گروه سفرهای پرسیکا
یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی کوه داهولاگیری

بزرگ مانند یرزی کوکوچکا

نویسنده : مسعود فرح بخش

چرا مانند کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد؟ کوهنورد بزرگ دوران یرزی کوکوچکا با انجام صعود های شاخص در هیمالیا همواره مورد تحسین سایر کوهنوردان است. دومین فاتح همه کوه های هشت هزاری با انجام کارهای خارق العاده و نو در کوه های سر به فلک کشیده از خود میراث گرانبهایی را بر جای گذاشته است. زمستان، مسیرهای نو، کمبود امکانات و تجهیزات، فقر، فضای بسته سیاسی و اجتماعی کشورش لهستان در آن سالها و سایر دشواری های موجود جلودار او نبود. در وصف بزرگی او می توان بسیار سخن گفت اما شاید زمستان ۱۹۸۵ اوج نبوغ و مهارت او را بر همگان آشکار سازد. سی و سه سال قبل در زمستان ۱۹۸۵ او کاری را انجام داد که هیچ کوهنوردی حتی برای رسیدن به این مهم تلاش هم نکرد. یرزی کوکچکا در حد فاصل ۲۱ ژانویه ۱۹۸۵ تا ۱۵ فوریه همان سال یعنی در زمانی کمتر از یک ماه دو کوه داهولاگیری و چوآیو را در زمستان صعود کرد. صعود به دو کوه هشت هزاری در زمستان و کمتر از یک ماه یکی از کارهای دست نیافتنی تاریخ کوهنوردی است. داستان صعود دو کوه هشت هزاری در یک فصل همه اسطوره و حماسه های داستانی را به حقیقت تبدیل کرد و میراثی جاودان از این کوهنورد فقید همه دوران بر جای گذاشت. زمستان ۱۹۸۵ در هیمالیا به ما پاسخ خواهد داد که چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد.

عکس: یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگیری در زمستان ۱۹۸۵

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

رینهولد مسنر، اولین فاتح چهارده کوه هشت هزاری

رینهولد مسنر، مردی که تکرار نمی شود

مترجم: مسعود فرح بخش
وقتی من و پیتر تصمیم گرفتیم در سال ۱۹۷۸ بدون استفاده از کپسول اکسیژن به اورست صعود کنیم، مردم به ما می گفتند اینکه کسی تا این حد با زندگی خود خطر کند غیر ممکن است. آن ها به ما گفتند که شما مغزتان را از دست داده اید. وقتی که در منطقه به گروه اکسپدیشن اتریشی ملحق شدیم آن ها گفتند امکان ندارد شما زنده برگردید. اما من می خواستم این غیر ممکن را ممکن کنم.

وقتی از جورج مالوری پرسیدند چرا به اورست می روی در پاسخ گفت: “برای آن که این کوه آنجاست”.
من فکر می کنم زمانی که ما از یک کوه پایین می آییم، نوعی تجربه ای خاص و قوی در ما شکل می گیرد. شما از مکانی غیرقابل سکونت و سخت با موفقیت باز می گردید و در این لحظه حسی خاص به انسان دست می دهد. حسی که گویی دوباره متولد شده است، این تجربه بسیار قدرتمند است و شما سعی می کنید که بارها آن را تکرار کنید و برای لمس مجدد آن، رنج های بسیاری را تحمل می کنید. در واقعی این نوعی اعتیاد است.

تا زمانی که من ۲۰ سالم بود همواره پدرم حامی من در کوهنوردی بود اما وقتی فهمید من چه فکرهایی در سر دارم سعی کرد که مرا منصرف کند. بعد از مرگ برادرم گونتر در نانگاپاربات، پدرم همیشه مرا سرزنش می کرد. زمانی که از قصد من برای صعود اورست بدون کپسول اکسیژن آگاه شد در حالیکه روی صندلی اش نشسته بود گفت: “تو دیوانه ای” و سعی کرد مرا منصرف کند اما برای این کار دیر شده بود و من تصمیمم را گرفته بودم. وقتی من با موفقیت از این سفر برگشتم به من گفت: “می دانستم از پس این کار بر می آیی”

بعد از این صعود موفق تنها یک چیز در ذهن من بود، فکری که دو سال تمام در مغزم پرورش دادم و اینک نوبت آن رسیده بود.
صعود به اورست بدون کپسول اکسیژن، انفرادی و در فصل بادهای موسمی و از جبهه شمال شرقی در تبت
این سخت ترین کاری بود که در کوهنوردی انجام دادم

در ۱۹۸۰ و در فصل بادهای موسمی به اورست رفتم. من در آنجا تنها بودم در واقع به معنی واقعی کلمه تنهای تنها بودم. در یکی از شب ها به درون شکافی عمیق سقوط کردم و دیگر تسلیم شده بودم. اما فقط تمام فکری که دو سال تمام در سرم بود مرا قادر به ادامه مسیر داد.

بخشی از مصاحبه رینهولد مسنر (اولین فاتح ۱۴ قله مرتفع زمین، اولین فاتح اورست بدون کپسول اکسیژن و اولین فاتح انفرادی اورست) با روزنامه گاردین

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

 

سر ارنست شکلتون، از کشافان جنوبگان

ارنست شَکِلتون؛ پیشگام در عصر اکتشاف جنوبگان

نویسنده: مسعود فرح بخش

حدود یک قرن پیش مردی چهل ساله از سرزمین بریتانیا تصمیم به انجام کاری بسیار بزرگ و عجیب گرفت که تا قبل از او در فکر کسی هم خطور نکرده بود. سِر ارنست شکلتون مردی بود که در عصر اکتشاف قطبی در قطب جنوب برای رسیدن به جنوبگان تلاش کرد اما سرانجام رقابت را به روآل آموندسن نروژی باخت و نتوانست به عنوان اولین گروه به جنوبی ترین نقطه زمین برسد. شکلتون اما تصمیم به انجام یک ماجراجویی بزرگ گرفت، هدف او این بود: عبورکامل از قاره جنوبگان گرفت، کاری بزرگ و غیر قابل تصور در آن زمان، ورود از یک سمت قاره و خروج از سمت دیگر…

شکلتون چندماه در پی تدارک سفر و جذب نیروی انسانی و تامین هزینه های سفر شد. در سال ۱۹۱۴ شکلتون برای جذب نیروهای زبده یک آگهی در روزنامه به چاپ رساند که بعدها به یکی از معروف ترین آگهی های جذب نیروی کار در دنیا تبدیل شد:

یکی از معروف ترین آگهی های استخدام در طول تاریخ

“به مردانی نیاز است برای سفری مخاطره آمیز، مزد ناچیز، سرمای جانسوز، ماه های طولانی در ظلمات مطلق، خطرات دائمی. تردید در بازگشت، افتخار و قدردانی در صورت موفقیت “ارنست شکلتون”

۲۷ نفر خدمه با یک کشتی به اسم endurance یا پایداری بریتانیا را در ۱۹۱۴ درست در زمان اوایل جنگ جهانی اول به سمت جنوبگان ترک کرد. در ژانویه ۱۹۱۵ درست در جایی که کشتی آنها فقط ۱۶۰ کیلومتر تا رسیدن به لبه ی قاره جنوبگان فاصله داشت در توده یخ های شناور گیر می کند. آنها چند روز تلاش می کنند تا کشتی را از توده های یخ رها کنند اما موفق نمی شوند. سرانجام شکلتون تصمیم می گیرد باید ۷ ماه منتظر بمانند تا بهار برسد و با آب شدن یخ ها کشتی آنها نیز رها شود. آنها چند ماه در سرزمین یخ های جنوبی با کارهای ساده و ابتدایی سر می کنند مثل نواختن موسیقی، بازی با سگ ها یا بازی فوتبال بر روی یخ ها و… تا زمان بگذرد. در اواخر اکتبر ۱۹۱۵ فشار لایه های یخ که روی آب شناور بودند باعث می شود که دیواره کشتی در هم بشکند و آب کم کم وارد کشتی پایداری می شود. در ۲۱ نوامبر ۱۹۱۵ کشتی پایداری به طور کامل غرق می شود. قبل از غرق شدن گروه تجهیزات ضروری را از کشتی خارج می کند مانند قایق های نجات و سایر لوازم ضروری. آنها هیچ ارتباطی با دوردست ها نداشتند و تنها یک راه نجات برای آنها باقی مانده بود و آن حمل لوازم ضروری و قایق ها تا رسیدن به آب بود.

اعضای تیم شکلتون در جنوبگان

اعضای تیم شکلتون در جنوبگان

صفحه یخی که کشتی در آن گیر کرده بود در طی این مدت در حال چرخش بود و بعد از چندماه آنها از قاره جنوبگان دورتر شده بودند و به آبهای شمالی نزدیک تر. گروه فقط تجهیزات ضروری مانند کیسه خواب و پتو و مقداری غذا و قایق ها را آماده سفر می کند و بعد از چند هفته حمل این لوازم سرانجام آنها به جایی می رسند که امکان به آب انداختن قایق ها وجود داشت. در آوریل ۱۹۱۶ گروه شکلتون توانستند با سه قایق چوبی ۸ متری خود را به نزدیک ترین خشکی یعنی جزیره اِلِفنت برسانند اما این جزیره خشک و یخ زده کاملا خالی از سکنه بود و در مسیر هیچ ناوگان دریایی قرار نداشت. آنها باید تصمیمی جسورانه می گرفتند. شکلتون به همراه پنج نفر از افراد زبده گروه سوار بر یکی از قایق ها می شوند. برنامه این بود که گروه ۶ نفره به جزیره جورجیای جنوبی یعنی جایی که یک کمپ از شکارچیان نهنگ در آن قرار داشت برسند و سپس برای نجات سایر افراد که در جزیره الفنت بودند به آنها ملحق شوند. گروه ۶ نفره نجات در طی حدود دو هفته ۱۲۰۰ کیلومتر را با یک قایق چوبی بادبانی طی می کنند تا به جزیره جورجیای جنوبی برسند. این یکی از بزرگترین سفرهای دریایی تاریخ بشر بود که با یک قایق چوبی بادبانی انجام شد. طوفان و باد قایق آنها را به جایی از جزیره رساند که خالی از سکنه بود و ایستگاه شکارچیان درست در سمت دیگر جزیره قرار داشت. بنابراین آنها برای نجات باید باز هم تلاش می کردند. شکلتون به همراه دو نفر از خدمه طی ۳۶ ساعت کوهنوردی به وقفه از کوه ها و یخچال های بزرگ و بی نام جورجیای جنوبی عبور می کنند تا به سمت دیگر جزیره برسند و این گروه ۶ نفره نجات پیدا می کند. شکلتون برای نجات سایر اعضای گروهش در طی ۴ ماه سه بار برای رسیدن به جزیره الفنت تلاش می کند اما توده های یخ اجازه نزدیکی به جزیره الفنت را نمی دهد. سرانجام بعد از مکاتبات، دولت شیلی یک کشتی به گروه شکلتون قرض می دهد و چهار ماه بعد از تاریخی که گروه برای رسیدن نجات مقرر کرده بود، تیم شکلتون به جزیره الفنت می رسد و متوجه می شود که تمامی نفرات سالم هستند. نجات گروه شکلتون یکی از بزرگترین، طولانی ترین و عجیب ترین داستان های نجات و بقا در تاریخ است. این سومین تلاش شکلتون برای رسیدن به جنوبگان بود که باز هم مانند دو تلاش قبلی برای رسیدن به جنوبگان ناموفق بود. شکلتون یک بار دیگر در ۱۹۲۲ در ۴۸ سالگی تصمیم به سفر به جنوبگان می گیرد. بعد از رسیدن به جزیره جورجیای جنوبی اما ارنست شکلتون در اثر ایست قلبی فوت می کند و جسدش در خاک یخ زده جزیره در نزدیک ترین نقطه به جنوبگان برای همیشه آرام می گیرد.

منبع: ویکیپدیا، مستند endurance

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

Outhouse in the desert

هفت توالتی که باید تجربه کنید

نویسنده: مسعود فرح بخش

وقتی شما اهل طبیعت گردی و ماجراجویی باشید استراحت در یک هتل لوکس و با امکانات احتمالا انتخاب شما نیست، معمولا ماجراجوها ترجیح می دهند شب را در نقاط خاصی بگذرانند و در این بین استفاده از توالت می تواند برای اشخاص حائز اهمیت باشد. در سرتاسر دنیا میلیون ها توالت وجود دارد اما فقط تعداد انگشت شماری از این توالت ها برای افراد اهل سفر و ماجراجویی می تواند جذاب باشد و به یک جاذبه تبدیل شود! در زیر ۷ توالت در سرتاسر جهان را معرفی خواهیم که احتمالا تجربه کردن آنها برای همیشه در خاطرتان خواهد ماند

توالت سگانتینی در آلپ سوئیس

۱- کوه های سوئیس همواره مناظر باشکوه کوهستان را به چشم ما نشان می دهند. نقاش معروف جیوانی سگانتینی فردی بود که در این کوه ها ساعت ها وقت صرف نقاشی از مناظر می کرد. کوه موتاس موراگل آخرین نقطه ای بود که سگانتینی در آن نقاشی کرد و بعدها به افتخارش یک توالت و البته کمی بالاتر یک جانپناه به نامش ساخته شد. این توالت یک نمای خیره کننده از کوه های اطراف را به ما می دهد

از معدود توالت های قطب جنوب

۲- در تمام قاره جنوبگان شاید به اندازه انگشتان دست، توالت موجود نباشد اما این یکی بسیار خاص است، یک توالت در فضای باز در قطب جنوب جایی که میانگین دما در تابستان گرم تر از ۳۰ درجه زیر صفر نمی شود. احتمالا تجربه استفاده از این توالت را هیچ وقت فراموش نخواهید کرد. البته توصیه می کنیم که لباس گرم تری بپوشید

توالت و دوش آبگرم در ن دیکی آتشفشان کرافلا در ایسلند

۳- در کشور ایسلند و در نزدیکی آتشفشان کرافلا یک دوش و یک توالت در کنار هم و در فضای باز قرار دارد. بعد از توالت در این نقطه و در کنار آتشفشان فعال کرافلا شما می تواند از طریق یک دوش با آب گرم طبیعی حمام کنید!

توالت ایستگاه هواشناسی کوه آلتای سیبری یکی از ترسناک ترین توالت های دنیا

۴- در یک ایستگاه هواشناسی در کوه هایی آلتایی سیبری یکی از ترسناک ترین توالت های دنیا قرار دارد، اگر ترس از ارتفاع دارید هرگز این توالت را توصیه نمی کنیم چرا که توالت در لبه یک پرتگاه واقع شده و فقط توسط چند سنگ ثابت شده است. اگر جرات استفاده از این توالت را داشتید حتما برای همیشه در خاطرتان خواهد ماند.

توالت واقع در کوه های کاسکید واشنگتن آمریکا شاید زیباترین نما برای توالت را دارا باشد

۵- در کوه های کاسکید واشنگتن یکی از زیباترین نماها برای یک توالت در اختیار شماست. با اینکه در این نقطه شما هیچ حریم خصوصی ندارید اما در ۳۶۰ درجه اطرافتان چندین کوه و رود و آبشار و انواع گیاهان را می توانید ببینید. شاید در این توالت بتوانید ساعت ها وقت صرف کنید

۶- توالت توندرا در اطراف روستای اویمیاکون سیبری نیز بسیار خاص است. اویمیاکون سردترین نقطه مسکونی جهان است و این توالت در اطراف روستا به یک جاذبه تبدیل شده است. به علت سرمای زیاد هیچ آبی موجود نیست و به علت یخ زدگی زمین امکان کندن آن وجود ندارد اما قطعا تجربه استفاده از این توالت در سردترین نقطه مسکونی جهان برای همیشه در خاطرتان خواهد ماند

A

۷- کوهنوردان ماهری که به دومین کوه بلند نیوزلند صعود می کنند می توانند در صورت نیاز از این توالت در لبه پرتگاه استفاده کنند. البته افرادی که به این توالت می رسند احتمالا ترس از ارتفاع ندارند اما باید بدانید که زیر پای آنها چندصد متر پرتگاه است

منبع: redbull.com

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت لام ایران مجاز است”

نیل آرمسترانگ به همراه ادموند هیلاری در قطب شمال

سفر به سه قطب زمین

نویسنده: مسعود فرح بخش
سه قطب زمین عبارتند از جنوبی ترین نقطه زمین در قطب جنوب، شمال ترین نقطه زمین در قطب شمال و مرتفع ترین نقطه زمین در نوک کوه اورست
سفر به این سه نقطه یکی از کارهای چالش انگیز برای ماجراجویان است، سر ادموند هیلاری اولین کسی بود که توانست به این سه نقطه سفر کند البته او بر فراز قطب شمال فقط پرواز کرد.
در ۶ آپریل ۱۹۸۵ عده ای از ماجراجویان بزرگ دنیا در سفر اکتشافی از فراز قطب شمال پرواز کردند. در این سفر استیو فاست اولین فردی که با بالن به دور دنیا سفر کرد، پاتریک مارو اولین فردی که هفت قله مرتفع هفت قاره سفر کرد، سر ادموند هیلاری اولین کسی که به قله اورست صعود کرد، پیتر هیلاری فرزند سر ادموند هیلاری و نیل آرمسترانگ اولین انسانی که بر روی کره ماه قدم گذاشت همراه بودند. شاید هیچ زمانی در طول تاریخ بشر این تعداد انسان ماجراجو در یک لحظه در یک نقطه جمع نشده باشند
عکس بالا بعد از پرواز از روی مدار ۹۰ درجه شمالی گرفته شده
به ترتیب از چپ: پیتر هیلاری، ادموند هیلاری، مایک دان(مدیر پروژه) و نیل آرمسترانگ

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

tmp_12062-bonington-ogre-300_341601566431243

معجزه در قراقروم

نویسنده: مسعود فرح بخش

۱۳ ژوئیه ۱۹۷۷ حماسه ای در کوه های قراقروم به وقوع پیوست. کوه سرسخت و غیرقابل صعود تا آن زمان “بینتها براک” یا معروف به کوه آدمخوار به ارتفاع ۷۲۸۵ متر در قراقروم بعد از دو تلاش ناموفق در ۱۹۷۱ و ۱۹۷۳ سرانجام توسط تیم کوهنوردی بریتانیا صعود شد. همه اعضای تیم تا قله غربی و دو کوهنورد نامدار جهان کریس بانینگتون و دوگ اسکات تا قله اصله این کوه بسیار دشوار صعود کردند. اما داستان معجزه از اینجا شروع شد، درست در اولین فرود با طناب از قله هر دو پای دوگ اسکات دچار شکستگی شد. خورشید در حال غروب بود و آنها فقط توانستند با فیکس کردن طناب یک شب در زیر قله و ۲۷۰۰ متر بالاتر از کمپ اصلی بدون آب و غذا و سرپناه، بیواک کنند. صبح بعد دو نفر از اعضای تیم به آنها ملحق شدند اما ناگهان طوفان بسیار سختی به وقوع پیوست، آنها یک غار برفی حفر کردند و دو شب داخل این غار سپری کردند. روز سوم علی رغم ادامه طوفان خود را تا قله غربی رساندند. ۱۰۰ متر صعود حدود شش ساعت زمان برد و در زیر قله قله غربی غار برفی دیگری درست کردند و در آن مستقر شدند.

روز بعد در حالیکه هم طوفان ادامه داشت هم با سرعت بسیار آهسته در حال پایین آمدن بودند، ۲۰ متر سقوط منجر به شکستن دو دنده کریس بانینگتون شد. در این روز آنها خود را به چادرهایشان در کمپ بالا رساندند، شش روز گذشت، طوفان با شدت ادامه داشت، یک مصدوم با دو پای شکسته، یک مصدوم با دو دنده شکسته، بدون آب و غذا با کیسه خواب های خیس و هنوز در ارتفاعی حدود ۶۴۰۰ متر!

از معروفترین عکسهای تاریخ کوهنوردی، دوگ اسکات با دو پای شکسته در حال فرود از کوه بینتها براک ملقب به آدمخوار

از معروفترین عکسهای تاریخ کوهنوردی، دوگ اسکات(نفر نزدیک به دوربین) با دو پای شکسته در حال فرود از کوه بینتها براک ملقب به آدمخوار

آنها دو شب در چادر ماندند تا طوفان کمی فروکش کرد، اسکات بر روی زمین می خزید و روی زانوها حرکت می کرد، بانینگتون قادر به استفاده از یک دست خود نبود، هم چنین او قادر به صحبت کردن هم نبود و نفس کشیدن برایش دشوار بود. آنتونیو یکی از اعضای همراه گروه به کمپ اصلی رسید اما درست چند ساعت قبل اعضای تیم در کمپ اصلی به گمان اینکه این نفرات بر اثر نبود غذا و بدی هوا مرده اند کمپ را ترک کرده بودند و فقط یک نامه باقی گذاشتند:
“اگرچه بعید است این نامه را بخوانید اما ما برای کمک به شهر رفته ایم”
آنتونیو برای رسیدن به گروه راهی شد و کریس و دوگ پنج روز دیگر در کمپ اصلی ماندند، بعد از ۵ روز هلی کوپتر کوچکی از اسکاردو رسید، قرار شد دوگ اسکات ابتدا به اسکاردو منتقل شود و سپس هلیکوپتر بازگشته و کریس بانینگتون را با خود ببرد، هلیکوپتر اما در هنگام فرود در اسکاردو دچار حادثه شد وقادر به پرواز مجدد نبود، کریس بانینگتون یک هفته دیگر منتظر ماند تا کمک برسد و او نیز نجات پیداکند.

دوگ اسکات با دو پای شکسته در کوه بینتها براک

دوگ اسکات با دو پای شکسته در کوه بینتها براک

داستان نجات این دو در کوه بینتها براک یکی از معروف ترین داستانهای بقای کوهنوردان در زمان حادثه در تاریخ کوهنوردی جهان است.
کوه بینتها براک برای دومین بار ۲۴ سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۱ صعود شد و سومین صعود این کوه نیز در سال ۲۰۱۲ به وقوع پیوست.

منبع:

climbing.com

ویکیپدیا

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگری در زمستان 1985

بزرگ مانند یرزی کوکوچکا

⁠⁣⁣نویسنده: مسعود فرح بخش

چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد؟ کوهنورد بزرگ دوران یرزی کوکوچکا با انجام صعود های شاخص در هیمالیا همواره مورد تحسین سایر کوهنوردان است. دومین فاتح همه کوه های هشت هزاری با انجام کارهای خارق العاده و نو در کوه های سر به فلک کشیده از خود میراث گرانبهایی را بر جای گذاشته است. زمستان، مسیرهای نو، کمبود امکانات و تجهیزات، فقر، فضای بسته سیاسی و اجتماعی کشورش لهستان در آن سالها و سایر دشواری های موجود جلودار او نبود. در وصف بزرگی او می توان بسیار سخن گفت اما شاید زمستان ۱۹۸۵ اوج نبوغ و مهارت او را بر همگان آشکار سازد. سی و سه سال قبل در زمستان ۱۹۸۵ او کاری را انجام داد که هیچ کوهنوردی حتی برای رسیدن به این مهم تلاش هم نکرد. یرزی کوکچکا در حد فاصل ۲۱ ژانویه ۱۹۸۵ تا ۱۵ فوریه همان سال یعنی در زمانی کمتر از یک ماه دو کوه داهولاگیری و چوآیو را در زمستان صعود کرد. صعود به دو کوه هشت هزاری در زمستان و کمتر از یک ماه یکی از کارهای دست نیافتنی تاریخ کوهنوردی است. داستان صعود دو کوه هشت هزاری در یک فصل همه اسطوره و حماسه های داستانی را به حقیقت تبدیل کرد و میراثی جاودان از این کوهنورد فقید همه دوران بر جای گذاشت. زمستان ۱۹۸۵ در هیمالیا به ما پاسخ خواهد داد که چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد.

عکس اصلی : یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگری در زمستان ۱۹۸۵

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

امیر شاه قدمی، مدل مجسمه معروف میدان دربند

داستان مجسمه دربند؛ از شایعه تا واقعیت

⁠⁣⁣داستان مجسمه کوهنورد در میدان دربند و ابتدای مسیر کوهنوردی قله توچال چیست؟ شایدبارها متن مربوط به داستان مجسمه دربند را خوانده باشید اما یک بار دیگر از اول موضوع را بررسی می کنیم تا شایعات و واقعیات این موضوع از هم جدا شود. متن زیر نوشته ای است که سالهاست در گروه ها کپی می شود:

“حدودا زمستان ۵۰ سال پیش، هواپیمای حامل یک گروه آمریکایی در کوه های شمال تهران سقوط می کند ، ابتدا یک چترباز آلمانی را برای نجات آمریکایی ها م یفرستند اما او هم چترش به صخره ها گیر میکند و آویزان باقی میماند، در آن زمان یکی از کار آمدترین نیروهای ویژه ، استاد چتر ، کایت و کوهنوردی ارتش گروهبان” امیر شاه قدمی ” برای نجات جان این گروه انتخاب می شود، او قهرمانانه تمامی گروه را نجات میدهد و در آن زمان از طرف کِنِدی ریس جمهور وقت آمریکا مدال شجاعت به او اعطا میگردد و توسط شاه ایران هم از او تقدیر بعمل می آید و به پاس این عملیات شجاعانه مجسمه او ساخته و تا کنون حدود ۵۰ سال است که در میدان دربند تهران نصب گردیده”

⁣در ابتدای متن آمده است زمستان ۵۰ سال پیش هواپیمای یک گروه آمریکایی در کوه های شمال تهران سقوط می کند.

هیچ شواهدی مبنی بر سقوط هواپیما در کوه های شمال تهران در هیچ دوره ای وجود ندارد چرا که اگر چنین بود بقایایی از لاشه آن باید پیدا می شد

اما با مراجعه به اسناد تاریخی متوجه می شویم که در ۳۱ ژانویه ۱۹۶۲ (۱۱ بهمن ۱۳۴۰) در غرب ایران و در کوه های زردکوه بختیاری یک هواپیمای نظامی آمریکایی که از خراسان عازم مسجد سلیمان بود سقوط می کند.

با جستجوی نام گروهبان امیر شاه قدمی متوجه می شویم که او نشان شجاعت را از طرف دولت آمریکا دریافت کرده است. در سایت the hall of valor که تمام اطلاعات مربوط به افرادی که انواع نشان های ملی و نظامی از ایالت متحده را دریافت کرده اند در مورد گروهبان امیر شاه قدمی و این اتفاق چنین نوشته شده است:
“تیمی از نظامیان ایران از جمله گروهبان امیر شاه قدمی با علم به شرایط بسیار سخت کوهستان در ارتفاع ۱۲۵۰۰ فوت(حدود ۳۸۰۰متر) جایی که تا ۴۰ متر برف و هوایی بسیار سرد و خشن وجود داشت برای بازگردندان پیکر قربانیان این حادثه تلاش می کنند و در نهایت موفق به نجات دو نظامی آمریکایی می شوند. آنها با هلیکوپتر به محل حادثه اعزام می شوند و این عملیات طاقت فرسا حدود یک هفته طول می کشد”
با توجه به اینکه این در متن صحبتی از چترباز آلمانی نمی شود اما خود امیر شاه قدمی در مصاحبه عنوان کرد چتر بازی از آلمان برای کمک آمد و چترش در صخره ای گیر کرد. اینکه چگونه یک نظامی آلمانی برای نجات نظامیان آمریکایی انتخاب می شود جای سوال دارد و صحت این گفته چندان مشخص نیست.
طبق شنیده ها از نزدیکان سایر افراد حاضر در آن عملیات، نظامیان سقوط کرده که تعدادشان ۸ نفر بود جز چتربازان ارتش آمریکا بوده اند و در هنگام سقوط یکی از آنها با چتر به بیرون می پرد و چترش در صخره ای گیر می کند تا تیم نظامیان ایرانی از راه برسند و او را نجات دهند

به پاسداشت خدمات امیر شاه قدمی و برای نزدیکی هر چه بیشتر ارتش دو کشور نشان شجاعت از طرف ارتش آمریکا حدود یک سال و نیم بعد در تیر ماه ۱۳۴۲ به او اعطا می شود.

مجسمه کوهنورد سربند در توچال

در متن مربوط به مجسمه کوهنورد می خوانیم که به دلیل موفقیت در این عملیات امداد، مجسمه امیر شاه قدمی در میدان سربند تهران نصب شد در صورتیکه طبق تاریخچه نوشته شده در پای مجسمه، این اثر در سال ۱۳۳۷ و سه سال قبل از ماجرای سقوط هواپیما در زردکوه نصب شد. برای ساخت این مجسمه، امیر شاه قدمی فقط به عنوان الگو از طرف ارتش انتخاب شد و هشت ماه هر روز ساعت ها ژست می گرفت تا مجسمه ساخته شود. جنس اولیه مجسمه از گچ بود و در سال اول نصب قسمت هایی از آن از بین رفت، سپس در سال ۱۳۴۱ مجدد از روی مجسمه قبلی یک نمونه سیمانی با روکش مسی رنگ از طرح قبلی ساخته و در محل فعلی مجسمه نصب شد.

امیر شاه‌قدمی (معروف به شاه‌بابا) در سال ۱۳۰۹ در قوچان متولد شد. او سال‌ها مربی کوهنوردی، چتربازی و اسکی بود. شاه‌قدمی در ۱۷ سالگی وارد ارتش شد. او با درجه سرجوخه وارد ارتش شد و با درجه استواریکم بازنشست شد. امیر شاه قدمی در سال۱۳۹۱ به علت کهولت سن از دنیا رفت.

 

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

لزک سیچی و کریستف ویلیچکی در جشن صعود در کمپ اصلی اورست بعد از اولین صعود زمستانی تاریخ این کوه

اولین صعود زمستانی اورست

نویسنده: مسعود فرح بخش

در یادبود صعود تاریخی کریستف ویلیچکی و لزک سیچی در فصل زمستان به بام دنیا

صعود به یک کوه هشت هزار متری چالشی بزرگ است اما صعود به این کوه در فصل زمستان چالشی به مراتب بزرگ تر است. ترکیب سرمای زمستان با تمام سختی های موجود در صعودهای هشت هزاری نیاز به عزمی بلند و شجاعتی مثال زدنی و توانی بالاتر از حد معمول بشر دارد.
کوه های هیمالیا با اینکه میلیون ها سال قبل پدیدار شدند اما نقشه برداری آن ها تا قبل از قرن نوزدهم انجام نشد و تلاش برای صعود به آن ها از اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست شکلی جدی به خود گرفت. پیشرفت تکنولوژی و افزایش مهارت های کوهنوردی نهایتا در دهه پنجاه میلادی به بار نشست و اولین کوه هشت هزاری تاریخ یعنی آناپورنا با موفقیت صعود شد. در طی دو دهه کشورهای مختلف با افتخار پرچمشان را بر بلندای قلل جهان به اهتزاز در آوردند اما شرایط داخلی و خسته از جنگ جهانی دوم در کشور لهستان اجازه نمی داد که آن ها جایی بیشتر از کوهستان تاترا درون کشوران کوهنوردی کنند. تاترا برای مردان لهستانی پنجره ای بود به سمت موفقیت در همالیا چرا که سر انجام در دهه هفتاد آنها موفق شدند که پا را از تاترا فراتر بگذارند و افق های جدیدی به رویشان باز شد. در سال ۱۹۷۳ طی یک سفر اکتشافی و اکسپدیشن ملی مردانی سرسخت از لهستان به رهبری پدر مکتب هیمالیانوردی لهستان، آندری زاوادا موفق به صعود زمستانی کوه ۷۶۹۰ متری نوشاخ در رشته کوه هندوکش در افغانستان شدند. اولین اکسپدیشن رسمی زمستانی در کوه های مرتفع و بالاترین ارتفاعی در دنیا که مردانی در زمستان موفق به قدم گذاشتن بر روی آن شدند. آنها سرمست از این پیروزی در سال بعد چالشی بزرگ تر را برای خود رقم زدند و در زمستان راهی لوتسه شدند. مردان لهستانی به رهبری آندری زاوادای بزرگ در زمستان ۱۹۷۴ تا ارتفاع ۸۲۰۰ متری کوه لوتسه صعود و به جهانیان اثبات کردند که حتی در زمستان می شود به ارتفاعی بالاتر از ۸۰۰۰ متر نیز صعود کرد. آنها در آن برنامه حتی تمایل به صعود اورست را نیز داشتند که با مخالفت دولت نپال روبرو شد. مخالفتی که تا سال ۱۹۷۹ پابرجا بود تا اینکه در یک اکسپدیشن بزرگ و ملی دیگر این مردان یخی به سرپرستی آندری زاوادا راهی اورست، بام دنیا شدند. در ۱۷ فوریه ۱۹۸۰ درساعت ۲:۴۰ به وقت محلی پیامی توسط کریستف ویلیچکی به کمپ اصلی اورست مخابره شد
” ما روی قله هستیم” و این چنین بود که جنگجویان یخی لهستانی نامشان در تاریخ کوهنوردی جهان جاودانه شد…

صعود زمستانی به اورست، اولین صعود زمستانی یک کوه هشت هزار متری و بالاترین ارتفاعی بود که مردانی در زمستان بر آن گام گذاشتند…

عکس: لزک سیچی و کریستف ویلیچکی در جشن صعود درون کمپ اصلی اورست بعد از اولین صعود زمستانی تاریخ این کوه

جنگجویان یخی (کلیک کنید)
https://t.me/iran5610/570

رهبر جنگجویان یخی (کلیک کنید)
https://t.me/iran5610/827

صعود زمستانی به k2؛ شاید وقتی دیگر (کلیک کنید)
https://t.me/iran5610/955

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است

اولین عکس ثبت شده از کوه k2 در سال 1902

اولین تلاش بر روی کوهستان وحشی

⁠⁣نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

کوه سرسخت و مرتفع k2 دومین قله و به تعبیری مشکل ترین کوه جهان برای کوهنوردان، ملقب به “کوهستان وحشی” در سال ۱۸۵۶ توسط توماس مونت گومری نقشه بردار بریتانیایی نام گذاری شد. وی از فاصله دور با نقشه برداری و کشیدن طرح کوه های منطقه قراقروم، مرتفع ترین قللی را که دید به ترتیب با حرف k که از اول حرف قراقروم اقتباس کرد و با شماره ای آنها را از هم تفکیک کرد.
بدین ترتیب مونت گومری پنج کوه k1 تا k5 را ترسیم کرد. بعدها k1 به ماشربروم، k3 به گاشربروم ۴، k4 به گاشربروم ۲ و k5 به گاشربروم ۱ تغییر نام دادند اما نام k2 هرگز تغییر نکرد البته مردم محلی این غول عظیم را “چگوری” خطاب می کنند.
در سال ۱۸۹۲هیات اعزامی بریتانیا به سرپرستی سر مارتین کانوی موفق شدند اولین بار به پای کوه k2 در منطقه کنکوردیا در محل تلاقی دو یخچال بزرگ بالترو و گادوین آستین برسند.
اما اولین تلاش جدی برای رسیدن به قله در سال ۱۹۰۲ در این غول سنگ و یخی انجام شد.
در این سال عده ای از زبده ترین کوهنوردان بریتانیایی شامل اسکار اکینستن مخترع و خالق کرامپون نوین و تبر یخ، سر آلیستر کراولی، دکتر یاکوت گیلارمود سوئیسی در تلاشی ستودنی طی ۶۸ روز که فقط ۸ روز آن کاملا صاف آفتابی بود تا ارتفاع ۶۵۲۵متری کوه از جبهه شمال شرقی بالا رفتند.تلاش آنها با توجه به امکانات ابتدایی آن زمان که حتی از لباس ضد آب برخوردار نبودند بسیار قابل توجه است. آنها بعد از این اکسپدیشن صعود به k2 را چالشی بزرگ نامیدند. از دستاوردهای دیگر این صعود اولین عکس ثبت شده از این هرم یخی توسط دکتر یاکوت گیلارمود است.

عکس: اولین تصویر ثبت شده از کوه k2 در جریان اکسپدیشن سال ۱۹۰۲

منبع از ویکیپدیا

کانال تلگرام بام ایران(کلیک کنید)

 

استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است