوشته ای مستثنی نیست و باید به حریم های خصوصی احترام قائل شد که احترام بدان، احترام به خود و شخصیتمان است.

از چادر زدن در منطقه ای فراخ در همسایگی چادری دیگر، تا صعود از دیواره و انتخاب مسیری جهت صعود، هر یک حریمی دارد که ما ملزم به رعایت آن هستیم.

در امر گردشگری هم از این قاعده مستثنی نیستیم و باید بدانیم که هر منطقه گردشگری و ساکنانش برای خود حریمی دارد و حرمتی، که شکستن آن، نوعی بی احترامی به خود تلقی شده، که دامنه این بی احترامی در نهایت به خود ما و گردشگرانی ختم خواهد شد که بعد از ما بدانجا وارد خواهد شد.

نمونه بارز این نوع برخورد قهر امیز را شاید بتوان در روستای” مارین” شهر گچساران سراغ گرفت که به هر دلیلی دل خوشی از گردشگران ندارند و در ورودی روستا موانعی جهت عدم ورود گردشگران نصب کرده اند.

اما هدف از این نوشتار پرداختن به همین موضوع در حیطه کوهنوردی است، آنچنانکه باید گفت به طور مثال در عرصه ورزش کوهنوردی میتوان به روستای دره مرادبیگ همدان اشاره کرد که مبدا بسیاری از علاقمندان جهت صعود به قله یخچال است.
این روستا در جنوب همدان واقع شده و در روزهای جمعه میزبان کوهنوردان فراوانی است که با خود صدها خودرو همراه دارند به نحوی یکی از معضلات کوهنوردان و مردم بومی، پارک و پارکینگ خودرو هست.

اینکه ساعت ۴ صبح کنار پنجره منزل مسکونی اهالی روستا، خودرو خود را پارک و با سروصدا کوله خود را برداری و باعث بیداری اهالی گردی جز مزاحمت نام دیگری را نمیتوانی بر آن بگذاری که خود نوعی وندالیسم و مردم آزاری است، بخصوص اینکه همین میزبانان هم در روز تعطیل” میزبان مهمانان خانواده” و فرزندانی هستند که جایی برای پارک ندارند.

اینکه اهل منزل صبح شاهد پارک خودرو شما در مقابل درب خروجی پارکینگ منزل خود باشد و تا بازگشت شما چشم انتظار باشد امر نکوهیده ای است که علی القاعده نمیتوان از رضایت ساکنین روستا در چنین مواردی سراغ گرفت.

لذا نتیجه چنین رفتارهایی، آنی میشود که در اخبار منتشر شده که عده ای به خودروهایی که در روستا و کوچه باغ های روستا، پارک شده بود آسیب رسانده اند که این کار مورد اعتراض بسیاری واقع شده است.

ضمن رد این اقدام نابخردانه، باید دلیل این اتفاق نامیمون را در درون خود و رفتارمان کنترل کنیم چرا که گاهی با رفتار خود، چاره ای جز اقدام قهری برای میزبان قایل نیستیم.

امیدواریم که این نوع اقدامات غلط از سوی دو طرف اصلاح و شاهد دوستی و رفاقت بین میزبان و مهمان باشیم تا لذت گروهی باعث عذاب گروهی دیگر نشود.

برگرفته از انجمن پزشکی کوهستان ایران