نوشته‌ها

صعود به هشت هزاری ها؛ کوهنوردی یا یک کار تجاری؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

زمانی که گروه جورج مالوری و همراهانش در دهه بیست میلادی به قصد صعود کوه اورست به تبت رفتند، شاید هرگز تصورش را نمی کردند که دسترسی به کوهی بس بلند و سرکش که برای آن ها دست نیافتنی بود روزی بسیار سهل و آسان شود. دهه پنجاه میلادی کوه های هشت هزاری جهان یکی پس از دیگری صعود شدند اما عصر طلایی کوهنوردی شاید از دهه ۷۰ تا اواخر ۹۰ بود که کارهایی بزرگ و دست نیافتنی در قالب گروه های غیر نپالی انجام شد. مسیرهای نو، صعودهای زمستانی؛ صعودهای انفرادی، صعودهای آلپی و صعودهای بدون استفاده از اکسیژن که همگی در حد فوق العاده ای در آن سالها انجام شد.

در آن سال ها نپالی ها و محلی ها صرفا خدمات دهنده به اروپایی ها برای کارهای پایین مرتبه در کوهستان بودند مانند حمل بار و آشپزی و حفظ امنیت کوهنوردان خارجی اما کم کم نپالی ها( و تا حدود کمتری پاکستانی ها) از ۲۰۰۰ به بعد از خدمات دهنده به اروپائیان به راهنمایان و کمک کننده به آنها در صعود تبدیل شدند طوری که دیگر صعود بدون وجود نپالی ها که خود را شرپا می نامیدند غیر ممکن بود. سال ها است که صعود به هشت‌هزاری‌ها از شکل سنتی خود خارج شده است و به یک کار تجاری تبدیل شده است. زمانی صعود به یک هشت هزاری جز شاخص ترین کارهای کوهنوردی بود اما با پیشرفت علم و تجریه و قدرت نپالی ها امروزه حتی برای رسیدن به کوه های هشت هزاری نیاز نیست که یک کوهنورد حرفه ای باشید. نپالی ها با تاسیس شرکت های گردشگری کوهستان سالهاست که امر صعود به کوه های بلند دنیا را تا حد بسیار زیادی تسهیل کرده اند  و در کنار این درآمد ارزی مهمی را برای خود و بسیاری از مردم در کشورشان فراهم کرده اند. آنها تمام خدمات لازم را به شما ارائه می دهند، تمام کوه را با طناب ثابت گذاری می کنند، گذرگاه های سخت را برایتان ایمن می کنند، در کمپ ها برایتان انواع شرایط استقرار را فراهم می کنند و هر آنچه که شما نیاز دارید در خدمتتان است، امداد با هلیکوپتر نیز آماده است. ماسک اکسیژن کمکی را با صورت بزنید و یومار خود را به درون طناب ثابت بگذارید، همه چه فراهم است از اینجا به بعد کافیست فقط توان قدم برداشتن را داشته باشید. امروزه صعود به کوه های هشت هزاری در درجه اول فقط منوط به داشتن پول است و هرچه پول بیشتری بپردازید، راحت تر صعود می کنید. سالها است که با این اصل شاهد ورود کوهنوردان متمول اروپایی و آمریکایی و اعراب به هشت هزاری ها هستیم. صعود به کوه های هشت هزاری سال هاست که از فرم ماجراجویی خود خارج شده است و صرفا یک کار تجاری است حتی نپالی ها هم دیگر به خارجی هایی که برای صعود به کوه ها آمده اند نیم گویند کوهنورد، آنها را “مشتری” خود حساب می کنند.

 

 

در زیر شما نرخ صعود به ۱۴ کوه هشت هزاری را مشاهده می کنید:

 

 

اورست ۴۰.۰۰۰ دلار تا ۸۰.۰۰۰ دلار (۷۰٫۰۰۰ USD تا ۳۴۵٫۰۰۰ USD)*

کی‌دو ۷.۰۰۰ تا ۲۰.۰۰۰دلار (۶۱٫۰۰۰ USD)

کانگچِن‌جونگا ۱۰.۰۰۰دلار تا ۲۰.۰۰۰ دلار (۴۴٫۰۰۰ USD)

لوتسه ۲۰.۰۰۰ دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۳۰٫۰۰۰ USD)

ماکالو ۱۵.۰۰۰دلار تا ۳۰.۰۰۰دلار (۴۷٫۰۰۰ USD)

چوآیو ۱۰.۰۰۰دلار تا ۳۰.۰۰۰دلار (۴۵٫۰۰۰ USD)

دائولاگیری ۱۵.۰۰۰دلار (۲۷٫۰۰۰ USD)

ماناسلو ۱۲.۰۰۰دلار تا ۲۰.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

نانگاپاربات ۱۴.۰۰۰دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

آناپورنا ۱۸.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

گاشِربروم یک ۱۵.۰۰۰دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۲۷٫۰۰۰ USD)

برودپیک ۱۲.۰۰۰دلار تا ۱۵.۰۰۰دلار (۳۰٫۰۰۰ USD)

گاشِربروم دو ۲۰.۰۰۰ دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

شیشاپانگما ۲۵.۰۰۰دلار (۳۵٫۰۰۰ USD)

در مجموع ۲۳۳.۰۰۰دلار تا ۳۷۳.۰۰۰ دلار (۵۱۶٫۰۰۰ USD تا ۷۹۱٫۰۰۰ USD)

*قیمت های داخل پرانتز مربوط به سایت elitexped متعلق به نیرمال پورجا می باشد

این قیمت ها فقط مربوط به داخل کوهستان است. به این باید هزینه سفر  و تجهیزات هم اضافه شود

 

حال با یک حساب سر انگشتی ببینید که صعود به کوه های هشت هزاری دیگر فقط پول لازم دارد، باقی کارها را نپالی ها برایتان انجام می دهند شما فقط خودتان را به آنها برسانید و پول را بپردازید آن گاه به راحتی می توانید یک هشت هزاری را صعود کنید

 

استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است

 

 

مرگ در کوهستان مقدس نیست؛ تراژدی است


نویسنده: مسعود فرح بخش

چرا فرهنگ “صعود به هر قیمتی” و “مردن در کوهستان” در کوهنوردی ما وارونه تعریف شده است؟ شاید یکی از دلایلش عجز و ناتوانی در انجام صعودهای شاخص و انجام صعودهایی با کیفیت جهانی و در سطح کوهنوردان تراز اول دنیا باشد. سطح کوهنوردی ما به دلایل گوناگون به هیچ عنوان قابل مقایسه با کوهنوردی روز جهان نیست و از همین جهت شاید مردن در کوهستان را یک رستگاری بدانیم تا یک تراژدی و نخواهیم فرصت صعود به هر قیمت ممکن به یک قله نه چندان مرتفع و نه چندان مهم و نه چندان دشوار را در شرایط بد آب و هوایی از دست بدهیم تا شاید سری در سرهای کوهنوردی در بیاوریم اما غافل از اینکه با مرگ و حادثه خود فقط هزینه های اضافی را به جامعه تحمیل می کنیم. هزینه های جستجو و امداد و هزینه به جامعه که کوهنوردی ورزش پر خطری است و فشار مضاعف به سایر کوهنوردان به ویژه جوان‌ترها و تازه‌کارها از پیامد ندانم کاری و حوادث ما در کوهستان است. فراموش نکنیم که حادثه جزئی از کوهنوردی نیست به شرطی که ما با درک درست پا به محیط کوهستان بگذاریم

شاید در همین راستا باشد که حتی در برنامه های تلوزیونی و به طور خاص برنامه کوهگشت شبکه ورزش در صدا و سیما، به رشد این فرهنگ غلط کوهنوردی که هر طور شده باید صعود کرد؛ کمک می کنیم و در حالی که بسیاری از بزرگان و گمنامان عرصه کوهنوردی در جای جای ایران و جهان مشغول انجام کوهنوردی هستند و کسی نامی از ایشان نمی برد از کسی دعوت می کنیم که نمونه کامل ترویج انواع بدرفتاری ها و فرهنگ‌های غلط کوهنوردی است؛ از صعود به هر شکل ممکن به کوه برای ثبت رکوردی بی ارزش تا دعوت به لشگرکشی همگانی به کوهستان برای نمایش و مطرح کردن خود

آری این درد فرهنگی کوهنوردی ما است و بسیاری در حال رواج این بی فرهنگی هستند بدون توجه به پیامدهای ناگوار این موضوع

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

کوهنوردی و طبیعت گردی در دوران بعد از کرونا


نویسنده: مسعود فرح بخش

ویروس کرونا به یکباره آمد و جهان را تحت تاثیر خود قرار داد، کرونا هست و این مهم ترین حقیقتی است که باید آن را قبول کنیم، چیزی که مشخص است بحران این بیماری گاهی کم و گاهی زیاد می شود اما تا زمان کشف و توزیع جهانی واکسن ریشه کن نخواهد شد و این بدان معنی است که ما مجبور به سازگاری با شرایط موجود و تغییر سبک سفرهای خود در کوهنوردی و طبیعت گردی هستیم.

اما بعد از بحران کرونا چه تغییراتی در سبک کوهنوردی و طبیعت گردی انجام دهیم تا خطر ابتلا به این ویروس کمتر شود؟ در مرحله اول باید قبول کنیم که طرح فاصله گذاری اجتماعی تا زمان ریشه کن شدن این ویروس باید ادامه پیدا کند، از این جهت باید تا اطلاع بعدی از عکس های گروهی و تجعمات گروهی بدون رعایت فاصله اجتماعی خودداری کنیم. ذات کوهنوردی یک ورزش گروهی است و رفتن به کوهستان به شکل انفرادی و یا حتی دو نفره خود خطرات مشخصی دارد که چندان نمی توان توصیه کرد، این نکته را باید توجه کرد که جمعیت آماری زیادی از افراد اهل کوهنوردی و طبیعت گردی هستند و دلیل حوادث زیاد درون کوه های ایران همین مورد است پس توصیه به کوهنوردی انفرادی یا دو نفره نیز خود می تواند سبب بیشتر شدن آمار حوادث درون کوهستان شود.

نکته بعدی مسئولیت پذیری اجتماعی ما به عنوان یک کوهنورد و طبیعت گرد باید بیش از قبل شود. برای مثال اگر علائم آنفولانزا یا سرما خوردگی داریم در برنامه ها شرکت نکنیم و بهداشت فردی و محیطی را بیش از قبل رعایت کنیم و در تمام طول یک برنامه شخصا از مواد ضدعفونی کننده خودمان استفاده کنیم. در تعاریف سنتی از کوهنوردی اینگونه گفته شده است در کوهنوردی یک سیب بین اعضای گروه تقسیم می شود اما تا اطلاع بعدی و تا ریشه کن شدن این بیماری دیگر چنین چیزی ممکن نیست. ظروف آشپزی، لوازم پخت و پز و سایر لوازم شخصی و مواد غذایی خود را از سایرین جدا کنیم.

از دیگر مواردی که انجام آن می تواند بسیار حیاتی باشد در کمپ ها به شکل انفرادی از چادر استفاده کنیم و تا حد امکان از حضور در اماکن کوچک و سربسته مانند پناهگاه ها و جانپناه ها خودداری کنیم.

اگر یک جامعه روستایی یا محلی نسبت به ورود گردشگر به یک نقطه خاص حساسیت دارد اصرار نکنیم. در طول این بحران باید زباله های خود را بیش از قبل مدیریت کنیم و هرگز نه تنها در کوهستان که آنها را در روستاها نیز جا نگذاریم.

بیمارستان ها و مراکز درمانی یکی از مناطق پرخطر می باشند، توجه داشته باشیم که رفتن به بیمارستان ها شانس ابتلا به ویروس کرونا را بیشتر می کند بنابراین در طول این مدت باید از انجام فعالیت های پر خطر و با ریسک بالا که امکان آسیب دیدگی و مراجعه ما به بیمارستان را بیشتر می کند، خودداری کنیم.

یکی از موارد مهم دیگر، خودداری از رفتن به مناطقی است که جز مقاصد اصلی گردشگری هستند و طبیعتا دارای ازدحام و شلوغی می باشند، در این اماکن حتی اگر بخواهیم و اراده کافی داشته باشیم، رعایت پروتکل های بهداشتی به دلیل ازدحام و شلوغی دشوار است.

رعایت تمامی موارد بالا جز با داشتن مسئولیت پذیری شخصی و اجتماعی در برابر خود، دیگران و جامعه ممکن نخواهد بود، کرونا هست پس ما باید تغییر کنیم و باید از خودمان شروع کنیم

(قصد این نوشته این نیست که دیگران را ترغیب به سفر کردن در دوران اوج شیوع ویروس کرونا کند بلکه هدف عنوان کردن تغییرات ضروری برای سفر بعد از فروکش کردن بحران است)

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

مرتفع ترین کوه های جهان در پنج قرن گذشته

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

آغاز قرن شانزدهم شروع عصر جدیدی برای انسان کاوشگر بود. عصری که در تاریخ جهان به “عصر کاوش” مشهور است. در این دوره اروپائیان با ساخت کشتی های اقیانوس پیما برای کشف و دسترسی به منابع درآمدی جدید شروع به سفر به اقصی نقاط مختلف دنیا کردند و اقیانوس های زمین را درنوردیدند.

در این سفرها کوه ها به جهت ایجاد مناظر بی بدیل، بلندی و دور از دسترس بودن همواره مورد توجه جهانگردان بودند. اینکه قبل از عصر کاوش بشر، چه کوهی لقب بام دنیا را داشت و به عنوان بلندترین کوه دنیا شناخته می شد چندان مشخص نیست. کوه المپوس در یونان شاید در دوران باستان بلندترین کوه شناخته شده دنیا بود. البته دماوند نیز رقیبی جدی برای این کوه بود و تلاش های مستند کوهنوردی در بیش از هزار سال پیش بر روی این کوه گواه این موضوع است که دماوند کوهی مرتفع و مورد توجه اندک جهانگردان آن دوران بود.
در عصر کاوش و با رسیدن جهانگردان اروپایی به آمریکای جنوبی کوهی که بیش از بقیه جلب توجه کرد، کوه شیمبرازو در اکوادور بود.
این کوه که ۶۲۶۳ متر ارتفاع دارد از اوایل قرن شانزدهم تا اواخر قرن هجدهم در بسیاری از نوشته ها به عنوان مرتفع ترین کوه جهان شناخته شد. شیمبرازو که اکنون حتی در فهرست صد کوه مرتفع جهان نیز جایگاهی ندارد یک ویژگی منحصر به فرد دارد که آنرا از همه کوه های زمین متمایز می کند. به دلیل قرار گیری این کوه در نزدیکی مدار استوا بیشترین فاصله از مرکز کره زمین را دارد.

نقاشی کوه شیمبرازو در سال 1806، آلکساندر فن هومبولت از ماجراجویان بزرگ قرن 18 و 19 در این نقاشی ثبت شده است

نقاشی ثبت شده در سال ۱۸۰۶ که دانشمند بزرگ آلمانی آلکساندر فن هومبولت را در پس زمینه ای از کوه شیمبرازو به تصویر کشیده است

برجستگی بالای این کوه نسبت به زمین های اطراف و تخمین آن به عنوان بام جهان سبب شد کوهنوردان اروپایی در قرن هفده و هجده تلاش هایی را برای رسیدن به قله این کوه آغاز کنند. اولین انسان های تاریخ که به ارتفاعی بالای ۶۰۰۰ متر صعود کردند کوهنوردانی بودند که بر روی کوه شیمبرازو تلاش می کردند.
در اوایل قرن نوزدهم و زمانی که هنوز درهای سرزمین نپال به روی جهانگردان بسته بود کوه ناندا دوی (nanda devi) در هندوستان بلندترین کوه دنیا قلمداد شد. این کوه ۷۸۱۶متری اکنون دومین کوه مرتفع هندوستان و هجدهمین کوه مرتفع دنیا است.
با ورود جهانگردان به نپال، کوه ۸۱۶۷ متری دائولاگیری به کاوشگران رخ نشان داد. این کوه مرتفع در حدفاصل سال های ۱۸۰۸ تا ۱۸۴۷ در منابع آن دوران مرتفع ترین کوه دنیا بود. دائولاگیری هم اکنون هفتمین قله رفیع دنیا است.
در سال ۱۸۴۷ و زمانیکه کوه مرتفع کانگجن چونگا برای اولین بار در مقابل دیدگان جهانگردان اروپایی قرار گرفت، بعنوان مرتفع ترین قله جهان شناخته شد. اما لقب بام دنیا فقط پنج سال برای این کوه ۸۵۸۶متری که هم اکنون سومین غول هشت هزاری ها است، دوام داشت.
در سال ۱۸۵۲ کوه ساگاراماتها که چند سال قبل توسط کلنل سر جورج اورست نقشه برداری شد با تائید انجمن سلطنتی جغرافیای بریتانیا به عنوان بلندترین کوه جهان شناخته و به پاس تلاش های ارزشمند سر جورج اورست به نام او نامگذاری شد.

در جریان سفر اکتشافی نظامیان بریتانیا به تبت کاپیتان ویلیام هایمن این عکس را از کوه اورست ثبت کرد. این قدیمی ترین ثبت موجود از بام دنیا است

در جریان سفر اکتشافی نظامیان بریتانیا به تبت کاپیتان ویلیام هایمن این عکس را از کوه اورست ثبت کرد. این قدیمی ترین عکس موجود از کوه اورست است

این اندازه گیری مجددا در سال ۱۸۵۶ تائید شد تا کوه اورست این غول زیبای سیاره زمین از آن سال با افتخار قطب سوم زمین و بلندترین کوه دنیا باشد.

منبع

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

دماوند را رها کنید…

نویسنده: مسعود فرح بخش

 

بام ایران، دیو سپید، کوه کوه ها، نماد سرزمین ایران، نماد صلابت و ایستادگی یک قوم، مقصد نهایی کوهنوردان ایران، شکوه یخچال ها، دره و رودها، جایی که زمین به آسمان گره می خورد…

همه این ها توصیف هایی از یک نام هستند نامی به طولانی تاریخ سرزمین پارس، نامی به بزرگی دشت های فلات ایران، نامی به بلندای دماوند، دیو سپید دل در آتشِ پای در بند، نامی که برای این مردم فراتر از یک کوه است. دماوند این پدرِ پیرِ سرزمین ایران که هزاران سال است سایه‌اش را بر این سرزمین گسترانده است.

 

بلندترین کوه آتشفشانی آسیا و این پدر پیر سرزمینمان این روزها حال و روز خوشی ندارد. انواع نامهربانی‌‌ها و بد رفتاری هایی که در این سال‌ها در حق این کوه شده باعث وخامت اوضاع زیست محیطی کوه دماوند شده است. اما اخیرا جدای از اوضاع نابسامان دماوند، عده ای سودجو در حال ماهیگیری از این آب گل آلود هستند. سودجویانی که با دست اندازی بر این کوهِ سرمایه ملیِ کشور که متعلق به همه‌ی مردم است در اقدامی خودسر و خلاف قانون اقدام به ایجاد سدی برای عبور و مرور کوهنوردان کردند. سدی که به راه‌بند دماوند در ابتدای جاده خاکی جبهه جنوبی کوه دماوند معروف است. راه‌بندی که همه توضیحات و توصیفات توسعه پایدار را نقض کرده و راه را برای توسعه‌ی جیب افرادی محدود باز کرده است. راه‌بندی غیر قانونی که توسط شهرداری رینه در آن نقطه ایجاد شده و به شکل غیر قانونی اقدام به اخذ ورودی به مبلغ ۱۵۰۰۰ تومان می‌کند. مبلغی که تا به امروز مشخص نیست در کجا و چگونه خرج شده و چه نفع و سودی به حال کوهنوردان و محیط زیست دماوند داشته است. نکته جالب این‌که همین شهرداری رینه در حالی به بهانه های مختلف از جمله انتقال زباله کوهنوردان به پایین دست این مبالغ را از کوهنوردان اخذ می کند که خود زباله‌های شهر رینه را در اقدامی غیرقانونی دیگر در کوهپایه های این سرمایه ملی کشور رها می‌کند.

راهبند غیرقانونی دماوند

اخذ ورودی ۱۵۰۰۰ تومانی در مکانی با اسم کوهستان پارک قله دماوند!

photo_۲۰۱۷-۰۷-۰۸_۱۳-۳۳-۱۸

در کنار این باید مبلغ ۲۰۰ هزار تومانی رفت و برگشت از ابتدای جاده خاکی تا گوسفندسرا را که فقط خودرو‌های محلی مشخص اجازه عبور و مرور را دارند اضافه کرد و اگر در این مافیا قیمت بالا و غیرمنصفانه قاطرهای دماوند برای حمل بار به بارگاه سوم را لحاظ کنید متوجه خواهید شد که امروز صعود به بام ایران هزینه ای گزاف برای قشر کوهنورد دارد. هزینه ای که اگر صرف حفظ محیط زیست و منجر به توسعه‌ای پایدار با یک بازی دو سر برد می‌شد جای گله نبود اما این هزینه ها امروز فقط منجر به توسعه‌ی جیب عده ای مشخص شده است.

 

شاید اگر امروز آرش کمانگیر در جمع ما بود بر اثر هزینه های زیاد، غیرمنطقی و غیرقانونی کوهنوردی در دماوند قید صعود به بام ایران را می‌زد و تیرش را از کوه دیگری از چله کمان رها می کرد تا به گسترش و چاق شدن این مافیا کمک نکرده باشد.

 

امروز جامعه کوهنوردی کشور فقط یک خواسته مشخص از شهرداری رینه دارد و آن اینکه با پایان دادن به اقدامات غیر قانونی خود دماوند را رها کند تا این سرمایه ملی کشور که براساس مصوبه ۲۲۱ شورای عالی محیط زیست در ۲۱ خرداد ۱۳۸۱ به عنوان نخستین اثرطبیعی ملی کشور و جز مناطق چهارگانه تحت حفاظت سازمان محیط زیست و در سی اُم تیر ۱۳۸۷ در فهرست آثار ملی و تحت حفاظت و اداره‌ی دولت و در عین حال نامزد اصلی ایران برای دومین اثر طبیعی جهانی جهت ثبت در میراث طبیعی یونسکو است توسط افرادی دل‌سوز و کاردان ادراه شود.

 

امروز خواسته‌ی کوهنوردان #نه_به_راهبند_دماوند است…

#نه_به_راهبند_دماوند

 

عکس ها از کانال تلگرامی امین معین (گرین مانت)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

تیریچ میر ؛ مرتفع ترین نقطه فلات بزرگ ایران

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

در نگاهی اجمالی به گستره ی پهناور سرزمین ایران ، به فلات بزرگ و مهم ایران می رسیم. بخش عمده ای از جغرافیای سیاسی ایران داخل فلات ایران است. فلات ها سرزمین های مرتفعی هستند که از دشت های پهن و تخت اطراف خود به راحتی قابل تشخیص می باشند.

فلات ایران توسط چین خوردگی صفحات زمین در دوره سوم زمین شناسی شکل گرفته است. این فلات از شمال به سواحل دریای کاسپین و ارتفاعات البرز ، از غرب به رشته کوه زاگرس ، از جنوب به سلسله جبال بارز و از شرق به رشته کوه هندوکش محدود می شود. میانگین ارتفاع در این فلات ۱۲۰۰ متر و وسعت آن حدود ۲۶۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع است.

فلات ایران در طول تاریخ به لحاظ سیاسی دچار تغییر و تحولات زیادی شد و هم اکنون بخشی از این فلات خارج از خاک سیاسی کشور ایران است. ۹۰ % خاک کشور ایران درون فلات بزرگ ایران و ۶۳ % مساحت این فلات در کشور ایران است. این یعنی ۳۷ % از مساحت فلات بزرگ ایران خارج از خاک ایران و در کشورهای افغانستان ، پاکستان ، آذربایجان و ارمنستان است. فلات بزرگ ایران مشرف به فلات بزرگ و مرتفع تبت است.

یکی از شاخص ترین ارتفاعات فلات بزرگ ایران کوه دماوند با ۵۶۱۰ متر ارتفاع است اما دماوند مرتفع ترین نقطه فلات ایران در داخل جغرافیای سیاسی ایران است و در واقع مرتفع ترین نقطه این فلات نیست.

persian_plateau

نمای کلی از فلات بزرگ ایران

بلندترین نقطه فلات ایران زمین ، کوه تیریچ میر در رشته کوه هندوکش به ارتفاع ۷۷۰۸ متر است. تیریچ میر مرتفع ترین نقطه دنیا خارج از فلات تبت و رشته کوه هیمالیا – قراقروم است.

تیریچ میر به زبان محلی به معنی کوه تاریکی یا امیر تاریکی است و دلیل آن سایه ای است که همواره توسط کوه بر روی مردمان کوهپایه نشین گسترده می شود. تیریچ میر مجموعه ای از یازده قله با یازده مسیر مختلف است.

قله اصلی اولین بار در سال ۱۹۵۹ توسط گروه اعزامی نروژ صعود شد. قله شرقی تیریچ میر به ارتفاع ۷۶۹۲ متر در سال ۱۹۶۵ و باز هم به وسیله تیمی از نروژ صعود شد. تیریچ میر غربی II با ۷۵۰۰ متر ارتفاع در ۱۹۷۴ توسط ایتالیایی ها و تیریچ میر غربی I با ۷۴۸۷ متر در سال ۱۹۶۷ توسط کوهنوردان جمهوری چک صعود شد. تیریچ میر غربی III با ۷۴۰۰ متر و تیریچ میر کوچک با ۶۵۵۰ متر از دیگر قلل این منطقه هستند که توسط کوهنوردان در سال های دهه ۶۰ و ۷۰ صعود شدند. سایر قلل تیریچ میر هنوز نام گذاری نشده اند. برای رسیدن به قله اصلی باید وارد کمپ اصلی “بابو” در ارتفاع ۴۷۲۴ متری شد.

تا کنون هیچ کوهنوردی ایرانی موفق به ایستادن بر بلندترین نقطه ی فلات ایران زمین نشده است.

منبع:

summitpost

آرش نورآقایی

ویکیپدیا

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

دماوند است دیگر …

نویسنده: مسعود فرح بخش
دماوند است دیگر …
دماوند نه تنها میراثی ارزشمند برای ایرانیان است بلکه میراث جهانی برای کوهنوردیست

دماوند به جهت اینکه شاخص ترین کوه خاورمیانه است از دیرباز مورد توجه افراد مختلفی قرار گرفت.

شاید بتوان گفت تاریخ کوهنوردی جدی در جهان با دماوند شروع می شود. بیش از هزار سال پیش ابودلف جغرافی دان عرب بر روی دماوند تلاش کرد.
همینطور ناصر خسرو نیز در سفرنامه اش قله ی کوه را از جانب عده ای که به آن رسیده اند توصیف می کند

تلاش های جدی و مستندی در اواخر قرن هجدهم بر روی دماوند انجام شد که در تاریخ کوهنوردی جهان بی نظیر است. شاید تنها کوهی که از این نظر قابل مقایسه با دماوند است، کوه مون بلان در آلپ است . اما به جهت اینکه ارتفاع مون بلان حدود هشتصد متر کوتاه تر از دماوند است ، ارزشمندی تلاش بر روی دماوند را دوچندان می کند.

اما به جرات می توان گفت تاریخ کوهنوردی زمستانی در دنیا با دماوند شروع می شود.
ژاک دمورگان فرانسوی که در اواسط قرن نوزدهم با امکانات آن سالها تا ارتفاع بالای پنج هزار متری دماوند در زمستان صعود کرد که بی شک تلاشی ارزشمند در تاریخ کوهنوردی جهان است.

دماوند است دیگر ….
دماوند فقط یک یک کوه نیست
دماوند قسمت مهمی از تاریخچه کوهنوردی دنیا را در دل خود دارد
دماوند نماد سرزمین کهن ایران است
دماوند نماد باور ، صلابت و ایستادگی یک قوم است

حفظ و نگه داری از این میراث ارزشمند وظیفه همه ماست.

دماوند

دیو سپید پای در بند ، عکس از مسعود فرح بخش

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است

بقایای تندیسی که چهره دماوند را زشت کرده است

 

تندیسی که بر روی قله دماوند نصب شد اما دیری نپایید که از بین رفت

کوهنوردانی که از جبهه جنوبی کوه دماوند به این قله صعود کرده اند بر روی قله حتما در کنار سنگ معروفی که نماد اصلی قله است ، چشمشان به بقایای تندیسی از جنس فایبرگلاس برخورد کرده که کاملا متمایز از سنگ های اطراف است.

این ترکیب ناموزون در واقع بقایای تندیسی است از شهید سپهبد علی صیاد شیرازی که در سال ۱۳۸۶ توسط تربیت بدنی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران و کوهنوردان تیپ ۶۵  نیروهای ویژه هوابرد در ۲۰ قطعه مجزا به قله منتقل و در آنجا مونتاژ شد و قرار بر این بود که به نماد کوه دماوند تبدیل شود و شرایط سخت آب و هوایی دماوند را دوام آورد.

شهیدان ما جایگاه والایی دارند و تکریم و زنده نگه داشتن نام آنها همواره باید صورت پذیرد، اما شهیدان ما جایگاهشان باید در قلب ما باشد و نه بر روی قله ها.

بحثی که امروزه متاسفانه رو به گسترش است نماد سازی های کذایی و تبدیل قله ها به تابلوهای تبلیغاتی شهریست. متاسفانه در قله های مختلف کشور تابلوهای تبلیغاتی برندها و کارخانه ها رو به افزایش است و این می تواند یک بدعت نامبارک باشد.

اما نماد سازی ها برای کوهی که خود نماد اصلی سرزمین ایران است تا چه حد درست و منطقی است ؟

این کار حدود ۹ سال پیش صورت پذیرفت پس نقد این کار فایده ای ندارد اما گذر زمان این نکته را به ما نشان داد که نماد سازی برای قله ها امری نیست که موفقیت آمیز باشد.

تندیس شهید صیاد نیز در مدت کوتاهی بعد از نصب در شرایط آب و هوایی سخت دماوند از بین رفت و اینک از آن جز مخروبه ای بر روی قله دماوند و یک ترکیب ناموزون با محیط اطراف ، چیز دیگری باقی نمانده است.

آیا در شرایط فعلی بهتر نیست که کوهنوردان نیروی زمینی ارتش و تیپ ۶۵ هوابرد که این تندیس را بر روی قله نصب کردند ، بقایای این تندیس را که عمر زیادی هم از آن نمی گذرد با خود به پایین حمل کنند تا این ترکیب ناموزون که اینک به هیچ چیزی شباهت ندارد ، از روی قله پاک شود ؟

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران

www.5610m.com

img_20160929_201246-1

تندیس شهید سپهبد علی صیاد شیرازی کد در سال ۱۳۸۶ بر روی قله دماوند نصب شد

 

img_20160929_175058

بقایای تندیس مخروبه ای که ترکیبی ناموزون با محیط قله دماوند ایجاد کرده است

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 

روز توچال و روزهای مشابه ؛ آری یا خیر؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

(به مناسبت جمعه آخر تابستان)

در روز های اخیر خبرهایی از گرامی داشت “روز توچال” در فضای مجازی به سرعت در حال انتشار است و دست اندر کاران موضوع سعی در برپایی و گرامی داشت این روز بر روی قله توچال هستند.
اما آیا این روز و این نوع حرکت ها برای توچال و کوهنوردی مفید است یا خیر؟

۱۳ تیر هر سال مصادف است با روز دماوند اما چرا باید روزی به اسم دماوند داشته باشیم و در این روز چه اتفاقی می افتد؟

دماوند از این جهت روزی در تقویم به خود اختصاص داده که بعنوان اصلی ترین نماد طبیعی سرزمین ایران و بلند ترین کوه ایران مطرح می شود. حتی تلاش ها برای ثبت جهانی دماوند زیبا در میراث جهانی یونسکو نیز ادامه دارد. اما توچال کوهیست که تنها وجه تمایز آن نزدیکی به پایتخت است و حتی بلندترین کوه استان تهران نیز نیست. همینطور روز توچال نیز برخلاف روز دماوند ، رسمی نیست و در هیچ تقویمی به ثبت نرسیده.

در روز دماوند که در ۱۳ تیر یا جمعه نزدیک به این تاریخ برگزار میشود مراسمی در شهر رینه اجرا می شود که در آن با حضور صدها و هزاران نفر از علاقه مندان به کوه دماوند در عرصه های مختلف به معرفی طبیعت ، فرهنگ و تاریخ دماوند پرداخته می شود.

در این تاریخ اتفاق زیبایی رخ می دهد، در ۱۳ تیر صد ها نفر از علاقه مندان به کوه دماوند صعود “نمی کنند” ، آنها در شهر رینه بر روی صندلی می نشینند و از دماوند صحبت می کنند.

اینروزها همگان به این موضوع واقفند که حضور با تعداد بالا در هر اکوسیستمی با هر نوع رفتار و منشی منجر به تخریب و عدم تعادل در آن اکوسیستم می شود.

با تمام این اوصاف این روز ها صحبت از حضور صدها نفری در کوه به شدت آسیب پذیری مثل توچال است. فرسایش خاک در توچال و گسترش پاکوب های مسیر در آن چنان زیاد است که شاید با کمتر کوهی در ایران بتوان مقایسه کرد.

از جهتی حال که روزی غیر رسمی به نام توچال به وجود آمده احتمال این وجود دارد که سایر کوه ها و مناطق بکر استان های ما نیز “روز” پیدا کنند و در نتیجه برای گرامیداشت آن روز بخصوص ، با هجوم گردشگران و کوهنوردان و در نتیجه تخریب های جبران ناپذیر در آنها مواجه شویم و این به ضرر طبیعت ایران و به ویژه اکوسیستم کوهستانی خواهد بود.

به امید روزی که مسئولانه سفر کنیم و آسیب هایی که به طبیعت وارد می کنیم را درک و از آن اجتناب کنیم.

کوه هایی مثل توچال و دماوند نزد ما به امانت هستند آنها را زیبا و سالم به همراه پوشش گیاهی و حیات وحشش به نسل های بعدی تحویل دهیم.

بیانیه وبسایت بام ایران در پاسخ به جمع آوری زباله های مسیر توچال و عدم تخریب در صعود با تعداد بالا توسط کوهنوردان به مجریان این روز:

دوستان عزیزم باور کنید تخریب فقط آشغال ریختن نیست

آلودگی صوتی صدها کوهنورد یعنی تخریب یعنی تنش و استرس بین جانداران بخصوص پرندگان

آلودگی تصویری ناشی از حضور تعداد بالا برابر است با تخریب و تنش بین حیات وحش نیمه جان توچال

قدم گذاشتن با تعداد بالا یعنی تخریب خاک ، فرسایش خاک چه کسی گفته در ارتفاعات بالا پوشش گیاهی وجود ندارد از ارتفاع ۲۵۰۰ تا خود قله پوشش گیاهی استپی وجود دارد و اگر خاک فرسوده شود که بسیار شده است پوشش گیاهی که بسیار ارزشمند است وجود نخواهد داشت.

نگاه به پاکوب های توچال بیندازید در قسمت هایی از خیابان های تهران گسترده تر شده اند

دفع فضولات انسانی به مقدار زیاد یعنی تخریب یعنی آلودگی محیط آلودگی خاک آلودگی آب های زیر زمینی

چه خواسته و چه ناخواسته تمامی این تخریب ها در حضور زیاد، اجتناب ناپذیر خواهد بود

گاهی غرور بی جایمان را باید زیر پا بگذاریم و کمی واقع بین باشیم صعود های با تعداد بالا در هر نقطه از طبیعت ایران که به شدت آسیب پذیر است امری نکوهیده است .

چنین تصمیماتی که از روی احساس گرفته شده هیچ توجیه زیست محیطی ندارد . امیدوارم متولیان این حرکت روزی متوجه اشتباهی که در حق توچال کردند بشوند .

مسعود فرح بخش – وبسایت بام ایران
www.5610m.com

همچنین مطلب زیر را در وبسایت کوهنامه مطالعه کنید

متن وبسایت کوهنامه در مورد روز توچال

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴ است، مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از آلپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دولومیت ها داشت( دولومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده شده خود بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده و بسیار دشوار روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایلی نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر بخشی از انگشتان پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن دوره بسیار بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود، او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را در بزرگ داشت برادرش از جبهه دیامیر بصورت  تمام انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به همراه پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد، تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری در تاریخ کوهنوردی شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود تمام انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا بر روی بام جهان

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ داهولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است