گروه سفرهای پرسیکا
یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

اورست ؛ جایی برای پیرمردها

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

“من عقیده دارم که سن ۸۰ سالگی برای انسان می تواند یک شروع باشد. شما برای جذاب تر شدن زندگی به یک هدف نیاز دارید و این هدف می تواند هر چیزی جز بالارفتن از یک کوه باشد”

اما برای پیرمرد هشتاد ساله ی ژاپنی این هدف برای جذاب تر شدن زندگی اش، دقیقا بالارفتن از یک کوه بود، نه یک کوه کم ارتفاع نزدیک محل زندگی اش، بلکه این کوه بام دنیا بود.

یوچیرو میورا (yuichiro Miura) در ۱۲ اکتبر ۱۹۳۲ در ژاپن به دنیا آمد. زندگی یوچیرو همواره با ماجراجویی همراه بود. وی در سال ۲۰۰۳ و در سن ۷۰ سالگی به اورست صعود کرد و تبدیل به مسن ترین فردی شد که تا آن زمان موفق به ایستادن بر بلندای بام دنیا شده است. اما این رکورد میورا کمی بعد شکسته شد ولی او تسلیم نشد. وی در سال ۲۰۰۸ مجدد به اورست رفت و در سن ۷۵ سالگی به اورست صعود کرد تا رکورد خود را پس بگیرد.در سرنوشت میورا این پایان کار نبود چراکه در همان سال و چند روز بعد از میورا، پیرمرد نپالی “مین بهادر شرچان” در حالی که فقط ۱۱۳ روز بزرگتر از میورا بود موفق به صعود اورست شد تا نامش به عنوان پیرترین فرد صعود کننده به اورست ثبت شود.

یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

انسان در طول چند دهه زندگی خود همواره به اقتضای سن، اهداف ورزشی گوناگونی در سر دارد. برخی اهداف فقط در سنین جوانی می توانند محقق شوند. اما این محدودیت ها زاده ی ذهن و تفکر انسان است و در صورت اراده کردن غیرممکنی نخواهد بود. یوچیرو میورا ورزش کردن ورای محدودیت ها را به جهانیان نشان داد و به همگان ثابت کرد که سن حتی در موفقیت ها ورزشی که نیاز به بدنی ورزیده است نیز ملاک مهمی نیست.

این پیرمرد ورزشکار و ماجراجوی ژاپنی در ۱۳ می ۲۰۱۳ و با ۸۰ سال و ۲۲۴ روز سن برای سومین بار بر بلندای بام دنیا ایستاد تا به عنوان مسن ترین فرد صعود کننده به اورست نامش در کتاب رکوردهای گینس به ثبت برسد. رکوردی که این بار شاید شکسته شدنش به سال ها زمان نیاز داشته باشد. میورا در حین فرود در سال ۲۰۱۳ دچار ضعف شدید شد و از کمپ پیشرفته ABC در ۶۵۰۰ متری تا کمپ اصلی را به وسیله بالگرد طی کرد.

یوچیرو میورا؛ مسن ترین فرد صعود کننده به اورست

اما شهرت میورا فقط به رکورد سنی او بر روی اورست خلاصه نمی شود. میورا در سال ۱۹۷۰ و با اسکی از گردنه جنوبی اورست و طی ارتفاعی عمودی ۲۰۰۰  متری در زمان ۲ دقیقه و ۲۰ ثانیه، تبدیل به اولین فرد تاریخ شد که در اورست اسکی کرد. در سال ۱۹۷۰ هدف اصلی ژاپنی ها اسکی در اورست بود. در اکسپدیشن اسکی ژاپنی ها در آن سال ۶ نفر جان خود را از دست دادند اما میورا سرانجام موفق به این کار شد.

از اسکی میورا فیلم مستندی به نام “مردی که در اورست اسکی کرد” ساخته شد. این فیلم مستند اولین فیلم ورزشی است که برنده جایزه اسکار شده است.

یوچیرو در خانواده ای کاملا ورزشکار رشد کرد. پدر وی کیزو میورا (keizo miura) مر%D

fanny_bullock_workman

فانی بولاک ورکمن ؛ مادر کوهنوردی نوین

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

در زمانی که بسیاری از زنان دنیا حتی از ابتدایی ترین حقوق خود نیز برخوردار نبودند فقط یک اسطوره می توانست دست به انجام چنین ماجراجویی های بزرگی بزند. اسطوره ای به نام “فانی بولاک ورکمن” ، در زمانی که کوهنوردی حتی برای مردان نیز مشکل بود او به عنوان یک زن با سفر به دورافتاده ترین و بلندترین منطقه دنیا از کوه هایی بالاتر از توان و اراده ی مردان اروپایی و آمریکایی بالا رفت و نامش را در تاریخ کوهنوردی دنیا به عنوان مادر کوهنوردی نوین و اولین زن کوهنورد در ارتفاعات بالا جاودان کرد.

فانی بولاک ورکمن کاشف ، ماجراجو ، سایکل توریست ، جغرافی دان ، نویسنده و کوهنورد متولد ۸ ژانویه ۱۸۵۹ در ماساچوست آمریکا است. بسیاری او را مادر کوهنوردی نوین دنیا می دانند و بدون شک او اولین زنی است که به طور حرفه ای اقدام به کوهنوردی در ارتفاعات بالای ۵۰۰۰ متر کرد.

او از تمام سفرهای خود یادداشت برداری می کرد و از او کتاب هایی زیادی به یادگار مانده است. وی یکی از فعالان حقوق برابر و حق رای برای زنان بود.

فانی بولاک در یک خانواده ثروتمند به دنیا آمد و پس گذران دوران تحصیل با ویلیام ورکمن ازدواج کرد. این زوج بعد از ازدواج با سرمایه گذاری خود، عازم سفری طولانی با دوچرخه به دور دنیا شدند. سوئیس، ایتالیا، اسپانیا، فرانسه، الجزایر و هندوستان نقاطی بودند که این زوج با دوچرخه به آنها سفر کردند.

آنها دو سال و نیم در هندوستان با دوچرخه سفر کردند تا اینکه با هیمالیا و قراقروم آشنا شدند و فانی ورکمن با مشاهده این ارتفاعات بکر و سر به فلک کشیده، شیفته ی کوهنوردی شد. این زوج در طول مدت ۱۴ سال، ۸ بار برای کوهنوردی وارد هیمالیا و قراقروم شدند و فانی بولاک ورکمن به عنوان یک زن کوهنورد، بسیاری از رکوردهای کوهنوردی دنیا را به نام خود ثبت کرد. در هر سفر آنها نه تنها به کوهنوردی در منطقه می پرداختند بلکه کار بررسی، نقشه برداری، عکاسی و گزارش نویسی از منطقه را انجام می داند و در طول سال بعد با این گزارش ها هدف بعدی سفر خود را بررسی و انتخاب می کردند.

فانی در اولین سفرش به قراقروم در سال ۱۸۹۹ تصمیم به صعود یخچال بایفو را گرفت اما شکاف های یخی و آب و هوای نامناسب هدف او را به سمت یخچال اسکورو تغییر داد. وی با صعود به قله ۵۷۰۰ متری که اسم پسرش را بر روی آن نهاد، رکورد بالاترین ارتفاعی که یک زن کوهنورد تا آن زمان به آن رسیده است را به دست آورد. آن ها در ادامه اکسپدیشن به قله ۵۹۳۰ متری صعود کرند که نام فانی بولاک ورکمن بر روی این کوه گذاشته شد. فانی بولاک در گزارش صعود خود از دیدن منظره خیره کننده کوه k2 خبر داد. به احتمال زیاد خانم فانی بولاک اولین زنی است که موفق به دیدن کوه k2 شده است.

در ادامه اکسپدیشن خانم بولاک به قله ی ۶۴۰۰ متری صعود کرد و سومین رکورد ارتفاع را به نام خود ثبت کرد. فانی در این سفر با چالش های زیادی همراه بود، مشکلات ارتفاع زدگی برای باربرها ، آب و هوای نامناسب و دمای زیر صفر، اما او جسور ، بی باک و با قدرت به راهش ادامه داد و در آن سال هایی که شاید ساده ترین ابزار های کوهنوردی وجود نداشت توانست به چنین قله هایی در یکی از دورافتاده ترین نقاط دنیا صعود کند.

 

fanny_bullock_workman_d_1922

در سال ۱۹۰۲ خانم فانی بولاک به هیمالیا سفر کرد و به اکتشاف یخچال چوگولونگما پرداخت. آب و هوا و بادهای بسیار شدید باعث نیمه کاره ماندن این سفر شد.

در سال ۱۹۰۳ فانی بولاک به کوه اسپانتیک رفت و توانست در تلاشی خیره کننده تا ارتفاع ۶۸۷۸ متری صعود کند و رکورد دیگری از خود بر جای بگذارد.

در سال ۱۹۰۶ خانم فانی بولاک در سن ۴۷ سالگی با سفر به لبه غربی هیمالیا موفق شد قله ۷۰۹۱ متری Pinnacle Peak را صعود کند و بزرگترین دستاورد تاریخ کوهنوردی خود را انجام دهد. فانی بولاک اولین زنی بود که به ارتفاع بالای ۷۰۰۰ متر رسید و رکورد او تا سال ۱۹۳۴ پابرجا بود.

fannybullockworkmanvoteswomen

خانم ورکمن و روزنامه ای در حمایت از حق رای زنان – سفر اکتشافی هیمالیا

در اوایل قرن بیستم فانی بولاک معروف ترین کوهنوردی زن در سرتاسر دنیا بود. او ثابت کرد که زنان می توانند به دورافتاده ترین نقاط این سیاره خاکی سفر و بالاترین قلل دنیا را پا به پای مردان صعود کنند. فانی بولاک به جهانیان نشان داد که کوهنوردی فارغ از جنسیت است. بی شک او پیش گام در کوهنوردی نوین زنان و مادر کوهنوردی دنیا است. فانی بولاک بعد از سفرهایش در بسیاری از دانشگاه های مطرح دنیا سخنرانی و مدال های افتخار و شجاعت بسیاری را تصاحب کرد.

فانی بولاک ورکمن در سال ۱۹۲۵ و در سن ۶۶ سالگی در شهر کن فرانسه دیده از جهان فرو بست.

منبع

wikipedia

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
1410184394531_unnamed2

عباس جعفری ؛ مرد نامی طبیعت ایران

عباس جعفری متولد ۱۳۴۱ در شهر مشهد می باشد.

عباس جعفری کوهنورد ، عکاس ، نویسنده ، راهنما و مدرس گردشگری و اکوتوریسم و فردی صاحب سبک بود که چندین حرفه را به طور موازی و با قدرت دنبال می کرد. وی از سال ۱۳۵۶ کوهنوردی را به طور حرفه ای آغاز کرد. همواره از او بعنوان شخصی مبتکر هم در برنامه های کوهنوردی و هم در برنامه های آموزشی یاد می شد. هوش سرشار ، ابتکار عمل و قلم زیبا از او ، چهره ای سرشناس در تاریخ طبیعت گردی ایران ساخت.

از صعود های شاخص عباس جعفری می توان به موارد زیر اشاره کرد:

نخستین صعود زمستانی سوزنی های بینالود در ۱۳۶۵

دومین صعود زمستانی گرده آلمان های علم کوه در ۱۳۶۷

گشایش مسیر بر روی دیواره شمالی آزادکوه در ۱۳۷۰

صعود دره یخار دماوند در ۱۳۷۱

صعود قله لیلاپیک در قراقروم در دوره آموزشی هیمالیا نوردی در ۱۳۷۲

سرپرست تیم ملی کوهنوردی در صعود کمونیسم در ۱۳۷۴

صعود قله آکانکاگوا در آرژانتین در ۱۳۷۹

و بسیاری از صعودهای داخلی و خارجی دیگر

 

عباس جعفری بعنوان عکاس در مجلاتclimbing و National Geographic و بعنوان نویسنده در نشریه های آزادکوه ، شکار و طبیعت ، همشهری و … فعالیت کرد.

وی در ۱۶ شهریور ۱۳۸۸ در هنگام قایق سواری در رودخانه تریشولی نپال ، مرتفع ترین رودخانه جهان و بر اثر واژگونی برای همیشه در دامان طبیعت آرام گرفت. جستجوها برای یافتن پیکر عباس بی فایده بود و رودخانه تریشولی نپال به آرامگاه ابدی عباس جعفری تبدیل شد.

africa_-w_11

آفریقا – عکس از عباس جعفری

دلتنگی‏‌هایم به اندازه‏ همه‏‌ی راه‌های نرفته و جاهای ندیده است و از همین روست که بخشی از این اندوه را از پس هر سفری از دست می‏ دهم.

اما کو تا پایان دلتنگی؟… کو تا پایانِ نوردیدن همه‏‌ی راه‌ها و دیدن همه‏‌ی جای‌ها! و اگر چه مرگ حقیقتی است تلخ و همین حقیقت تلخ یا شیرین، به یاد می‏‌آورد که فرصت اندک است و جای بسیار ندیده و راه بسیار نرفته مانده.

پس تا مجال نفس هست، بایستی در پیچ و خم کوه‌ها و دره‏‌ها نفس نفس زد تا آن‏‌دم که نفس افتاد!

“از دفتر خاطرات زنده یاد عباس جعفری- اردیبهشت ۱۳۷۵”

 

استفاده از این نوشته به احترام نام عباس جعفری بلامانع است

k2-2004-edurne-pasaban-in-arrivo-sulla-vetta-del-k2

باشگاه هشت هزاری ها

نویسنده: مسعود فرح بخش

از بین هزاران کوه سرتاسر زمین فقط چهارده تای آنها به هشت هزاری ها معروف هستند. چهارده کوه مستقل زمین که ارتفاعشان از سطح دریا به بیش از ۸۰۰۰ متر می‌رسد. این کوه‌ها همگی در رشته‌کوههای هیمالیا و قراقروم در قارهٔ آسیا قرار دارند.

اولین تلاش بر روی یک کوه هشت هزار متری مربوط به سال ۱۸۹۵ در “نانگاپاربات” بود .

بعد از تلاش های بسیار سرانجام اولین کوه هشت هزار متری که صعود شد “آناپورنا” در سال ۱۹۵۰ بود.

از شروع دهه ۵۰ کوه های سر به فلک کشیده دنیا یکی پس از دیگری در فصول مختلف صعود شدند تا اینکه سرانجام در سال ۱۹۸۶ رینهولد مسنر کوهنورد نامدار ایتالیایی با صعود به قله لوتسه فصل جدیدی در تاریخ کوه های هشت هزار متری باز کرد.

وی در طی زمان ۱۶ سال و سه ماه و ۷ روز موفق به صعود تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر دنیا شد و نام خود را به عنوان اولین انسانی که تمامی این قلل را صعود کرد در تاریخ کوهنوردی جاودانه ساخت.

درست یکسال بعد از مسنر کوهنوردی جسور و تکرار نشدنی به نام “یرزی کوکوچکا” از لهستان موفق شد در طی فقط در ۷سال و ۱۱ماه و ۱۴ روز  تمامی این قلل را صعود کند و به عنوان نفر دوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.

باشگاه هشت هزاری ها در واقع به فهرستی از کوهنوردانی اتلاق می شود که موفق به صعود هر ۱۴ قله هشت هزاری می شوند.

برای اینکه سومین انسان وارد باشگاه هشت هزاری ها شود ۹ سال زمان لازم بود تا ارهارد لورتان در سال ۱۹۹۵ بعنوان نفر سوم وارد باشگاه هشت هزاری ها شود.از آن سال تا کنون تقریبا هر سال به لیست باشگاه هشت هزاری ها افزوده می شود.

تعداد افرادی که به قله های مختلف هشت هزار متری صعود کرده اند بیش از سه هزار نفر هستند اما از این سه هزار نفر فقط تعداد بسیار اندکی موفق به صعود هر ۱۴ قله ی بالای هشت هزار متر شدند. این نشان می دهد که صعود به تمامی این ۱۴ قله کاری بس بزرگ و دشوار است.

کمترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها در اختیار چانگ هو کیم از کره جنوبی در زمان هفت سال و ۱۰ ماه و ۶ روز و بیشترین زمان رسیدن به باشگاه هشت هزاری ها متعلق به ماریو پانزری از ایتالیت به مدت ۲۳ سال و ۷ ماه و ۲۱ روز است.

در سال ۲۰۱۰ ادورنه پاسابان به عنوان نخستین کوهنورد زن موفق به صعود به هر ۱۴ قلهٔ هشت هزار متری شد.

در زیر برای اولین بار در یک وبسایت فارسی زبان لیست کامل باشگاه هشت هزاری ها را می توانید دانلود کنید:

فهرست باشگاه هشت هزاری ها – به روز رسانی تا سال ۲۰۱۴(کلیک کنید)

عکس بالای صفحه: خانم ادورنه پاسبان اولین زن عضو باشگاه هشت هزاری ها در کوه k2

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
img_20160927_113827

دنیس اوروبکو ، فراتر از یک کوهنورد

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

دنیس ویکتورویچ اروبکو کوهنورد نامدار روس و شهروند قزاقستان و لهستان متولد ۲۹ ژوئیه ۱۹۷۳ است. دنیس با ۱۹ صعود هشت هزاری، دو صعود هشت هزاری زمستانی (ماکالو و گاشربروم ۲)، گشایش ۴ مسیر جدید در هیمالیا(برودپیک، ماناسلو، چوآیو و کانگجن چونگا)، صعود به همه کوه های هشت هزاری بدون کپسول اکسیژن، یک کلنگ طلایی و ۳ کلنگ طلایی آسیا از پرافتخارترین کوهنوردان جهان است.
دنیس هشتمین انسانی است که بدون استفاده از کپسول اکسیژن مصنوعی تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر را صعود کرد. اروبکو در انجام صعودهای سرعتی نیز از توانایی فوق العاده ای برخوردار است. او در سال ۲۰۰۶ در مسابقات سرعت کوه البروس(بام اروپا) با زمان ۳ ساعت و ۵۵ دقیقه این کوه را صعود کرد و برنده این رقابت شد. نفر دوم این مسابقه ۴۰ دقیقه بعد از دنیس به قله رسید. او همچنین رکورد دار صعود سرعتی کوه خانتانگری به ارتفاع ۷۰۱۰متر است. دنیس در مدت زمان ۱۲ساعت و ۲۱ دقیقه (از کمپ اصلی تا کمپ اصلی) این کوه را صعود کرد.

کارهای خارق العاده دنیس اروبکو به همین ها محدود نمی شود. او در سال ۱۹۹۹ فقط در مدت ۴۲ روز به پنج قله ی بالای هفت هزار متری شوروی سابق صعود کرد و تبدیل به کسی شد که در کوتاه ترین زمان ممکن عنوان پلنگ برفی را کسب کرده است.

دنیس اما همیشه فراتر از یک کوهنورد عادی که فقط هدف بالا یا پایین رفتن از کوه دارد عمل کرده است. کوهنوردی های او همواره همراه با کمک به سایر کوهنوردان همراه بوده است. دنیس اروبکو از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۸ حداقل ۶ بار به شکل رسمی برنامه شخصی صعودهایش در کوه های هشت هزاری را به تعویق انداخته است تا به سایر کوهنوردان کمک کند.

سال ۲۰۰۱ در لوتسه
در این سال دنیس اروبکو دومین تلاش خود برای تراورس اورست به لوتسه را به همراه سیمون مورو انجام داد. زمانیکه او در منطقه بود کوهنورد لهستانی آنا چروینسکایا در ارتفاع ۸۲۰۰ متری بر اثر یخ زدگی نیاز به امداد پیدا کرد. دنیس او را تا کمپ ۴ به ارتفاع ۸۲۰۰ متر منتقل کرد و برنامه تراورس خود را متوقف کرد. در همین لرنامه بعد از امداد رسانی او فقط به کوه لوتسه از مسیر نرمال صعود کرد اما در سال ۲۰۰۹ از مسیری جدید به این کوه صعود کرد.

سال ۲۰۰۲ در شیشاپانگما
پاییز این سال عده ای از کوهنوردان قزاق به همراه دو کوهنورد دیگر به قله شیشاپانگما صعود کردند. در بازگشت کوهنورد اسلونیایی همراه درون شکافی یخی سقوط کرد. تیم قزاق از جمله دنیس اروبکو او را نجات می دهند و تا کمپ ۶۱۰۰متر منتقل می کنند.

سال ۲۰۰۲-۲۰۰۳ در k2
در زمستان ۲۰۰۲-۲۰۰۳ او عضو اکسپدیشن زمستانی لهستانی ها به سرپرستی کریستف ویلیچکی بر روی کوه k2 بود. در جریان این صعود در ارتفاع ۷۷۵۰ متری همنورد وی مارسین کاچکان دچار ارتفاع زدگی شد. دنیس او را به تنهایی تا کمپ ۳ و با ملحق شدن کریستف ویلیچکی از کمپ ۳ او را در همان شب تا کمپ اصلی منتقل کردند تا تحت درمان قرار گیرد.

سال ۲۰۰۳ در برودپیک
در این سال دنیس به همراه تیمی از کوهنوردان قزاق برای صعود کوه های نانگاپاربات، برودپیک و k2 در یک فصل وارد قراقروم شدند. بعد از صعود نانگاپاربات آنها به برودپیک رفتند. تیم قزاقستان در ارتفاع ۷۲۰۰ متری درون چادر منتظر صعود نهایی قله در روز بعد بود. در همین روز کوهنورد فرانسوی کریستف لافیل به شکل سبک بار و آلپی به قله صعود کرد. او در بازگشت به دلیل بدی هوا و ارتفاع زدگی به امداد نیاز پیدا کرد. کوهنوردان قزاقستان درون چادر خود به او پناه دادند و در روز بعد دنیس اروبکو او را تا کمپ اصلی مشایعات کرد و سه کوهنورد دیگر به قله صعود کردند. دنیس اروبکو اما در روز بعد مجدد از کوه بالا رفت و به قله برودپیک صعود کرد.

سال ۲۰۰۸ در آناپورنا
در طی چند سال کوهنوردی در هیمالیا دنیس با کوهنورد اسپانیایی ایناکی اوچوآ دوست شده بود. دنیس اروبکو خسته از صعود کوه ماکالو درون تخت خود در هتلی در کاتماندو در حال استراحت بود که ساعت ۵ صبح توسط مینگما شرپا از خواب بیدار می شود. به او خبر می رسد که دوستش در ارتفاع ۷۴۰۰متری آناپورنا(کمپ ۴) مستقر شده و قادر به پایین آمدن نیست. دنیس بلافاصله با یک کوله سبک سوار بر هلیکوپتر به کمپ اصلی آناپورنا می رود. در همان روز به همراه دن بویی و با تجهیرات اکسیژن تا کمپ ۲ و فردای آن روز به ارتفاع ۷۴۰۰ متری آناپورنا میرسند اما با پیکر بی جان ایناکی مواجه می شوند.

سال ۲۰۱۸ در نانگاپاربات
دنیس اروبکو در زمستان این سال مشغول تلاش زمستانی بر روی کوه k2 به سرپرستی کریستف ویلیچکی بود. همزمان الیزابت روول و تومک مکیویچ در نانگاپاربات بعد از صعود به قله دچار حادثه می شوند. خبر حادثه به گوش تیم k2 می رسد ۴ کوهنورد از جمله دنیس اروبکو در فاصله یک روز از زمستان k2 با پرواز هلیکومتر به کمپ اصلی نانگاپاربات می رود و با صعود شبانه تا ارتفاع ۶۰۰۰ متری این کوه الیزابت روول را تا کمپ اصلی این کوه همراهی می کنند.

منبع:

ویکیپدیا

هشت هزاری ها

دنسیول

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
12647072_10208755161981420_8086402664702192846_n

جنگجویان یخی

نویسنده: مسعود فرح بخش

صعود زمستانی به قلل هیمالیا ، غیر ممکنی بود که با اراده ی لهستانی ها ممکن شد

در دهه ۵۰ ، ۶۰ و ۷۰ میلادی اوج شکوفایی کوهنوردی در قلل مرتفع هیمالیا و قراقروم بود ، در حالیکه بسیاری از اولین های تاریخ کوهنوردی در ارتفاعات بلند در همین سال ها شکل گرفت لهستانی ها در کشور خود اجازه خروج و شرکت در اکسپدیشن های هیمالیا نداشتند ، اوضاع اقتصادی اسفناک آن روزهای لهستان هم اجازه سفر به این گوشه از دنیا را نمی داد ، تا اینکه در اواسط دهه ۷۰ کم کم پای لهستانی ها به هیمالیا باز شد اما درست در زمانیکه بسیاری از رکوردها به ثبت رسیده بود و بسیاری از غیر ممکن ها در هیمالیا ممکن شده بود.

کوهنوردان لهستانی باید ثابت می کردند که بهترین در دنیا هستند و برای اینکار باید تنها غیر ممکن موجود در هیمالیا را ممکن می کردند و آن چیزی نبود جز صعود زمستانی به یک قله ی بالای هشت هزار متر برای اولین بار در تاریخ کوهنوردی.

زمانیکه رینهولد مسنر به همراه پیتر هابلر در سال ۱۹۷۸ بدون کپسول اکسیژن به اورست صعود کردند فقط و فقط تنها یک غیر ممکن دیگر در هیمالیا باقی ماند غیر ممکنی که درست دو سال بعد در فوریه ۱۹۸۰ توسط کریستوف ویلیچکی کوهنورد نامدار لهستانی و لژک سیچی ممکن شد .

زمانی که ویلیچکی با بیسیم خود یک پیام کوتاه به بیس کمپ مخابره کرد و آن پیام شروع فصل جدید در تاریخ هیمالیا نوردی بود : ” مــــا روی قــــــله هســـتیـــــم ” پیامی کوتاه از بلند ترین نقطه ی زمین ولی اینبار در فصل زمستان .

اولین هشت هزاری لهستانی ها و اولین کوه هشت هزار متری که در زمستان صعود شد از قضا بلندترین آنها نیز بود. صعود زمستانی به کوه اورست تا آن تاریخ بزرگترین غیر ممکن تاریخ کوهنوردی بود که به وقوع پیوسته بود.

لهستانی های قدرتمند که “جنگجویان یخی” لقب گرفته بودند در حد فاصل سال ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ موفق شدند ۷ قله از چهارده قله ی بالای هشت هزار متری را صعود کنند.

اورست در سال ۱۹۸۰(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان)

ماناسلو در سال ۱۹۸۴

دائولاگری در سال ۱۹۸۵

چوآیو در سال ۱۹۸۵

کانگچن چونگا در سال ۱۹۸۶

آناپورنا در سال ۱۹۸۷

لوتسه در سال ۱۹۸۸(اولین صعود یک هشت هزاری در زمستان به صورت سولو و انفرادی توسط ویلیچکی)

در این بین یرزی کوکوچکای افسانه ای با ۴ صعود زمستانی(کانگجن چونگا ، دائولاگری ، آناپورنا ، چوآیو ) و کریستوف ویلیچکی با ۳ صعود(کانگجن چونگا ، لوتسه ، اورست) نامشان در تاریخ جاودانه شد.

لهستانی ها تا سال ۲۰۰۵ حاکم هیمالیا در زمستان بودند تا اینکه پدیده ای به نام “سیمون مورو” ظهور کرد

در سال ۲۰۰۵ سیمون مورو ی ایتالیایی بهمراه موراوسکی لهستانی شیشاپانگما را صعود کردند تا اولین غیر لهستانی تاریخ باشد که یک کوه هشت هزار متر را برای اولین بار در زمستان صعود کرد.

در سال ۲۰۰۹ سیمون مورو به همراه دنیس اروبکو ، ماکالو را نیز در زمستان صعود کرد تا اولین و تنها صعود زمستانی ماکالو رقم بخورد.

سیمون مورو در سال ۲۰۱۱ بهمراه دنیس اروبکو و کوری ریچاردز گاشربروم ۲ را صعود کرد تا عدد فتوحات خود در زمستان را به سه برساند .

این صعود اولین صعود یک کوه هشت هزار متری در پاکستان بود و اولین و آخرین صعود زمستانی در گاشربروم ۲٫

در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ باز هم لهستانی ها موفق شدند گاشربروم ۱ و برودپیک را هم در پاکستان صعود کنند تا ۱۲ قله از ۱۴ قله بالای هشت هزار متر در زمستان صعود شده باشد.

اما صعود سیزدهمین کوه هشت هزاری تاریخ نیز به نام سیمون مورو افسانه ای رقم خورد. او به همراه آلکس تکسیکن و علی سدپارا از پاکستان بعد از چندین تلاش ناموفق در سال های قبل موفق شد در سال ۲۰۱۶ کوه سرسخت نانگاپاربات را در زمستان صعود کند تا با چهار صعود زمستانی نامش را در تاریخ کوه نوردی دنیا برای همیشه جاودان سازد.

اکنون کوه k2 ملقب به کوهستان وحشی ، دومین و مشکل ترین کوه جهان  تنها کوه بالای هشت هزار متریست که هنوز کسی موفق به صعود زمستانی آن نشده است. اما غیر ممکن غیر ممکن است …

عکس بالای صفحه: از چپ (دنیس اوروبکو ، سیمون مورو ، کوری ریچاردز) در اولین صعود زمستانی کوه گاشربروم ۲

برگرفته از

Alpinist

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
 
راینولد مسنر

رینهولد مسنر ؛ مردی برای تمام دوران

نویسنده: مسعود فرح بخش

رینهولد مسنر کوهنورد ، ماجراجو ، کاشف ، قطب نورد ، کویرنورد و نویسنده اهل ایتالیا متولد ۱۷ سپتامبر ۱۹۴۴

مسنر به قدری بزرگ است که کلمات قادر به وصف او نیستند ؛ او مرد اولین ها و بی شک یکی از بهترین های کوهنوردی در تمام دوران است.

مسنر از دوران کودکی کوهنوردی را زیر نظر پدرش جوزف مسنر شروع کرد . وی زمانیکه تنها ۵ سال داشت با پدرش اولین قله ی خود را صعود کرد . او که همراه با پدرش در گوشه ای از الپ کوهنوردی می کرد کم کم عاشق کوه و صخره شد. مسنر علاقه ی شدیدی به کوهستان آلپ و دلومیت ها داشت( دلومیت ها رشته کوهی در شمال شرقی ایتالیا هستند که به دلیل شکل سوزنی  و صخره های سر به فلک کشیده بسیار معروف می باشند ؛ بلندترین قله دولومیت ها “مارمولودا” با ۳۳۴۳ متر ارتفاع است)

مسنر هشت برادر و یک خواهر داشت. او بعد ها با برادرش گونتر کوهنوردی و با برادر دیگرش هابرت قطب های زمین را پیمایش کرد.

زمانیکه مسنر ۱۳ سال داشت بصورت جدی مشغول فعالیت های کوهنوردی شد و اینکار را بهمراه برادرش گونتر که ۱۱ سال داشت انجام داد.

مسنر در دهه ۶۰ با الهام گرفتن از هرمان بول سبک کوهنوردی آلپی را بنیان نهاد. یعنی کوهنوردی از پای کوه بدون مسیر مشخص ، برقراری کمپ در صورت نیاز بصورت موقت ، حمل کمترین تجهیزات و زمان حداقل برای دستیابی به هدف

در سال ۱۹۷۰ مسنر اولین سفر خودش به هیمالیا را بهمراه برادرش گونتر انجام داد. هدف آنها صعود به قله سرسخت نانگاپاربات از جبهه صعود نشده روپال بود.

مسنر و برادرش گونتر سرانجام به قله رسیدند اما به دلایل نتوانستند از مسیری که بالا آمده بودند به پایین بروند و در کمال شگفتی بدون طناب ، آذوقه ، کیسه خواب و چادر از جبهه دیامیر که هیچ کوهنوردی در آن نبود تصمیم به فرود گرفتند. دو روز بعد در راه بازگشت تراژدی بزرگی رخ داد. گونتر بر اثر سقوط بهمن کشته شد و خود مسنر هر ده انگشت پایش را بعلت سرمازدگی از دست داد. از مسنر کم تجربه در آن زمان برای انجام این صعود بهمراه برادر کم تجربه ترش بسیار انتقاد شد.

مسنر در ۱۹۷۵ گاشربروم ۱ را در سه روز از مسیر جدید صعود کرد که این زمان در آن زمان بی سابقه بود.

مسنر مرد اولین ها بود او بعد ها بعد از سه تلاش ناموفق سرانجام در ۱۹۷۸ نانگاپاربات را از جبهه دیامیر بصورت سولو ، انفرادی و بدون کپسول اکسیژن و بدون حمایت هیچ تیم کوهنوردی صعود کرد. این اولین صعود انفرادی کامل در کوه های ۸۰۰۰ متر بود.

او در همین سال به مرا پیتر هابلر اورست را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد تا آن زمان صعود به اورست بدون استفاده از کپسول اکسیژن از سوی کوهنوردان ، شرپاها و دکترها غیر ممکن شمرده می شد اما مسنر و هابلر اولین نفراتی بودند که این غیرممکن را ممکن کردند.

مسنر تمامی ۱۴ کوه بالای هشت هزار متر را صعود کرد و اولین نفری شد که به این افتخار دست پیدا کرد . مسنر تمامی این ۱۴ قله را بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد.

مسنر بعد ها اورست را بصورت سولو و افرادی و بدون استفاده از کپسول اکسیژن صعود کرد تا بالاترین صعود انفرادی تاریخ کوهنوردی را ممکن کند.

مسنر بعنوان یک کاشف و ماجراجو به قله های بسیاری در سرتاسر دنیا صعود کرده . مسنر قطب های زمین را نیز پیمایش کرده و صحرای بزرگ گوبی را نیز درنوردید. همچتین او فاتح هفت قله مرتفع هفت قاره جهان نیز می باشد. با هم نگاهی می اندازیم به کارنامه پرافتخار مسنر در گذر زمان:

 

مسنر در مجموع ۲۰ بار قله های بالای هشت هزار متر را صعود کرد

کارنامه مسنر در هشت هزار متری ها به ترتیب زمان صعود:

۱۹۷۰ نانگاپاربات اولین وآخرین صعود از جبهه روپال با برادرش گونتر

۱۹۷۲ ماناسلو از مسیر جدید

۱۹۷۵ گاشربروم ۱ اولین صعود به روش آلپی در تاریخ هیمالیا در سه روز گشایش مسیر جدید

۱۹۷۸ اورست اولین صعود تاریخ اورست بدون کپسول اکسیژن بهمراه پیتر هابلر

۱۹۷۸ نانگاپاربات اولین صعود سولو و انفرادی به یک کوه هشت هزار متری

۱۹۷۹کوه سرسخت K2

۱۹۸۰ اورست ؛ اولین و تنها صعود انفرادی و بدون کپسول اکسیژن در تاریخ هیمالیا

۱۹۸۱ شیشاپانگما ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ کانجنچونگا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۲ گاشربروم ۲

۱۹۸۲ برودپیک

۱۹۸۲ اولین تلاش زمستانی بر روی چوآیو (صعود نا موفق)

۱۹۸۴ تراورس گاشربروم ۱ و ۲ صعود به قله ها بدون بازگشت به کمپ اصلی

۱۹۸۵ دائولاگری

۱۹۸۵ آناپورنا ؛ گشایش مسیر جدید

۱۹۸۶ ماکالو

۱۹۸۶ لوتسه

سایر اکسپدیشن های مسنر:

۱۹۷۱ انجام برنامه های کوهنوردی در ایران ؛ نپال ، گینه نو ، پاکستان و شرق آفریقا

۱۹۷۲ نوشاخ واقع در رشته کوه هندوکش افغانستان

۱۹۷۴ کوه دنالی در آلاسکا از مسیر جدید

۱۹۷۸ کلیمانجارو مسیر جدید

۱۹۸۶ پیمایش شرق تبت ، کوه وینسون در قطب جنوب ؛ در این سال مسنر اولین شخصی شد که ۷ قله ی مرتفع ۷ قاره ی دنیا را بدون کپسول اکسیژن صعود کرد

۱۹۸۹ پیمایش قطب جنوب

۱۹۹۲ کوه شیمباروزو مرتفع ترین کوه دنیا بر مبنای فاصله از مرکز کره زمین

۱۹۹۵ پیمایش قطب شمال از سیبری به کانادا(ناموفق)

۱۹۹۸ صعود به کوه های مغولستان و برخی کوه های آند

۲۰۰۰ ساخت فیلمی بر روی کوه فوجی ژاپن

۲۰۰۳ سفر به اقیانوس منجمد شمالی

۲۰۰۴ پیمایش صحرای بزرگ گوبی مغولستان ، ۲۰۰۰ کیلومتر پیمایش پیاده

مسنر پا به سن گذاشته در سال ۲۰۰۳ شروع به ساخت پروژه به نام “موزه کوهنوردی مسنر” کرد که در سال ۲۰۰۶ در قالب پنج موزه در نقاط مختلف کوهستان آلپ به منظور بازدید عموم بازگشایی شدند.در این موزه ها عکس ها وتجهیزاتی از کوهنوردی ها ی مسنر وهمینطور سایر تجهیزات و ادوات کوهنوردی به نمایش در آمده .

اینکه مسنر با این سبک کوهنوردی در تمامی صعود هایش زنده ماند و چگونه تمامی صعود هایش بدون کپسول اکسیژن بودند خود نشان از نبوغ و توان فرا انسانی او دارد. بدون شک نام و یاد مسنر برای همیشه در تاریخ کوهنوردی باقی می ماند .

سخنانی از مسنر:

“بدون خطر مرگ، کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ولی در کوهنوردی من به دنبال مرگ نیستم، دقیقا برعکس آن، من سعی در زنده ماندن دارم. اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم میشود. بهترین کوهنورد کسی نیست که تلاش میکند تا یکی دوبار کارهای احمقانه بکند و سپس بمیرد. بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی میکند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند . . .شما باید نزد خودتان در نظر بگیرید که فلان کار را میتوانید انجام دهید و یا نمیتوانید. این یکی از اصلیترین قسمتهای کوهنوردی است که هر لحظه باید یادتان باشد. پیش خودتان بگوئید”این حد و مرز من است. بیشتر از این نمیتوانم، باید پائین تر از این حد توقف کنم.” و اگر شما از این حد بالاتر بروید مطمئنا در کوهنوردی کشته خواهید شد و هنر کوهنوردی زنده ماندن است نه مردن.”

 

منابع:

وبسایت هشت هزارتایی ها

کوهنوردان زرتشتی

صفحه ویکیپدیا

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
Logo Piolets d'or

جایزه کلنگ طلایی

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

جایزه کلنگ طلایی معتبرترین جایزه سالانه کوهنوردی است که از سال ۱۹۹۱ توسط مجله فرانسوی Montagnes و انجمن فرانسوی Le  groupe de haute montagne یا به اختصار GHM به کوهنوردانی که در سرتاسر دنیا برنامه های شاخص کوهنوردی انجام می دهند اهدا می شود.

 

انجمن فرانوسوی GHM با عضویت کوهنوردان فرانسوی و سایر کوهنوردان از سرتاسر دنیا به ارتقاء سطح فنی و کیفی برنامه های آنان کمک می کند. همینطور کوهنوردان سرتاسر دنیا می توانند با همدیگر آشنا شوند و از رزومه فعالیت هایشان آگاهی پیدا کنند.

 

نامزدهای جایزه کلنگ طلایی توسط GHM و Montagnes انتخاب می شوند و هر ساله مراسمی با حضور داوران ، برگزار کنندگان مراسم و کوهنوردان از سرتاسر دنیا در شهر شامونی فرانسه و کورمایور ایتالیا برگزار می شود و جایزه کلنگ طلایی که معتبرترین جایزه دنیای کوهنوردیست به منتخبین اهدا می شود.

 

کوهنوردانی که نامزد جایزه کلنگ طلایی می شوند نه تنها می بایستی یک برنامه خاص کوهنوردی در سطح جهانی را انجام دهند بلکه باید در اجرای برنامه های خود از موارد زیر نیز پیروی کنند:

استفاده از کمترین تجهیزات و در واقع شیوه آلپی و سبک بار بودن برنامه. طبق این اصل صعود ها باید با حداقل هزینه اقتصادی انجام شود. طناب های ثابت ، اکسیژن های مکل ، باربرها ، شرپاها و سایر عوامل انسانی می بایستی کمترین نقش را داشته باشد و یا به عبارتی نقشی نداشته باشد.

پایبند بودن به ارزش های اخلاقی ، احترام به جامعه محلی ، حفظ محیط زیست و اعتقاد به روح واقعی ورزش کوهنوردی می بایستی سر منشا برنامه ها قرار گرفته باشد.

مسیر و نوع برنامه می بایست خلاقانه باشد و انجام برنامه یک نوآوری در تاریخ کوهنوردی باشد.

در انتخاب نامزدها برای داوران نه تنها ارتفاع کوه چندان اهمیتی ندارد بلکه تکیه بر مهارت ، تجربه و دانش کوهنوردی بهمراه نوآوری ، خلاقیت و درجه سختی مسیر از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است.

بر طبق این اصل بسیاری از صعودهای کوهنوردان از مسیرهای عادی به مرتفع ترین قلل دنیا ، امروزه کاری بسیار عادی تلقی می شود و شامل هیچ یک از گزینه های بالا برای نامزدی در جایزه کلنگ طلایی نیست.

 

مراسم جایزه کلنگ طلایی برعکس سایر مراسم های ورزشی چندان رقابتی نیست و سرشار از احساسات است. داوران در برخی از سال ها جایزه کلنگ طلایی را به بیش از یک کوهنورد و یک برنامه اهدا کردند حتی در سال ۲۰۱۳ جایزه کلنگ طلایی در اقدامی بی سابقه به شش برنامه مختلف کوهنوردی اهدا شد.

 

اولین جایزه کلنگ طلایی در سال ۱۹۹۲ به دو کوهنوردی اهل اسلونی برای ۳۰۰۰ متر صعود از برج جنوبی کانجن چونگا رسید.

ازسال ۲۰۰۹ به جز جایزه اصلی کلنگ طلایی جایزه “یک عمر فعالیت کوهنوردی” نیز برای ادای احترام به کوهنوردان قدیمی و با تجربه به آنان اهدا می شود.

اولین کوهنوردی که جایزه یک عمر فعالیت کوهنوردی را کسب کرد ، والتر بوناتی کوهنورد ، ماجراجو و نویسنده ی ایتالیایی بود .

در سال ۲۰۱۰ جایزه یک عمر فعالیت کوهنوردی به رینهولد مسنر اهدا شد.

مارکو پریزل کوهنورد اسلونیایی با سه بار برنده شدن این جایزه رکورد دار می باشد. وی اولین جایزه کلنگ طلایی را در سال ۱۹۹۲ کسب کرد و همچنین در سال های  ۲۰۰۷ و ۲۰۱۴ برای بار دوم و سوم نیز این جایزه را تصاحب کرد.

اولی استک کوهنوردی توانمند سوئیسی نیز دو بار جایزه کلنگ طلایی را کسب کرده. وی در سال ۲۰۱۴ برای اولین صعود سولو و انفرادی رخ جنوبی آناپورنا و در سال ۲۰۰۹ برای اولین صعود آلپی رخ شمالی کوه  ۶۵۰۰ متری Tengkampoche در نپال این جایزه را کسب کرد.

در سال ۲۰۰۹ “کی تانیگوچی” کوهنوردی ژاپنی اولین زنی بود که جایزه کلنگ طلایی را کسب کرد.

جایزه کلنگ طلایی به دلیل تغییرات در سیستم داوری در سال ۲۰۰۸ برگزار نشد.

Logo Piolets d'or

لوگوی جایزه معتبر کلنگ طلایی

برداشت از:

https://en.wikipedia.org/wiki/Piolet_d%27Or

http://www.pioletsdor.net/index.php/en/

http://kouheghaf.blogspot.com/2016/03/blog-post_51.html

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
Panthera_uncia_Shynghyz_Tama_Zoo_2015-09-20

پلنگ برفی کوهنوردی

نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

پلنگ برفی با نام عمومی snow leopard گربه سانی کوچک به نسب سایر پلنگ ها می باشد که در نواحی کوهستانی آسیای میانه زندگی می کند. مناطق زندگی این حیوان به قدری صعب العبور است که نمی توان اطلاعات دقیقی از تعداد و نوع زندگی آنها جمع آوری کرد. استتار بی نظیر این جاندار نیز مزید بر علت شده تا کمتر کسی در طبیعت موفق به دیدن پلنگ برفی شده باشد. این پلنگ بر عکس گربه سانان دیگر با شرایط زندگی در نواحی سرد کوهستانی خو گرفته است. گوشهایش به جهت دفع کمتر گرما حالت گرد دارند. خال های رز شکلی در بدن حیوان ، چشم سبز ، تفاوت بینی و دهان و تطابق آن با محیط زندگی و بدن پر مو از خصوصیات این حیوان زیبا و کم یاب است . تعداد این جاندار در طبیعت چیزی بین ۴ هزار تا ۷ هزار قلاده تخمین زده می شود.

عمده محل زندگی این حیوان در کوه ها ی آسیای میانه و در اتحاد جماهیر شوروی سابق می باشد.

800px-Mikmar

پلنگ برفی

 

در شوروی سابق و امروزه در تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان ۵ کوه با ارتفاع بالای ۷۰۰۰ متر وجود دارد. در گذشته هر کوهنوردی که به یکی از این کوه ها صعود می کرد باید از تجربه و مهارت کافی برخوردار می بود. به جهت سخت و صعب العبور بودن این ۵ کوه ، بعد ها روس ها عنوان ” جایزه پلنگ برفی” را برای کسی که تمامی این ۵ کوه را صعود کند در نظر گرفتند و اولین جایزه پلنگ برفی در سال ۱۹۶۱ به “اوگنی ایوانوف” رسید.

سه قله از پنج قله در رشته کوه پامیر در کشورهای تاجیکستان و قرقیزستان است. دو قله ی دیگر در رشته کوه تیان شان در کشورهای قزاقستان ، قرقیزستان و چین قرار دارند.

Pamir_Mountains,_Tajikistan ie plan

رشته کوه پامیر

The Tian Shan range on the border between China and Kyrgyzstan with Khan Tengri (7,010 m) visible at center.

رشته کوه تیان شان و خانتنگری در مرکز

این ۵ کوه به ترتیب ارتفاع عبارتند از :

۱-کمونیزم Communism در رشته کوه پامیر کشور تاجیکستان با ۷۴۹۵ متر ارتفاع

۲-پوبدا Pobeda در رشته کوه تیان شان کشور قرقیزستان و چین با ۷۴۳۹ متر ارتفاع

۳-لنین Lenin در رشته کوه پامیر کشور تاجیکستان و قرقیزستان با ۷۱۳۴ متر ارتفاع

۴-کورژنفسکا Korzenevskaja در رشته کوه پامیر کشور تاجیکستان با ۷۱۰۵ متر ارتفاع

۵-خانتنگری Khan Tengri در رشته کوه تیان شان کشور قرقیزستان و قزاقستان با ۷۰۱۰ متر ارتفاع

ismaeel samani (Communism old)

کمونیسم یا امیرمنصور سامانی در رشته کوه پامیر

pobeda

پوبدا در رشته کوه تیان شان

lenin(ebne sina)

لنین یا ابن سینا در رشته کوه پامیر

Korzhenevskaya

کورژنفسکایا در رشته کوه پامیر

khan_Tengri

خانتنگری در رشته کوه تیان شان

هیچ کوهی با ارتفاع بالای ۷۰۰۰ متر را نمی توان ساده قلمداد کرد. کوه لنین با توجه به ارتفاعش از دید کوهنوردان کوهی ساده با مسیر غیر تکنیکی است و آمار صعود های آن زیاد است . از این رو می توان آنرا با کوه موستاق آتا مقایسه کرد.

مسیرهای نرمال کمونیزم و کورژنفسکایا کمی فنی تر می باشند .همینطور خطر بهمن در این مسیر ها جدی تر است و باید بسیار دقت کرد.

خانتنگری دو مسیر اصلی دارد ، یکی از این دو مسیر بسیار راحت تر می باشد اما خطر بهمن در این مسیر زیاد است از طرفی مسیر ایمن تر به لحاظ فنی مشکل تر است.

در واقع ارتفاع اصلی خانتنگری ۶۹۹۵ متر می باشد .روی قله یک نقاب برفی وجود دارد که ارتفاع آن را به ۷۰۱۰ متر می رساند اما این نقاب هرگز از سوی کوهنوردان صعود نمی شود.

تقریبا این چهار کوه به لحاظ فنی در درجه کوه های بسیار مشکل قرار نمی گیرند. کسانی که در پی عنوان پلنگ برفی هستند اصلی ترین چالش آنها صعود به قله پوبدا می باشد. در واقع صعود به این قله بسیار سخت می باشد ، معمولا کوهنوردان در ایستگاه پوبدا متوقف می شوند. آمار صعود به پوبدا بسیار کمتر از ۴ کوه دیگر است.

در سال ۲۰۰۳ زنده یاد مهدی اعتمادی فر از ایران توانست بعنوان اولین ایرانی عنوان پلنگ برفی را کسب کند.

در سال ۲۰۱۱ زنده یاد مهدی عمیدی بعنوان دومین ایرانی عنوان پلنگ برفی را کسب کرد.

اولین عنوان پلنگ برفی در سال ۱۹۶۱ به اِوگنی ایوانوف رسید. اما اوبه هر ۵ قله صعود نکرده بود و عنوان را بصورت افتخاری دریافت کرد.

اولین کسی که به هر ۵ قله صعود کرد و عنوان پلنگ برفی را تصاحب کرد کریل کاژمین و والنتین بوژاکوف در سال ۱۹۶۶ بودند.

اولین زنی که عنوان پلنگ برفی را کسب کرد لودمیلا آگارانوسکایا در سال ۱۹۷۰ بود.

جوانترین پلنگ برفی آندری تِسلیشِف با ۲۲ سال سن در سال ۱۹۸۶ بود.

مسن ترین پلنگ برفی لف سارکیسوف با ۵۸ سال سن در سال ۱۹۹۷

رکورد سریع ترین زمان رسیدن به عنوان پلنگ برفی مربوط به دنیس اوروبکو کوهنورد مشهور قزاق است که در ۵۸ روز بهمراه سرگئی مولوتوف این عنوان را تصاحب کرد.

رکورد بیشترین تکرار عنوان پلنگ برفی در سال ۲۰۰۴ به بوریس کورشونوف رسید. وی ۹ بار به عنوان پنگ برفی رسیده است.

تا کنون تا انتهای سال ۲۰۱۵ میلادی ۶۴۴ بار عنوان پلنگ برفی به کوهنوردان مختلف رسیده است.

بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال کشورها از آن برخی نامگذاری قله ها تغییر کرد و ممکن است در برخی منابع با نام های دیگر مواجه شوید مانند ابو علی سینا و امیر منصور سامانی! اما نام اصلی قله ها که در بین کوهنوردان و محلی ها رواج دارد همین نام های بالا می باشند.

برای دیدن اسامی پلنگ های برفی به وب سایت زیر مراجعه کنید:

<<فهرست پلنگ های برفی>>

منبع:

https://en.wikipedia.org/wiki/Snow_Leopard_award

http://www.summitpost.org/the-snow-leopards/235234

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است
b38654e5514e226beb76653a997efb8a

وندا روتکیویچ ، کوهنورد زنی که بالاتر از مرد ها بود

نویسنده: مسعود فرح بخش
وندا روتکیویچ ، متولد ۱۹۴۳ در لهستان است. از اواسط دهه ۶۰ میلادی وقتی پای لهستانی ها به کوه های مرتفع دنیا باز شد ؛ بسیاری از ناممکن ها ، ممکن شد . لهستانی ها با کارهای شاخص خود نبوغ و سرسختی بالای خود را به رخ همگان کشیدند . بدون شک در دنیای کوهنوردی لهستانی ها حرف های زیادی برای گفتن دارند و در بین لهستانی ها نام خانم “وندا روتکیویچ” به زیبایی می درخشد.

بی تردید وندا نه تنها یکی از بهترین کوهنوردان زن تمام دوران بود بلکه می توان گفت او یکی از بهترین های هیمالیا و قراقروم بود.

وندا ورزش های شنا ، ژمیناستیک و اسکی را به طوری حرفه ای دنبال می کرد. او اولین بار در سال ۱۹۶۱ در جریان اردوی تیم ملی والیبال زنان لهستان برای بازی های المپیک توکیو با کوهنوردی آشنا شد. وندا اولین صعود بلند خود را در سال ۱۹۷۰ به قله لنین انجام داد.

در سال ۱۹۷۵ وندا روتکیویچ در قالب تیم لهستانی برای اولین بار به قله گاشربروم ۳ صعود کردند. این اولین صعود موفق گاشربروم ۳ بود. این کوه مرتفع ترین قله ۷۰۰۰ متری و پانزدهمین قله مرتفع دنیاست.گاشربروم ۳ اولین کوه دنیا بود که اولین صعود آن توسط یک زن انجام شد.

وندا بعنوان نخستین زن دیواره شمالی ایگر را صعود کرد.

همچنین وندا دیواره شمالی ماترهورن را در زمستان صعود کرد.

او نوشاخ و آکانکاگوا را نیز صعود کرد.

وندا اولین زن کوهنورد بود که رویای رسیدن به ۱۴ قله هشت هزار متری را در سر داشت.

در سال ۱۹۷۸ او بعنوان اولین کوهنورد لهستانی ، اولین کوهنورد زن اروپایی و سومین زن دنیا به قله اورست صعود کرد.

وندا در سال ۱۹۸۵ کوه سرسخت نانگاپاربات را صعود کرد.

یکی از ماندگارترین کارهای وی صعود به عنوان اولین کوهنورد زن در سال ۱۹۸۶ به مشکل ترین کوه دنیا ، K2 بود.

شیشاپانگما را در سال ۱۹۸۷ صعود کرد و دو سال بعد در ۱۹۸۹ گاشربروم ۲ و در سال بعد گاشربروم ۱ را صعود کرد.

در سال ۱۹۹۱ چوآیو را به صورت سولو و انفرادی صعود کرد.

در همان سال کوه سرسخت آناپورنا ، خطرناک ترین کوه جهان را بازهم به صورت سولو و انفرادی صعود کرد.

در سال ۱۹۹۲ و در سن ۴۹ سالگی آخرین برگ از کارنامه پرافتخار وندا رقم خورد. وی آخرین بار توسط کوهنورد معروف مکزیکی ، کارلوس کارسولیو ، در ارتفاعات بالای کوه کانجن چونگا دیده شد. کارلوس سعی می کند او را مجبور به بازگشت کند اما وندا قبول نمی کند. بعد از آن وندا هرگز دیده نشد. در سال ۱۹۹۵ جسدی در کوه کانجن چونگا پیدا شد که گمان می رفت مربوط به او باشد.

اینکه او کانجن چونگا را صعود کرده یا نه هرگز مشخص نشد ، اگر او این کار را انجام داده باشد اولین کوهنورد زنی است که به سومین کوه مرتفع دنیا صعود کرد.

وندا روتکیویچ با احتساب کانجن چونگا تا سال ۱۹۹۲ توانست به ۹ قله هشت هزار متری صعود کندکه نشان از نبوغ و توان بسیار بالای این کوهنورد دارد و از این لحاظ از بسیاری کوهنوردان مرد زمان خود بالاتر بود

بدون شک او یکی از بهترین کوهنوردان زن تمام دوران است.

بعد ها در سال ۲۰۱۰ خانم ادورنه پاسابان اولین زنی بود که به تمامی ۱۴ قله بالای هشت هزار متر صعود کرد .

rutkiewicz-kukuczka

وندا روتکیویچ و یرزی کوکوچکا ، بسیاری ایندو را بهترین کوهنوردان مرد و زن تمام دوران می دانند

402960

وندا روتکیویچ

Wanda_Rutkiewicz,_Góry_Sokole,_fot

خانم وندا از برترین کوهنوردان زن تمام دوران

 

منبع:

https://en.wikipedia.org/wiki/Wanda_Rutkiewicz

http://www.summitpost.org/in-memory-of-wanda-rutkiewicz-1943-1992/402961

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام وبسایت “بام ایران ، ۵۶۱۰ متر” مجاز است