بارگذاری در کوهنوردی؛ سبکی مرسوم یا مخصوص خودمان؟

⁠⁣.
نویسنده مسعود فرح بخش
یکی از روش‌های صعودهای زمستانی در ایران روش صعود با بارگذاری است، شما برخی از موادغذایی و تجهیزات صعودتان در زمستان را(بخوانید همه مواد غذایی و بخش بزرگی از تجهیزاتتان را) چند ماه قبل در پاییز و تابستان جایی در کوهستان دپو می‌کنید و در زمستان به آن می‌رسید و از آن‌ها استفاده می‌کنید اما سوال مهم اینجاست آیا این نوع سبک صعود در کوهنوردی روز دنیا هم انجام می‌شود؟ دو روش صعود در کوهنوردی جهان مرسوم است، روش اول که دنیا و جامعه کوهنوردی در صعودهای شاخص به آن توجه می‌کند یعنی سبک آلپی و سبکبار که با کمترین تجهیزات در کمترین زمان ممکن با کمترین پشتیبانی و نفرات انجام می‌شود و روش کپسوله که با امکانات بسیار زیاد با کمپ‌های متعدد در مدت طولانی انجام می‌شود اما در هیچ کدام از این دو روش بار و تجهیزاتی از قبل به قصد صعود در موعد مقرر در کوهستان دپو نمی‌شود.
سال‌ها قبلی به یک صعود زمستانی که جز صعودهای برتر داخل کشور شده بود انتقاد شد که نقاط دشوار مسیر را از قبل در پاییز و تابستان با طناب ثابت تسهیل کرده‌اند اما آیا بارگذاری نیز نوعی تسهیل صعود نیست؟ کوهنوردی فوتبال و والیبال نیست که قوانین مشخص داشته باشد اما چیزی به اسم رسم یا عرف کوهنوردی وجود دارد.
چند سال قبل کالین آبرادی طی ۵۹ روز به طور کامل از جنوبگان عبور کرد و بعد از یک قرن تلاش اولین نفری شد که این کار را انجام داد، اوبرادی تمام تجهیزات ۵۹ روزش را خودش حمل کرد، چند سال قبل تر هنری ورزلی در این راه جان خودش را هم از دست داد، ورزلی زمانی که به ۹۰ درجه جنوبی رسید حتی حاضر نشد وارد پایگاه‌های دائمی مستقر در آن نقطه شود و شب را درون چادرش خوابید چراکه عقیده داشت با این کار پیمایش او خدشه دار می‌شود و از ارزشش کاسته.
صعود زمستانی کاری سخت و دشوار است، اما آیا ما باید راه را برای خودمان تسهیل کنیم یا خودمان را برای صعود قوی‌تر؟ عرف کوهنوردی می‌گوید به هر روشی که صعود می‌کنید تمام بار و تجهیزات صعود شما باید در همان برنامه وارد منطقه شود و نه چند ماه قبل در شرایط ایده‌آل، مگر می‌شود ادعاهایی مثل “اولین صعود زمستانی” یا “صعود زمستانی” یک کوه را داشت ولی مقدمات مهم صعود را در فصلی غیر از زمستان انجام داد؟

استفاده از این مطلب فقط با ذکر لینک و نام وبسایت بام ایران مجاز است

صعود به هشت هزاری ها؛ کوهنوردی یا یک کار تجاری؟

نویسنده: مسعود فرح بخش

زمانی که گروه جورج مالوری و همراهانش در دهه بیست میلادی به قصد صعود کوه اورست به تبت رفتند، شاید هرگز تصورش را نمی کردند که دسترسی به کوهی بس بلند و سرکش که برای آن ها دست نیافتنی بود روزی بسیار سهل و آسان شود. دهه پنجاه میلادی کوه های هشت هزاری جهان یکی پس از دیگری صعود شدند اما عصر طلایی کوهنوردی شاید از دهه ۷۰ تا اواخر ۹۰ بود که کارهایی بزرگ و دست نیافتنی در قالب گروه های غیر نپالی انجام شد. مسیرهای نو، صعودهای زمستانی؛ صعودهای انفرادی، صعودهای آلپی و صعودهای بدون استفاده از اکسیژن که همگی در حد فوق العاده ای در آن سالها انجام شد.

در آن سال ها نپالی ها و محلی ها صرفا خدمات دهنده به اروپایی ها برای کارهای پایین مرتبه در کوهستان بودند مانند حمل بار و آشپزی و حفظ امنیت کوهنوردان خارجی اما کم کم نپالی ها( و تا حدود کمتری پاکستانی ها) از ۲۰۰۰ به بعد از خدمات دهنده به اروپائیان به راهنمایان و کمک کننده به آنها در صعود تبدیل شدند طوری که دیگر صعود بدون وجود نپالی ها که خود را شرپا می نامیدند غیر ممکن بود. سال ها است که صعود به هشت‌هزاری‌ها از شکل سنتی خود خارج شده است و به یک کار تجاری تبدیل شده است. زمانی صعود به یک هشت هزاری جز شاخص ترین کارهای کوهنوردی بود اما با پیشرفت علم و تجریه و قدرت نپالی ها امروزه حتی برای رسیدن به کوه های هشت هزاری نیاز نیست که یک کوهنورد حرفه ای باشید. نپالی ها با تاسیس شرکت های گردشگری کوهستان سالهاست که امر صعود به کوه های بلند دنیا را تا حد بسیار زیادی تسهیل کرده اند  و در کنار این درآمد ارزی مهمی را برای خود و بسیاری از مردم در کشورشان فراهم کرده اند. آنها تمام خدمات لازم را به شما ارائه می دهند، تمام کوه را با طناب ثابت گذاری می کنند، گذرگاه های سخت را برایتان ایمن می کنند، در کمپ ها برایتان انواع شرایط استقرار را فراهم می کنند و هر آنچه که شما نیاز دارید در خدمتتان است، امداد با هلیکوپتر نیز آماده است. ماسک اکسیژن کمکی را با صورت بزنید و یومار خود را به درون طناب ثابت بگذارید، همه چه فراهم است از اینجا به بعد کافیست فقط توان قدم برداشتن را داشته باشید. امروزه صعود به کوه های هشت هزاری در درجه اول فقط منوط به داشتن پول است و هرچه پول بیشتری بپردازید، راحت تر صعود می کنید. سالها است که با این اصل شاهد ورود کوهنوردان متمول اروپایی و آمریکایی و اعراب به هشت هزاری ها هستیم. صعود به کوه های هشت هزاری سال هاست که از فرم ماجراجویی خود خارج شده است و صرفا یک کار تجاری است حتی نپالی ها هم دیگر به خارجی هایی که برای صعود به کوه ها آمده اند نیم گویند کوهنورد، آنها را “مشتری” خود حساب می کنند.

 

 

در زیر شما نرخ صعود به ۱۴ کوه هشت هزاری را مشاهده می کنید:

 

 

اورست ۴۰.۰۰۰ دلار تا ۸۰.۰۰۰ دلار (۷۰٫۰۰۰ USD تا ۳۴۵٫۰۰۰ USD)*

کی‌دو ۷.۰۰۰ تا ۲۰.۰۰۰دلار (۶۱٫۰۰۰ USD)

کانگچِن‌جونگا ۱۰.۰۰۰دلار تا ۲۰.۰۰۰ دلار (۴۴٫۰۰۰ USD)

لوتسه ۲۰.۰۰۰ دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۳۰٫۰۰۰ USD)

ماکالو ۱۵.۰۰۰دلار تا ۳۰.۰۰۰دلار (۴۷٫۰۰۰ USD)

چوآیو ۱۰.۰۰۰دلار تا ۳۰.۰۰۰دلار (۴۵٫۰۰۰ USD)

دائولاگیری ۱۵.۰۰۰دلار (۲۷٫۰۰۰ USD)

ماناسلو ۱۲.۰۰۰دلار تا ۲۰.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

نانگاپاربات ۱۴.۰۰۰دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

آناپورنا ۱۸.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

گاشِربروم یک ۱۵.۰۰۰دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۲۷٫۰۰۰ USD)

برودپیک ۱۲.۰۰۰دلار تا ۱۵.۰۰۰دلار (۳۰٫۰۰۰ USD)

گاشِربروم دو ۲۰.۰۰۰ دلار تا ۲۵.۰۰۰دلار (۲۵٫۰۰۰ USD)

شیشاپانگما ۲۵.۰۰۰دلار (۳۵٫۰۰۰ USD)

در مجموع ۲۳۳.۰۰۰دلار تا ۳۷۳.۰۰۰ دلار (۵۱۶٫۰۰۰ USD تا ۷۹۱٫۰۰۰ USD)

*قیمت های داخل پرانتز مربوط به سایت elitexped متعلق به نیرمال پورجا می باشد

این قیمت ها فقط مربوط به داخل کوهستان است. به این باید هزینه سفر  و تجهیزات هم اضافه شود

 

حال با یک حساب سر انگشتی ببینید که صعود به کوه های هشت هزاری دیگر فقط پول لازم دارد، باقی کارها را نپالی ها برایتان انجام می دهند شما فقط خودتان را به آنها برسانید و پول را بپردازید آن گاه به راحتی می توانید یک هشت هزاری را صعود کنید

 

استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است

 

 

آیا اورست یک قرن قبل صعود شد؟

نویسنده و مترجم: مسعود فرح‌بخش

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

ساعت کمی بعد از ۲ بامداد بود، باد چنان به چادر ضربه می‌زد که هر لحظه فکر می‌کردم اکنون چادر پاره می‌شود. سر و صدای زیاد باعث شده بود که حتی نتوانم با هم چادری‌هایم صحبت کنم، سه نفر درون یک چادر کاملا در هم فشرده بودیم البته در هر صورت در آن لحظه حرفی هم نداشتیم. ضربانم را درون سرم حس می‌کردم‌، حالت تهوع داشتم و گلویم می‌سوخت. احساس می‌کردم که هم‌زمان هم آنفولانزا دارم و هم دچار خماری شدید شدم. سعی کردم نفس عمیقی بکشم تا معده‌ام آرام بگیرد که ناگهان هوای سرد وارد ریه‌ام شد و سرفه خشکی ایجاد کرد که کنترل آن غیر ممکن بود. قبل از اینکه حمله‌ی باد آغاز شود در چند مرحله چادر را محکم کردیم. جیم به سختی از کیسه خواب بیرون آمد و کفش‌هایش را پوشید، او در حال آماده شدن برای بدترین حالت ممکن می‌شد. ما در دام طوفانی مرگبار در ارتفاع ۷۰۰۰ متری در سمت شمالی کوه اورست افتاده بودیم.

چراغ پیشانی را روشن کردم، ذرات برف را دیدم که درون چادر می‌رقصند. سپس از بالای سر صدایی بلند شد که قبلا هرگز مانند آن را در کوهستان نشنیده بودم، صدا مانند شلیک موشک بود. چند ثانیه بعد وزش باد شدت بیشتری گرفت و تیرک چادرمان شکست. من محکم خود را به زمین فشردم و باد چادر را به صورتم می‌کوبید. وقتی سرانجام خورشید طلوع کرد من برای بیرون رفتن تلاش کردم. چادر مچاله شده و بر روی سرم افتاده بودم. جیم مانند جنین‌ها در کنار من دراز کشیده بود. پای او را تکان دادم تا مطمئن شوم زنده است، ناله‌ای کرد. مت که ریش‌های قرمزش غرق در یخ شده بود با چشمان براقش به من نگاه می‌کرد.

درب چادر را پیدا کردیم و به بیرون خزیدیم، اردوگاه به طور کامل ویران شده و هر چادری که بود شکسته یا پاره شده بود. سرم را بلند کردم و دیدم که چادری به شکل غیر قابل توضیحی ده‌ها متر بالاتر پرواز می‌کند و به دور خود می‌چرخد. نفسی کشیدم اما بلافاصله سرفه‌هایم شدت گرفت. برنامه ریزی برای این سفر حاصل ماه‌ها کار مداوم بود، راضی کردن خانواده‌ام و بیش از ۱۲۰۰۰ کیلومتر پرواز در سرتاسر زمین برای تهیه مقدمات سفر و دو تُن تجهیزات لازم برای این سفر نیز بود، اما حال فقط یک فکر در سرم بود:

من در این جهنم چه کار می‌کنم؟

تقریبا یک قرن قبل از ما نیز احتمالا گروهی دیگر از کوهنوردان دچار این تردید بودند. در سال ۱۹۲۴ سومین اکسپدیشن تاریخ کوه اورست توسط هیات اعزامی بریتانیا در حال انجام بود. در آغاز ماه ژوئنِ آن سال دو تلاش برای رسیدن به قله اورست انجام شد، آن تلاش‌ها اگرچه بسیار شجاعانه بودند اما هر کدام شکست خوردند و هیچ کدام نتوانسته بودند بالاتر از ۸۵۷۰ متری کوه بروند این ارتفاعِ خیلی بالایی است اما هنوز حدود ۳۰۰ متر عمودی با قله فاصله بود. زمان صعود اورست در حال اتمام بود و فصل مونسون(بادهای موسمی) در حال شروع شدن، اما آیا زمان برای یک تلاش دیگر برای رسیدن به قله بود؟

اَندرو اِروین(andrew irvine) جوان‌ترین عضو تیم بریتانیا بود. او در طی برنامه از اسهال رنج می‌برد و باد و آفتاب باعث آفتاب سوختگی شدیدی بر روی صورت او شده بود اما ناگهان جورج مالوری که قوی‌ترین عضو تیم بود از او دعوت کرد برای آخرین تلاش صعود قله او را همراهی کند و او نیز بلافاصله این دعوت را پذیرفت. روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ این دو کوهنورد از یکی از کمپ‌های بالا تلاش نهایی خود برای رسیدن به قله را آغاز کردند. همان روز یکی از هم تیمی‌ها این دو را دید که بالاتر از خط‌الرس شمال شرقی کوه در حال صعود هستند.

“آن‌ها دیگر هرگز زنده دیده نشدند”

طی دهه‌ها بعد از مالوری صدها زن و مرد دیگر جانشان را در کوه اورست از دست دادند و بدن بسیاری از آن‌ها هنوز در کنار مسیرهای صعود باقی مانده است. هر کوهنوردی که در اورست مرده به دلایل مختلف به سمت این کوه کشیده شده است. برخی از روی پوچی، برخی خودخواهی، برخی به جاه‌طلبی و برخی کسب اعتبار اما آیا همه آن‌ها در برخی لحظات از خود نمی‌پرسیدند که چرا من این‌جا هستم؟ پاسخ به این پرسش برای من چند لایه داشت، البته که همیشه یک جاه‌طلبی وجود دارد اما هدف تیم من چیزی جز صعود به قله اورست بود.

ما عضو تیمی با حمایت نشنال جئوگرافیک و حال در حال جستجوی شبح گمشده کوه اورست بودیم. در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری در کوه اورست پیدا شد اما جسد شریک کوهنوردی او اندرو اروین هرگز پیدا نشده است. ما در حال جستجوی پیکر او و دوربین کوداک همراه او بودیم اما این درست مانند گشتن یک سوزن در انبار کاه یخ زده است. ما اگر می‌توانستیم او و دوربین را پیدا کنیم، با بازیابی فیلم‌های درون دوربین ممکن بود تصویری در آن پیدا کنیم که تاریخ کوهنوردی را از نو بنویسد.

“من می‌دانم که دیوانه وار به نظر می‌رسد”

***

این‌ها بخشی از کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت بود. آقای سینوت در سال ۲۰۱۹ رهبر اکسپدیشن اکتشافی تیم نشنال جئوگرافیک برای پیدا کردن پیکر اندرو اروین در رخ شمالی کوه اورست بود تا شاید پرده از بزرگ‌ترین راز دنیای کوهنوردی بر دارد.

کتاب قطب سوم نوشته مارک سینوت. قطب سوم اصطلاحی است که به کوه اورست گفته می‌شود. قطب اول و دوم زمین دو نقطه قطب شمال و جنوب و کوه اورست به عنوان بلندترین نقطه زمین قطب سوم زمین است

 

اما داستان جورج مالوری و اندرو اروین چیست و چرا اهمیت دارد؟

آخرین باری که آن‌ها دیده شدند نزدیک قله و در حال صعود بودند. همواره سوال است که آیا این دو نفر در آن سال به قله رسیدند؟ در سال ۱۹۵۳ ادموند هیلاری و تنزینگ نورگای موفق به اولین صعود کوه اورست شدند اما همیشه یک راز و معمای بزرگ وجود دارد که آیا واقعا هیلاری و تنزینگ اولین هستند؟ در سال ۱۹۹۹ جسد جورج مالوری توسط گروهی پیدا شدن که هدف آن‌ها هم پیدا کردن جسد این دو کوهنوردی مفقود. جسد مالوری در ارتفاع ۸۱۰۰ متری پیدا شد.

پیکر جورج مالوری و قله اورست که در انتها مشخص است. این جسد در سال ۱۹۹۹ توسط تیم کوهنوردی به رهبری کنراد آنکر پیدا شد

 

دختر مالوری گفته بود که پدرش عکسی از مادر وی به همراه داشته و به او قول داده بود که عکس او را بر روی بام دنیا قرار دهد. زمانی‌که پیکر یخ زده مالوری پیدا شد تقریبا لباس ها و مدارک وی قابل تشخیص بودند ، در مدارک و جیب مالوری عکسی از همسرش یافت نشد و این یعنی عکس را از مدارکش خارج کرده بود، اما آیا این عکس را روی قله گذاشت؟
زمانی‌که پیکر مالوری پیدا شد عینک آفتابی او درون جیبش قرار داشت این در حالی بود که در آن ارتفاع تقریبا صعود بدون عینک غیر ممکن است. مالوری این نکته را خوب می دانست به ویژه آنکه یکی از همراهان تیمش در صعود های قبلی بر اثر اشتباه استفاده نکردن از عینک دچار برف کوری شدید شده بود. این موضوع می تواند نشان دهنده این باشد که مالوری بعد از صعود قله و در حین فرود و در زمانی‌که هوا رو به تاریکی می‌رفته دچار حادثه شده.

 

جورج مالوری(راست) و اندرو اروین(چپ)

 

البته سناریوهایی مبنی بر صعود نکردن این دو نیز وجود دارد که برگرفته از ساعت جورج مالوری که همراه با جسد او پیدا شد می‌باشد. عده‌ای با بررسی دقیق ساعت اینگونه استنباط کرده‌اند که ساعت در ۱:۵۰ ظهر روز ۸ ژوئن ۱۹۲۴ بر اثر سقوط متوقف شده است و بر اساس شواهد نتیجه می‌گیرند که در آن ساعت امکان این‌که آنها به قله رسیده و مشغول بازگشت از قله باشند وجود ندارد.

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیست

 

ساعت جورج مالوری که احتمالا بر روی ساعت ۱:۵۰ متوقف شده، عده‌ای نیز بر این عقیده هستند ساعت بر روی ۱۰:۰۸ متوقف شده و شب و روز بودن آن نیز مشخص نیس اما پیدا کردن پیکر اروین داستان دیگری دارد، چند روایت از دیدن پیکر اروین در کوه اورست وجود دارد:

در سال ۱۹۷۹ ریوتِن هاسِگاوا رهبر هیات اعزمی ژاپنی‌ها از سمت شمال اورست مکالمه‌ای کوتاه با کوهنورد چینی به نام وانگ هونگ بائو داشت که در آن آقای وانگ گفته بود که در اکسپدیشن سال ۱۹۷۵ چینی‌ها، او یک جسد قدیمی بریتانیایی را در ارتفاع ۸۱۰۰ متری دیده طوری که انگار در پای سنگی به پشت دراز کشیده و پاهایش را به بالا بود. او گفت که از نوع لباس‌ها مطمئن است که جسد متعلق به یک مرد انگلیسی است و گونه جنازه نیز آسیب دیده و سوراخ شده است. با این حال امکان گرفتن اطلاعات بیشتر از آقای وانگ فراهم نشد چرا که او درست یک روز بعد از مطرح کردن این ادعا بر اثر بهمن در کوه اورست جان خود را از دست داد.

در سال ۱۹۸۶ تاریخ نگار معروف آمریکایی آقای تام هولزل با هم چادری آقای وانگ مصاحبه کرد. او گفت که در آن سال آقای وانگ حدود ۲۰  دقیقه از چادر خارج شد و پس از بازگشت ادعا کرد که یک جسد متعلق به کوهنورد خارجی را دیده است. این جسد قطعا متعلق به اندرو اروین یا جورج مالوری بود چرا که تا قبل از آن هیچ کوهنورد اروپایی در سمت شمالی کوه اورست مفقود نشده بود اما مشاهدات آقای وانگ و تعیین مکان کمپ چینی‌ها در آن سال کلید پیدا کردن جسد جورج مالوری در سال ۱۹۹۹ بود؛ اگرچه توصیف آقای وانگ از جسد دیده شده با جسد جورج مالوری هم خوانی نداشت. از جمله توصیف سوراخ روی گونه و فرم موقعیت جنازه که با پیکر مالوری هم خوانی نداشت. به همین دلیل احتمال قوی وجود دارد که آن پیکری که وانگ هونگ بائو دیده، پیکر اندرو اروین بود.

در سال ۲۰۰۱ نیز یک جستجوی دیگر در اطراف کمپ آقای وانگ انجام شد اما هیچ جسدی جز همان جسد جورج مالوری در آن اطراف نبود.

در سال ۲۰۰۱ اریک سیمونسن(یکی از اعضای اکسپدیشن ۱۹۹۹ که جسد مالوری را پیدا کرد) به همراه تام هولزل به پکن سفر کردند و یک بار دیگر با بازماندگان سفر اکتشافی ۱۹۷۵ چینی‌ها مصاحبه کردند. اکسپدیشن چینی‌ها اولین سفر از رخ شمالی به کوه اورست بعد از سفر اکتشافی ۱۹۲۴ مالوری و البته یک صعود در دهه ۳۰ میلادی بود. در این مصاحبه ژو جینگ یکی از اعضای آن اکسپدیشن ادعا کرد که او نیز جسدی را دیده که به پشت خوابیده و پاهایش رو به بالا بوده اما به دلیل گذشت زمان او نیز نتوانست اطلاعات کاربردی بدهد.

یک گزارش قدیمی دیگر از دیدن جسد احتمالا اندرو اروین در اورست وجود دارد. در سال ۱۹۶۵ آقای فو چو وانگ رهبر اکسپدیشن ۱۹۶۰ چین مصاحبه‌ای در لنینگراد شوروی انجام داد. او ادعا کرد که ما در ارتفاع ۸۶۰۰ متری یک جسد فرد اروپایی پیدا کردیم. از او پرسیده شد که از کجا مطمئن هستی که این فرد اروپایی بود؟ او گفت چون بِرِیس بسته بود.( Brace نوعی ساسبند یا بند است که به شلوار متصل است و از روی شانه‌ها عبور می‌کند. این پوشش مختص کوهنوردان اروپایی در آن سال‌ها بود)

در سال ۱۹۳۳ در جریان چهارمین اکسپدیشن بریتانیا بر روی کوه اورست در ارتفاع ۸۴۶۰ متری کلنگ یخی پیدا شد که بعدا مشخص شد متعلق به اندرو اروین است.

کلنگ یخ اندرو اروین

در می ۱۹۹۱ یک سیلندر اکسیژن قدیمی در ارتفاع ۸۴۸۰ متری پیدا شد که آن هم مشخص شد متعلق به اندرو اروین است. این یعنی آن‌ها حداقل تا این ارتفاع صعود کرده‌اند.

سیلندر اکسیژن متعلق به اکسپدیشن ۱۹۲۴

در سال ۱۹۸۴ چندین عکس هوایی به جهت نقشه برداری از کوه اورست گرفته شد. در سال ۲۰۱۰ تام هولزل به همراه تیمی مشغول بررسی دقیق این عکس‌ها شد و در نهایت یک نقطه مشکوک در عکس‌ها شبیه به پیکر انسانی در لای یک شکاف دیده شد. در نهایت در سال ۲۰۱۹ تیمی به رهبری مارک سینوت(نویسنده کتاب قطب سوم) قصد عزیمت به آن نقطه را کرد اما در نهایت و با رسیدن به آن نقطه متوجه شدند که چیزی که در عکس‌ها نمایان شده توهم ناشی از خطای دید است.

نقطه قرمز محل شناسایی شده برای جسد اروین و نقطه آبی محل پیدا شدن تبر یخ او

نقطه ای که احتمال می‌رفت جسد اروین آن‌جا باشد

تام هولزل، مورخ آمریکایی در حال بررسی عکس‌های هوایی اورست

پیکر اندرو اروین هنوز جایی در کوه اورست مفقود است و شاید روزی پیدا شود و پرده از رازی بزرگ بردارد. آیا مالوری و اروین در یک قرن قبل به قله اورست صعود کرده اند؟

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

دوپینگ در کوهنوردی ایران و جهان


نویسنده و مترجم: مسعود فرح بخش

⁠کوهنورد نامدار جهان دنیس اروبکو در صفحه شخصی خود نسبت به اتفاقات اخیر کوهنوردی در زمستان k2 و حضور کپسول‌های اکسیژن در این کوه واکنش جالبی نشان داد:

⁣”استفاده از اکسیژن یک دوپینگ پرقدرت است، من از برخورد نوعی رابطه جامعه با دوپینگ بسیار ناراحتم. در صورت استفاده ورزشکاران بوکس، اسکی، دوچرخه، دو و… از دوپینگ جامعه از آنها ابراز انزجار می‌کند و ورزشکاران را تحقیر اما در کوهنوردی افرادی تازه‌کار که از دوپینگ استفاده می‌کنند از دید جامعه قهرمان می‌شوند، من از این جابجایی واژه‌ها تعجب می‌کنم.

بنابراین در کوهنوردی مدرن، من به کوهنوردانی که از اکسیژن استفاده می‌کنند-در صورتیکه صعودشان را دستاورد ورزشی قلمداد کنند- احترام نمی‌گذارم. در اولین اکسپدیشن‌های حماسی از ۱۰۰ سال تا ۴۰ سال قبل اکسیژن گزینه مهمی بود و من هیچ مخالفتی با آن ندارم، اما زمان تغییر می‌کند. ما تجربه بیشتری در علم آموزش، آمادگی روانی و پیش بینی شرایط داریم. دنبال کردن و حمایت از ورزشکاران واقعی که بدون دوپینگ ورزش می‌کنند و صعودهایی سطح بالا انجام می‌دهند بسیار مهم است”

 

لازم به ذکر است که اروبکو هیچ گاه در صعودهایش از اکسیژن استفاده نکرده است و دو تلاش زمستانی بر روی k2 انجام داده است که صعود او تا ارتفاع ۷۸۰۰ متری کوه k2 در زمستان بالاترین ارتفاعی است که تاکنون کسی در زمستان این کوه به آن رسیده است

اما دوپینگ در کوهنوردی حرفه‌ای ایران چگونه است؟

کوه‌های ایران آنقدر مرتفع نیستند که نیازی به استفاده از اکسیژن داشته باشند اما مدل ایرانیزه شده دوپینگ در کوهنوردی ایران را می‌توان به بارگذاری، ثابت گذاری و دپوی لوازم و تجهیزات در فصول دیگر و صعود در فصلی دیگر(زمستان) اشاره کرد. مدلی که در کوهنوردی روز دنیا انجام نمی‌شود. جدای از بار فنی صعودها و توان بدنی صعودها (که حقیقتا بعضی انرژی بسیار زیادی می‌طلبند) اما این نیز نوعی دوپینگ است. صعود شاخص(اگر قرار به دستاورد ورزشی باشد) باید بدون بارگذاری و ثابت گذاری و دپوی هر وسیله‌ای مربوط به آن صعود از قبل باشد و هرچه نیاز است باید در حین همان برنامه تهیه شود و جز این اگر باشد نوعی دوپینگ یا تقلب است.

این سبک صعودهای ما فقط تحمیل زباله به محیط کوهستان است و در تقریبا اکثر موارد هیچ موقع زباله از کوه خارج نمیشود و فقط اگر لوازم قیمتی که از قبل در کوه گذاشته شده است در فصول دیگر خارج می‌شود

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

صعود به اورست چقدر هزینه دارد؟


نویسنده:⁠ مسعود فرح بخش

بهار هر سال شروع فصل صعود به کوه های هشت هزاری هیمالیا است. در این بین نگاه عموم کوهنوردان به بام جهان، اورست است. تقریبا هر کوهنوردی رویای ایستادن بر بلندترین نقطه زمین را در سر دارد اما هر کوهنورد توان مالی رسیدن به این رویا را ندارد. صعود به اورست یکی از گرانترین ماجراجویی هایی است که هر شخصی می تواند در سر داشته باشد اما بهای پرداختن به این ماجراجویی چقدر است؟

هزینه ای که هر کوهنورد برای رسیدن به نوک کوه اورست باید پرداخت کند با توجه به نوع اکسپدیشن و نوع خدماتی که نیاز دارد متفاوت است.

برای مثال خدماتی مانند بیمه امداد بین ۴۰۰۰$ تا ۱۰۰۰۰$ متغیر است و این به کوهنورد بستگی دارد که خود را تا چه سقفی و تا چه نوع خدماتی(پرواز هلیکوپتر یا…) بیمه کند.

حتی این قیمت به اینکه کوهنورد با کپسول اکسیژن یا بدون کپسول اکسیژن صعود می کند نیز بستگی دارد. قیمت هر کپسول اکسیژن ۴۶۵$ است.

استفاده از راهنمایان نیز یکی از مهمترین خدماتی است که نرخ صعود را تا حد زیادی دچار تغییر می کند. راهنمایان مجرب غربی یا راهنمایان نپالی؛ واضح است که راهنمایان نپالی ارزان تر هستند چرا که راهنمایان غربی هزینه انتقال و اسکان آنها نیز بر عهده کوهنوردان است.

جبهه صعود نیز قیمت صعود به اورست را دستخوش تغییر می کند. جبهه شمالی تبت همواره کمی ارزان تر از جبهه جنوبی است. این ارزانی حتی در مجوز صعود نیز به چشم میخورد. مجوز صعود به اورست از جبهه جنوبی برای فصل بهار ۱۱۰۰۰$ برای هر کوهنورد است که این مبلغ در جبهه شمالی اکنون ۸۰۰۰$ است.

بنابراین با یک حساب و کتاب سرانگشتی می توان گفت هزینه صعود به اورست از رخ جنوبی با راهنمایان غربی و خدمات کامل حدود ۹۰۰۰۰$ است و این هزینه با راهنمایان نپالی تا ۳۵۰۰۰$ نیز می تواند پایین تر بیاید. در رخ شمالی این هزینه با راهنمایان غربی ۴۵۰۰۰$ تا ۶۰۰۰۰$ و با راهنمایان نپالی کمتر از ۳۰۰۰۰$ است. به این مبلغ مجوز صعود، بلیت رفت و برگشت از مبدا به نپال و برعکس، ویزا و تجهیزات کوهنوردی را اضافه کنید.

منبع adventurerealnative

 

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

بزرگ مانند یرزی کوکوچکا

نویسنده : مسعود فرح بخش

چرا مانند کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد؟ کوهنورد بزرگ دوران یرزی کوکوچکا با انجام صعود های شاخص در هیمالیا همواره مورد تحسین سایر کوهنوردان است. دومین فاتح همه کوه های هشت هزاری با انجام کارهای خارق العاده و نو در کوه های سر به فلک کشیده از خود میراث گرانبهایی را بر جای گذاشته است. زمستان، مسیرهای نو، کمبود امکانات و تجهیزات، فقر، فضای بسته سیاسی و اجتماعی کشورش لهستان در آن سالها و سایر دشواری های موجود جلودار او نبود. در وصف بزرگی او می توان بسیار سخن گفت اما شاید زمستان ۱۹۸۵ اوج نبوغ و مهارت او را بر همگان آشکار سازد. سی و سه سال قبل در زمستان ۱۹۸۵ او کاری را انجام داد که هیچ کوهنوردی حتی برای رسیدن به این مهم تلاش هم نکرد. یرزی کوکچکا در حد فاصل ۲۱ ژانویه ۱۹۸۵ تا ۱۵ فوریه همان سال یعنی در زمانی کمتر از یک ماه دو کوه داهولاگیری و چوآیو را در زمستان صعود کرد. صعود به دو کوه هشت هزاری در زمستان و کمتر از یک ماه یکی از کارهای دست نیافتنی تاریخ کوهنوردی است. داستان صعود دو کوه هشت هزاری در یک فصل همه اسطوره و حماسه های داستانی را به حقیقت تبدیل کرد و میراثی جاودان از این کوهنورد فقید همه دوران بر جای گذاشت. زمستان ۱۹۸۵ در هیمالیا به ما پاسخ خواهد داد که چرا مانند یرزی کوکوچکا در تاریخ کوهنوردی دنیا تکرار نشد.

عکس: یرزی کوکوچکا در اولین صعود زمستانی تاریخ کوه داهولاگیری در زمستان ۱۹۸۵

 

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

رینهولد مسنر، مردی که تکرار نمی شود

مترجم: مسعود فرح بخش
وقتی من و پیتر تصمیم گرفتیم در سال ۱۹۷۸ بدون استفاده از کپسول اکسیژن به اورست صعود کنیم، مردم به ما می گفتند اینکه کسی تا این حد با زندگی خود خطر کند غیر ممکن است. آن ها به ما گفتند که شما مغزتان را از دست داده اید. وقتی که در منطقه به گروه اکسپدیشن اتریشی ملحق شدیم آن ها گفتند امکان ندارد شما زنده برگردید. اما من می خواستم این غیر ممکن را ممکن کنم.

وقتی از جورج مالوری پرسیدند چرا به اورست می روی در پاسخ گفت: “برای آن که این کوه آنجاست”.
من فکر می کنم زمانی که ما از یک کوه پایین می آییم، نوعی تجربه ای خاص و قوی در ما شکل می گیرد. شما از مکانی غیرقابل سکونت و سخت با موفقیت باز می گردید و در این لحظه حسی خاص به انسان دست می دهد. حسی که گویی دوباره متولد شده است، این تجربه بسیار قدرتمند است و شما سعی می کنید که بارها آن را تکرار کنید و برای لمس مجدد آن، رنج های بسیاری را تحمل می کنید. در واقعی این نوعی اعتیاد است.

تا زمانی که من ۲۰ سالم بود همواره پدرم حامی من در کوهنوردی بود اما وقتی فهمید من چه فکرهایی در سر دارم سعی کرد که مرا منصرف کند. بعد از مرگ برادرم گونتر در نانگاپاربات، پدرم همیشه مرا سرزنش می کرد. زمانی که از قصد من برای صعود اورست بدون کپسول اکسیژن آگاه شد در حالیکه روی صندلی اش نشسته بود گفت: “تو دیوانه ای” و سعی کرد مرا منصرف کند اما برای این کار دیر شده بود و من تصمیمم را گرفته بودم. وقتی من با موفقیت از این سفر برگشتم به من گفت: “می دانستم از پس این کار بر می آیی”

بعد از این صعود موفق تنها یک چیز در ذهن من بود، فکری که دو سال تمام در مغزم پرورش دادم و اینک نوبت آن رسیده بود.
صعود به اورست بدون کپسول اکسیژن، انفرادی و در فصل بادهای موسمی و از جبهه شمال شرقی در تبت
این سخت ترین کاری بود که در کوهنوردی انجام دادم

در ۱۹۸۰ و در فصل بادهای موسمی به اورست رفتم. من در آنجا تنها بودم در واقع به معنی واقعی کلمه تنهای تنها بودم. در یکی از شب ها به درون شکافی عمیق سقوط کردم و دیگر تسلیم شده بودم. اما فقط تمام فکری که دو سال تمام در سرم بود مرا قادر به ادامه مسیر داد.

بخشی از مصاحبه رینهولد مسنر (اولین فاتح ۱۴ قله مرتفع زمین، اولین فاتح اورست بدون کپسول اکسیژن و اولین فاتح انفرادی اورست) با روزنامه گاردین

 

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

ارنست شَکِلتون؛ پیشگام در عصر اکتشاف جنوبگان

نویسنده: مسعود فرح بخش

حدود یک قرن پیش مردی چهل ساله از سرزمین بریتانیا تصمیم به انجام کاری بسیار بزرگ و عجیب گرفت که تا قبل از او در فکر کسی هم خطور نکرده بود. سِر ارنست شکلتون مردی بود که در عصر اکتشاف قطبی در قطب جنوب برای رسیدن به جنوبگان تلاش کرد اما سرانجام رقابت را به روآل آموندسن نروژی باخت و نتوانست به عنوان اولین گروه به جنوبی ترین نقطه زمین برسد. شکلتون اما تصمیم به انجام یک ماجراجویی بزرگ گرفت، هدف او این بود: عبورکامل از قاره جنوبگان گرفت، کاری بزرگ و غیر قابل تصور در آن زمان، ورود از یک سمت قاره و خروج از سمت دیگر…

شکلتون چندماه در پی تدارک سفر و جذب نیروی انسانی و تامین هزینه های سفر شد. در سال ۱۹۱۴ شکلتون برای جذب نیروهای زبده یک آگهی در روزنامه به چاپ رساند که بعدها به یکی از معروف ترین آگهی های جذب نیروی کار در دنیا تبدیل شد:

یکی از معروف ترین آگهی های استخدام در طول تاریخ

“به مردانی نیاز است برای سفری مخاطره آمیز، مزد ناچیز، سرمای جانسوز، ماه های طولانی در ظلمات مطلق، خطرات دائمی. تردید در بازگشت، افتخار و قدردانی در صورت موفقیت “ارنست شکلتون”

۲۷ نفر خدمه با یک کشتی به اسم endurance یا پایداری بریتانیا را در ۱۹۱۴ درست در زمان اوایل جنگ جهانی اول به سمت جنوبگان ترک کرد. در ژانویه ۱۹۱۵ درست در جایی که کشتی آنها فقط ۱۶۰ کیلومتر تا رسیدن به لبه ی قاره جنوبگان فاصله داشت در توده یخ های شناور گیر می کند. آنها چند روز تلاش می کنند تا کشتی را از توده های یخ رها کنند اما موفق نمی شوند. سرانجام شکلتون تصمیم می گیرد باید ۷ ماه منتظر بمانند تا بهار برسد و با آب شدن یخ ها کشتی آنها نیز رها شود. آنها چند ماه در سرزمین یخ های جنوبی با کارهای ساده و ابتدایی سر می کنند مثل نواختن موسیقی، بازی با سگ ها یا بازی فوتبال بر روی یخ ها و… تا زمان بگذرد. در اواخر اکتبر ۱۹۱۵ فشار لایه های یخ که روی آب شناور بودند باعث می شود که دیواره کشتی در هم بشکند و آب کم کم وارد کشتی پایداری می شود. در ۲۱ نوامبر ۱۹۱۵ کشتی پایداری به طور کامل غرق می شود. قبل از غرق شدن گروه تجهیزات ضروری را از کشتی خارج می کند مانند قایق های نجات و سایر لوازم ضروری. آنها هیچ ارتباطی با دوردست ها نداشتند و تنها یک راه نجات برای آنها باقی مانده بود و آن حمل لوازم ضروری و قایق ها تا رسیدن به آب بود.

اعضای تیم شکلتون در جنوبگان

اعضای تیم شکلتون در جنوبگان

صفحه یخی که کشتی در آن گیر کرده بود در طی این مدت در حال چرخش بود و بعد از چندماه آنها از قاره جنوبگان دورتر شده بودند و به آبهای شمالی نزدیک تر. گروه فقط تجهیزات ضروری مانند کیسه خواب و پتو و مقداری غذا و قایق ها را آماده سفر می کند و بعد از چند هفته حمل این لوازم سرانجام آنها به جایی می رسند که امکان به آب انداختن قایق ها وجود داشت. در آوریل ۱۹۱۶ گروه شکلتون توانستند با سه قایق چوبی ۸ متری خود را به نزدیک ترین خشکی یعنی جزیره اِلِفنت برسانند اما این جزیره خشک و یخ زده کاملا خالی از سکنه بود و در مسیر هیچ ناوگان دریایی قرار نداشت. آنها باید تصمیمی جسورانه می گرفتند. شکلتون به همراه پنج نفر از افراد زبده گروه سوار بر یکی از قایق ها می شوند. برنامه این بود که گروه ۶ نفره به جزیره جورجیای جنوبی یعنی جایی که یک کمپ از شکارچیان نهنگ در آن قرار داشت برسند و سپس برای نجات سایر افراد که در جزیره الفنت بودند به آنها ملحق شوند. گروه ۶ نفره نجات در طی حدود دو هفته ۱۲۰۰ کیلومتر را با یک قایق چوبی بادبانی طی می کنند تا به جزیره جورجیای جنوبی برسند. این یکی از بزرگترین سفرهای دریایی تاریخ بشر بود که با یک قایق چوبی بادبانی انجام شد. طوفان و باد قایق آنها را به جایی از جزیره رساند که خالی از سکنه بود و ایستگاه شکارچیان درست در سمت دیگر جزیره قرار داشت. بنابراین آنها برای نجات باید باز هم تلاش می کردند. شکلتون به همراه دو نفر از خدمه طی ۳۶ ساعت کوهنوردی به وقفه از کوه ها و یخچال های بزرگ و بی نام جورجیای جنوبی عبور می کنند تا به سمت دیگر جزیره برسند و این گروه ۶ نفره نجات پیدا می کند. شکلتون برای نجات سایر اعضای گروهش در طی ۴ ماه سه بار برای رسیدن به جزیره الفنت تلاش می کند اما توده های یخ اجازه نزدیکی به جزیره الفنت را نمی دهد. سرانجام بعد از مکاتبات، دولت شیلی یک کشتی به گروه شکلتون قرض می دهد و چهار ماه بعد از تاریخی که گروه برای رسیدن نجات مقرر کرده بود، تیم شکلتون به جزیره الفنت می رسد و متوجه می شود که تمامی نفرات سالم هستند. نجات گروه شکلتون یکی از بزرگترین، طولانی ترین و عجیب ترین داستان های نجات و بقا در تاریخ است. این سومین تلاش شکلتون برای رسیدن به جنوبگان بود که باز هم مانند دو تلاش قبلی برای رسیدن به جنوبگان ناموفق بود. شکلتون یک بار دیگر در ۱۹۲۲ در ۴۸ سالگی تصمیم به سفر به جنوبگان می گیرد. بعد از رسیدن به جزیره جورجیای جنوبی اما ارنست شکلتون در اثر ایست قلبی فوت می کند و جسدش در خاک یخ زده جزیره در نزدیک ترین نقطه به جنوبگان برای همیشه آرام می گیرد.

منبع: ویکیپدیا، مستند endurance

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”

هفت توالتی که باید تجربه کنید

نویسنده: مسعود فرح بخش

وقتی شما اهل طبیعت گردی و ماجراجویی باشید استراحت در یک هتل لوکس و با امکانات احتمالا انتخاب شما نیست، معمولا ماجراجوها ترجیح می دهند شب را در نقاط خاصی بگذرانند و در این بین استفاده از توالت می تواند برای اشخاص حائز اهمیت باشد. در سرتاسر دنیا میلیون ها توالت وجود دارد اما فقط تعداد انگشت شماری از این توالت ها برای افراد اهل سفر و ماجراجویی می تواند جذاب باشد و به یک جاذبه تبدیل شود! در زیر ۷ توالت در سرتاسر جهان را معرفی خواهیم که احتمالا تجربه کردن آنها برای همیشه در خاطرتان خواهد ماند

توالت سگانتینی در آلپ سوئیس

۱- کوه های سوئیس همواره مناظر باشکوه کوهستان را به چشم ما نشان می دهند. نقاش معروف جیوانی سگانتینی فردی بود که در این کوه ها ساعت ها وقت صرف نقاشی از مناظر می کرد. کوه موتاس موراگل آخرین نقطه ای بود که سگانتینی در آن نقاشی کرد و بعدها به افتخارش یک توالت و البته کمی بالاتر یک جانپناه به نامش ساخته شد. این توالت یک نمای خیره کننده از کوه های اطراف را به ما می دهد

از معدود توالت های قطب جنوب

۲- در تمام قاره جنوبگان شاید به اندازه انگشتان دست، توالت موجود نباشد اما این یکی بسیار خاص است، یک توالت در فضای باز در قطب جنوب جایی که میانگین دما در تابستان گرم تر از ۳۰ درجه زیر صفر نمی شود. احتمالا تجربه استفاده از این توالت را هیچ وقت فراموش نخواهید کرد. البته توصیه می کنیم که لباس گرم تری بپوشید

توالت و دوش آبگرم در ن دیکی آتشفشان کرافلا در ایسلند

۳- در کشور ایسلند و در نزدیکی آتشفشان کرافلا یک دوش و یک توالت در کنار هم و در فضای باز قرار دارد. بعد از توالت در این نقطه و در کنار آتشفشان فعال کرافلا شما می تواند از طریق یک دوش با آب گرم طبیعی حمام کنید!

توالت ایستگاه هواشناسی کوه آلتای سیبری یکی از ترسناک ترین توالت های دنیا

۴- در یک ایستگاه هواشناسی در کوه هایی آلتایی سیبری یکی از ترسناک ترین توالت های دنیا قرار دارد، اگر ترس از ارتفاع دارید هرگز این توالت را توصیه نمی کنیم چرا که توالت در لبه یک پرتگاه واقع شده و فقط توسط چند سنگ ثابت شده است. اگر جرات استفاده از این توالت را داشتید حتما برای همیشه در خاطرتان خواهد ماند.

توالت واقع در کوه های کاسکید واشنگتن آمریکا شاید زیباترین نما برای توالت را دارا باشد

۵- در کوه های کاسکید واشنگتن یکی از زیباترین نماها برای یک توالت در اختیار شماست. با اینکه در این نقطه شما هیچ حریم خصوصی ندارید اما در ۳۶۰ درجه اطرافتان چندین کوه و رود و آبشار و انواع گیاهان را می توانید ببینید. شاید در این توالت بتوانید ساعت ها وقت صرف کنید

۶- توالت توندرا در اطراف روستای اویمیاکون سیبری نیز بسیار خاص است. اویمیاکون سردترین نقطه مسکونی جهان است و این توالت در اطراف روستا به یک جاذبه تبدیل شده است. به علت سرمای زیاد هیچ آبی موجود نیست و به علت یخ زدگی زمین امکان کندن آن وجود ندارد اما قطعا تجربه استفاده از این توالت در سردترین نقطه مسکونی جهان برای همیشه در خاطرتان خواهد ماند

A

۷- کوهنوردان ماهری که به دومین کوه بلند نیوزلند صعود می کنند می توانند در صورت نیاز از این توالت در لبه پرتگاه استفاده کنند. البته افرادی که به این توالت می رسند احتمالا ترس از ارتفاع ندارند اما باید بدانید که زیر پای آنها چندصد متر پرتگاه است

منبع: redbull.com

“استفاده از مطلب فوق فقط با ذکر نام و لینک وبسایت لام ایران مجاز است”

سفر به سه قطب زمین

نویسنده: مسعود فرح بخش
سه قطب زمین عبارتند از جنوبی ترین نقطه زمین در قطب جنوب، شمال ترین نقطه زمین در قطب شمال و مرتفع ترین نقطه زمین در نوک کوه اورست
سفر به این سه نقطه یکی از کارهای چالش انگیز برای ماجراجویان است، سر ادموند هیلاری اولین کسی بود که توانست به این سه نقطه سفر کند البته او بر فراز قطب شمال فقط پرواز کرد.
در ۶ آپریل ۱۹۸۵ عده ای از ماجراجویان بزرگ دنیا در سفر اکتشافی از فراز قطب شمال پرواز کردند. در این سفر استیو فاست اولین فردی که با بالن به دور دنیا سفر کرد، پاتریک مارو اولین فردی که هفت قله مرتفع هفت قاره سفر کرد، سر ادموند هیلاری اولین کسی که به قله اورست صعود کرد، پیتر هیلاری فرزند سر ادموند هیلاری و نیل آرمسترانگ اولین انسانی که بر روی کره ماه قدم گذاشت همراه بودند. شاید هیچ زمانی در طول تاریخ بشر این تعداد انسان ماجراجو در یک لحظه در یک نقطه جمع نشده باشند
عکس بالا بعد از پرواز از روی مدار ۹۰ درجه شمالی گرفته شده
به ترتیب از چپ: پیتر هیلاری، ادموند هیلاری، مایک دان(مدیر پروژه) و نیل آرمسترانگ

 

“استفاده از این مطلب فقط با ذکر نام و لینک وبسایت بام ایران مجاز است”